2 394
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1630 days
Posts Archive
Repost from خاطرات و روزنوشت ها
آقای پزشکیان! خواستار موضعگیری روشن شما دربارۀ تعلیق و دیگر اتهامهای ناروا علیه محسن رنانی هستیم
جمعی از دانشگاهیان و مردمان این سرزمین٭
جناب آقای پزشکیان
ریاست محترم جمهوری
آزادی و جمهوری دو آرمان اساسی در وعدههای نظام حاضر از سال ۱۳۵۷ تاکنون بوده است. دولتمردان در این چهار دهه همواره بر تحقق و صیانت از آزادی تأکید کردهاند. بهویژه پس از آنچه در چهار سال اخیر بر ایران گذشت، جنابعالی نیز در ترغیب مردم به آشتی با انتخابات و اعتماد به شما، بار دیگر بر تضمین آزادی بیان تأکید کردید.
اما متأسفانه در چند روز اخیر شاهد تضییع حق آزادیِ بیان جناب دکتر محسن رنانی بودهایم که یکی از برجستهترین اقتصاددانان و در عین حال سرمایههای اجتماعی ایران هستند و همواره دغدغۀ مانایی و آبادانی این مرز و بوم را داشتهاند.
حتماً میدانید اقدام قضایی علیه ایشان به استناد نوشتههایی که در سالهای پیش منتشر کردهاند و دستور قضایی برای حذف مقالات ایشان از سایت، که سپس منجر به تعلیق سایت و کانال ایشان شده است، خلاف وعدههای شما و نیز نفی صریح حق آزادی بیان است.
در این نامه از جنابعالی در مقام مسئول اجرای قانون اساسی و مفاد مصرح آن در تضمین آزادی بیان و حقوق اساسی ملت، خواستار موضعگیری روشن شما دربارۀ این تعلیق و دیگر اتهامهای ناروایی هستیم که به کار فکری دکتر محسن رنانی زده شده است.
همچنین عطف به سوگند ریاستجمهوریتان، تعریف سازوکارهایی برای توقف این رویه را - بدون فوت وقت - خواستاریم، به امید اینکه ایشان، سایر اندیشمندان و نیز تمامی شهروندان این مرز و بوم، زینپس بدون ترس از بازداشت و توبیخ، طعم شیرین «آزادی پس از بیان» را عمیقاً تجربه کنند.
با احترام؛ .
٭امضاکنندگان:
ناصر فکوهی، پرویز پیران، بایزید مردوخی، نعمت الله فاضلی، محمد فاضلی، علی سعدوندی، احسان شریعتی، یاسر عرب، محمد درویش، ابوالفضل دلاوری، احمد خرم، یعقوب اندایش، علی چشمی، محمد طاهری، مسیحا رضاقلی (والا)، تقی ابراهیمی سالاری، مانی کلانی، مرتضی درخشان، عباد تیموری، الهام فخرایی، امیرمسعود شهرام نیا، علی برجیان، نریمان محمدی، انوش اردوان، امیرحسین پوره، مهنوش مانی، وجیهه جلائیان، مهری شاهزیدی، داود نجفی، رضا مجیدزاده، زهره رضاپور، محمود اولاد، سیروس امیدوار، سهراب دلانگیزان، زهرا منتظری، اصلان قودجانی، علی صحرائیان، لیلا صادقیتبار، فرحناز عطاریان، مینا اعتضادی، فرزاد کلاته، سید نوید کلهرودی، معصومه اشتیاقی، محدثه جزائی، رسول رییس جعفری، میثم موحدفرد، علی اصلان شهلا، امین عسکری، حسن پورعلی، حمیدرضا قاسمی، مسعود کسرائینژاد، اسماعیل صفرزاده، حسین طالقانی، رضا کاشف، علیرضا طاهریون، رضا میرزاابراهیمی، میکائیل عظیمی، محمد اسمعیل مطلق، کیانوش جهانمردی، زينب مرتضوي فر، محمدرضا لطفعلی پور، محمدطاهر احمدی شادمهری، مقصود فراستخواه، نادر مهرگان، محمد بحرینیان، هادی خانیکی
اگر مایلید از این بیانیه حمایت کنید نام و نام خانوادگی تان را به @EMRSFA اعلام کنید تا به فهرست امضاها اضافه شود.
سپاس از همراهی تان
Repost from چشمانداز ایران
🔴 تسلیت بیش از ۸۰۰ نفر از شخصیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به مناسبت درگذشت دکتر رضا رئیسطوسی
▪️بهنام هستیبخش
🔸دکتر رضا رئیسطوسی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ، از تبار نواندیشان دینی و نسل اول مجاهدین، یار و همراه شریعتی ها و سحابی ها و از فعالان ملی مذهبی در چهاردهم دی ماه با جهانهستی وداع گفت و به دیار باقی شتافت .
▪️او کنشگری در عرصه سیاست و علم را با اخلاق گره زد و برای دانشجویان و همرزمان خویش اسوه ای از صبر و متانت و فروتنی بود. بی ادعا علم و تجربهی خود را در طبق اخلاص گذاشت و در آخرین سالهای واپسین عمر،در سکوت به رواج اندیشه پرداخت . رفتن چنین دوستی سخت وجبران ناپذیر است .
🔸این ضایعه را به همسر محترم شان خانم زارع و فرزندان عزیزش سارا و علی رئیسطوسی و یاران و دانشجویان این بزرگ مرد تسلیت می گوییم و از خداوند، رحمت و آرامش برای دوست بزرگوارمان طلب می کنیم.
🔹مراسم یاد بود دکتر رضا رئیس طوسی:
▫️زمان : روز پنجشنبه مورخ ۲۰ دی ماه ۱۴۰۳ از ساعت ۱۶-۱۴
▪️مکان : مسجد و کانون توحید،خیابان آزادی،خیابان رودکی شمالی(شهدای منا)، خیابان پرچم، پلاک ۷۰
@cheshmandaz_iran
متن و اسامی امضاکنندگان:
https://B2n.ir/f55661
🔷🔸«انقلاب درونی یا دادوستد قدرتهای بیرونی؟
(درس دیگر «إسقاط نظام» إسقاطی در سوریه)»
🖋احسان شریعتی
تسلیم شدن سریع رژیم اسد و فرار ناگهانی نامبرده و رفتار منافقانهی قدرتهای کوچکوبزرگِ همسایه و غیرهمسایه، جملگی بهروشنی نشان از یک معامله و ساختوپاختِ چندجانبه دارند (البته با حذفِ ایران).
پیشتر نوشته بودیم: «این که قدرتهای بزرگ(به مثابهی شرطِ بیرونی)، به چه میزان در میدان نقشِ تعیینکننده بازی کنند، بستگی دارد به قابلیتِ مبنایِ درونی.» بلافاصله باید افزود که ارائهی عکسِ فرمول نیز صادق است: تضادِ درونی بدونِ شرایطِ مناسبِ بیرونی، شرط لازم اما نه کافیِ تغییروتحولِ وضعِ موجود و نظمِ حاکم است. معمولا تمایل داریم یک سویه، یا درون و یا برون را بنگریم و جنبهی دیگر معادله را نادیده انگاریم.
اکثریتِ ملتها از استبدادِ داخلی و مداخلهی خارجی خسته و ناراضی اند؛ و اگر دیکتاتوری نظامی-پلیسی «غیردینی»(و بهاصطلاح رایج، سکولار یا لائیک) باشد، مردم واکنشی مذهبی از خود نشان میدهند و اگر دینی یا ایدئولوژیک باشد بهعکس، اعلام برائت و «بیزاری از دین و آئین شما» میکنند.
این نارضایتی و بحرانِ مشروعیت که بهمیزانِ آگاهی درونی از ناهنجاریها تشدید میشود، اما، بهتنهایی برای تغییروتحولِ اساسی کافی نیست؛ و با پشتیبانی قدرتهای خارجی، گاه تقویت و گاه تحریف(انحرافِ هدایت) میشود. یک موردِ فجیع و آشکار، از میانِ نمونههای بسیار، «انقلاب» لیبی بود که از چالهی یک دیکتاتوری مرفه و مضحک، به یُمن مداخلهی «خیرخواهانه و پیشگیرانه»ی فرانسه و آمریکا، به چاه «ویلِ» تجزیه و تفرقه، جنگِ داخلی و نیابتیِ خارجی، توسطِ آدمخواران اجارهای شبهمذهبی و شبهقومی، درغلتید و دیگر بار انقلاب به ارتجاع «قلب» و تقلب شد!
قدرتهای مداخلهگر غربی و شرقی هم از آن پس نسبت به عواقب اقدامِ خود سکوت پیشه کردند و در غیابِ خبریِ مطلق پیرامون سرنوشتِ کنونیِ مردم و منطقه، مهم برایشان فقط این بود که مجاری نفت و گاز گشوده باشند و در امنیت بمانند!
مارکس زمانی در شاهکار خود «هجدهم برومر لویی بناپارت» مینوشت:
«انسانها خود سازندگانِ تاریخِ خویشاند، اما نه بهدلخواه و در شرایطی که خود انتخاب کرده باشند، بلکه در شرایطی که مستقیما از گذشته برایشان به ارث رسیده و عرضهشده است. سنّتِ تمامِ نسلهایِ مُرده همچون وزنی بس سنگین بر مغزِ زندگان بار میشود. و حتی آنگاه که گویی دلمشغولِ دگرگونسازیِ خویش و امور عالم هستند و آفریدنِ چیزی کاملا نو، درست در همین دورانهایِ بحرانِ انقلابی است که با ترسولزر ارواحِ گذشتگان را احضار میکنند، نامهایشان، شعارهایشان، جامههایشان را بهعاریت میگیرند تا با این آرایش محترمانه و با این زبانِ عاریتی بر صحنهی نوینِ تاریخ ظاهر شوند.»
در سوریهی امروز و پیروز نیز کم نیستند ارواح معاویهها و یزیدها،..و شمر بن ذیالجوشنهایی که بیدار و احضار شدهاند تا به بهانهی انتقام از علویهای بیدین، با احیای نواُمویگری، بهجانِ اقلیتهای مذهبی و قومی دیگر بیافتند و این بار جشن «علیکشون» بگیرند و حمامِ خون راه بیاندازند.
بر فرازِ این معرکهی برادرکشی «هفتادودو فرقه»ی «ملل و نحل»، از نومقدونی و نوساسانی گرفته، تا نوصفوی و نوعثمانی و اکنون «نواُمَوی»، ..، هواپیماها و تانکهای نوصهیونی است که بیوقفه و بیرحمانه بهسوی ما در شرق به پیش میتازند و بر سر راه خود همهٔ سرزمینها و ارتشهای بالقوه متخاصم را یکی پس از دیگری شخم میزنند و به ریش همه، از کسری و قیصر تا سلطان و خلیفه، میخندند!
و این خطر بر سر راه انقلابهای «زودرس»، درسی دیگر نه به حاکمان که به محکومان میدهد که نحوهی تغییروتحولخواهی و شیوهی بدیل و جانشینسازی برای تضمینِ نیل به توسعه، عدالت و آزادی، مهمتر است از «پیروزی»های فوری به هر قیمت: از مداخلهی خارجی و خدمت و خودفروشی به قدرتهای رقیب و متخاصم گرفته تا بهکارگیریِ «نقدِ سلاح» و جنگافروزی و استفاده از زبانِ کینه و نفرت و قهر و خشونت، برای حلِ تضادهای داخلی.
مردمسالاری شورایی و جبههای ملی و مردمی در میهن و منطقهی ما، پیش از پیروزی بر بالا، از پایین و به تدریج، از «همینجا و هماکنون»، در میان مردمِ میهن و منطقه، از هر تبار و مرام، شروع و گام به گام ساخته و آزموده میشود.
***
#معامله_قرن
#نو_اموی
#إسقاط_نظام
#پیروزی_زودرس
#احسان_شریعتی
✅ @Dr_ehsanshariati
❇️بیانیه بیش از ۲۴۰ نفر از فعالان اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی
@iranfardamag
بهنام هستیبخش
🔴زنان ایران تاب تحمل تحقیرها و تبعیضها را ندارند!
🔹حکایت غریبی است؛
🔸حکومت ایران در طول حیات چهلوششسالهٔ خویش شاهد سرنوشت چند رژیم استبدادی بوده که برای حفظ قدرت به هر قیمت به مردم خویش ستم میکردهاند امّا گویی هنوز عبرت لازم را نیاموخته و حتّی سقوط ناگهانی رژیم سوریه نیز که زمانی از سرمایههای جانی و مالی ایران تغذیه میکرده، تلنگری به غفلت حکمرانان ما نزدهاست.
🔹عجب است که در موقعیت بحرانی کشور و منطقه، رشد جمعیت ۳۰ درصدی زیر خط فقر در سایهٔ تحریمهای سخت، دور باطل تورمزایی و ناترازیهای اقتصادی، اُفت ارزش ریال در ردهٔ ضعیفترین پولهای جهان، سیل مهاجرت جوانان و متخصصان در چند سال اخیر، فسادهای افسارگسیختهٔ کاسبان تحریم، از جمله ۳۰ میلیارد دلار از نحوهٔ تخصیص ارز، آمار حدود یک میلیون کودک بازمانده از تحصیل، کسری بودجه ۵۰۰ هزار میلیارد تومانی در منابع و مخارج دولتی، نا امنی مرزها، ادامهٔ اعتراضهای صنفی و معیشتی معلمان و کارگران، نارضایتی روزافزون ملت از ناامنیهای اجتماعی-معیشتی، آلودگی هوا و محیطزیست، شکستهای دیپلماتیک پیاپی درسیاستهای منفی منطقهای، از دست دادن بسیارانی از متحدان «محور مقاومت»، تهدیدِ نسلکشان قرن در غزه با شعار «تغییر مرزهای خاورمیانه» و در نتیجه کسری مشروعیّت نزد اکثریت ملت و دهها معضل ومصیبت دیگر، همچنان مهمترین مسالهٔ اجتماعی ما «حجاب و عفاف» بانوان مطرح میشود و اینک در غوغای بحرانها، تصویب قانون موسوم به حجاب و عفاف توسط نمایندگانِ انتخابشده با حداقل رأی مردم (۳۰ درصد در کشور و ۱۵ درصد در استان تهران)، در برابر اکثریت ملّتی که هنوز داغ مهساها را فراموش نکرده، عَلَم میشود.
🔸این میزان از پافشاری و اصرار از چند حال خارج نیست: یا مقصود انحراف افکار عمومی جامعه از بحرانهای جاری است، یا طرح و توطئهٔ کودتایی درونحکومتی برای شکست قوهٔ مجریه، یا باور به اجرای «شرع» (بهجای دین) بهسبک طالبان، و یا احساس نیاز به گسترش دامنهٔ سرکوب در برابر خطر فروپاشی.
🔹انگیزه و نیّت هرچه باشد، جملگی با روان جامعه و بویژه نسل جوانِ جویای آزادی و زیستی در شأن و کرامت انسان، بیگانه است. امروز فقط جامعه زنان نیستند که تاب تحمل تحقیرها و تبعیضها را ندارند بل که اکثریت آحاد جامعه دیگر جور و اجحاف را تاب نمیآورند؛ و مباد بیش از این هزینه برای ملّتی که همواره بهشکلهای گوناگون و بهشیوهٔ خشونتپرهیز، لب به اعتراض گشوده است.
🔸از اینرو، با آگاهی از همهٔ بحرانهایی که آسایش و آزادی میهن ما را تهدید میکند و نگران سرنوشت نسلهایی که حق برخورداری از حیات سالم و آزاد و عادلانه را دارند، هرگونه حکم و اقدامی را که بر وخامت شرایط بحرانی و ناامنی میافزاید، محکوم و منجر به شکست میدانیم و به نتیجهٔ عکس دادن آن یقین داریم و خواستار الغای فوری این "روند قانونی-سازی مخل امنیت و عدالت"، بویژه نسبت به ساحت شریف شیرزنان ایرانزمین هستیم.
🔻لیست اسامی:
مسعود آقايى, رضا آقاخانی , محمدصادق آخوندی, مهشید آذرفر, محمدرضا آهني, زهرا آقاخانی , مژگان اورند, سپیده ابطحی, شهروز احمدی, محمدرضا احمدی, پیمان احمدی, کمال اسعدی, محمدرضا افخمیتابان, سیدعبدالمجید الهامی , مرتضی الویری, زهره امانی, الهه امیرانتظام, سیروس امیریزنگنه, رضا امینی, کاکحسن امینی, کیمیا انصاری, هوشیار انصاریفر, سعیده ایزدی, حامد آئینهوند, مصطفی بادکوبهایهزاوهای, هاشم باروتی , محسن باقریچناری, آرزو باهر, مجتبى بديعى, افسانه برزویی, فرشته بقایی , جلیل بهرامینیا, هلن بهشتی , امیر بهمنی, الهه بیابانی, بهنام بیات , فاطمه بیگدلیآذری , عاطفه پهلوان, عباس پوراظهری , پارسا پورغفارمغفرتي, محمدرضا تحویلداری , عزتالله تقواييان, علی تکفلاح, مصطفی تنها , مجید تولّایی , درخشنده تیموریان, حسین ثاقب, روزبه جامهشورانی, حسین جزایری , جلال جلالیزاده, محمّد جمادی, همایون جنتی, جعفر جودکی, امین چالاکی , سیاوش حاتم, اميرحسين حاجبيان, ناصر حاجیانمطلق, حسین حدادنژاد, طیبه حسنلو, حبیب حسننژاد, سیّدخلیل حسینی , میرسلیمان حسینیمقدم, رضا حضرتی, تقی حقبین, علی حکمت, عبدالکریم حکیمی , محمد حیدرزاده, علیرضا خاشعیپور, حوری خانپور, شبنم خانمصدق, نگار خدادادی, امیر خرّم, شیرین خسرو شاهی , محمّدحسین خوربک, ابراهیم خوشسیرت, بهرام خیری, اکبر دانش سرارودی, ناصر دانشفر, محمود دردکشان.....
🔺متن و اسامی کامل:
https://cutt.ly/geVONNjE
#ایران_فردا
#بیانیهی_حجاب
#نه_به_حجاب_اجباری
https://t.me/iranfardamag
🔷🔸"آلودهترین شهر جهان؟
(مرگ بر آلوده سازان! زنده باد تعطیلات!)"
🖋احسان شریعتی
کسب مقام اول جهان در «اختناق»، ناشی از آلودگی هوا، توسط تهران، «شهری برای همه»(و هیچکس)، و پیش افتادنش از کلکته، ما را بهیاد فرمولی انداخت که روزی در هند از یک هندی در توصیف شهرش شنیدیم: «جمعیت، آلودگی، فساد»(PPC : Population/Pollution/Corruption). خوشبختانه ما چنان جمعیتی نداریم و در مقام فساد هم نمیدانیم کدام برتریم، اما قدر مسلم اینست که در آلودگی هوا، «هنر نزد ایرانیان است و بس»! بر این آلودگی هوایی «آلودگی صوتی» زمینی را نیز باید افزود: بهویژه هنگامی که بهجای ارائهٔ راهِ حلِ عملیِ مسئله و برونرفت از بحران، برایش «همایش» میگذاریم و پیرامونش «فرمایش»های علمی-قابل انتشار در مجلاتISI - میفرماییم و، به تعبیر فیلسوفمان مرحوم فردید، «درایش» میورزیم (که البته از شنیدن داد و فغان «ضایعاتی خریداریم»، از کله سحر تا بوق سگ، شیرینتر است)!
این که به زبان «طنز» روی میآوریم از آنروست که مسئولانِ ما زبانِ جد را زیاد جدی و به بازی نمیگیرند و نیز «حسب دستور» مقام محترم دادستان انقلاب، دلسرد کردن مردم، در این روزها و منبعد «جرم» هم محسوب میشود. لذا، برای آرامش و دلشاد کردن مردم در این دنیا و در جسم هم اگر نشد، برای آمرزشِ روان در آن دنیا و در آخرت، بیاییم زبان خشونت و عصبانیت را کنار بگذاریم و به زبان بیزبانی که فرحبخش و انبساطآور است علیه «شخصِ ناشناس» طرحِ دعوی کنیم. ناشناس از آنرو که در کشور ما مسئولان، به دلیل گستردهتر بودن اطلاعات و آمارشان، بیش از منتقدان شاکی و در «اپوزیسون» هستند!
دیروز معاون وزارت بهداشت اعلام کردند که «سالانه ۷۰۰۰ تهرانی بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند». آخر، صهیونیسمِ نسلکش و امپریالیسم جهانخوار و استبداد و ارتجاع منطقه، جملگی و دستدردست هم توانستهاند هر سال این قدر از تهرانیها قربانی بگیرند؟!
بگذریم! بهجایِ پرگویی ببینیم راهِ حلِ عملی و برونرفتِ جدی از بحران و بُنبستِ «انسداد» و «اختناق»(نه سیاسی که آلودگیِ هوایی و زمینی و آبی و آتشی-برقی) کدام است؟
در یک کلام، «تنها رهِ رهایی»، نه «اصلاح» است و نه «انقلاب»، بلکه همین است که «دولت» و «نظام» (پس از رسیدن به «وفاقِ میلی») یافته اند: اعلامِ تعطیلِ عمومی و برونرفت از خودِ شهر!
زیرا، «ما آزمودهایم در این شهر بختِ خویش، بیرون کشید باید از این وَرطه رَختِ خویش»!
زیرا، ما فرزندان مادرِ طبیعت و «از سلالهی درختانیم، تنفس هوای مانده ملولمان میکند»!
نه تنها مردم باید از این شهر (در) بروند که به طریق اولی، اگر خود دولت هم از پایتخت برود میشود «نور علی نور»! (أصلا مگر زمانِ «سلطنت» است که «پایِ تخت» داشته باشیم؟)
خلاصه، اگر همه دست از این کارهای بیثمر سابقشان بشویند و «تعطیل» عمومی اعلام شود، خواهیم دید که مشکلات دیگر(حتی اقتصادی و اجتماعی، و به طریق اولی،فرهنگی، حقوقی و سیاسی)، هم حتما حل و قطعا فصل خواهند شد. چگونه؟ در یادداشتهای بعدی توضیح خواهیم داد. فعلا فقط به نتیجهٔ این اقدام انقلابی، اعلام تعطیل عمومی، کار داریم:
در تعطیلات، خواهیم دید که چگونه انسداد راهها تبدیل به گشایش میشود، و فضای اختناق بدل به تنفس هوای پاک، و دادوستد اقتصادی به امکان جابجایی، و ..، با بازگشتِ بانوان به منازل، «بزرگترین» معضل حقوقی-قانونی و اخلاقی-اجتماعی ما («حجاب و عفاف») هم بهشکل مسالمتآمیز حل میشود و اما باز هم مهمتر، با رفتن دولتمردان از شهر، مردم مشکلاتشان را بینِ هم (مثل زمان ترافیک بدون پلیس سر چهارراهها)، بهتر حل میکنند و در نتیجهٔ اینهمه، سرانجام، دهانِ منتقدان هم، اعم از «برانداز» و «ورانداز»، بسته میشود و بهانهٔ وجودِ «استبداد» (دینی و سیاسی) بلاموضوع!
پس، زندهباد تعطیلات!
مرگ بر آلوده سازی آب و هوا و خاک و آتش!
***
#آلودگی_هوا
#اختناق
#احسان_شریعتی
✅ @Dr_ehsanshariati
🔷🔸"علیه انحصار"
🖋احسان شریعتی
💢۲۰ آذر، روز جهانی حقوق بشر [ 10 December ]
فکر مبارزه ی منظم و نهادینه در دفاع از حقوق بشر در سالهای آخر نظام گذشته از پی نامه ی سرگشاده ی دکتر علی اصغر حاج سیدجوادی به شاه (۱۳۵۴/۱۹۷۶)، در اعتراض به فساد دولتی و نقض مستمر حقوق و آزادی های انسانی و مدنی (و به ویژه فعالیت فرهنگی روشنفکران)، قوت گرفت و به تاسیس "جمعیت دفاع از حقوق بشر و پیشبرد آن در ایران" انجامید(۱۳۵۶/۱۹۷۷). بنابراین، فراخوان به کنشگری سامان یافته در دفاع از حقوق بشر در ایران پیش از طرح این موضوع توسط دموکرات ها در آمریکا(کارتر، ۱۹۷۷) شروع شده بود.
جنبش دفاع از حقوق بشر در جهان معاصر، (همچون جنبش های جهانی دفاع از محیط زیست، و "جهانی دیگر" خواه، آلترموندیالیست)، یکی از حرکت هایی است که در عصر "پسامدرن" جانشین شکست جنبش های ایدئولوژیک مدرن (و پیآمد آن: "ناباوری به فراروایات") شده اند. در ایران پساانقلابی نیز پیگیری این نوع کنشگری مدنی-اجتماعی، همزمان با برآمدن اقتدارگرایی و بنیادگرایی سیاسی و دینی از یکسو، و افول شکل های سابق و سنتی مبارزه سیاسی-تشکیلاتی از دیگر سو، ضرورت خود را بیش از پیش نمایان ساخت و بسیاری از کنشگران سیاسی گذشته به این جنبش پیوستند.
دفاع از حقوق بشر بنابه تعریف یک مبارزه ی جهانروا است و هیچ گونه استثنا و دوگانگی و برخورد "یک بام و دو هوا"یی را نمی پذیرد؛ زیرا به تعبیر والای شیخ اجل سخن، بنی آدم اعضای یکدیگر و یک پیکر اند! نسل کشی نسل کشی است چه در آلمان، چه در فلسطین. کشتن زندانی سیاسی، چه در اوین نظام قبل چه در اوین نظام بعد. تحقیر کرامت انسان، چه در ابوغریب (چه صدام و چه بوش) چه در صیدنایا(چه اسد، و چه...).
شکنجه، شلاق، قتل و مثله کردن، سلول انفرادی، اعتراف اجباری، تجاوز و آزار جنسی، اجبار به کشف و اکراه به حجاب، حبس و حصرهای بی انتها و..، در هر کجای جهان، از سوی هر قدرتی و علیه هر قربانی از هر قوم و تبار و با هر عقیده و باور، موضوع و آماج این مبارزه ی اخلاقی است: اخلاق مسئولیت، همبستگی و ارج شناسی "کرامت یا شایستگی" ذاتی انسان.
یک مورد از نقض آشکار حق و آزادی بیان و باور، در کشور ما، گفتیم همین حبس و بدتر حصر هایی است که مدام بر آن افزوده و تمدید و مادام العمر می شوند و حتی پس از فنای جسم گویی بقای روحانی می یابند. برای نمونه، از زمان مصدق تا کنون، گویی حصر او ادامه دارد و درب منزلش بسته و بازدیدش ممنوع است! خود وی و دشمنش هر دو به دیار باقی شتافته اند اما "حصر" همچنان ادامه دارد!
چند روز پیش که مهندس موسوی را برای معالجه به بیمارستان بردند و تصویر او منتشر شد، همگان مبهوت ماندند که دلیل یا علت اصرار مسئولان بر ادامه ی مضحک این حصر جهنمی(بدتر از حبس) چیست؟! مضحک از آن رو که از زمان "فتنه" ی "جنبش سبز" تا کنون، چندین خیزش دیگر و چندین دولت دیگر آمده و رفته اند و حتی همان دولتمردان طرفین دعوی به اپوزیسیون پیوسته اند و ..، جملگی در حال احتضار و وداع با دار فانی اند، اما "حصر" همچنان ادامه دارد!
همین یک مشت از خروار نشان می دهد که راه "وفاق" (ملی و نه حکومتی) و توفیق در تحقق و احقاق حقوق بشر و شهروند در سرزمین ما با چه موانع و سنگلاخ هایی مواجه است!
#روز_جهانی_حقوق_بشر
#حبس_و_حصر
#احسان_شریعتی
✅ @Dr_ehsanshariati
🔷🔸"عبرت" سوریه برای دارندگان "بصیرت"
🖋احسان شریعتی
سقوط سریع رژیم حاکم بر سوریه نشانگر ناممکن بودن این سبک و ژانر حکمرانی، و قوام و بقا ناپذیر بودن حکومت های نظامی-پلیسی و استبدادی-انحصاری (توسط یک فرد، خاندان، قبیله، و فرقه ی قومی و عقیدتی) است، آن هم در اقلیم و منطقه ای به شدت متنوع و متکثر به لحاظ قومی-فرهنگی.
این که قدرت های بزرگ (به مثابه ی شرط بیرونی) به چه میزان در میدان نقش بازی می کنند به قابلیت و استقبال مبنای درونی بستگی مستقیم دارد.
رژیم اسد به جای شنیدن صدای مطالبات دموکراتیک مردم سوریه در دوران "بهار عرب" و پذیرش گذار مسالمت آمیز قدرت به منتقدان مدنی داخلی، ترجیح داد با سرکوبی قهرآمیز، خشن ترین مخالفان را همچون مخاطب جدی خود قلمداد کند و سرانجام نیز کلید قدرت را با کمترین مقاومت به همین حریفان واگذارد!
سیاست خارجی ایران در موقعیت سوریه، بنابه مصالح ملی و منطقه ای ما، می بایست از روز نخست بر وساطت و گفتگو با تمامی نیروهای درگیر در جهت تنش زدایی و مفاهمه و یافت وفاق فراقومی-فرقه ای و همسویی مردمی در برابر قدرت های سلطه جو بر منطقه و جهان، بنا می شد (و نه سیاست یکجانبه گری و همدستی با دیکتاتوری های در حال فروپاشی، مانند رومانی چائوشسکو و..).
خوشبختانه دولتمردان سوری، در لحظه ی آخر، واگذاری خشونت پرهیز قدرت را پذیرفتند و مانع تداوم خونریزی و جنگ داخلی شدند، اما اگر این کار را در همان دوران "بهار" انجام داده بودند، شوم بختانه به این زمستان نمی رسیدند و صدها هزار کشته و میلیون ها آواره بر جای نمی گذاردند و خود نیز بس آبرومندانه تر کنار می نشستند.
رویاپردازان احیای شاهنشاهی-امپراطوری ها، از سنخ خلافت نوعثمانی و سلطنت نوصفوی، اما تا کنون، با به جان هم انداختن اقوام و مذاهب منطقه ی خاورمیانه، و به ویژه در اقلیم "شام"، نه تنها به شکل آشکار و رسوایی، در خدمت رژیم توسعه طلب و نسل کش تل آویو و حامیان نواستعمارگرش در جهان بوده اند، که محصول این گونه کشورگشایی های "رهاییبخش" جز خرابه های برجای مانده، از افغانستان و عراق و یمن و لیبی گرفته تا سوریه، نبوده است.
پس، ضمن عرض تبریک به ملت ستم دیده ی سوریه که از پی تحقق آزادی و مردم سالاری و احقاق عدل و حق بشری و شهروندی خود کوشیده اند، می بایست همدلانه و هشیارانه یادآوری کرد که این "پیروزی" نیز اگر آگاهانه هدایت نشود و بلافاصله و واسطه به استقرار بدیلی ملی(فراقومی-عقیدتی) و مردمی(دموکراتیک) نیانجامد، سرآغاز "فاجعه" ای دیگر خواهد گشت!
***
#استبداد_انحصار
#شاهنشاهی_امپراطوری_خلافت
#نوعثمانی_نوصفوی
#اصلاح_انقلاب
#گذار_خشونت_پرهیز
#حقوق_بشر_و_شهروند
#نواستعمار_توسعه_طلبی
#جنایت_جنگی_نسل_کشی
#احسان_شریعتی
✅ @Dr_ehsanshariati
🔷🔸"دانشگاهی که دانشگاه نباشد...!"
🖋احسان شریعتی
💢"روز دانشجو" و استقلال و مقاومت دانشگاه
دانشگاه، بنابه تعریف، نماد نهاد "فرهنگ" است(به معنای خاص بورکهارتی مفهوم: مستقل از دو نهاد "دین" و "دولت")، یعنی بخش آزاد و نقاد، خلاق و خیال پرور، و تغییروتحول پذیر فرهنگ، به معنای عام کلمه. با این تعریف، دانشگاه نه تنها با سایر نهادهای بیرونی تمایز دارد که در درون نیز (به تعبیر کانت) به دانشکده هایی تقسیم می شود که به لحاظ موضوع نه تنها یکسان نیستند، که میانشان "نزاعی" فرخنده جاری است: برای نمونه، موضوع و مقام دانشکده علوم انسانی، و در راس همه، فلسفه، بیش از سایر رشته ها و دانشکده ها مصداق تعریف ذاتی دانشگاه است.
با این مشخصات، دانشگاهی که استقلالش مدام توسط سه قدرت "دین و دولت و بازار" تهدید شود، به میزان وابستگی شایستگی حفظ این نام را از دست می دهد.
تا زمانی که دانشجویان تعلیقی و اساتید اخراجی به کار بازنگشته باشند، و بدین سان کار دانشگاه مختل، و اعاده ی حیثیت نشده، باشد، به تعبیر بنیانگذار نظام، نام آن "دانشگاه که دانشگاه نباشد، دانشگاه نخواهد بود!"
#شانزده_آذر
#روز_دانشجو
#احسان_شریعتی
✅ @Dr_ehsanshariati
Repost from اكنون، ما و شريعتی
بزرگداشت ۱۶ آذر توسط خانواده شهدای دانشجو
همزمان با فرا رسیدن سالگرد ۱۶ آذر، روز دانشجو، صبح امروز، طبق روال هر ساله، خانواده مهدی-آذر- شریعت رضوی و جمعی از دوستان گرد مزار شهدای ۱۶ آذر حضور یافتند و یاد شهدا را گرامی داشتند.
در این مراسم خانوادگی دکتر حمید شریعت، برادر کوچک شهید آذر، به ذکر خاطرات خود پرداخت. وی اشاره کرد که هرچند در زمان حادثه، در سال ۱۳۳۲، ۵ سال بیش تر نداشته، اما به یاد دارد که از آن تاریخ تا کنون چگونه خانواده ی وی هر سال بر سر مزار شهدا حاضر شده و نگذاشته اند یاد آنها و این رخداد به فراموشی سپرده شود. طی این تاریخ ۷۰ ساله گرامیداشت ۱۶ آذر با فرازونشیب های بسیار رو به رو بوده است. گاه به عنوان خاطره ای ممنوع مورد پیگرد و سرکوب قدرت سیاسی قرار می گرفته و در دوره ای دیگر مورد استفاده و سوءاستفاده قرار گرفته است.
در تمامی این سال ها خانواده کوشیده است با پرهیز از قدرت و ملاحظات سیاسی این روز ملی را، به عنوان نماد استقلال سیاسی دانشگاه، گرامی بدارد.
***
#شانزده_آذر
#روز_دانشجو
#مهدی_آذر_شریعت_رضوی
🆔@Shariati40
🔷🔸انسان، جانور ناقص
💢۱۳ آذر، روز جهانی افراد دارای معلولیت
🖋احسان شریعتی
🔅آیا وجود شر و خیر در خود طبیعت معنایی دارد؟ و یا ارزش های اخلاقی اند، و در نسبت با انسان و از سوی او ارزیابی می شوند؟ همچنین نقص و کمال آیا معیارهایی معرفت شناختی نیستند که او با آنها پدیده ها را می سنجد؟ پاسخ به این پرسش های ساده بدیهی می نماید. در تاریخ بشر و اندیشه اما، همین خلط دو سپهر ذهن و واقعیت، موجب چه سوءتفاهماتی که برای آدمی نشده است: نمونه ی آشکار تصور انسان کامل و سالم به لحاظ جسمی و بیولوژیک است؛ مثلا نازی ها با این معیار (انسان کامل و سالم "آریایی") قصد از میان بردن انسان های دارای نقص عضو (مادرزادی یا..) را داشتند، گویی همگان کمابیش و به درجات گوناگون به انواع نقص و بیماری جسمی و روانی و ذهنی مبتلا نیستند!
🔅همین وهم ناب گرایی و خودکامل و برتر پنداری و واهمه و هراس از دیگری ناقص الخلقه جوهر نژادپرستی ها به معنای کلی تر کلمه و حتی راسیسم متافیزیکی فلسفی است: مثلا "تنها یونانیان (و آلمان ها) می توانسته اند "فلسفه" بورزند"!(هایدگر، نقل به مضمون)؛ توجه: راسیسم در اینجا فرانژادی و زبان محور است. "بربر"(وحشی در زبان) کسی است که یونانی "سخن" (لوگوس) نمی گوید، کسی که درست سخن نتواند گفت فاقد ممیزه ی نوعی انسان از حیوان، زبان-عقل، است، پس، غیریونانی گو "ناقص العقل" نسبی است! :) دیگر "تمدن"ها در مرحله ی زبانی پیش-لوگوس یا میتوس (اسطوره؟ دین،..) مانده اند.
🔅در کشور ما اما، که به علت جنگ خانمانسوز قشر پرشماری از هموطنان از نقص عضو و معلولیت رنج می برند، متاسفانه نه تنها امکانات و تسهیلات و تامین ها و حمایت های لازم بسیار ضعیف است که هنوز، همچون حوزه ی محیط زیست، بینش عمومی درست بایسته و "ارج شناسانه"ی شایسته ای در این مورد شکل و قوام نگرفته است(برای نمونه، قیاس "مع الفارق" بکنید با نحوه ی برخورد با این پدیده و عارضه در اسکاندیناوی!)
***
#ارج_شناسی
#مسئله_شر
#نقص_کمال
#نقص_عضو
#معلولیت
#روز_جهانی_معلولین
#سیزده_آذر
#یادداشت
#احسان_شریعتی
✅ @Dr_ehsanshariati
"زن آزاری"
🔷🔸«هر مکانی که زنانگی نداشته باشد، بر او اعتماد و اعتباری نیست!»
🖋احسان شریعتی
💢 ابنعربی:
«کلّ مکان لا یؤنث لایعوّل علیه»، رسالهٔ «لایعوّل علیه»
* همزمان با هفتهی جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان
🔅«هر ده دقیقه زنی در جهان کشته میشود!» این گزارش تکاندهندهی جدیدِ سازمان ملل نشان میدهد که زنآزاری (و بهطورکلی تبعیضِ جنسیتی) ریشه نه در فرهنگها، بلکه در خویِ شبهحیوانی «جنس» مذکر دارد و خود قویتر و برتر پنداری و میلِ به سُلطه و سیطره بر «جنس» متفاوت (و در واقع «نیمهی دیگر») ضعیفانگاشتهشده. توجیهاتِ کلامی، دینی و عقیدتی..، اما امری پسینی و مصنوعی و برساخته هستند؛ و آنچه «طبیعی» است همین خویِ ناخودآگاهِ نرینگی و تمایلِ به سُلطه بر نیمهٔ «دیگر»ی در هر آدمی است، که در سلسلهی تبعیضها(ی جنسیتی، نژادی-قومی، طبقاتی، دینی-عقیدتی، و..) نخستین شکل از محرومسازی («استضعاف») دیگریِ متفاوت، و مادرِ سایر تبعیض و امتیازها بهشمار میآید و واپسینِ آنها در مسیرِ رهایی.
این خویِ غریزیِ هراس از(فوبیا) و ستیز با تفاوتِ طبیعی و عرضیِ جنسیتی سپس، با توهمات و شبهاتِ عقلی و کلامی، شبهعلمی و دینی، توجیه می شود. برای نمونه، همین مفهوم «جنس» پنداریِ تفاوتِ جنسی است: «جنس»(گنوس) در منطق به کلیترین تفاوت در دستهبندیِ موجودات، مثلا میان موجودات زنده و غیرزنده اطلاق میشود.
🔅تفاوت میانِ موجوداتِ زنده(گیاه و جانور و انسان)، را تفاوتِ میان «نوع»(ایدوس)ها مینامیم. تفاوتِ نوعی انسان مثلا ناطق بودن است. اما تفاوتِ جنسیّتِ انسانها(مذکر-مؤنث) تفاوت دو «جنس» نیست و حتی تفاوت دو «نوع» (انسان) نیز نیست و یک تفاوتِ عارضی (اتفاقی) «ژنتیک» ساده و صرف در یک نوع است. «جنسی» نامیدن این تفاوت منشأ چه بسا اشتباهات (شبیه گرفتنها) و مغالطهها در تاریخِ بشر و اندیشه شده است! از جمله نزد «معلمِ اول» فلاسفه، ارسطو، که بهرغمِ سرآمدِ حکمایِ علاقهمند به علومِ طبیعی بودن، به دلیلِ نقصِ دانشِ ژنتیک در زمانِ او، میپنداشت که زن تنها ظرفی حاملِ نطفهی انسان، و مرد است که تعیینکنندهی مشخصاتِ ارثی است!
🔅نمونهٔ دیگر، مفهومِ «حجاب» در تاریخِ اسلام است که در جامعهی «نیمهبرهنه»ی قبایلی (پس از یک درگیریِ زنانِ مسلمان با سایر ادیان و قبایل پدید آمد)، نمادِ یک «تمایز» سادهٔ شکلی و پوششی بود، اما در ایران امروز نمادِ «اجبار» (یا قدرتِ «تحمیل») نظامِ دینی شده است. و این نکته فراموش شده است که این دین، دینِ «اُمیّین» (محرومان از ارثِ آن مادر، هاجر) بوده که در دامنش «توحید» بیجهت سمتوسو مییافته و پیامبرش با تصدیقِ یک زن(نخستین مسلمان، خدیجه)، به وثوقِ آن وحی اطمینان یافته و در برابر اتهامِ «ابتر» بودن بهدلیلِ داشتنِ فرزندِ دختر، کتابش او را سرچشمهٔ زایش و فزایش (کوثر) خوانده و پیروانِ «مذهب»ش را از اینرو در تاریخ «بنیفاطمه» نامیدهاند و «پیام»آورِ خونِ فرزندانش نیز یک «زن» بوده است. و هم از اینرو، به تعبیرِ «جرجیس»وارِ اِسلاوُی ژیژک، بنیادگرایان گویی میکوشند بر این «حقیقت» (نقشِ زن در تکوینِ اسلام) حجاب بپوشند!
ابهامِ زبانی، در یک نمونهی دیگر، مفهومِ «نسلکشی» است(Génocide، کشتنِ cide «جنس، نژاد»genos، یک گروه از آدمیان). در نسلکشی اخیر در غزه، «آکسفام» (از بزرگترین سازمانهای امدادرسانی جهان)، هشدار داده است که تلفات سالانهی زنان و کودکان توسط اسرائیل بیش از تمامی جنگهای تاریخ اخیر بوده است. در آمریکا اما با ابهاماتِ حقوقیِ کلید-واژهی نسلکشی برای فرار از پاسخگویی و توجیهِ همدستی با این نسل کشی «بازیِ زبانی» میکنند!
در ایرانِ ما اما، یکی از آقایانِ علما اخیرا فرمودهاند تنها مسئلهای که در حالِ حاضر در کشور داریم «بیحجابی» است!
«تنگدستی، کرده زاهد این دلِ نامرد را،
باعثِ مستوریِ بیبی بود بی چادری»
(واعظ قزوینی)
#احسان_شریعتی
#زن_هراسی
#نسل_کشی
#تفاوت_جنسی
#حجاب_اجباری
#رهایی_بخشی
✅ @Dr_ehsanshariati
کارا والکر، در مجموعه «زنان هنرمند قرن ۲۰ و ۲۱»، کلن: Taschen ، ۲۰۰۱
* پاسخ به دو حاشیه و پرسش مرتبط با متن و مضمون یادداشت فوق:
۱- یکی از دوستان نوشته اند:
"توجیه خوبی نیست از دکتر احسان شریعتی برای کارهای دکتر شریعتی. اگر دکتر شریعتی درنیافت که کار اش چه اثری ممکن است داشته باشد، این ضعف فکریی بزرگی برای او محسوب میشود. نمیتوانیم مساله را با "تعجیل" خلق توضیح بدهیم و مقصر را تعجیل خلایق بدانیم. خود متفکر میبایست امکان تحقق "تعجیل" کذایی را هم لحاظ میکرد."
* پاسخ:
"تعجیل" نسل ما "توجیه"گر سوءبرداشت از پیام شریعتی نمیشود؛ اما چنانکه "نتیجهگرایان" در حوزه اخلاق میگویند: ظرفیت سوءبرداشت را هم باید در خود حرف لحاظ و الحاق کرد. اما آنچه ما را به "سوء" بودن برداشتهای گوناگون از شریعتی دلالت میکند ضدونقیض بودن این برداشتها است که نشان میدهد همزمان نمیتوانسته اند درست باشند، اما میتوانند همزمان جملگی نادرست باشند! برای نمونه، پیام شریعتی نمیتوانسته در آن واحد هم مبلغ انقلاب قهرآمیز تلقی شده و هم متهم به اهمال و امتناع در کار مبارزه مسلحانه بوده باشد؛ و قس علی هذا ... :) "
۲- جمعی از خوانندگان آثار شریعتی از بنیاد فرهنگی شریعتی(دفتر تدوین مجموعه آثار) پرسیده اند:
آیا شعر "فریاد روزگار ماست، روح خدا" سروده ی دکتر علی شریعتی است؟
* پاسخ:
با سلام و احترام،
خیر. این شعر سروده ی زنده یاد دکتر علی شریعتی نیست؛ هم چنان که هر نوشته و یا نقل قول غیرمستند دیگری(سند مکتوب یا مصوت)، که در ۳۶ جلد مجموعه آثار منتشر شده توسط "دفتر تدوین - بنیادشریعتی" نیآمده باشد.
روابط عمومی
"بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی"،
۵ آذرماه ۱۴۰۳
«شمعی همچنان روشن»
یادمانِ ۹۱مین زادروزِ معلم (شریعتیمزینانیعلی، شمع)
در سالیادِ آموزگاری که واپسین(یا نخستین) آموزهاش «توحیدِ» سه آرمانِ «عدالت» و «آزادی»(عقلانیتِ انتقادیِ اجتماعی) و «عرفان»(همبستگیِ معنویتِ فردی و اخلاقِ جمعی) بود، در برابرِ «تثلیثِ» «زر»(استثمار)، «زور»(استبداد)، و بهویژه «تزویر»(«استحمار»، کلید-واژهٔ برساختهٔ خودِ او)، و در یک کلام «استضعاف»(محرومسازی و بیبهرگی از ثروت، قدرت و دانش)؛ می باید افزود که
مصداقهای این آموزهٔ عام و «جهانروا» را اما، در زمانه و زمینهٔ خویش(«اینجا و اکنون»، hic et nunc، «جغرافیای(تاریخی)سخن»)، در ضرورتِ مبارزه با، از سویی در سطحِ درونی-فرهنگی-سیاسی، تصلبِ سنت یا ارتجاع و استبدادِ دینی و سیاسی مییافت و در سطحِ برونیِ جهانی، در مناسباتِ نواستعماری و نظامِ بازار سرمایه و سلطهٔ سلاح-صنعت و ایدئولوژیِ «جهان-لاتینی-سازی»(بهتعبیرِ ژاک دریدا، «موندیا-لاتینی-زاسیون» Mondialatinasation بهجایِ Globalization، زیرا ما در «جهان» مشترک میزیییم و نه فقط بر «کرهٔ» زمین).
بهرغمِ تحلیل و تشخیصِ(دیاگنوستیک) مهمِ آن معلم، مبنی بر عمده بودنِ تضاد با «استحمار»(کهنه و نو)، و ضرورتِ در پیش گرفتن و پیمودنِ مشی و مسیرِ طولانیِ «آگاهیبخشیِ» رهاییبخش، اکثریتِ جامعهٔ «مخاطبِ» وی(و بهویژه نسلِ جوانِ دانشجو)، که در عطشِ رهایی شتابِ عمل سیاسی را ترجیح میداد، نه تنها پیامِ اصلیِ او را نشنید که از خودِ او «معلمِ انقلابی» ساخت که به تعبیرِ میشل فوکو، دو روند یا دو رویه داشت و رَویّهای که بهتدریج حاکم شد و «نهضت» را به «نظام» بدل ساخت، یاد و نام و آن معلمها را کنار گذاشت و راه و رسمِ او را حذف کرد! این «تعجیل» اما موجبِ چه «تأخیر»های راهبردی در مسیرِ تحققِ «توسعهٔ پایدار و موزون» (یعنی «پیشرفتِ» متناسب با مقتضیاتِ زیستبومی، میراثِ فرهنگی، و عدالتِ اجتماعی) و همچنین، تعمیق و رشدِ آگاهیها و تجربههایِ علمی-فنی و سیاسی و مدنی و هنری و...، گردید؟ از یکسو بحرانهای تو-در-تویِ کنونی(ناشی از سوءمدیریت منابع طبیعی و انسانی و بویژه در سپهرِ اخلاقی، بحرانِ منبعث از قشریگری و انجمادِ فکری شبهمذهبیِ سنتی-بنیادگرایانه)، و از دیگر سو، درخششِ دستآوردهایِ علمی-فنی و فکری-هنری جامعهٔ مدنیِ ما در جهان، نیازمندِ نقدوبررسی همهجانبه و مستقلِ دیگری است.
و اما میراثِ آن معلم، تا آنجا که به تداومِ راهِ اندیشهٔ او در اینجا-و-اکنون مربوط میشود، و نماد و نمودِ آن را از جمله میتوان در کوششِ طیف و خانوادهٔ فکریِ «نوشریعتی» دید، میبایست از میان نوشتههای موسوم به «اسلامیاتِ» او، به روشِ «ساختگشایانهٔ» وی در پیرایشگری و نوزاییِ دینشناختی و یزدانشناسیِ رهاییبخش در نقدِ بنیادگرایی سنتی و متصلب؛ و در اجتماعیات بر جهتگیری سوسیال-دموکراتیک رادیکالِ در جامعهشناسی تاریخی او؛ و در «کویریات» بر انسانشناسیِ وجودی-شهودی و عرفانِ اگزیستانسیال و پسامدرنِ او (در برابرِ تصوفِ سنتی و «عرفانِ نظریِ» «وحدت-وجودی»)، اشاره و تاکید کرد.
در همین حال، حملاتِ و تهاجمِ تبلیغاتیِ سازمانیافته با سرمایهگذاری معلوم از سوی دوستدارانِ افراطیِ «اقتصادِ بازار» و «جهانیسازی» و «اندیشهٔ واحد»، در کنارِ رؤیاپردازانِ شاهنشاهی یا امپراطوریِ ایرانشهری-نوصفوی، و اینهمه، در پناه شریعتمدارانِ ولاییِ حاکم و پشتیبانیِ حامیانِ نظمِ کهن، علیهِ شخصِ شریعتی(ad hominem) و نه آراء او، دیگر نشان زنده و «خطرناک» بودن «آثارِ» او پس از قریب به نیم قرن از «درگذشتِ طبیعی» و حذفِ او در نظام های سابق و لاحق است و همهٔ این نشانها، شاهد بر این که آن «شمع»، فراسویِ همهٔ «نفرینها و آفرینها»، همچنان روشن است!
***
#شریعتی_علی_زاد_روز
#زر_و_زور_و_تزویر
#احسان_شریعتی
@Dr_ehsanshariati
Repost from ایران فردا
✅بیانیهی تحلیلی بیش از ۲۵۰ شخصیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی
🔴نه به تمامیتخواهی؛ نه به جنگ
@iranfardamag
💠بهنام هستیبخش
🔸در بهار و تابستان سال ۱۴٠۳ ایران دستخوش تحوّلات غیرمنتظرهای بود که هم بازتابهای عملی آن و هم ارزیابیهایِ پیرامون آن همچنان ادامه دارند. در پی سقوط هلیکوپتر رییس دولت سابق، کسب مجوز حضور نامزد اصلاح طلب در انتخاباتِ قوهٔ مجریه بهمعنای شکست قطعی برنامهٔ یکدستسازی حکومت توسط جریان حاکمی بود که پیش از این، بدان امیدی فراوان داشت.
▪️با هر نقطهنظری نسبت به موقعیتِ دولت کنونی، در این نکته اتّفاق نظر وجود دارد که عمق بحرانهای کشور صرفاً با ترمیمهای صوری و جزیی در سیاستهای کلان کشور اصلاحپذیر نیست. در صدر این بحرانها گونهای از اضمحلال اقتصادی مشهود است که از بارزترین نشانههای آن -تا آنجا که به این دولت برمیگردد- کسری تراز عملیاتی بودجه معادل ۱۸٠٠ همت است که برای سال آینده پیشبینی میشود و به گفته صریح یکی از مسئولان، تقریباً تاکنون چنین رقمی -بجز اواخر دوران جنگ- بیسابقه بوده و بدینترتیب عملاً ۳٠ درصد بودجه تبدیل به کسری بودجه شدهاست. کاهش شدید درآمدهای نفتی، ناتوانی و مشکلات ساختاریِ صندوقهای بازنشستگی در تامین هزینهها، کاهش بودجهٔ عمرانی و برداشت ۱٠ میلیارد دلاری از صندوق توسعهٔ ملّی، تصویر واضحی از اقتصاد ناپایدار ایران را در سال آینده ترسیم کردهاند. آمارها نشان میدهد که درآمدهای نفتیِ دولت در سال ۱۴٠۲ بهنحوِ بیسابقهای به کمتر از ۲٠ درصدِ درآمدهای سال ۱۳۸۸ کاهش یافته و در مقابل، در بودجهٔ سال آینده، درآمدهای مالیاتی بالغ بر ۳۹ درصد افزایش داشتهاست. پیامدِ عمومیِ این موارد همانا کاهش سرمایهگذاریهای عمرانی، کاهشِ واقعی یارانهها، رکودِ اقتصادی و نهایتاً فشارِ مضاعف بر شهروندان و کسبوکارها خواهد بود.
🔸به اعتقادِ کارشناسانِ اقتصادی، تداومِ چرخهٔ آتش میان ایران و اسراییل، افزایش احتمالی فشارهای تحریمی با بازگشت ترامپ و جمهوریخواهان به ریاستجمهوریِ آمریکا و مجموعهٔ ناترازیهای اقتصادی، بودجهٔ ۱۴۰۴ را به چالشی عمیق برای دولت تبدیل خواهد کرد. چالشی که در آن دولت ناچار خواهدشد با کاهشِ یارانهها، استقراضِ بیشتر و افزایشِ فشارِ تورّمی، سعی کند مخارج خود را به تعادل برساند. یکی از عمدهترین مسائلِ پیش روی دولت، مسالهٔ افزایش قیمتِ بنزین است که یکبار در سال ۹۸ به خیزش اعتراضی سراسری انجامید. برخی نمایندگان مجلس تخمین زدهاند که عملاً -و نه بهطور رسمی- "در لایحهٔ بودجهٔ سال آینده افزایش قیمت بنزین تا ۴۰ درصد آمدهاست چرا که بیش از ۲۰هزارمیلیارد تومان برای آن منابع پبشبینی شده است" و این به معنای افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی قیمت بنزین خواهدبود. مستقل از معادلات اقتصادیِ روی کاغذ، بهلحاظ اجتماعی، از مدّتها قبل پژوهشگران نهادگرا دولت کنونی را از افزایش بهای بنزین برحذر داشته و با توجّه به اتلاف منابع گسترده در اقتصاد کشور، به حذف حجم قابلملاحظه مخارج غیرضروری و بیحاصل و انضباط مالی بیشتر توصیه کردهاند. چنانچه معضل بهای بنزین موجب تکرار وقایع سال ۹۸ گردد، این رخداد جز تیر خلاصی بر شعار "وفاق ملّی" دولت نخواهدبود. وفاقی که پیش از هر چیز تامین مشارکت همگانی و پاسخگویی به مطالبات فوری مردم نظیر آزادی زندانیان سیاسی-عقیدتی، رفعِ حصر و سانسور، لغوِ نظارتِ استصوابی لغوِ حجاب اجباری، رفع فیلترینگ، آزادی مطبوعات، آزادی فعّالیت احزاب و تشکلهای مدنی و کارگری، کاهش میزان غنیسازی اورانیم و توقّف پروژههای غیرمولّد به لحاظ اقتصادی و زیستمحیطی، حذف هزینههای شبهمذهبیِ پوپولیستی و تخصیص منابع آن به معیشتِ اقشارِ آسیبپذیر، و بدینسان، مهار نسبی فقرعمومی و زوال اقتصادی در سرفصل آن قرار دارند و در غیراینصورت صفتِ "ملّی" دیگر موضوعیتی نخواهد داشت!
▪️ بنابراین برای کشور ما که از حمایت قدرتهای بزرگ بیبهره است، واکنش اصولی، در برابر بیعدالتیِ حاکم بر نظام بینالملل، پیشبرد نوعی دیپلماسی ملّی و سیاست خارجی و منطقهای مردمی و منطقی بر اساسِ اصل "توازن منفی" است؛ یعنی سیاستی که افزون بر اعلام همبستگی اخلاقی-انسانی و دفاع از حقوق پایمالشدهٔ ملّتها، بر ضرورت صلح، تنشزدایی و حسن همجواری با همسایگان نیز تاکید ورزد. .....
🔻متن کامل و اسامی :
https://cutt.ly/aeK3fldh
#ایران_فردا
#نه_به_جنگ
#بیانیهی_تحلیلی
#نه_به_تمامیتخواهی
http://t.me/iranfardamag
«حکمت در برابر حاکمیتِ جنگ»
« حکمت، اگر حاکم نباشد، اعتمادی بدو نیست ! »
‐--------- ابنعربی
«الحكمة إذا لمتكن حاكمة، لا يعوَّل عليها !»، رسالهی «لا یعول علیه»، ۲۳۹)
-------- بهمناسبت روز جهانی فلسفه (اول آذر، 21 نوامبر)
معنا و مرادِ این سخنِ تاملبرانگیز و معماگونهی ابنعربی کداماست؟ همان دیدگاهِ افلاطونیِ «فیلسوف-شاه» یا «حاکم-حکیم»؟ (چه کسی باید حکم براند؟ بهترینها، دانایان، فرزانگان) و یا حاکمیت و حکومتی فراتر از «کسبِ قدرتِ سیاسی»)، و به این معنا که اگر حکمت (از ریشهٔ حُکم، نیرویِ تشخیص و داوری)، داورِ تصمیمگیرنده نباشد، حکمت محقق نمیشود و به رتبهٔ نصیحت (نصایح الملوک) تنزّل می یابد و دیگر بر او فایدهای عملی مترتب نخواهد بود.
نظریهٔ افلاطونیِ آریستوکراتیکِ فیلسوفسالاری به این دلیل نادرست مینماید که حکیم در قدرت نیرویِ نقد و سنجشِ خویش را از دست میدهد (جز به خردمند مفرما عمل، گرچه عمل کار خردمند نیست، سعدی). پس دوستدار دانایی، حقیقت و فرزانش، میبایست همواره ناظرِ ناقد، یعنی با فاصله از قدرت، باقی بماند («مواظب دروازههای سلطان باشید، زیرا فرود آمدن از آن دشوار شده است»، «إياكم وأبواب السلطان، فإنه قد أصبح صعبا هبوطا»، حدیث نبوی)
و اما در معنای دوم حقیقتی نهفته است: «عدالت بدون قدرت ناتوان است، و قدرت بدون عدالت جبّارانه»(پاسکال).
آفتِ زمانهٔ ما فلسفهی بیقدرت و ناتوان و قدرت و حاکمیت جبّارانی بهدور از فلسفه است از سویی و دیانت فاقدِ حمکت از دیگر سو. از اینرو، اعلامِ روزِ جهانی فلسفه هم، مانند حُکمِ دیوانِ بینالمللیِ جنایی، در عمل تغییری در مناسباتِ قدرت و تأثیری بر وضعیتِ خطیرِ کنونی جنگ در جهان ایجاد نمیکند. فیلسوفان همچون داورانِ نهادهای حقوقی بینالمللی در حاشیهٔ صحنهٔ جنگ نشسته و شاهدِ تاختوتازِ جنایتکارانِ جنگیِ حاکم بر جهان و منطقه اند و دائما «جنایات علیه بشریت» را «محکوم» میکنند !
هراکلیتِ فرزانه، در عصر باستانِ فلسفه، فرموده بود: «مبارزه(جنگ)، پدر و پادشاهِ همهچیز است. برخي را خدایان نموده و برخی را آدمیان؛ برخی را برده ساخته و برخی را آزاده"، Πόλεµος πάντων µὲν πατήρ ἐστι, πάντων δὲ βασιλεύς, καὶ τοὺς µὲν θεοὺς ἔδειξε τοὺς δὲ ἀνθρώπους, τοὺς µὲν δούλους ἐποίησε τοὺς δὲ ἐλευθέρους.
در اینجا هم منظورِ فیلسوف از مفهومِ «پولموس»، فراتر از مصداقِ جنگِ بهمعنای رایج کلمه، و بیشتر نزاع و تضاد، مبارزه و تلاش (جهد و جهاد)، است که نه تنها به درگیریِ نظامی محدود نمیشود، که می بایست از جنگ به سیاست و دیپلماسی برود (فوکو: «سیاست ادامهٔ جنگ» در برابرِ کلازویتس: «جنگ ادامهٔ سیاست») و چنانکه سونتسو زمانی بهظرافت گفته بود: «هنرِ جنگ در این است که دشمن را بدون نبرد تسلیم سازی ! »
در «وقتِ جنگ»، فیلسوف نیز باید «دایهدایهگویان»، آمادهٔ رزم شود و این بار «بی نبرد»(خشونت) به جنگِ با «جُغدِ جنگ و مرغوای او»، در برابر جنایتکاران حاکم بر جهان، بشتابد و باز محییالدینوار، این بار به حاکمان یادآوری کند که حکومت بدون حکمت محکوم به نابودی است: «الحُكْم نتيجة الحِكمة، فمن لا حكمة له لا حُكْمَ له!»
***
#جنگ
#جنایت_جنگی
#جنایت_علیه_بشریت
#روز_جهانی_فلسفه
#حکمت_حکومت
#احسان_شریعتی
@Dr_ehsanshariati
Repost from بنياد فرهنگی دكتر علی شريعتی
🔆🔷ناسیونال -نوصفویسم
🖥🎤 گفتگو با:
احسان شریعتی( پژوهشگر و مدرس فلسفه)
🔹اخیرا حمله به موجودی به نام «چپ» سکه روز برخی مطبوعات رسمی کشور شده است. همنوایی تکراری آنها با برخی فعالان حوزه های سیاست، اقتصاد، بازار، تجارت و حتی دین نه جدید است نه بدیع. جریان اقتصادی راست افراطی، مطابق عادت چند ده ساله اش به جای پاسخگویی درباره نتایج حاکمیت مطلقش بر اقتصاد کشور در همۀ سطوح و دولت ها در ۳۵ سال گذشته و در برخی سطوح در دهۀ قبل از آن، حمله به موجودی ناموجود در ساختار قدرت به اسم «چپ» را ادامه داده است. مؤتلفین فکری این جریان در شاخه هایی متعارض در داخل و خارج از این حمله حمایت کرده اند.
🔸"بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی" گفتگوهایی را با پژوهشگران حوزه های مختلف علوم انسانی درباره نسبت آرای جریان چپ، تفکرات چپ مذهبی و علی شریعتی با بیلان چهل و چند سالۀ سیاست و اقتصاد مستقر انجام داده است تا روایتی دموکراتیک تر از دیروزی که یک دست و تک پارچه تعریف می شود، ممکن گردد.
#نئولیبرالیزم
#چپ
#نئوشریعتی
#ناسیونالیزم_صفوی
#سنت_گرایی
#نوصفوی_گرایی
#بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی
🆔 @Shariati_SCF
Repost from بنياد فرهنگی دكتر علی شريعتی
🔆🔷ناسیونال -نوصفویسم
🖥🎤 گفتگو با:
احسان شریعتی( پژوهشگر و مدرس فلسفه)
🔹اخیرا حمله به موجودی به نام «چپ» سکه روز برخی مطبوعات رسمی کشور شده است. همنوایی تکراری آنها با برخی فعالان حوزه های سیاست، اقتصاد، بازار، تجارت و حتی دین نه جدید است نه بدیع. جریان اقتصادی راست افراطی، مطابق عادت چند ده ساله اش به جای پاسخگویی درباره نتایج حاکمیت مطلقش بر اقتصاد کشور در همۀ سطوح و دولت ها در ۳۵ سال گذشته و در برخی سطوح در دهۀ قبل از آن، حمله به موجودی ناموجود در ساختار قدرت به اسم «چپ» را ادامه داده است. مؤتلفین فکری این جریان در شاخه هایی متعارض در داخل و خارج از این حمله حمایت کرده اند.
🔸"بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی" گفتگوهایی را با پژوهشگران حوزه های مختلف علوم انسانی درباره نسبت آرای جریان چپ، تفکرات چپ مذهبی و علی شریعتی با بیلان چهل و چند سالۀ سیاست و اقتصاد مستقر انجام داده است تا روایتی دموکراتیک تر از دیروزی که یک دست و تک پارچه تعریف می شود، ممکن گردد.
#نئولیبرالیزم
#چپ
#نئوشریعتی
#ناسیونالیزم_صفوی
#سنت_گرایی
#نوصفوی_گرایی
#بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی
🆔 @Shariati_SCF
دیپلماسی ملی شهید فاطمی
به قلم احسان شریعتی:
🔸این دیپلماسی ملی در برابر دو گرایش دیگر در سیاست خارجی متمایز میشود: یکی، سیاست سازش و مماشات و معاملهگری سبک بازاری، که در تاریخ معاصر ایران در مشی قوامالسطنه نمود مییافته است (و در نظام کنونی نیز جناح و فراکسیونهای پراگماتیست موسوم به سازندگی و «اعتدالگرا» و ..، بهدنبال این خطمشی اند) ؛ دیگر، سیاست بهاصطلاح «سازشناپذیری» که زمانی حزب توده و زمانی دیگر جناح موسوم به «خط امام»، و بعدها «اصولگرایان» حامی دولت پیشین، و امروز «دلواپسان» پیشه کرده و میکنند و نتایج آن را دیدهایم و میبینیم.
🔸 در برابر سیاستهای خارجی «چماق و هویج» (carrot & stick)، دیپلماسی ملی و مردمی، در اجتناب از دو بیراههٔ انحرافی فوق، «راه سومی»، جز تقویت همبستگی ملی (اتحاد جبههای در داخل) و بین المللی ندارد (فراخوان به سازمانهای مردمبنیاد غیردولتی، اتحادیههای صنفی، نهادهای حقوقبشری و..، به صحنه آمدن روشنفکران و جوامع مدنی در جهت بسیج افکار عمومی جهان).
Repost from موسی اکرمی: فلسفه از تعبیر جهان تا تغییر جهان
⏪نکتههائی دربارۀ نسبت احمد فردید با هایدگر و فلسفه
◀️نوشتهی موسی اکرمی
◀️تقدیم به دکتر احسان شریعتی، دکتر علیاصغر مصلح و همۀ فردیدپژوهانی که دغدغۀ معرفت و حقیقت دارند.
🔻این نوشته در شش روز پیایی در این گذرگاه تلگرامی منتشر میشود
✅فرستهی یکم از شش فرسته
*⃣اشاره. نشست نقد و بررسی کتاب «سنجش پیامدهای هستیشناسی هایدگر، نقد خوانش احمد فردید» نوشتهی احسان شریعتی، ترجمهی امیر رضایی، ساعت ۱۸ تا ۲۰ روز ۲۶ شهریور ۱۴۰۳ در ساختمان نشر نی برگزار شد. من که مدتها بود دکتر شریعتی را حضورا ندیده بودم با تنظیم برنامههایم برای حضور در جلسه هم توفیق دیدار با ایشان نصیبم شد هم از سخنان ایشان و دیگر سخنرانان بهره بردم.
هایدگر و فردید و احسان شریعتی و نشر نی و نامهای سخنرانان شمار زیادی از مشتاقان را به جلسه کشانده بود تا شنوندۀ نکات خوبی باشند که در فرصتهای نسبتاً اندک مطرح شدند.
برخی از نکتهها چنان بودند که من دوست داشتم تذکرهائی در پیوند با آنها داده شوند تا مبادا ناآشنایان احتمالی حاضر در جلسه یا ناآشنایان احتمالی غایبی که پس از این به آن سخنان دسترسی خواهند یافت پرسشها و ابهامها و برداشتهای ناواقعبنیانهای داشته باشند.
یادآوری. من این نکتهها را در شامگاه 26 شهریورماه 1403، پس از پایان نشست نقد و بررسی کتاب و بازگشت به خانۀ خود، نوشتم. در آغاز میخواستم آن را در گذرگاه تلگرامی خود منتشر کنم؛ ولی بهتر دیدم آن را برای روزنامۀ هممیهن بفرستم تا در مجال درخور خود منتشر کند.
*⃣یکم. در بارهی فرنام "سنجش پیامدهای هستیشناسی هایدگر، و نقد خوانش احمد فردید"
کتاب، همان گونه که در مقدمۀ مترجم نوشته شده است و در جلسه نیز مطرح گردید رسالۀ دکتری احسان شریعتی است که، با عنوان «هایدگر در ابران»، در سال 2007 در فرانسه از آن دفاع شده است.
پیش از این که من خود را درگیر خواندن سنجشگرانۀ کتاب و نوشتن احتمالی مقالهای کنم لازم میدانم بگویم گذشته از این که محتوای کتاب با همان عنوان «هایدگر در ایران» انطباق دارد یا نه، انتظار میرود نام برگزیدۀ «سنجش پیامدهای هستیشناسی هایدگر: نقد خوانش احمد فردید» از بیشترین انطباق با محتوا برخوردار باشد. داوری در بارۀ میزان چنین انطباقی را به خوانندگان کتاب و مقالۀ سنجشگرانۀاحتمالی خود واگذار میکنم.
ضمن سپاسگزاری خدمت جناب امیر رضایی، از آنجا که
1)حدود هفده سال از نگارش رساله میگذرد و در این مدت دربارۀ هایدگر و فردید آثار بیشتری منتشر شدهاند،
2)متن اصلی رساله برای مخاطب فرانسوی نوشته شده بوده است، و
3)نویسنده از چیرگی درخور به هر دو زبان فرانسوی و پارسی برخوردار است،
من انتظار داشتم خود آقای دکتر شریعتی یا
1-3)کتاب را دو باره در زبان پارسی، بهویژه برای مخاطب پارسیزبان، تألیف کنند یا
2-3) شخصاً کتاب را ترجمه کنند، و / یا
3-3) مقدمۀ مفصل جدیدی بر کتاب بنویسند.
امیدوارم در چاپ دوم کتاب شاهد ویرایش احتمالی و مقدمۀ جدید باشیم.
*⃣دوم. لزوم سنجش مستوفای پیامد هستیشناسی هایدگر
میدانیم که هایدگر با بازشناخت هستومند از هستی یا اُنتیک از اُنتولوژیک فلسفۀ خود را بیشتر هستیشناسی بنیادین Fundamentalontologie میداند. اگر بپذیریم که اصولاً میتوان تعبیر فلسفی «هستیشناسی» را، با تعریف کمابیش معمول در سنت فلسفه، بهویژه در فلسفۀ غرب - یعنی «شناخت فلسفی انسان از سرشت هستی» - برای فلسفۀ متافیزیکستیز و حتی فلسفهستیزی چون هایدگر به کار برد، آنگاه از نویسنده انتظار میرود بر پایۀ عنوان کتاب
1) این هستیشناسی را به گونهای مستوفا بشناساند،
2) خواننده را با خوانش فردید از این هستیشناسی آشنا سازد،
3) پیامدهای آن را بسنجد، و
4) خوانش فردید را نقد کند.
بر پایۀ آنچه در جلسه گذشت، و با نگاهی گذرا به فهرست کتاب و دو بخش اصلی هایدگر و فردید، به نظر نمیرسد که این خواستهها به گونهای درخور برآورده شده باشند. آنچه در سخنان مترجم و نویسنده در این باره گفته شد، تنها به تقدیرگرایی برآمده از تاریخیانگاری آن هستیشناسی و رویآوری هایدگر و فردید به اقتدارگرایی اشاره شد که هرگز پاسخگوی مخاطبِ پرسشگرِ عطشناکِ فهمِ دقیقِ پیامدِ آن هستیشناسی، حتا در حوزۀ فلسفۀ سیاسی، نبود و نیست.
https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-22045
✅عنوان نوشته در روزنامهی هممیهن برگزیدهی خود آن روزنامه است.
#مارتین_هایدگر
#احمد_فردید
#احسان_شریعتی
#امیر_رضایی
#نشر_نی
#موسی_اکرمی
