خبرهای تکاملی
Open in Telegram
کانالی جهت به اشتراک گذاری اخبار تکاملی ارتباط با کانال از طریق @peace_gulf
Show more860
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤 عبدالرضا ناصرمقدسی (دانشگاه علوم پزشکی تهران)
➖ مغز و آگاهی از منظر اسطورهشناسی عصبی-تکاملی
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤 Craig Stanford (University of Southern California)
➖ The Evolution of Human Behavior: 21st Century Perspectives from Chimpanzees
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤 Bernard Wood (George Washington University)
➖ Relatives and Ancestors
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤 Mark Stoneking (Max Planck Institute)
➖ Insights into Human Evolution from Archaic Genomes
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤 Mehrdad Arabestani (University of Tehran)
➖ Biological Evolution and the Symbolic Register: Intersectionality of Genes and Language
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤جلال سلطانی (دانشگاه بوعلی سینا)
➖ تکامل آدمی از منظر ژنوم
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤 Donald Johanson (Arizona State University)
➖ Charles Darwin and Human Evolution
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤حامد وحدتینسب (دانشگاه تربیت مدرس)
➖ اشتباهات داروین
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤امیرمحمد گمینی (دانشگاه تهران)
➖ نگاهی تاریخی به رابطه علم و دین در ایران: تکامل انسان
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤 محمد معصومی
➖ بررسی تاریخی موضوع تکامل انسان در کتابهای درسی ایران
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
🔶 به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
👤 آرش رئیسبهرامی
➖ منشا تبار آدمی
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
به مناسبت روز جهانی داروین، پنجمین همایش بررسی آرا و آثار داروین: تکامل انسان
🔹 افتتاحیه
👤 محمدرضا معمارصادقی (نشر کرگدن)
🔹 برگزارشده در مدرسهٔ تردید
Repost from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
چرا انسانها دُم ندارند؟
از معماهای تکاملِ انسان این بوده است که چرا خلاف عموم میمونهای کوچک، انسانها دم خود را از دست دادند. امروز نشریهی نیچر نتایج پژوهشی را منتشر کرده است که نوری تازه به درک بهتر «چگونگی» این پدیده میتاباند و ممکن است در پاسخ به «چرایی» آن نیز یاری دهد.
معمولاً برای اکتساب هر خصیصهی جدید، مثلاً ایجاد دم در جانوران، تبیینهایی سازگارگرایانه عرضه میشود. و معمولاً آغاز کسب هر خصیصهی جدید را بهعنوان محصولِ فرعی یک خصیصه یا فرایند سازگاریدهندهیِ دیگر درنظر میگیرند و سپس به فایدههای آن محصولِ فرعی اشاره میکنند. به عبارتی توضیح میدهند که چگونه فرایند انتخاب طبیعی به حذف آنان که از این محصول فرعی برخوردار نبودهاند، در رقابت با آنان که آن محصول فرعی را داشتهاند، یاری داده، و باعث گسترش آن خصیصه در سطح جمعیت شده است. نتیجه آنکه پس از مدتی عموم افراد جمعیت واجد آن محصول فرعی شدهاند. در این مرحله، مثلاً وجود دُمِ بزرگ و قوی به برخی نخستیها کمک میکرده که بر روی درختان بهتر حرکت کنند، و در نتیجه دمها بزرگتر و قویتر شدند و کارکردی متفاوت از دم چهارپایانی مانند گاوها پیدا کردند.
اما چه شد که حدود ۲۵ تا ۲۰ میلیون سال پیش، در شاخهای از نخستیها، که به میمونهای بزرگ از جمله انسانها و میمونهای انساننما، میانجامید دم از بین رفت؟
اگر برای ایجاد یا تقویت یک خصیصه به فایدههای تکاملی آن اشاره میکنیم قاعدتاً برای از بین رفتن خصیصه باید ضررهایی را معرفی کنیم. اما نه لزوماً. گاه طی یک تغییر ژنتیکی ممکن است شاهد از دست رفتن خصیصههایی باشیم، که البته عموماً با مرگ جاندار همراه است. باز هم نه لزوماً. اگر جاندار زنده بماند و تولید مثل موفقی داشته باشد میتواند منشاء تغییرات تکاملی زیادی شود. (به عنوان نمونهای از "تکامل از راه از دست دادن" اینجا را ببینید.) اما در این سناریو نیز بعد از ایجاد یک دودمان جدیدِ فاقدِ آن خصیصه، باید توضیح دهیم که چرا آن دودمان گسترش یافته است. در این مرحله نیز باید به فایدههای نبود خصیصه (از دست رفتن دم) و ضررهای وجود آن (باقی ماندن دم) اشاره کرد.
مثلاً گفته میشود که از دست رفتن دم انسان به استقلال بیشتر او از زندگی بر روی درخت کمک کرده؛ در نوع راه رفتن بر روی دوپا و راستقامت شدن نیز کمک کرده؛ و برای نشستنهای طولانی بر روی باسن و کار کردن با دستها و ساخت ابزار نیز مفید بوده است.
پژوهش جدید نشان میدهد که تغییر ژنتیکی اولیه که باعث از دست رفتن دم در انسان و انساننماها شده با ژنی مرتبط است که نقش مهمی در رشد اولیه جنین دارد. بنابراین تغییر در آن به احتمال بیشتر باید باعث مرگ میشده؛ اما چنین نشده است. در این پژوهش این فرضیه را بر روی موشها آزمایش کردند و موفق شدند موشهایی بدون دم، یا در مواردی با دمهای کوتاه، تولید کنند.
اما جدا از اهمیت خود این یافته، آنچه میتواند در آینده بیشتر مورد توجه باشد دو دسته سوال است:
یک. در انسان و سایر میمونهای بزرگ بدون دم، ژنهایِ همسایهی ژن مورد نظر چه کارکردهایی دارند؟ مطالعه بر روی کارکرد آنها میتواند نشان دهد که بودن یا نبودن دم به چه کارکردهای دیگری میتواند ارتباط داشته باشد زیرا در موارد زیادی ژنها با همسایگان خود پیوستگی (لینکاژ) دارند.
دو. پرسش دیگر این است که در میمونهای کوچک که دم را حفظ کردهاند ژن مورد نظر با چه ژنهایی همسایه است و احتمالاً پیوستگی دارد؟ مطالعه بر روی کارکرد آنها نیز به فهم بهتر کارکردهای تکاملیِ بودن یا نبودن دم کمک میکند.
هر کشف ژنتیکی مرتبط با تکامل، این قابلیت را دارد که به یکباره راه را برای دستهی بزرگی از نظریههای تکاملی باز کند.
هادی صمدی
@evophilosophy
این کتاب احتمالا مورد توجه دوستانیست که تاریخ تکامل کار میکنند:
https://library.lol/main/19FA3F0E0F1C502EDB52250D5710E0A6
Repost from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
چگونه همکاری در گونهی انسان تکامل یافت؟
راز موفقیت گونهی انسان همکاریهای گسترده در نیاکان ما بوده است که نمونهی آن در هیچ گونهی دیگری یافت نمیشود. این همکاری تا جایی پیش رفت که هیچکدام از شکارچیان بزرگ نیز حریف دستهی انسانها نمیشدند. نیاکان ما ماموتهای عظیمالجثه را نیز به مدد این همکاری شکار میکردند.
از این بدیهیات مورد توافق همگان که بگذریم اختلافنظرها آغاز میشود: چه شد که نیاکان ما وارد این سطح از همکاری شدند و مثلاً نیاکان شامپانزهها نشدند؟ چه مکانیسمی این همکاری را بهوجود آورد؟
دو نظریهی رقیب و اصلی وجود دارد، که اولی طرفداران بیشتری دارد؛ اما اخیراً آزمایشی در میان بومیان گینهی نو انجام شده که نتایج آن در داوری میان دو نظریهی رایج بسیار جالب است و مدعی هر دو نظریه، بهویژه نظریهی رایج میشود. نظریهی جدید که تلفیق دو نظریه را پیشنهاد میدهد در نشریهی نیچر منتشر شده است.
نظریهی رایجتر (یک): همکاری، ریشه در تکرار تعاملهای درونگروهی دارد. در تکرار تعاملها، آنان که خودخواهانه و بدون در نظر گرفتن دیگران عمل میکردند تنبیه میشدند. با تنبیه کسانی که به دنبال سواری مجانی بودند همکاریِ درونگروهی شکل گرفت. عموم افراد برای برخورداری از اعتبار بالاتر، و برخورداری از مواهب همکاریهای آتی، از رفتارهای خودخواهانه اجتناب کردند. و البته اعتبار بیشتر به نفع خود فرد بود.
نظریهی رقیب (دو): رقابت میان گروههای رقیب به تکامل همکاری انجامیده است. این نظریه نگاه را از سطح فردی به سطح گروهی ارتقا میدهد. دستههای انسانها در رقابت بر سر منابع مشترک با همسایههای خود وارد منازعات میشدند و آنهایی پیروز بودند که انسجام بیشتری داشتند. مطابق این نظریه همکاری برای حل این مشکل بهوجود آمده است.
نظریهی جدید: همکاری محصول تلفیق هر دو مکانیسم قبلیست.
سوال: اما آزمایش چگونه نشان داده است که همکاری را هیچکدام از دو نظریهی رقیب نمیتوانستهاند به تنهایی شکل دهند؟
مهمترین دلیل در نقد نظریهی نخست مشاهدهی شرایطیست که در آن بدون آنکه تکراری در کار باشد، و اصلاً افراد همدیگر را بشناسند که نگران از دست رفتن اعتبار خود باشند، باز هم به جای رفتار خودخواهانه با دیگران همکاری میکنند.
پژوهشگران به گینهی نو رفتند و شرایطی را در میان بومیان فراهم آوردند که فرد با دیگری به تبادل پول بپردازد (از آنچه معادل پول رایج محلی بود استفاده کردند). افراد را، بدون آنکه یکدیگر را ببینند، در گروههای دو نفره قرار میدادند. اما هرکس میدانست که آنکه با او مبادلات مالی دارد از قبیلهی خودش است یا نه؛ بدون اینکه هیچکدام از دو نفر بدانند دیگری چه کسی است.
وقتیکه همتیمی از قبیلهی خودش بود، فرد پول زیادی میداد؛ و وقتی از قبیلهی دیگری بود پول کم. بخش دوم این یافته از منظر نظریهی یک قابلپیشبینی بود. اما وقتی فردی از گروه خودی نمیداند من که هستم چرا باید پول زیادی به او بدهم؟
ناشناس بودن من باعث میشود با این ازخودگذشتگی اعتباری کسب نکنم. اما نظریهی دوم این مورد را تبیین میکند زیرا مطابق نظریهی دوم تقویت همقبیله، هرچند مرا نشناسد، به قویتر شدن گروه میانجامد و در زمان مقابله با قبیلهای دیگر به کار میآید.
اما آیا فرضیهی دوم میتواند همهی دادهها را تبیین کند؟ خیر. این نظریه مشکلات دیگری دارد و به همین دلیل نظریهی رقیب ضعیفتری بوده است. اولاً انسجام بالای درونگروهی به رقابت با گروههای همسایه دامن میزند و نتیجه آنکه جنگها افزایش مییابد. از منظر کلیتِ جمعیتِ منطقه، جنگ دائمی به ضرر گونه است زیرا با تداوم جنگها افراد گروه کاهش مییابند و گروهها ضعیف میشوند. بهعلاوه همواره مهاجرت افراد در میان گروهها دیده میشود. اگر هدف همکاری افزایش انسجام درونگروهی برای مقابله با گروههای دیگر بود چرا باید قبیلهها اجازهی مهاجرت را به درون یا بیرون گروه بدهند و همچنین اعضای آنها با یکدیگر وصلت کنند؟ همچنین اعضای گروه گاه با اعضای خارج گروه وارد مبادلات کالایی میشوند. این بدان معناست که گروههای رقیب، همکاری میانگروهی نیز دارند.
اما با کدام گروهها همکاری کنیم؟ اینجاست که مجدد نظریهی نخست در سطح گروه مطرح میشود: گروهها برای افزایش اعتبار خود از رفتارهای خودخواهانه، و در تعارض با همکاری، اجتناب میکنند. در غیر این صورت در دورههای بعدی کسی با آنها تعامل نخواهد کرد.
بنابراین ما نیازمند تلفیق هر دو مکانیسم هستیم. این تبیین با آنچه در جهان امروز در سطح فردی و در سطح کشورها میبینیم نیز سازگار است: افراد هم با یکدیگر رقابت دارند و هم همکاری؛ کشورها نیز همچنین.
جهان زیستی، همچون جهان اجتماعی، آمیزهای از همکاری و رقابت است. جهان پیچیدهتر و مبهمتر از آنست که با برچسبی ساده قابل توصیف باشد.
هادی صمدی
@evophilosophy
Repost from اشتباه میمون
دوستان عزیز
آقای رابین دانبار به زودی در یک وبینار راجع به موضوع ارزشِ دوستی سخنرانی خواهند کرد. آقای دانبار یکی از روانشناسان تکاملی صاحبنظر هستند و کتابها و مقالات متعددی در این حوزه منتشر کردهاند. علاقهمندان میتوانند به صورت رایگان در این وبینار شرکت کنند.
👨🏫 سخنران: رابین دانبار
❇️ موضوع: ارزشِ دوستی
📅 تاریخ: ۱۷ اسفند ۱۴۰۲
🕣 زمان: ۱۹:۳۰ به وقت ایران
🔗 لینک ثبتنام
در کانال تلگرام اشتباه میمون عضو شوید
Repost from مدرسهٔ تردید
🔹امروز
روز پایانی پنجمین همایش داروین
1️⃣ 19:00 to 19:20
مغز و آگاهی از منظر اسطورهشناسی عصبی-تکاملی
عبدالرضا ناصرمقدسی، دانشگاه علوم پزشکی تهران
2️⃣ 19:20 to 19:50
The Evidence and Polemic of Hominine Origins
David Begun, University of Toronto
3️⃣ 19:50 to 20:20
How did humans evolve? All species are different, we are as well. My question is about what we can learn if we ask "why"
Milford Wolpoff, University of Michigan
4️⃣ 20:20 to 20:50
Human Evolution and Human Races
Alan Templeton, Washington University
5️⃣ 20:50 - 21:10
دیدگاههای تطورگرایانه در انسانشناسی و باستانشناسی
کامیار عبدی دانشگاه شهید بهشتی
🔹ساعت برگزاری: ۱۹ تا ۲۱:۱۰
🔹لینک شرکت در جلسه:
www.skyroom.online/ch/tardidschool/charlesdarwin
@tardidschool
Repost from BBCPersian
🔻میمونها هم مثل انسان سر به سر هم میگذارند.
گروهی از دانشمندان از کشورهای مختلف توانستهاند با جزئیات ثابت کنند که میمونهای بزرگ (میمونهای انساننما یا انسانیان) هم مثل انسان سر به سر هم میگذارند.
این دانشمندان با بررسی ویدیویی رفتارهای چهار گونه میمون کمسنوسال، بونوبو، شمپانزه، گوریل و اورانگوتان در باغوحش سندیگو در کالیفرنیا رفتارهایی مثل غافلگیر کردن و بازیگوشی را ثبت و ضبط کرده و نتایج را منتشر کردهاند.
از دیگر روشهای دست انداختن و سر کار گذاشتن میتوان به رفتارهایی مثل کشیدن مو، انگولک کردن و تعارف کردن چیزی و بعد ندادن آن در آخرین لحظه اشاره کرد.
محققان میگویند این شواهد نشان میدهند که چنین رفتارهایی میتواند از نیای مشترک انسان و میمونها در ۱۳ میلیون سال پیش نشات گرفته باشد.
