Let’s learn English
Open in Telegram
Learn English روش یادگیری براساس مهارت آموزی و متمرکز بر گرامر است. برنامه ریزی برای ۶۰ هفته انجام شده است که شما را از سطح A1 به B2 می رساند.
Show more367
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت چهاردهم
(۲)
درجا زدن در یادگیری زبان انگلیسی
این سیر غیرخطی به این معنی است که سیستم زبان یادگیرنده در حال تغییر است: تغییرپذیری مستلزم تغییر است. در سیستمهای پیچیده و پویا در ابتدا تنوع ( حالتهای مختلف)زیادی وجود دارد و با عادت کردن سیستم به حالت جدید، تنوع کمتر میشود.
اگر در فراگیری زبان خود به سطح بالایی رسیدهاید، به این معنی است که سیستم شما به سطح زبان شما عادت کرده است و باید همه چیز را تغییر دهید. سیستمهای پویا همیشه به دنبال ثبات هستند و در این مرحله، توسعه زبان شما به حالت ثبات رسیده است. این بدان معنی است که سیستم دیگر نیازی به تطبیق ندارد: دیگر تنوعی وجود ندارد.
از یک طرف، این چیز خوبی است! شما آنقدر پیشرفت کردهاید که سیستم دیگر نیازی به تطبیق ندارد. از سوی دیگر، نشان میدهد که شما باید روشهای خود را تغییر دهید تا توسعه زبان خود را مجدداً راهاندازی کنید.
چگونه از درجا زدن خود فراتر برویم؟
چه کاری میتوانید انجام دهید تا توسعه زبان خود را به مسیر درست برگردانید؟ شما باید حالت تعادل را بشکنید و مطمئن شوید که سیستم شما نیاز به سازگاری دارد. اولین کاری که باید انجام دهید این است که قرار گرفتن در معرض خود را بیشتر کنید: به سراغ موارد چالشبرانگیز بروید. سطح هر چیزی که در معرض آن هستید را افزایش دهید. مطالب یک مرحله بالاتر، چالشی هستند.
در مرحله بعد، فعالیتهای چالش برانگیزتری را با مطالبی که میخوانید انجام دهید. نوشتن نقدهای دشوارتر، مقالات دشوارتر، یا استفاده از کلمات کمتر مورد استفاده را در نوشته خود در نظر بگیرید. سعی کنید از این کلمات در روزمره خود به انگلیسی استفاده کنید.
شما همچنین میتوانید انتخاب کنید که از درجازدن خود لذت ببرید. زبان خود را در سطحی که در آن هستید کامل کنید و بر مهارتهای زبانی خود تمرکز کنید. لازم نیست به دنبال موارد جدید باشید. میتوانید در همین سطح روی نوشته خود کار کنید و به نوشتن و خواندن بیشتر مطالب مشابه ادامه دهید. این اتلاف وقت نیست. متخصص شدن در بک طح هم بسیار مفید است.
وقتی آماده شدید، می توانید به آرامی مطالب و تکالیف دشوارتری را در سفر یادگیری زبان خود بگنجانید.
همه چیز یک سیستم پویا است!
به نظر من، تقریباً همه چیز یک سیستم پویا است: از یادگیری زبان و کاهش وزن گرفته تا روابط و کلاسهای درس. متغیرها همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهند و اگر ما بتوانیم بر متغیرها تأثیر بگذاریم، میتوانیم بر روی سیستم تأثیر بگذاریم.
به نظر شما نظریه پویایی سیستمها دیگر چگونه میتواند بر یادگیری زبان تاثیر بگذارد؟
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت چهاردهم
(۱)
درجا زدن در یادگیری زبان انگلیسی
احساس میکنید، انگلیسی خود را بهبود نمیدهید؟
همه در حین یادگیری زبان دوم دچار این مشکل میشوند و یافتن انگیزه برای ادامه یادگیری میتواند مشکل باشد.
شباهتی بین یادگیری زبان و کاهش وزن وجود دارد و آن این است که هردو را میتوان به عنوان سیستمهای پویا و پیچیده در نظر گرفت زیرا هر دو از مسیرهای خطی پیروی نمیکنند، مسیرهایی که در آنها انتظار دارید پس از هر حرکت دقیقاً چیزی تغییر کند.
نکته کلیدی در این روند کاهش وزن این است که روزانه خودم را وزن میکنید. بعضی روزها وزن کم میشود و بعضی روزها وزن بالا میرود، با وجود اینکه آن روز ورزش کردهاید یا رژیم را درست رعایت کردهاید. یادگیری زبان هم همین است!
ویژگیهای سیستمهای دینامیکی
پویا بودن آنهاست زیرا متغیرها بر آنها تأثیر میگذارند. مثلاً متابولیسم فرد هم بر کاهش وزن تأثیر می گذارد: متابولیسم سریعتر میتواند کاهش وزن را بیشتر کند، در حالی که متابولیسم کندتر - همراه با پرخوری - می تواند منجر به افزایش وزن شود.
با این حال، این متغیرها تنها تأثیرگذار نیستند. خود متغیرها نیز تحت تأثیر متغیرهای دیگر قرار میگیرند. این پدیده وابستگی متقابل نامیده میشود و دلیل پیچیده شدن سیستمهای پویا است.
پس در مورد یادگیری زبان چطور؟
یادکیری زبان نیز یک سیستم پویا و پیچیده است زیرا توسعه زبان تحتتأثیر متغیرهای زیادی است. این متغیرها هم تحت تأثیر یکدیگر قرار میگیرند (به یکدیگر وابسته هستند).
متغیرهای زیر و تأثیر آنها بر فراگیری زبان را در نظر بگیرید.
اول، قرار گرفتن در معرض زبان، متغیری است که بیشترین تأثیر را بر رشد زبان یادگیرنده دارد. اگرچه قرار گرفتن در معرض ضروری است، اما میزان تعامل داشتن هم نقشی به همان اندازه در فراگیری زبان دارد. به وابستگی متقابل فکر کنید: تعامل داشتن بر قرار گرفتن در معرض تأثیر می گذارد و بالعکس.
تنوع بسیار کم
پیشرفت از طریق مقدار متغیر اندازهگیری میشود: اختلاف بین نقاط داده. فرض کنید ما در حال اندازهگیری استفاده از حال استمراری در نوشتار زبانآموز زبانانگلیسی در طول زمان هستیم. این زبان آموز ۲۰ انشا نوشته است و تعداد استفادههای نادرست از حال استمراری شمارش شده است.
در یک مسیر خطی، انتظار دارید که دانش آموز با نوشتن بیشتر، اشتباهات کمتری انجام دهد. با این حال، نقاط داده چیز دیگری را نشان میدهد: گاهی اوقات، یادگیرنده اشتباهات کمتری میکند و گاهی اوقات یادگیرنده اشتباهات بیشتری میکند.
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت سیزدهم
(۳)
چرا انگلیسی را میفهمید اما نمیتوانید روان صحبت کنید؟
کاری که بایستی انجام دهید:
بعد از تماشای هر ویدیو سعی کنید آن را خلاصه کند و برای یک دوست خیالی توضیح دهید- میدانم که ممکن است ترسناک به نظر برسد 😁- با استفاده از کلمات خود و تلاش برای استفاده از کلمات جدیدی که شنیدهاید، این کار را انجام دهید. این کار ساده و در عین حال موثر است.
سعی کنید با صدای بلند صحبت کنید و از صدای درونی برای تقویت ارتباط ذهن و دهان استفاده نکنید (در غیر این صورت، همچنان در ذهن خود روان صحبت خواهید کرد اما هنگام صحبت با صدای بلند سکوت خواهید کرد). لازم نیست جلوی کسی این کار را انجام دهید، بلکه باید سعی کنید زمانی را پیدا کنید که بتوانید بدون مزاحمت دیگران این کار را انجام دهید.
لیست موضوعات برای صحبت با خود:
اتفاقات دیروز
کتاب قبل از خواب
داستانهایی که در امروز شنیدهاید
بچه گربهای که در اینستاگرام دیدید
تجربهای که داشتید
یک واقعیت جدید
قسمت جدید خسته کنندهای که در نتفلیکس تماشا کردید
آنچه خوردید
کاری که قرار است بعد انجام دهید
تعطیلات آتی شما
چیزهای پرطرفدار
اخبار روز
در مورد این موضوعات صحبت کنید درحالیکه دوش میگیرید، آشپزی میکنید، لباس میپوشید، خانه را تمیز میکنید و….
سعی کنید یک داستان بسازید و نه فقط فهرستی از کلمات یا عبارات نامرتبط (این مربوط به حافظه اپیزودیک است که خارج از موضوع این نوشته است).
اگر به یک دوست خیالی بگویم، چه کسی اشتباهات دستور زبان، واژگان و یا تلفظ من را تصحیح میکند؟ متأسفانه، ما نمیتوانیم همه چیز را داشته باشیم، اگرچه همیشه میتوانیم از ابزارها یا خدماتی برای کمک به ما در این زمینه استفاده کنیم( Google Translator,Grammerly,Deepl,… ).
فقدان شجاعت
نکته جالب دیگر، نداشتن شجاعت است. ترس از صحبت کردن به زبانی غیر از زبان مادری - در مقابل افراد غیر بومی یا بومب - یک مسئله جهانی است. میدانم گفتنش آسانتر از انجام دادن آن است، اما مسئله این است که همیشه از این دست آدمها وجود خواهند داشت که شما را به خاطر لهجه یا اشتباهاتتان مسخره کنند. فقط آن را بپذیرید و سعی کنید دفعه بعد آن را بهتر انجام دهید. کارما عدالت را اجرا خواهد کرد 🙃.
نگذارید کمالگرایی دشمن شما باشد.
فراموش نکنید که از این فرآیند لذت ببرید!!!
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت سیزدهم
(۲)
چرا انگلیسی را میفهمید اما نمیتوانید روان صحبت کنید؟
من نمیتوانم به شما بگویم که او چگونه به این ارقام رسیده است، اما فکر میکنم چندان دور از انتظار نیست چون برای مثال، به این فکر کنید که چند نفر به شما میگویند که در حال یادگیری یک زبان دوم هستند و راضی هستند، آن هم فقط با تماشای تلویزیون، سریال یا فیلم در و یا گاهی اوقات با خواندن کتاب یا هر چیز دیگری . نسبت ورودی به خروجی آنها اساساً ۰ به ۷ است!
شما نمیتوانید فقط با تماشای ویدیوهای مربوط به ورزش در TikTok در یک ورزش ماهر بشوید ... شما باید در واقعیت این ورزش را انجام بدهید!
تحت فشار قرار گرفتن برای تولید زبان، زبانآموزان را در موقعیت بهتری قرار میدهد تا متوجه «شکاف» در دانش زبان خود شوند و آنها را تشویق میکند تا سیستم یادگیری زبان خود را به روز کنند. «از آنجایی که افراد برای تولید زبان در زمان واقعی تحت فشار قرار میگیرند و در نتیجه مجبور می شوند عملیات سطح پایین را با گنجاندن در روالهای سطح بالاتر انجام دهمد ، ممکن است به توسعه روانی هم کمک کند.»
- اسکات تورنبری
چگونه می توانم یادگیری مبتنی بر خروجی بیشتری انجام دهم؟
قبل از صحبت در مورد توصیه اصلی، در اینجا یک توصیه کوچک اما مهم وجود دارد: ما باید سعی کنیم بیشتر از خواندن و شنیدن، گوش کنیم. یعنی سعی کنیم در اسرع وقت نحوه تلفظ کلمات جدیدی را که با آنها برخورد میکنیم، پیدا کنیم زیرا این یادگیری اشتباه میتواند در دراز مدت به یک مشکل واقعی تبدیل شود زیرا اگر چندین بار تلفظ را اشتباه تکرار کنیم، مغز ما آن را به این صورت ضبط میکند و بعداً اصلاح آن بسیار سخت است.
من می دانم که گوش دادن یا خواندن بسیار آسان و راحت است، زیرا ما میتوانیم آن را به تنهایی در طیف گستردهای از موقعیتها انجام دهیم، حتی در طول یک فعالیت دیگر قادر به انجام آن هستیم، اما نوشتن میتواند خسته کننده باشد و ما تقریباً همیشه فقدان ایده را بهانه میکنیم و صحبت کردن نیاز به یک پاتنر دارد. اما ما باید از منطقه راحتی خود فراتر برویم و طرز فکر خود را تغییر دهیم تا نسبت ورودی به خروجی خود را از ۷ به ۳ به ۳ به ۷ تغییر دهیم (یا حداقل آن را متعادلتر کنیم).
«لازم نیست هر روز کارهای زیادی انجام دهید، اما باید کار کوچکی رل انجام دهید. یه کار در هر روز.»
- کالی اوتینگر
همانطور که بوکسورها تمرین سایه میکنند، ما نیز میتوانیم به نوعی تمرین صحبت کردن را انجام دهیم.
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت دوازدهم
(۱)
چرا انگلیسی را میفهمید اما نمیتوانید روان صحبت کنید؟
بسیاری از ما سالها تلاش کردهایم تا زبان دوم (در مورد من انگلیسی) را بیاموزیم بدون اینکه آنطور که میخواهیم موفق شویم و این به این دلیل است که (یا حداقل در مورد من اینگونه بوده است) سیستم یا روشی که ما از آن استفاده کردهایم همیشه "مبتنی بر ورودی" بوده است.
به صورت خلاصه یعنی: ما میتوانیم برخی از مکالمات یا جملات را "درک" کنیم (زیرا این چیزی است که ما بسیار برای آن آموزش دیدهایم) اما نمی توانیم پاسخهای پیچیدهای بدهیم یا آنها را حفظ کنیم به صورت مکالمات سریع و روان (چون ما اصلا آن را آموزش ندیدهایم).
یادگیری مبتنی بر ورودی چیست؟
چهار مهارت اساسی یادگیری زبان عبارتند از: خواندن، گوش دادن، نوشتن و صحبت کردن.
این مهارت ها به نوبه خود به دو گروه یا سبک یادگیری متفاوت تقسیم می شوند:
بر اساس ورودی: خواندن و گوش دادن (همچنین به عنوان "مهارت های دریافتی" و/یا یادگیری غیرفعال شناخته میشود).
براساس خروجی: نوشتار و گفتار (معروف به "مهارت های مولد" و/یا یادگیری فعال).
آیا یک سبک یادگیری بهتر از دیگری است؟ قطعا خیر. برای یادگیری یک زبان باید بتوانیم به چهار مهارت اساسی به خوبی تسلط داشته باشیم زیرا به نوعی به هم مرتبط هستند. مشکل واقعی مقدار (نامتوازن) زمان و تلاش ما برای هر یک از آنها است.
با توجه به آنچه شیون کاباساوا در کتابهایش با عنوان «قدرت ورودی: چگونه یادگیری را به حداکثر برسانیم» و «قدرت برونداد: چگونه یادگیری را به نتیجه تغییر دهیم» بیان میکند، ما به خرج کردن عادت کردهایم. به طور متوسط زمان و تلاش بسیار بیشتری برای مهارتهای مبتنی بر ورودی نسبت به مهارتهای مبتنی بر خروجی خرج می کنیم.(به نسبت ۷:۳ یعنی دو و نیم برابر زمان بیشتر در مورد اولی نسبت به دومی) در حالی که ما باید کاملاً برعکس عمل کنیم و بیشتر به سمت خروجی متمایل شویم.
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت دوازدهم
(۳)
۷. از شکل گذشته افعال درست استفاده کنید
صحبت کردن در مورد گذشته به زبان انگلیسی چندان دشوار نیست. فقط افعال بی قاعده هستند که از شکل منظم اضافه کردن -ed به فعل حال پیروی نمیکنند. لازم نیست همه آنها را بدانید، اما سعی کنید رایجترین آنها را بیاموزید (شاید حدود ۲۰ فعل باشند). مثلا:
Go – went
Have – had
Make – made
• We went to the cinema last Saturday.
• They had a party to celebrate Tom’s birthday.
• I made a cake this morning.
۸. با زمانهای اصلی افعال انگلیسی آشنا شوید
اگر تازه شروع به یادگیری زبان انگلیسی کردهاید، شاید همه زمانها را ندانید. فقط روی آشنایی با چهار یا پنج موردی که بیشتر استفاده میشود، تمرکز کنید. هدف این است که بتوانید از این موارد استفاده کنید:
حال ساده - برای توصیف عادتها و موقعیتهای دائمی. به عنوان مثال
We live in New York.
حال استمراری - برای توصیف موقعیتهای فعلی( حال حاضر) و برنامههای آینده. به عنوان مثال،
I’m meeting John later.
گذشته ساده - برای توصیف اقدامات انجام شده گذشته. به عنوان مثال
They arrived at 3 p.m.
حال کامل - برای توصیف اقدامات گذشته مرتبط با زمان حال. به عنوان مثال،
We’ve finished the reports.
زمان آینده - برای توصیف اقدامات آینده.
به عنوان مثال،
I’ll meet you in front of the conference center.
۹. هرگز از منفی دوتایی استفاده نکنید
در زبان انگلیسی اغلب دو راه برای بیان یک مفهوم منفی وجود دارد. به عنوان مثال، اگر میخواهید بگویید اتاق خالی است، میتوانید بگویید:
There is nothing in the room. OR There isn’t anything in the room.
واژه های nothing’ و ‘anything’ به یک معنا هستند، اما «nothing » با فعل تأییدی و «anything» با فعل منفی استفاده میشود.
این قانون برای کلمات دیگری هم وجود دارد مانند:
nobody – anybody
none – any
این در مورد کلمه «never» هرگز نیز صادق است، وقتی در مورد تجربهای صحبت میکنید. میتوانید بگویید:
He’s never been to the U.S. OR He hasn’t ever been to the U.S.
معنی یکسان است اما در جمله دوم استفاده از "ever" به این معنی است که باید فعل را منفی کنید.
یادگیری همه گ قواعد گرامری بدیهی است که زمان میبرد و همچنین در طول مسیربه راهنمایی نیاز خواهید داشت تا بتوانید آنها را عملی کنید.
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت دوازدهم
(۲)
۴. جملات خود را با کلمات ربط به هم وصل کنید
اگر میخواهید دو جمله یا عبارت کوتاه را به هم متصل کنید، می توانید این کار را با استفاده از یک کلمه ربط انجام دهید. مثلاً:
I’m studying English. English is important.
میشود:
I’m studying English because it’s important.
مهمترین کلمات ربط:
and – addition
because – to give the reason
but – to express contrast
so – to describe a consequence
or – to describe an alternative
مثال:
• He likes football and he plays in a team.
• We’re going out because we’re bored.
• She wants to study more but she doesn’t have time.
• Kim is coming round so I’m cleaning my flat.
• Would you like tea or coffee?
۵. جمله سازی
به طور کلی، جملات در زبان انگلیسی خیلی طولانی نیستند. این خبر خوبی برای است زیرا به این معنی است که نیازی نیست نگران نوشتن جملات طولانی و پیچیده باشید. یک جمله معمولاً دارای دو یا احتمالاً سه بند (فاعل + فعل + مفعول) است که توسط یک کلمه ربط به هم مرتبط میشوند.
یک راه خوب برای واضحتر کردن جملات اضافه کردن ویرگول است. ویرگول به خواننده کمک میکند بفهمد یک عبارت کجا تمام میشود و دیگری شروع میشود. رایجترین مواردی که توصیه می شود ویرگول قرار دهید عبارتند از:
بین دو بند برای مثال
If the weather is nice tomorrow, we’re going to the park.
برای جدا کردن موارد در یک لیست به عنوان مثال
Our kids like swimming, skiing, ice-skating and cycling.
بعد از چند کلمه ربط به عنوان مثال،
Our holiday was great and the hotel was wonderful.
However, the weather was awful.
برای اطلاعات اضافی در وسط جمله (یک بند غیر تعریفی). به عنوان مثال،
My neighbor, who’s from Brazil, is really good at cooking.
و فراموش نکنید که هر جمله را با حرف بزرگ شروع کنید!
۶. ترتیب کلمات را برای سوال به خاطر بسپارید
در زبان انگلیسی ساختار سوال با فرم مثبت متفاوت است. بنابراین مطمئن شوید که ترتیب کلمات را تغییر دهید یا "does/did/do" کمکی را اضافه کنید. چهار راه برای درست کردن سوال به زبان انگلیسی وجود دارد:
to be - برای سؤالاتی که از فعل «بودن» استفاده میکنند، جای فاعل و فعل را برعکس کنید. مثلا
Are you a student?
همه افعال دیگر - برای ایجاد سؤال برای تمام افعال دیگر، «do/does/dis» را اضافه کنید. مثلا
Do they work here?
افعال کمکی - برای ایجاد سؤال با افعال کمکی، جای فعل کمکی و فاعل را برعکس کنید. مثلا
Can he play the piano?
افعال حال و گذشته کامل - برای این جملات که "have/has/had"دارند، جای آن را با فاعل عوض کنید. به عنوان مثال
Have you seen Bob?
این قوانین زمانی هم که یک کلمه سوالی مانند چه، چگونه، چرا اضافه میشود، اعمال میشون . مثلا:
Where are you from?
When can we meet?
Why have they left?
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت دوازدهم
(۱)
۹ قانون مهم گرامر انگلیسی که باید به خاطر بسپارید.
یکی از سخت ترین چیزها در مورد یادگیری یک زبان جدید، یادگیری گرامر است و در حالی که دستور زبان انگلیسی در مقایسه با برخی از زبانها می تواند بسیار آسان به نظر برسد، یک اشتباه کوچک میتواند به راحتی معنای آنچه را که میخواهید بگویید، تغییر دهد.
بنابراین در اینجا لیستی از قوانین مهمی وجود دارد که باید هنگام صحبت کردن و نوشتن انگلیسی در نظر داشته باشید.
۱. صفت و قید
مطمئن شوید که از صفتها و قیدها به درستی استفاده میکنید. صفتها افراد یا چیزها را توصیف( شناساندن و کمیت) میکنند و معمولاً جلوی یک اسم قرار میگیرند و اگر اسم جمع باشد تغییر نمیکنند. قیدها برای افعال، صفت ها و سایر قیدها به کار میروند و معمولاً بعد از فعل میآیند. مثلا:
• He’s a slow driver. (Adjective صفت)
• He drives slowly. (Adverbقید)
اکثر قیدها با افزودن -ly به یک صفت ایجاد میشوند، اما شکلهاس بیقاعده هم دارند، مانند:
fast (adjective) – fast (adverb)
hard (adjective) – hard (adverb)
good (adjective) – well (adverb) Your English is good.
You speak English well.
۲. به هموفونها توجه کنید
لغات هموفونیک کلماتی هستند که مانند سایر کلمات تلفظ میشوند اما معانی متفاوتی دارند، حتی ممکن است املای آنها متفاوت باشد. این بدیهی است که میتواند سردرگمی ایجاد کند و متاسفانه کلمات هموفون زیادی در انگلیسی وجود دارد. مثلا:
• they’re – their – there
• you’re – your
• it’s – its
• I – eye
• here – hear
• break – brake
• flower – flour
• our – hour
بنابراین وقتی در حال نوشتن هستید، مراقب باشید که املای درست را انتخاب کنید و وقتی که گوش میدهید، به یاد داشته باشید که کلمهای که فکر میکنید متوجه شدهاید، ممکن است معنای دیگری داشته باشد. سعی کنید معنا را از متن درک کنید.
3. از مطابقت فعل و فاعل مطمئن شوید.
افعال اصلی که باید مراقب آنها باشید he, she and it هستند زیرا فعل آنها اغلب شکلی متفاوت با بقیه دارد. مثلا:
She has two cats. درست
She have two cats. غلط
این یک اشتباه کوچک به نظر میرسد اما متأسفانه بسیار قابل توجه است و اگر بتوانید از آن اجتناب کنید، تفاوت زیادی در میزان تسلط شما ایجاد خواهد کرد.
همچنین به یاد داشته باشید که وقتی چیزی را با استفاده از "There is/are" میگویید یا مینویسید، فعل باید با اولین اسمی که ذکر میکنید مطابقت داشته باشد. مثلا:
There is a sofa, some chairs and a table.
There are some chairs, a table and a sofa.
یک کانال کاربردی و سرگرم کننده برای بالا بردن سطح زبان انگلیسی مخصوصاً از نظر کلمه و اصطلاح! 👆🏼👆🏼
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت یازدهم
(۲)
غیر آکادمیک
هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری برای کسانی وجود دارد که علاقه ای به مقالات آکادمیک و کتابهای تخصصی ندارند، زیرا احتمالاً چیزهای زیادی وجود دارد که هنوز در سفر خود به سمت سطح زبان C2 با آنها روبرو نشدهاید.
منبع اصلی میتواند مقالات چالشبرانگیزتر مجله TIME یا وب سایت TIME باشد. مقالات TIME که توسط روزنامهنگاران بسیار ماهر نوشته شده است، همیشه حاوی کلمات پیچیده، بینشهای جالب و ترکیبهای جدید در مورد موضوعات جاری است.
گاهی اوقات، این موضوعات آنقدر عمیق و پیچیده هستند که حتی خود افراد بومی نیاز به خواندن مجدد مقالات و تحقیق بیشتر برای درک کامل موضوع دارند.
از مقالات مجله TIME در دانشگاه برای آموزش معلمان انگلیسی استفاده میشود، مخصوصاً در مورد آنهایی که اغلب فکر میکنند در مورد سطح انگلیسی خود چیز دیگری برای یادگیری وجود ندارد. این مقالات روش بسیار مفیدی است تا آنها را با انگلیسیای آشنا کند که به راحتی با آن آشنا نمیشوند.
چگونه زبان انگلیسی خود را فراتر از سطح C2 برسانید؟
اگر احساس میکنید که آماده هستید سطح انگلیسی خود را فراتر از سطح C2 ببرید، باید با افزایش عمق زبان انگلیسی خود شروع کنید. پادکستهای آکادمیک، سخنرانیها و مقالات تحقیقاتی همیشه حاوی زبانی فراتر از سطح C2 هستند و قرار گرفتن در معرض مطالب علمی به طور واضح زبان شما را فراتر از سطح C2 خواهد برد.
سپس، مقالات رایج را بخوانید. هدف از این مقالات عمیق، تحقیق و بحث درباره موضوعات باشد. مقالاتی مانند مقالاتی در مجله TIME وجود دارد و معمولاً دشوارتر هستند زیرا حاوی واژگان ناآشناتر هستند و موضوعات پیچیدهتری را پوشش می دهند (مانند بررسی عمیق تاریخی جنگ اوکراین).
اشتراک مجله تایم نسبتاً گران است، اما فوربس، نیوزویک و اکونومیست گزینههای مشابهی هستند و همچنین حاوی مقالات رایگان زیادی هستند.
مثل همیشه، دفترچه لغت خود را بیرون بیاورید تا بتوانید کلمات و عباراتی را که نمیدانید، بنویسید.
بنابراین حتی اگر سطح C2 در حال حاضر بسیار بالاست، راههایی برای فراتر رفتن از سطح C2 وجود دارد. با این وجود باید به کار روی زبان خود ادامه دهید و منابع ذکر شده در بالا ابزارهای خوبی برای ادامه توسعه مهارتهای زبان انگلیسی شما هستند.
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت یازدهم
(۱)
چگونه زبان انگلیسی خود را به بالاترین سطح برسانید.
هر زبانآموز انگلیسی میخواهد به آن سطح جادویی C2 دست یابد و سطح C2 اغلب به عنوان اوج یادگیری زبان در نظر گرفته میشود. با این حال، آیا می دانستید که بسیار فراتر از سطح C2 وجود دارد؟ پس در اینجا اسرار فراتر رفتن از سطح C2را به اشتراک میگذارم.
سطوح CEFR
اتحادیه اروپا چارچوب مشترکی را در اروپا مرجعی برای استانداردسازی سطوح مختلف زبانآموزان ارائه کرده است. شاخصهای CEFR برای همه زبانها یکسان است، به این معنی که شما میتوانید سطح B2 انگلیسی و سطح B2 زبان فرانسه را به یک شکل اندازهگیری کنید.
بالاترین سطح، C2، اغلب نزدیک به بومی در نظر گرفته میشود، اما به نظر مناسب نیست. از سوی دیگر، چگونه سطح زبان افراد بومی را اندازهگیری کنیم؟ من به عنوان کسی که زبان فارسی زبان مادری من است، احتمالاً سطح زبان فارسی بالاتر از حد متوسط را دارم چون در دانشگاه تحصیل کردهام.
با این حال، من به زبان فارسی آکادمیک خیلی مسلط نیستم و حتی به جرأت میگویم که به زبان انگلیسی آکادمیک بیشتر از فارسی آکادمیک تسلط دارم، فقط به این دلیل که پایاننامه و بیشتر مقاله به انگلیسی نوشتهام.
فراتر از سطح C2
بیایید یک چیز را واضح بگوییم: اگر در هر امتحان C2، مانند آزمون کمبریج، موفق شدهاید، در حال حاضر به زبان انگلیسی بسیار مسلط هستید و سطح شما در حال حاضر بسیار بالا است. من افراد زیادی را دیدهام که آزمون C2 دادهاند، میدانم که این آزمونها چالشبرانگیز هستند.
اما سطح C2 نباید مقصد نهایی سفر یادگیری زبان شما باشد. آن را یک ایستگاه مرکزی بزرگ در نظر بگیرید.
سفر شما فراتر از ایستگاه C2 از مهارت عمومی زبان به تخصص و تعمیق پیش میرود. نمونهای از زبان انگلیسی فراتر از سطح C2، انگلیسی آکادمیک است. زبان انگلیسی آکادمیک به سطح متفاوتی از رسمیت، جملات طولانیتر و پیچیده نیاز دارد و گاهی اوقات با اصطلاحات مخصوص (واژگان مخصوص یک حوزه تحقیقاتی خاص) همراه است.
مهارت در زبان انگلیسی آکادمیک مستلزم آشنایی زیاد با زبان انگلیسی آکادمیک است که به معنای خواندن مقالات علمی، مقالات تحقیقاتی و کتابهای تخصصی است.
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت دهم
(۲)
معرفی چند کتاب برای پیشرفت در زبان انگلیسی
۴. کتابخانه نیمه شب - مت هیگ
اکثر افراد انتخابهای زندگی خود را هر چند وقت یکبار زیر سوال میبرند، اما اگر واقعاً میتوانستید ببینید اگر انتخاب های متفاوتی میکردید، زندگی شما چگونه بود؟ این اتفاقی است که برای نورا میافتد. پس از گذراندن یک زندگی فلاکت بار و افسرده، او میمیرد و وارد کتابخانه نیمه شب میشود، جایی که کتابدار قدیمی دبیرستانش منتظر او میشود و به او نشان میدهد که میتواند ببیند زندگیاش بر اساس کتابی که تصمیم گرفت از کتابخانه نیمه شب انتخاب کند، چه چیزی میتوانست بشود. او کتابهای مختلفی را انتخاب میکند، همه با داستانها، شخصیتها و رویدادها. اگر او واقعاً خوشحال باشد میتواند در آن داستان بماند، اما آیا او میتواند زندگیای بیابد که او را راضی کند؟
اگرچه خواندن کتاب چندان دشوار نیست، اما پیچیدگی داستان نیاز به تفکر دارد و این باعث میشود این کتاب برای زبانآموزان در حد متوسط مناسبتر باشد. این کتاب عالی با زبان اصیلی هم نوشته شده و آرامش بخش است.
۵. عادات اتمی - جیمز کلیر
اگر میخواهید زندگی بعد از تعطیلات خود را بهتر کنید، باید عادتهای اتمی نوشته جیمز کلیر را بخوانید. او موضوعات جالبی را در مورد قدرت شکلگیری عادت و اینکه چگونه میتوانید با تغییر عادات خود بر زندگی خود تأثیر بگذارید، مطرح میکند. او راهکارهایی را برای شروع عادتهای جدید میدهد و کتاب حتی شامل چند فعالیت با دانلود رایگان است که می توانید برای شروع شکلگیری عادت خود از آنها استفاده کنید.
این کتاب خیلی سخت نیست، اما از آنجایی که یک کتاب خودیاری است برخی از موضوعات پیچیده را مورد بحث قرار میدهد، آن را برای زبانآموزان پیشرفته انگلیسی توصیه میکنم. شاید یک زبان آموز عالی در حد متوسط قادر به درک مفاهیم باشد.
با این وجود، فکر میکنم اگر میخواهید به دانشگاه بروید، این کتاب باید در فهرست خواندن هر دانشجو باشد.
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت دهم
(۱)
معرفی چند کتاب برای پیشرفت در زبان انگلیسی
اگر در تعطیلات تابستان هستید، چند کتاب برای دارم که باید در چمدان خود بگذارید! من همه آنها را خواندهام و فکر میکنم ارزش خواندن را دارند.
۱. فریب عشق اسپانیایی - النا آرماس (برای سطح متوسط)
یک داستان که خوب نوشته شده، سرگرم کننده و جذاب است و کاملاً مناسب تعطیلات ساحلی است. کاتالینا مارتین که مجرد است، باید به عروسی خواهرش در اسپانیا برود. همکار عضلانی چشم آبی او آرون بلکفورد پیشنهاد میکند به عنوان دیت تقلبی با او برود، اما کاتالینا از او متنفر است و لحظه ای به او فکر نمیکند. پس چه کسی را به عنوان یکی از دوستانش میآورد؟😀😂
خواندن این داستان آسان است و کلمات پیچیده ندارد. من آن را به زبانآموزان intermediateتوصیه میکنم، اما فکر میکنم یک زبان آموز تازهکارتر هم که به دنبال چالش است از این رمان لذت خواهد برد. این یک رمان کلاسیک و من فکر می کنم آرماس در حین نوشتن زیادی قلب و عشق به کار برده است.
۲. یک ازدواج آمریکایی - تایاری جونز
اگر به دنبال کتابی هستید که بعد از فصل یک شما را دنبال خود بکشاند، ازدواج آمریکایی کتابی است که دوستش خواهید داشت. میخواستم کتاب را یکجا تمام کنم چون از اتفاقی که برای روی افتاد ناراحت بودم و باید میفهمیدم داستان چگونه به پایان میرسد.
داستان جذاب است، خواننده را در خود محصور میکند و یک اتفاق غافلگیرکننده واقعی دارد. خواندن داستان به طور کلی آسان است و برای زبانآموز متوسط توصیه میشود، اما برخی از قسمتها به صورت مکاتبهای بین Roy و Celestial نوشته شدهاند، که خواندن آن را برای خوانندهی کمتجربه کمی سخت میکند. با این حال، این کتاب شما را وادار میکند هر آنچه را که درباره عدالت، روابط، عشق، دوستی و ازدواج میدانید، تجدید نظر کنید.
۳.هری پاتر و سنگ فیلسوف - جی.کی. رولینگ
اگر مبتدی هستید که به سمت مهارت زبان انگلیسی متوسط پیش میروید، ممکن است بخواهید مجموعه هری پاتر را به عنوان شروع سفر مطالعه خود در نظر بگیرید. کتابهای هری پاتر برای کودکان نوشته شده بودند، اما برای کسانی که تازه شروع به یادگیری زبان انگلیسی کردهاند یا کسانی که خوانندگان آموزشدیده نیستند، به اندازه کافی چالشبرانگیز و نسبتاً سخت هستند.
داستان درباره هری، پسری است که به تازگی ۱۱ ساله شده است که پس از مرگ پدر و مادرش در یک تصادف رانندگی، با عمه و عمویش زندگی میکند. او نمیداند که یک جادوگر است که حق دارد به مدرسه جادوگری هاگوارتز بپیوندد، و این هاگرید است که خیر را برای هری میآورد.
منابع زیادی به صورت آنلاین در مورد کتابهای هری پاتر وجود دارد و زبان آموزان میتوانند به فیلمهای کتابها هم مراجعه کنند. برای همین کتاب های هری پاتر یک انتخاب عالی برای زبان آموزان حتی مبتدی انگلیسی تبدیل میکند. در ابتدا چیزهای زیادی وجود دارد که باید به آنها فکر کنید اما به زودی میتوانید جای خالی چیزهایی را که درک نمیکنید را در کتاب پر کنند.
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت نهم
استفاده از ویرگول
استفاده از ویرگول کمی پیچیده است زیرا تفاوتهایی بین زبانها وجود دارد و همه دقیقاً نمیدانند چه زمانی از ویرگول استفاده کنند. ویرگول زمانی ظاهر میشود که نویسندگان میخواهند خواننده مکث کند و نفسی بکشد، حتی اگر قوانین از نظر گرامری اجازه ندهند ویرگول را در آنجا قرار دهیم.
با این حال، من قصد دارم سه قانون ساده را به شما بگویم که باعث میشود که بخواهید هرکسی را که این کار را اشتباه انجام میدهد، اصلاح کنید.
قانون اول: ویرگول را بعد از عبارت مقدماتی فراموش نکنید.
برخی از قسمتهای جملات را میتوان «عبارات مقدماتی» در نظر گرفت که عباراتی هستند که برای معرفی بقیه جمله استفاده میشوند. به عنوان مثال
“After reading about commas, the students made no more mistakes.”
این عبارت بقیه جمله را معرفی میکند و زمینه خاصی را به ما میده. برای جلوگیری از ابهامات باید در اینجا ویرگول اضافه کنیم. برخی جملات واقعاً برای جلوگیری از پیامهای اشتباه نیاز به ویرگول دارند، مانند این جمله:
“Before eating, the family went to the yard.”
اگر ویرگول را بیرون بیاوریم: «قبل از غذا خوردن، خانواده به حیاط رفتند ». اگر ویرگول نباشد ممکن است به نظر بیاید قرار است خانواده را بخوریم.
با این وجود، اگر عبارت مقدماتی شما کمتر از چهار کلمه باشد و اگر پیام اصلاً مبهم نیست، میتوانید ویرگول را بعد از عبارت مقدماتی کنار بگذارید.
قانون دوم: بعد از فاعل جمله ویرگول اضافه نکنید.
وقتی فاعل جمله خیلی طولانی است، نویسندگان تمایل دارند بعد از فاعل جمله ویرگول اضافه کنند، اما این کاری نیست که باید در انگلیسی انجام دهید.
مثلاً
“The man, lives in a house near the ocean.”
و حتی اگر وسوسه انگیز است، فاعلهای طولانی مانند این هم نباید ویرگول بگیرند:
“The man with the black cat and grey hair on his upper arm lives in a house near the ocean.”
یک نمونه وجود دارد که در آن میتوانید یک ویرگول را بعد از یک فاعل اضافه کنید و آن زمانی است که فاعل جمله حاوی یک nonrestrictive relative clause است:
The man, who has a black cat and grey hair on his upper arm, lives in a house near the ocean.
بند نسبی غیرمحدود برای غیرمحدود بودن نیاز به ویرگول دارد و به همین دلیل است که میتوانیم در انتهای فاعل آن ویرگول را مجاز کنیم.
قانون سوم: دو جمله مستقل (یا دو جمله ساده) را با ویرگول به هم وصل نکنید.
رایجترین اشتباهی که در مورد ویرگول میبینم، اتصال دو بند مستقل یا دو جمله با ویرگول است. به این حالت یک comma splice میگویند. شما نباید دو عبارت مستقل را با یک ویرگول ترکیب کنید، و باید از یکی از FANBOYS (for, and, nor, but, or, yet, so) برای اتصال دو جمله مستقل استفاده کنید:
“The boy kicked the ball, and the girl threw the shoe.”
”The boy kicked the ball, the girl threw the shoe.” (incorrect)
هنگام ترکیب دو جمله بلندتر با هم، باید قبل از حرف ربط، یک ویرگول اضافه کنید.
علاوه بر اینکه دو جمله مستقل را با یک حرف ربط (یکی از FANBOYS) به هم وصل میکنید، میتوانید آنها را با یک semi-colon (;) هم وصل کنید. همچنین میتوانید با پایان دادن به اولین بند مستقل با نقطه (.) و شروع بند مستقل دوم را با حرف بزرگ شروع کنید و جمله را به دو قسمت تقسیم کنید:
“The boy kicked the ball; the girl threw the shoe.”
“The boy kicked the ball. The girl threw the shoe.”
خلاصه
سه قانون اساسی برای ویرگول وجود دارد:
۱. فراموش نکنید که بعد از عبارت مقدماتی یک ویرگول اضافه کنید.
۲. بعد از فاعل جمله ویرگول اضافه نکنید.
۳. دو جمله مستقل را با کاما به هم وصل نکنید.
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت هشتم
(۲)
زبان انگلیسی رسمی
از معلوم به مجهول.
یکی دیگر از کارهایی که می توانید برای جلوگیری از صحبت کردن به صورت اول یا دوم شخص انجام دهید، که به طور خودکار سطح زبان شما را بالا میبرد، نوشتن با استفاده از ساختار مجهول است.
در مجهول، مفعول جمله، به ابتدای جمله میآید و جای فاعل را میگیرد و فاعل معمولاً حذف میشود.
مثلاً
The ball is kicked by the boy.
ساختارهای مجهول اغلب در نوشتار دانشگاهی ظاهر میشوند و راهی عالی برای افزایش سطح رسمی زبان شما هستند. فقط به یاد داشته باشید که فقط در صورتی می توانید جملات مجهول ایجاد کنید که فعل متعدی باشد (و در نتیجه مفعول را بگیرد).
در نهایت، همه این نکات به یک چیز منتهی میشوند: از نوشتن پرگویانه خودداری کنید. یک انگلیسی زبان ماهر احتمالاً میتواند به راحتی یک مقاله کامل را بدون شلوغی بنویسد، اما ممکن است طوری بنویسد که انگار با کسی صحبت می کند و انجام این کار ممکن است منجر به یک نوشته بسیار غیررسمی شود. ممکن است نوشته بسیار خوبی باشد، ممکن است سبک نوشتاری بسیار شادابی داشته باشد، اما همچنان میتواند خیلی غیر رسمی باشد.
برای جلوگیری از نوشتن اینگونه، جملات طولانیتر را با استفاده از جملات مرکب-پیچیده بنویسید. همچنین سعی کنید اطلاعات را به اشتراک بگذارید که غیرشخصی باشد و مطمئن شوید که توصیف میکنید و قضاوت یا نظر نمیدهید.
علاوه بر این، سعی کنید از صفتهایی که قابل تفسیر هستند یا صفت هایی که دارای سوگیری هستند، اجتناب کنید. این به حفظ هدف نوشتار رسمی کمک میکند.
در نهایت، همیشه میتوانید از یک منبع برای پیدا کردن مترادفهای رسمی یا آکادمیک اسمها یا صفتها استفاده کنید. برخی از کلمات به شدت عقیده محور هستند و مترادفهایی وجود دارند که در یک زمینه رسمی بهتر جا میگیرند. استفاده از کلمات کمتر نیز دامنه واژگان شما را نشان میدهد.
شروع کن به نوشتن!
تمرین باعث پیشرفت میشود، پس قلم و کاغذ خود (یا یک صفحه Word) را بردارید و شروع به نوشتن کنید!
پیشرفت در مهارتهای زبان انگلیسی به صورت خود آموز
قسمت هشتم
(۱)
زبان انگلیسی رسمی
نوشتن و استفاده از زبان انگلیسی رسمی به خودی خود مهارت است، زیرا انتقال پیام با لحن رسمی میتواند نسبتاً چالشبرانگیز باشد.
تفاوت بین رسمی و غیررسمی انگلیسی چیست و برای افزایش رسمیت چه کاری میتوانید انجام دهید؟
بین زبان خیلی غیر رسمی و خیلی رسمی (آکادمیک) انگلیسی فاصله قابل توجهی وجود دارد یعنی تفاوت بین زبان خیابانی و عامیانه و زبان انگلیسی ملکه و آکادمیک بسیار رسمی.
یک زبان انگلیسی نیمه رسمی هم وجود دارد که خیلی رسمی نیست، اما خیلی غیر رسمی هم نیست. نیمه رسمی سطحی است که مثلا در امتحانات کمبریج از آن استفاده میکنند.
برخی از تفاوتهای بین زبان رسمی و غیررسمی واضح است: شما نمیخواهید هنگام نوشتن نیمه رسمی یا رسمی از زبان عامیانه استفاده کنید. این به این معنی است که شما هرگز نامه یا ایمیل رسمی را با "yo, teacher lady" شروع نمیکنید و هنگام نوشتن مقالات خود از فحش استفاده نمیکنید.
با این حال، برخی از تفاوت ها کمتر قابل توجه هستند، نه به این دلیل که دشوار هستند، بلکه به این دلیل که در زبان گفتاری و اینترنتی بسیار رایج هستند که گاهی اوقات در ارتباطات رسمی ایجاد اشتباه و سوتفاهم میکنند.
یکی از آنها "u" است. برخی از زبان آموزان آنقدر به استفاده از "u" به جای "you" عادت دارند که ممکن است از "u" در نوشته های رسمیتر استفاده کنند. در مقالات بسیار رسمی، باید از استفاده از "you" هم به طور کلی اجتناب کنید، و استفاده از "u" هیچ وقت مجاز نیست.
یکی دیگر از این موارد استفاده از contraction هاست: کلماتی که از مخفف کلمات ایجاد میشوند. به عنوان مثال
Do not—— don’t
Going to—— gonna
Want to——wanna
Cannot ——-can’t
I am——I’m
به طور کلی، انگلیسی رسمی تمایل دارد کمتر شخصی باشد، بیشتر بیفاعل باشد (به این معنی که زبان خنثیتر است و نظرات شخصی خود را در نوشتار غیررسمی نشان نمیدهید) و از زبان دشوار و تحلیلیتری استفاده میکند.
از نوشتن به صورت اول و دوم شخصب خودداری کنید.
اولین راه برای رسمیتر نوشتن، اجتناب از نوشتن اول شخص یا دوم شخص است. این بدان معنی است که شما جملاتی مانند:
I think this film is very good because …
You should definitely read this book!
نمینویسید.
زبان آموزان، حتی زبان آموزان پیشرفته، تمایل دارند این کار را انجام دهند، زیرا شبیه زبان گفتاری است، اما وقتی به صورت رسمی می نویسید، باید از این ساختارها اجتناب کنید.
چگونه از شخص اول و دوم دوری کنیم؟
جمله خود را بازنویسی کنید. این جمله را در نظر بگیرید:
I will look at the link between exposure and language acquisition.
این جمله به صورت رسمی اینگونه نوشته میشود:
This essay aims to analyse the link between language exposure and language acquisition.
