اِنــزوا🌱
📈 Analytical overview of Telegram channel اِنــزوا🌱
Channel اِنــزوا🌱 (@enzevayyy) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 10 857 subscribers, ranking 3 534 in the Books category and 28 961 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 10 857 subscribers.
According to the latest data from 06 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -143 over the last 30 days and by -3 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 12.18%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 4.06% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 1 322 views. Within the first day, a publication typically gains 441 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as آهو, کس, آسمان, ذره, بو.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“آثارِ چاپشده از"مب آهو"
حیآهو
قلب زمین
رقص در انزوای کلمات
سکوت ماه”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 07 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
| 2 | 4_5765833478499208310.mp3 | 324 |
| 3 | ☆•
به سمت من برگرد ای آینهی چرخان
افتاد پردهی حاشا
افسوس خزشِ بیهودگیهاست
و بوسهی حیرت بر غیاب
ترس نام شکوفهی عشقَست
یا کشفِ ناموثِّر
سایهی لبات بر عریانی
میشکند صبرِ در آینه را
امروز
شبترین فصلِ سالست
در گودیها!
آه
ای آسمانِ بیماه...
"مب آهو" | 568 |
| 4 | ... | 555 |
| 5 | •••
در سرزمینِ ما شصت قانون برایِ عشق وجود دارد؛
قانون اول :
با کسی که دوستش داری صادق باش.
پنجاه و نه قانون دیگر:
وقتی کسی که دوستش داری پشتت را خالی کرد؛یاد بگیر چطور فراموشش کنی.
"لا ادری" | 569 |
| 6 | *
یاری که تحمل نکند، یار نباشد.
" سعدی" | 701 |
| 7 | 4_5796239261384582396.m4a | 1 234 |
| 8 | ♤
«بيا و اعتراف كن؛
آنجا كه دوستم داشتی
تلاش میکردی چه کسی را فراموش کنی؟»
"قهرمان تازه اُوغلو؛ فارسیِ "سیامک تقیزاده" | 1 224 |
| 9 | •••
اگر نیک بود ،میماند،
اگر عاشق بود،میگفت،
و اگر دلتنگ بود،میآمد..
"محمود درویش" | 1 224 |
| 10 | ☆☆
العناق هو أن تذهب بعطر و تعود بعطرین!
آغوش؟!
آغوش آنَست که با یک عطر بروی و با دو عطر بازگردی!
"نزار قبانی" | 1 342 |
| 11 | °°°
عشق یعنی؛ بین او و دیگران از چند جهت باید فرق بگذاری:
«حدیثاً و شعوراً و اهتماماً»
اول: نوع کلامت با او فرق کند نسبت به کلامت با دیگران.
دوم: احساست به او منحصر به فرد باشد. سوم: و مهمترینشان، «توجه».
"نزار قبانی" | 1 131 |
| 12 | 4_5985816055518338232.mp3 | 1 363 |
| 13 | .
هلاکت
هر روز تکهیی از بدنم را از دست دادهام. هر روز کمآبتر، کمخونتر، کمگوشتتر. هر روز به یک قنات خشک شبیهتر شدهام. بر دهانهی این قنات، لبهای تشنه انعکاسِ آهِ خود را مییابند؛ لبریز از تشنگی، شکلی از هلاکت.
هر روز واژههای بیشتری در من مردهاند و به سکوت بدل گشتهاند. سکوت چیست جز فراموشی؟ هر روز معنای من کمتر و روح من کوچکتر شده است. من همین روندِ رو به کاهش، همین فروپاشی و تجزیهی جبرانناپذیرم. من مرگم. چرا که میخورم، زندگی را چون طعمهای میخورم. آنچه را که دوست دارم تباه و معدوم میکنم. من دوستت دارم، پس تو را میبلعم. بیرحمانه دوستت دارم و میخواهمت، برای خودم. من خودخواهیِ عشقم. تو را عاشقانه میسوزانم و هلاک میکنم...
"بهنام کمالی" | 1 332 |
| 14 | °°°
عشق شفا میبخشد، چه دلدار باشید چه دلداده.
"کارل منینگر" | 1 401 |
| 15 | با کدامین آهو زاده شدم در مرداد | 252 |
| 16 | **
در رؤیاهایمان، میتوانیم تخممرغهایمان را دقیقاً همانطور که دوست داریم بپزیم، اما نمیتوانیم آنها را بخوریم.
" آدام فیلیپس" | 2 122 |
| 17 | •••
چون عشق جاى تهى کند، تهیگاه آن را مرگ مىتواند پر کند یا نفرت؛ و بعضا هر دو با هم.
"محمود دولتآبادی" | 2 069 |
| 18 | آستراخان کافه | 426 |
| 19 | دلتنگی نام دیگر من است | 417 |
| 20 | •••
زمان دوید و خلوت رویید از نو
سایهای کوک شده در نگاه که میرقصد در ردِّ پنهانت
تکرارِ رویاهای لای پلکها
در نقطههای بیپایانی که چین میخورد
عریانیِ خیالَست و ضعفِِ دید
و صدایی که محوِ
بوسه مینشاند بر لبهای تو
حاشیهای در افقیترین خطِ ناپیدا
بر سطری مرتکب
و خندهای که میریزد از نقطهای تیره
در شکاکیتِ آه
خزیدنِ تعجب روی لب
کاریست همیشگی
وقتی وسوسه از چشمهای توست که شروع میشود!
و عمقِ چشمهای قدیمیات
بازگشتیست به آیندهای نیفتاده در اتفاق
که نیست
راهِ ورودی برای روسپیان در قلب!
آنچه نگفتهام را بخوان از سفیدی چشمهایم
"مب آهو" | 2 531 |
