en
Feedback
Let’s learn English

Let’s learn English

Open in Telegram

Learn English روش یادگیری براساس مهارت آموزی و متمرکز بر گرامر است. برنامه ریزی برای ۶۰ هفته انجام شده است که شما را از سطح A1 به B2 می رساند.

Show more
367
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
اصطلاحاتی در مورد "تغییر"، برای زبان‌آموزان انگلیسی در آغاز سال جدید، مردم اغلب تغییراتی در زندگی خود ایجاد می‌‌کنند اما این تغییرات را چگونه در زبان انگلیسی بیان می‌کنند در ادامه خواهیم دید… 1. A change is as good as a rest معنی: زمانی که از انجام کاری متفاوت سود مشابهی به دست‌ می‌آورید، مانند استراحت کردن. مثال: I’m overworked and tired of city life. I’m going hiking in the hills this weekend, even though I’m exhausted. A change is as good as a rest! 2. Change your mind معنی: وقتی نظر خود را در مورد چیزی یا تصمیمی که قبلا گرفته‌اید، تغییر می‌دهید. مثال: I was going to get married in a church, but changed my mind and would prefer the ceremony to be on the beach. 3. Have a change of heart معنی: هم‌معنی “change your mind”. مثال: Sophie was going to move abroad, but had a change of heart and decided to stay here instead. 4. Change something around معنی: جابجایی و تغییر اشیا در موقعیت‌های مختلف، مانند مبلمان. مثال: I get bored after a while and like to change my bedroom around. 5. Change your ways معنی: بهبود رفتار / کیفیت / عادات بد. مثال: He arrives late for work every day. He really needs to change his ways! 6. A leopard can’t / doesn’t change its spots معنی: زمانی گفته می‌شود که فکر می‌کنید فردی با ویژگی‌های بد نمی‌تواند فرد بهتری شود. مثال: She says she’s going to be kinder to people in future, but I don’t believe it. A leopard can’t change its spots! 7. Change hands معنی: زمانی که صاحب چیزی تغییر می کند (اغلب یک تجارت / ملک). مثال: I think the restaurant on the high street has changed hands. It looks completely different and has a different menu. 8. A change of scenery معنی: وقتی به مکان دیگری می‌روید. مثال: I can’t wait to go to the coast next week. A change of scenery is just what I need! 9. Change for the better معنی: تغییر در جهت مثبت. مثال: Painting your house has definitely changed it for the better. It looks so clean and bright. Change for the worse معنی: تغییر در جهت منفی. مثال: The train service has changed for the worse. It’s become very unreliable and expensive. برای زندگی خودتان با اصطلاح‌های بالا مثال درست کنید!

۹ نکته مهم برای یادگیری زبان انگلیسی (از تجربیات من در آموزش زبان انگلیسی) قسمت آخر ۶. وقتی انگلیسی صحبت می‌کنید، از داشتن لهجه خجالت نکشید. همه لهجه دارند، حتی زبان مادری. لهجه شما بخشی از شما و هویت شماست. فقط در صورتی مشکل ساز می‌شود که برخی از خطاهای تلفظی وجود داشته باشد. این روزها انگلیسی زبان‌های غیر بومی بیشتر از افراد بومی هستند، به این معنی که لهجه‌های مختلف زیادی وجود دارد. ۷. مرور اصول پایه می‌تواند مفید باشد. هنگامی که زبان‌آنوزان به سطح بالاتری می‌رسند، می‌خواهند بر مطالعه اطلاعات پیچیده‌تر تمرکز کنند، زیرا از قبل با اصول اولیه آشنا هستند. با این حال، اکثر آن‌ها، از سطح متوسط تا پیشرفته، هنوز با برخی از اصول اولیه مشکل دارند، مانند جاانداختن ‏«s» سوم شخص، فراموش کردن استفاده از افعال کمکی (does، do) در سؤالات و موارد دیگر. در بسیاری از موارد، زبان‌آموزان بزرگسال مدت‌ها پیش در مدرسه اصول اولیه را مطالعه کرده‌اند، بنابراین به طور طبیعی برخی از آموخته‌های خود را فراموش کرده‌اند. ۸. یادگیری زبان به طور کلی یک سفر طولانی است. من اغلب از زبان‌آموزان می‌شنوم که می‌خواهند در عرض چند هفته/ماه به زبان انگلیسی روان صحبت کنند، یا می‌خواهند خیلی سریع در انگلیسی مسلط شوند. متأسفانه فکر نمی‌کنم راه حل سریعی وجود داشته باشد. به ورزشکاران کلاس جهانی یا یک پیانیست کنسرت فکر کنید. موفقیت آنها در یک شب به دست نیامده است. این شامل سال‌ها آموزش، تمرین و فداکاری بوده، بدون اینکه تسلیم شوند. بله، افراد خاصی وجود دارند که توانایی یادگیری زبان بسیار آسان و سریع را دارند، اما به نظر می‌رسد که به طور کلی و برای همه اینطور باشد. ۹. همیشه چیزهای بیشتری برای یادگیری وجود دارد. هیچ کس زبان انگلیسی را ۱۰۰٪ به طور کامل نمی‌داند، حتی کسانی که انگلیسی زبان مادری آن‌هاست. ممکن است با کلمه جدیدی روبرو شویم که قبلاً هرگز آن را ندیده یا نشنیده‌ایم و افراد بومی گاهی اوقات در انگلیسی اشتباه می‌کنند، مثلاً در دیکته.

۹ نکته مهم برای یادگیری زبان انگلیسی (از تجربیات من در آموزش زبان انگلیسی) قسمت اول ۱. واقع‌بین باشید وقتی تصمیم می‌گیرید که انگلیسی یاد بگیرید، باید در نظر بگیرید که ساعت‌هایی را در هفته صرف مطالعه خواهید کرد. با این حال، این برای اکثر مردم قابل انجام نیست، زیرا سایر تعهدات زندگی، مانند کار و خانواده، آن را تحت تأثیر قرار می‌دهند. من بهترین رویکرد را زمان کوتاه اما مکرر می‌دانم. حتی فقط ۱۰ تا ۲۰ دقیقه در روز می‌تواند مفید باشد اگر به این کار تقریباً هر روز ادامه دهید. پس به سراغ اهداف غیرواقعی مانند ۱۰ ساعت در هفته نروید. البته، افراد خاصی هستند که موفق می‌شوند ساعت های زیادی مطالعه کنند، اما در تجربه من در اقلیت هستند. ۲. واژگان جدید کمتر زبان‌آموزان انگلیسی تمایل دارند فهرست کلمات جدید درست کنند و کلمات و اصطلاحات جدیدی را که می‌بینند و می‌شنوند، یادداشت کنند. فهرست‌ها طولانی‌تر و طولانی‌تر می‌شوند، اما شما نمی‌توانید این همه کلمه را که در دفترچه خود دارید، به خاطر بسپارید. توصیه می‌کنم هر بار روی کلمات کمتری تمرکز کنید که احتمال به خاطر سپردن آنها بیشتر است تا اینکه سعی کنید تعداد زیادی را به خاطر بسپارید و هیچ یک از آنها را به خاطر نیاورید. یک راه خوب برای حفظ کلمات جدید استفاده فعالانه از آن است. می‌توانید چند جمله نمونه با کلمات جدید بنویسید یا در یک مقاله کوتاه از آن‌ها استفاده کنید. از طرف دیگر، می‌توانید دفعه بعد که فرصت صحبت به زبان انگلیسی را دارید، چند کلمات جدید محدود را وارد مکالمه کنید. ۳. نیازی نیست ۱۰۰٪ هر چیزی را که می‌خوانید و می‌شنوید بفهمید. تصور کنید تصمیم دارید یک کتاب را به زبان انگلیسی بخوانید، اما می‌خواهید همه چیز را کاملاً بفهمید، بنابراین معنی هر کلمه جدید را در هر صفحه کتاب جستجو می‌کنید، که می‌تواند ۱۰ کلمه در هر صفحه باشد و در یک کتاب ۱۰۰ صفحه‌ای، در مجموع ۱۰۰۰ کلمه جدید نوشته‌اید. نه تنها احتمالاً بسیاری از این ۱۰۰۰ کلمه جدید را به خاطر نخواهید آورد، بلکه به این معنی است که خواندن کتاب به دلیل جستجوی معنای هر کلمه جدید، زمان بسیار طولانی را می‌طلبد. فعالیت خواندن کتاب لذت بخش نیست، بنابراین خسته و احتمالاً تسلیم می‌شوید. به جای تلاش برای درک کلمه به کلمه همه چیز، به جای آن روی ایده اصلی تمرکز کنید و در تمام جزئیات گم نشوید. هرچه بیشتر انگلیسی خود را به طور کلی یاد بگیرید و بهبود دهید، متوجه خواهید شد که به تدریج بیشتر متوجه می‌شوید. ۴. از فاصله انداختن زیاد در یادگیری خودداری کنید. من اغلب از دانش‌آموزان جدید می‌شنوم که آنها مدتی است که انگلیسی یاد می‌گیرند و از سطح خود احساس ناراضی هستند و در حال تلاش برای پیشرفت اغلب ماه‌ها یا حتی سال‌ها از یادگیری زبان دور می‌مانند. وقتی فاصله زیادی می‌گیریم، متأسفانه از همان نقطه قبلی شروع نمی‌کنیم. بخشی از یادگیری زبان علاوه بر بهبود، حفظ دانش و مهارت‌های فعلی شماست. همانطور که گفته می‌شود: «اگر از آن استفاده نکنید، آن را از دست می‌دهید.» ۵. سعی کن خودت رو با دیگران مقایسه نکنی تعداد دفعاتی که دانش‌آموزان به من گفته‌اند که از صحبت کردن انگلیسی در مقابل دیگران خجالت می‌کشند، از شمارش خارج است، زیرا همکاران، دوستان، شریک زندگی‌شان و غیره بسیار بهتر از آنها انگلیسی صحبت می‌کنند. همه افراد متفاوت هستند، با نقاط قوت و ضعف متفاوت و تجربیات زندگی متفاوت. شاید همکاران شما این فرصت را داشته‌اند که در یک کشور انگلیسی زبان زندگی کنند. شاید دوست شما به یک مدرسه بین المللی رفته باشد، جایی که تمام دروس به زبان انگلیسی تدریس می‌شود. روی اهداف خود تمرکز کنید، نسبت به آنچه تاکنون به دست آورده‌اید، احساس مثبت داشته باشید و به آینده و پیشرفت بیشتر نگاه کنید.

What is YOUR English level A1 A2 B1 B2 C1 C2?

با مهارت‌های لیسنینگ به پیشرفت خود در یادگیری زبان انگلیسی سرعت دهید. قسمت دوم و پایانی نکاتی برای بهبود تمرکز بر جزئیات ۱. ابتدا به یاد داشته باشید که صبور باشید. اگر در ابتدا نمی‌توانید همه چیز را درک کنید، ناامید نشوید. این کاملاً طبیعی است، اگر در حال یادگیری یک شنای جدید بودید، انتظار نداشتید که اولین باری که تمرین کردید، یک شناگر حرفه‌ای شوید. ۲. از آنچه می‌دانید استفاده کنید. به کلمات کلیدی و عباراتی گوش دهید که به شما در درک ایده اصلی کمک می‌کند. از سرنخ‌های تکست، از موقعیت یا کلمات دیگر در جمله استفاده کنید تا به شما کمک کند کلمه‌ای را که از دست داده‌اید، حدس بزنید. ۳. کلمات ناآشنا را در فرهنگ لغت یا مترجم جستجو کنید. این همیشه ضروری نیست، اما اگر موضوع برای شم و کارتان مهم است، ایده خوبی است. ۴. تمرین، تمرین، تمرین. شما می‌توانید هر کتابی را بخوانید و هر ویدیویی را در مورد شنا تماشا کنید، اما تا زمانی که انجام آن را تکرار نکنید، در آن بهتر نخواهید شد. به یاد داشته باشید که به تمرین توجه کنید نه نتایج. برای دیدن هر گونه پاداشی از تلاش خود، به زمان احتیاج دارید. بنابراین بذرها را بکارید، به طور منظم به آنها توجه کنید و به مرور زمان اجازه دهید با رشد خود شما را شگفت‌زده کنند. یک نمونه فعالیت تمرینی یکی از کارهایی که می‌توانید به تنهایی برای تمرین گوش دادن به جزئیات انجام دهید، نوشتن است. تنها چیزی که نیاز دارید یک فایل صوتی به شکلی (پادکست،...) به همراه متن نوشته شده است. ویدیوهای یوتیوب بهترین انتخاب برای این فعالیت نیستند زیرا اغلب زیرنویس‌ها نمونه‌های خوبی از انگلیسی نوشتاری صحیح نیستند. منبعی با کیفیت بالا برای کار با این سطح از تمرکز پیدا کنید. به عنوان مثال، یک پادکست ث یا یک فعالیت شنیداری از یک وب سایت آموزش زبان مانند سایت British Council Learn English یا صدای آمریکا (VOA). برای این سطح از تمرکز شدید، کار را به یک دوره زمانی کوتاه محدود کنید. احتمالاً یک تا دو دقیقه برای شروع کافی است. فایلی را انتخاب کنید که قبلاً نشنیده‌اید. به خودتان سه تکرار بدهید و با مکث گوش کنید و از هر جمله تا جایی که می‌توانید بنویسید. سپس جملات خود را با مقایسه با رونوشت بررسی کنید. تکرارهای کوتاه و مکرر این روش یکی از راه‌های تقویت مهارت‌های شما در گوش دادن برای جزئیات خاص است. اگر این کار را در یک فایل/نوت بوک در طول زمان انجام دهید، قطعاً می‌توانید به وضوح درک کنید که چه پیشرفتی خواهید کرد. به یاد داشته باشید که در ابتدا صبور باشید، از مهارت‌هایی که از قبل برای پیش‌بینی و حدس زدن دارید استفاده کنید، آن را به صورت زمان کوتاه نگه دارید و تمرین کنید. سطح مهارت فعلی شما هر چه باشد، قطعا می‌توانید آن را افزایش دهید. شاید همین الان دپست داشته باشید یک جلسه سریع گوش دادن به جزئیات را امتحان کنید؟

با مهارت‌های لیسنینگ به پیشرفت خود در یادگیری زبان انگلیسی سرعت دهید. قسمت اول گوش دادن برای جزئیات برای یادگیری متمرکز هنگامی که در حال توسعه هر مهارت جدیدی هستید، شکستن آن به بهش‌های کوچک‌تر مفید است. به عنوان مثال، اگر در حال یادگیری یک حرکت شنای خاصی هستید (مانند کرال جلو یا پروانه)، به دقت به کارهایی که هر یک از اعضای بدن انجام می‌دهند، نگاه کنید. اگر در مورد بهبود جدی هستید، دقیقاً در نظر بگیرید که کدام مناطق نیاز به توجه و تمرکز دارند. هنگامی که در حال یادگیری زبان یا مهارت‌های ارتباطی هستید، می‌توانید از همان فرآیند شکستن و تمرکز بر روی حوزه‌های خاص برای سرعت بخشیدن به پیشرفت خود استفاده کنید. گوش دادن به جزئیات، یا اطلاعات خاص، به معنای توانایی تشخیص (به وضوح شنیدن) کلماتی است که گفته می‌شود، یهنی نه فقط توجه به معنای کلی مکالمه. البته یکی دیگر از مهارت های شنیداری رایج و مفید گوش دادن به اصل (یا ایده اصلی) موضوع است که بیشتر در مورد آن گفته شده است. گوش دادن به اصل مطلب برای یادگیری زبان انگلیسی می‌توانیم لیسنیگ را به پنج مهارت خاص تقسیم کنیم. اولین موردی که به آن خواهیم پرداخت گوش دادن به اصل است. به عبارت دیگر این زمانی است که ما به ایده اصلی گوش می‌دهیم. ما از این مهارت خاص هنگام ارزیابی کلمات محتوای اصلی (اسم ها و افعال - نه همه کلمات و گرامر اطراف آنها) استفاده می‌کنیم تا به سرعت مشخص کنیم که نقطه کلیدی چه چیزی‌ست. برای مثال، زمانی که می‌توانیم مکالمه‌ای را بشنویم و مطمئن نیستیم که به ما مربوط است یا خیر، ممکن است از گوش دادن اصل استفاده کنید و ابتدا متوجه شوید که گفتگو در مورد چیست. یا اگر در یک کنفرانس یا سخنرانی هستید و حضور شما اختیاری است، می‌توانید از گوش دادن اصل استفاده کنید. ممکن است چند دقیقه با احتیاط گوش کنید و سپس تصمیم بگیرید که آیا برای شما جالب است یا نه. یک سوال کلیدی که ما هنگام گوش دادن به اصل مطلب به آن پاسخ می‌دهیم این است: موضوع اصلی در مورد چیست؟ ارزش گوش دادن برای جزئیات گوش دادن برای جزئیات می‌تواند در موقعیت‌های مختلفی مورد استفاده قرار گیرد. بارزترین آن تست‌های لیسنینگ انگلیسی است که نیاز به استخراج اطلاعات خاصی دارد. گوش دادن به جزئیات می‌تواند در دنیای واقعی هم بسیار مفید باشد. به عنوان مثال، اگر در فرودگاهی هستید و به شهر دیگری سفر می‌کنید. اطلاعیه‌هایی می‌شنوید که اغلب با ذکر شماره پرواز خاص شروع می‌شوند. معمول است که با دقت گوش دهید تا مشخص شود که آیا پرواز شماست یا نه، و سپس اگر اینطور نیست، بقیه اعلان را نادیده بگیرید. استفاده از گوش دادن برای جزئیات برای اطلاعیه ها ممکن است در همه انواع ایستگاه های حمل و نقل - اتوبوس، قطار و غیره اعمال شود. توانایی درک سریع کلمات دقیق نیز می‌تواند در شرایط اضطراری یا بحرانی که دستورالعمل‌های دقیق داده می‌شود و سرعت ضروری است، مفید باشد. این مهارت را می‌توان در موقعیت‌های روزمره دیگر هم به کار برد. ممکن است برای درک یک نکته کلیدی در جلسه‌ای که فقط یک بار به سرعت ذکر می‌شود، به آن نیاز داشته باشید یا ممکن است یک کلمه واحد (مثلاً یک کلمه منفی مانند can't به جای can) در یک مکالمه دوستانه وجود داشته باشد که معنای کلی را تغییر دهد. در نهایت، ممکن است فقط برای دنبال کردن داستان در سریال جنایی مورد علاقه شما خوب باشد. درک کلمات خاص با تمام مهارت‌های شنیداری دیگر مرتبط است. توجه متمرکز به بهبود در هر زمینه خاص به ایجاد ظرفیت کلی گوش دادن شما کمک می‌کند.

آیا می‌خواهید انگلیسی را روان و با اطمینان صحبت کنید؟ به چیزی بیشتر از مهارت زبان نیاز دارید. قسمت‌ سوم وپایانی در نحوه صحبت کردن شما زیبایی وجود دارد. زبان و نحوه صحبت کردن بخشی از شخصیت شماست. آنها اطلاعات مربوط به گوینده را محصور می‌کنند و پیام را معتبر و واقعی می‌کنند. سخنرانانی که سعی می‌کنند تقلید کنند، این اعتبار را از دست می دهند زیرا سعی می‌کنند فردی باشند که نیستند و حتی وقتی اشتباه می‌کنند بیش از حد تصحیح می‌کنند که پیام آنها را ضعیف می کند و اعتبار کمتری پیدا می‌کنند. چگونه به یک انگلیسی زبان با اعتماد به نفس تبدیل شویم. تبدیل شدن به یک انگلیسی زبان با اعتماد به نفس ارتباط زیادی با طرز فکر شما دارد و یکی از اولین چیزهایی که زبان‌آموزان باید آن را کنار بگذارند ترس از اشتباه است. وقتی می‌توانید پیام خود را به وضوح منتقل کنید، همیشه لازم نیست انگلیسی را کاملاً صحبت کنید. این ایده که زبان‌آموزان هرگز نباید اشتباه کنند از این تصور ناشی می‌شود که افراد بومی نمونه‌های کاملی از انگلیسی زبانان هستند، اما این گمراه کننده است. بومی‌ها هم اشتباه می‌کنند. آنها کلمات را اشتباه تلفظ می‌کنند یا در جایی که باید از گذشته ساده استفاده شود (طبق قوانین) از حال کامل استفاده می‌کنند. اشتباه کردن نیز بخشی از فرآیند یادگیری زبان است و از دیدگاه سیستم‌های پویا، اشتباه کردن حتی می‌تواند نشانه‌ای از یادگیری باشد. روی طرز فکرت کار کن بخشی از ترس از اشتباه کردن ناشی از داشتن طرز فکر اشتباه است. ذهنیت نقش مهمی در یادگیری و رشد دارد. همین امر در مورد صحبت کردن با اطمینان انگلیسی نیز صدق می‌کند. از خود بپرسید چه چیزهایی هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی مانع شما می‌شوند و ابتدا روی آنها کار کنید. وقتی انگلیسی صحبت می‌کنید، همان انرژی و اشتیاق زبان مادری خود را داشته باشید. برای انجام این کار باید ترس از اشتباهات را رها کنید تا همان انرژی در انگلیسی ایجاد شود. شاید لازم باشد برای صحبت کردن هم به صورت جداگانه روی زبان خود کار کنید. مثلاً گسترش دایره لغات یا یادگیری اصطلاحات روزمره… حالا موقعیت زیر را تصور کنید: شما آماده سخنرانی هستید. روی صحنه بلند می‌شوید، کمرتان را صاف و شانه‌هایتان را عقب نگه می‌دارید و شتاب نمی‌کنید. آنچه را که می‌خواهید بگویید تمرین کرده‌اید یعنی بر محتوای سخنرانی خود تسلط دارید و احساس اطمینان و آمادگی برای صحبت می‌کنید زیرا از اشتباه کردن نمی‌ترسید. شما به عنوان یک سخنران به زبان انگلیسی با اعتماد به نفس مواجه می‌شوید و مخاطب را بررسخنرانی خود متمرکز می‌کنید. این سناریو آرزوی نهایی هر زبان‌آموزی است. این با رها کردن کمال‌گرایی، کار بر روی طرز فکرتان، درس گرفتن از اشتباهات و افزایش مخزن لغات زبان قابل دستیابی است.

آیا می‌خواهید انگلیسی را روان و با اطمینان صحبت کنید؟ به چیزی بیشتر از مهارت زبان نیاز دارید. قسمت‌ دوم همه چیز در مورد طرز فکر است. هر بار که به دانش‌آموزانم توضیح می‌دهم که برای ارائه باید چه کار کنند، بر اهمیت داشتن زبان در دسترس تأکید می‌کنم. من این کار را انجام نمی‌دهم زیرا معتقدم همه دانش‌آموزان من سخنرانان خوبی هستند. برعکس، من این کار را انجام می‌دهم، زیرا آنها مهارت‌های زبانی خود را بیش از حد ارزیابی می‌کنند و انجام آمادگی لازم برای ارائه را دست کم می‌گیرند. با این حال، زمانی که دانش‌آموزانم باید ارائه کنند، وضعیت تغییر می‌کند. ارائه چیزی است که می‌توان آن را با دقت آماده کرد. محتوا را می‌توان با عمیق مطالعه کرد و زبان را می توان قبل از ارائه بررسی کرد. این کار زمان را برای تمرکز روی عناصر دیگر، مانند اعتماد به نفس و وضعیت بدن، آزاد می‌کند. من این مهارت‌ها را به دانش آموزان آموزش می‌دهم زیرا در مقطعی از زندگی برای آنها مفید خواهند بود. صحبت کردن به زبان‌ها و به‌ویژه انگلیسی، دنیای بزرگی را به روی آنها می‌گشاید و توانایی برقراری ارتباط مطمئن به یک زبان خارجی، فرصت‌های بی‌پایانی را برای حرفه‌شان فراهم می‌کند. یک انگلیسی زبان با اعتماد به نفس چیست؟ انگلیسی زبانان با اعتماد به نفس افرادی هستند که «فقط» انگلیسی صحبت می‌کنند. آن‌ها افرادی هستند که با اشتباهات گرامری یا کلمات اشتباه درگیر نمی‌شوند. آن‌ها افرادی هستند که اجازه نمی‌دهند فرصت‌های صحبت کردن به زبان انگلیسی با دیگران از بین برود، حتی اگر خودشان انگلیسی‌زبان کامل نباشند. آن‌ها کمال‌گرا نیستند. آن‌ها وقتی انگلیسی صحبت می‌کنند، خودشان هستند. آن‌ها نگران این نیستند که چگونه برای دیگران به نظر می‌آیند و سعی نمی‌کنند لهجه انگلیسی را جعل کنند. آن‌ها سعی نمی‌کنند شبیه کسی که به زبان مادری صحبت می‌کند، به نظر برسند. آنها فقط صحبت می‌کنند.

آیا می‌خواهید انگلیسی را روان و با اطمینان صحبت کنید؟ به چیزی بیشتر از مهارت زبان نیاز دارید. قسمت‌ اول یادگیری یک زبان خارجی مستلزم زمان، تلاش و فداکاری است: ساعت‌ها قرار گرفتن در معرض زبان جدید، دقایق بی‌پایان جستجو در فرهنگ‌های لغت به‌دنبال واژه‌های مناسب و بسیاری از «این یعنی چه؟»‌ها در سر شما و … البته لحظه‌ای فرا می‌رسد که احساس می‌کنید برای صحبت به زبان جدید خود آماده هستید اما هیچ اتفاقی نمی‌افتد. این ناتوانی در صحبت کردن احساس بسیار ناراحت کننده‌ای است و شاید ترس از صحبت کردن در جمع یا صحبت کردن با افراد بومی آن زبان شما را متوقف کند و حتی از معاملات بزرگ تجاری یا فرصت‌های شغلی جلوگیری کند. من به عنوان یک معلم زبان، همیشه سعی می‌کنم دانش آموزانم را تشویق کنم که تا حد امکان از زبان انگلیسی در کلاس استفاده کنند، اما این کار را نمی‌کنند. گاهی اوقات، از صحبت کردن به انگلیسی احساس شرم می‌کنند، زیرا لهجه خوبی ندارند یا نمی‌دانند چه بگویند، حتی اگر موضوع داشته باشند. صحبت کردن به زبان انگلیسی روان و با اعتماد به نفس به حوزه‌های بیشتری مربوط می‌شود تا صرفاً مهارت های زبانی شما. داشتن یک انبار بزرگ از لغات زبان و دسترسی به تعداد زیادی اصطلاحات زبان، تنها در صورتی به شما کمک می‌کند که روان انگلیسی صحبت کنید که به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته باشید. فردی را در نظر بگیرید که گوینده‌ای با اعتماد به نفس است. این گوینده احتمالاً توانایی تولید زبان با نرخ طبیعی تقریباً زبان مادری را دارد، احتمالاً اشتباهات غیر قابل توجهی مرتکب می‌شوند و به طور طبیعی از لحن خود برای تقویت پیام خود استفاده می‌کند. هنگام تجزیه و تحلیل رفتار او، احتمالاً متوجه خواهید شد که او هنگام صحبت انگلیسی می‌نشیند یا هنگام ارائه یک سخنرانی صاف با شانه‌های عقب رفته می‌ایستد. این افراد با اینکه می‌توانند لهجه خوبی نداشته باشند اما همچنان می‌توانند با اطمینان و روان صحبت کنند.

مکالمه کوتاه به زبان انگلیسی Small talk مکالمه کوتاه شامل گفتگوی چند دقیقه‌ای در مورد موضوعات بی اهمیت، مانند آب و هوا است که اغلب با غریبه‌ها، در موقعیت هایی مانند ایستگاه اتوبوس، یا افرادی که رابطه نزدیکی ندارند، مانند مهمانان در یک مهمانی استفاده می‌شود. موضوعات مکالمه کوتاه: آب و هوا امور جاری ورزش برنامه‌های تلویزیونی / فیلم سفر / تعطیلات وقت آزاد / سرگرمی‌ها مشاغل (معمولاً در مورد شغل کسی سؤال می‌شود.) موضوعاتی که باید در مکالمه کوتاه از آن اجتناب کرد: دین سیاست حقوق / دستمزد دانستن برخی از تکنیک‌ها و عبارات می‌تواند برای شروع مکالمه کوتاه و ادامه آن مفید باشد. شروع مکالمه کوتاه Have you heard…….? Have you heard the news? Have you seen…….? Have you seen that new advert…..? It looks / seems / sounds like…… It looks like it’ll rain soon. It sounds like a disaster. Question tags It’s a miserable day, isn’t it? It seems quiet, doesn’t it? جمله به شکل منفی، به تشویق توافق و بحث سریع کمک می‌کند. Isn’t it terrible about the accident that happened? Isn’t the news shocking at the moment? برای شروع مکالمه با استفاده از زمان حال کامل( ماضی نقلی) سوال بپرسید! Have you taken that new bus route? Have you driven on the new motorway? برای ادامه مکالمه از پاسخ‌ها استفاده کنید و به آنچه دیگران می‌گویند علاقه نشان دهید تا آنها را تشویق کنید به صحبت کردن ادامه دهند. That sounds / seems interesting. How interesting / fascinating. Really! Wow! I’d like to hear more about that. Tell me more about that. نشان دهید که درک می‌کنید و می‌توانید با آنچه دیگران به شما می‌گویند ارتباط برقرار کنید. That sounds / seems difficult. That must be stressful. استفاده از "must" به عنوان یک فعل کمکی می تواند برای نشان دادن همدلی و درک مفید باشد. آنچه را که دیگران می‌گویند تکرار کنید تا نشان دهید که گوش می‌دهید و آنها را تشویق کنید تا بیشتر صحبت کنند. A. I’m a lawyer. B. Oh / ah, you’re a lawyer! A. Yes, I work in civil law. B. That must be interesting. پرسیدم سوال به جریان پیدا کردن مکالمه کمک می‌کند. A. What do you do? B. I’m a doctor. A. How interesting! Do you work in a hospital or in the community? B. I work in the A & E department at the local hospital A. That sounds stressful. Do you enjoy your job? در زبان انگلیسی، سوال "What do you do?" برای اینکه از کسی بپرسیم شغلش چیست استفاده می‌شود. زبان‌آموزان انگلیسی گاهی اوقات تعبیر می کنند "چه کار می‌کنی؟" انگار از آنها می‌پرسند که در حال حاضر چه کار می‌کنند؟ هرگز از زمان حال ساده در انگلیسی برای صحبت در مورد کاری که دقیقاً در این لحظه از زمان در حال انجام آن هستیم، استفاده نمی‌کنیم، در عوض باید از حال استمراری استفاده کنیم. What are you doing at the moment? I’m watching tv. وقتی از شما سوالی پرسیده می‌شود، برای نشان دادن علاقه و ادامه گفتگو، همان سوال را برای طرف مقابل تکرار کنید. نیازی نیست کل سوال را دوباره بپرسید. از نمونه کوتاه‌تر زیر استفاده کنید: And you? What / how about you? A. Where do you live? B. In the city centre A. And you? پر کننده‌های مکالمه( در مواقعی که نیاز دارید لحظه‌ای فکر کنید.) Mmmmm I see Well….. Oh / ah I know what you mean I see what you mean برای عوض کردن بحث در مکالمه: Anyway…… So… A. The sky is looking very grey and dark. B. Yes, it definitely looks like rain soon. Anyway, the bus should be here any minute. امیدوارم انگیزه کوچکی برای داشتن مکالمه به زبان انگلیسی را دریافت کرده باشید!!!

photo content

photo content

بهترین کتاب‌های گرامر زبان انگلیسی! قسمت آخر اگر به دنبال یک کتاب مرجع دستور زبان عالی هستید که تمام قوانین را توضیح دهد و موقعیت‌های دنیای واقعی را به روشی ساده و آسان ارائه دهد، Practical English Usage را تهیه کنید. این کتاب نوشته مایکل سوان، کتاب مرجع کامل گرامر برای من است. این کتاب تقریباً تمام موضوعات گرامری را همانطور که در محیط پیش می‌آیند، پوشش می‌دهد و توضیحاتی را ارائه می‌دهد که ساده و دقیق هستند. کاربردهای صحیح و نادرست را با هم مقایسه می‌کند و تفاوت معنا را توضیح می‌دهد. در صورت لزوم، کتاب حتی زمینه‌هایی را پوشش می دهد که ممکن است معنای ساختارهای خاص را تغییر دهد. ویرایش چهارم که به تازگی اصلاح شده است، موضوعات بیشتری، ساختاری بازطراحی شده و ۲۵۰ مشکل واژگانی را اضافه کرده است. با این حال، کتاب بسیار متنی است و هیچ تصویر سرگرم کننده یا صفحه رنگارنگی ندارد. من به عنوان یک معلم، به دلیل حذف تصاویر غیر ضروری، از سادگی این کتاب لذت می‌برم، اما سایر زبان‌آموزان ممکن است کتاب سرگرم‌کننده‌تری را ترجیح دهند. برای علاقه مندان به گرامر و دانشگاهیان: Oxford’s Modern English Grammar. این کتاب هم یک کتاب مرجع است و بسیاری از موضوعات گرامری را پوشش می‌دهد و حتی برخی از نحو( سینتکس) اولیه را نیز نوشته است. گاهی اوقات استفاده از این کتاب کمی دشوار است، اما همان کاری را انجام می‌دهد که برای آن نوشته شده است: ارائه یک نمای کلی از گرامر زبان انگلیسی. این کتاب قطعاً برای زبان‌آموزان مبتدی در نظر گرفته نشده است، زیرا به این صورت ساختار نیافته است. پیدا کردن بعضی چیزها سخت است و استفاده از کتاب نیاز به تمرین دارد. این کتاب برای گرامر مطلق است که می خواهد نشان دهد چه چیزی کاملاً صحیح است. امیدوارم یکی از این کتاب‌های انگیزه شروع خواندن گرامر زبان انگلیسی برای شما باشد!

photo content

photo content

photo content

بهترین کتاب‌های گرامر زبان انگلیسی! قسمت اول هنگامی که در حال تلاش برای یادگیری زبان انگلیسی هستید، یکی از مواردی که مهم است به آن توجه کنید، گرامر است. اگرچه مطالعه گرامر بهترین راه برای یادگیری زبان انگلیسی نیست، اما زمانی که مبتدی هستید می‌تواند راهنمایی‌های بیشتری را ارائه دهد یا برای زبان آموزان متوسط یا پیشرفته سطحی از پیشرفت بیشتر را به شما بدهد. من بیش از پانزده سال معلم زبان انگلیسی بودم و در طول کارم کتاب‌های گرامر زیادی دیده‌ام. من فکر می‌کنم این کتاب‌های معرفی شده همان کتاب‌هایی هستند که دانش‌آموزانم از آن‌ها بیشترین بهره را برده‌اند و امیدوارم برای شما هم همینطور باشد . بهترین کتاب برای مبتدیان English Grammar in Use اگر به دنبال یک کتاب گرامر سریع، ساده و استاندارد با تمرین هستید، این کتاب می‌تواند برای شما مناسب باشد. دارای صفحات رنگارنگ با توضیحات گرامری از موقعیت‌های دنیای واقعی است که این کتاب را برای مبتدیان عالی می‌کند. این کتاب هر مبحث را در واحدهای دو صفحه‌ای پوشش می‌دهد که تمامی توضیحات و قوانین در سمت چپ و تمامی تمرینات در سمت راست نوشته شده است. هر واحد دارای فعالیت‌هایی است که آسان، متوسط و دشوار هستند. کلید تمرین ها در پایان کتاب موجود است، بنابراین زبان‌آموزان می‌توانند بلافاصله پاسخ‌های خود را تصحیح کنند. این کتاب، یک کتاب اضافی با تمرین‌های تکمیلی دارد که شامل تمرین‌ها و فعالیت‌های چالش‌برانگیزتر است. با این حال، زبان آموزان پیشرفته ممکن است این کتاب را بسیار آسان بدانند و احساس کنند که تمام نیازهای آنها را پوشش نمی‌دهد. این کتاب برای زبان‌آموزانی است که به گرامر عملی نیاز دارند و برای علاقه مندان به گرامر و دانشگاهیان در نظر گرفته نشده است. کتاب گرامر برای زبان‌آموزان پیشرفته: Advanced English Grammar این کتاب برای نیازهای زبان‌آموزان پیشرفته مناسب‌تر است، اگرچه گزینه‌های دیگری هم بسته به نیاز زبان‌آموز وجود دارد. و اگر به دنبال کتابی برای مبتدیان مطلق هستید، Essential Grammar in Use باید بهترین گزینه برای شما باشد. سطح آن از گرامر انگلیسی پایین‌ترین سطح است و از صفر شروع می‌شود.

پیشرفت در مهارت‌های زبان انگلیسی به صورت خود آموز قسمت چهاردهم (۲) درجا زدن در یادگیری زبان انگلیسی این سیر غیرخطی به این معنی است که سیستم زبان یادگیرنده در حال تغییر است: تغییرپذیری مستلزم تغییر است. در سیستم‌های پیچیده و پویا در ابتدا تنوع ( حالت‌های مختلف)زیادی وجود دارد و با عادت کردن سیستم به حالت جدید، تنوع کمتر می‌شود. اگر در فراگیری زبان خود به سطح بالایی رسیده‌اید، به این معنی است که سیستم شما به سطح زبان شما عادت کرده است و باید همه چیز را تغییر دهید. سیستم‌های پویا همیشه به دنبال ثبات هستند و در این مرحله، توسعه زبان شما به حالت ثبات رسیده است. این بدان معنی است که سیستم دیگر نیازی به تطبیق ندارد: دیگر تنوعی وجود ندارد. از یک طرف، این چیز خوبی است! شما آنقدر پیشرفت کرده‌اید که سیستم دیگر نیازی به تطبیق ندارد. از سوی دیگر، نشان می‌دهد که شما باید روش‌های خود را تغییر دهید تا توسعه زبان خود را مجدداً راه‌اندازی کنید. چگونه از درجا زدن خود فراتر برویم؟ چه کاری می‌توانید انجام دهید تا توسعه زبان خود را به مسیر درست برگردانید؟ شما باید حالت تعادل را بشکنید و مطمئن شوید که سیستم شما نیاز به سازگاری دارد. اولین کاری که باید انجام دهید این است که قرار گرفتن در معرض خود را بیشتر کنید: به سراغ موارد چالش‌برانگیز بروید. سطح هر چیزی که در معرض آن هستید را افزایش دهید. مطالب یک مرحله بالاتر، چالشی هستند. در مرحله بعد، فعالیت‌های چالش برانگیزتری را با مطالبی که می‌خوانید انجام دهید. نوشتن نقدهای دشوارتر، مقالات دشوارتر، یا استفاده از کلمات کمتر مورد استفاده را در نوشته خود در نظر بگیرید. سعی کنید از این کلمات در روزمره خود به انگلیسی استفاده کنید. شما همچنین می‌توانید انتخاب کنید که از درجازدن خود لذت ببرید. زبان خود را در سطحی که در آن هستید کامل کنید و بر مهارت‌های زبانی خود تمرکز کنید. لازم نیست به دنبال موارد جدید باشید. می‌توانید در همین سطح روی نوشته خود کار کنید و به نوشتن و خواندن بیشتر مطالب مشابه ادامه دهید. این اتلاف وقت نیست. متخصص شدن در بک طح هم بسیار مفید است. وقتی آماده شدید، می توانید به آرامی مطالب و تکالیف دشوارتری را در سفر یادگیری زبان خود بگنجانید. همه چیز یک سیستم پویا است! به نظر من، تقریباً همه چیز یک سیستم پویا است: از یادگیری زبان و کاهش وزن گرفته تا روابط و کلاس‌های درس. متغیرها همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهند و اگر ما بتوانیم بر متغیرها تأثیر بگذاریم، می‌توانیم بر روی سیستم تأثیر بگذاریم. به نظر شما نظریه پویایی سیستم‌ها دیگر چگونه می‌تواند بر یادگیری زبان تاثیر بگذارد؟

پیشرفت در مهارت‌های زبان انگلیسی به صورت خود آموز قسمت چهاردهم (۱) درجا زدن در یادگیری زبان انگلیسی احساس می‌کنید، انگلیسی خود را بهبود نمی‌دهید؟ همه در حین یادگیری زبان دوم دچار این مشکل می‌شوند و یافتن انگیزه برای ادامه یادگیری می‌تواند مشکل باشد. شباهتی بین یادگیری زبان و کاهش وزن وجود دارد و آن این است که هردو را می‌توان به عنوان سیستم‌های پویا و پیچیده در نظر گرفت زیرا هر دو از مسیرهای خطی پیروی نمی‌کنند، مسیرهایی که در آنها انتظار دارید پس از هر حرکت دقیقاً چیزی تغییر کند. نکته کلیدی در این روند کاهش وزن این است که روزانه خودم را وزن می‌کنی‌د. بعضی روزها وزن کم می‌شود و بعضی روزها وزن بالا می‌رود، با وجود اینکه آن روز ورزش کرده‌اید یا رژیم را درست رعایت کرده‌اید. یادگیری زبان هم همین است! ویژگی‌های سیستم‌های دینامیکی پویا بودن آنهاست زیرا متغیرها بر آنها تأثیر می‌گذارند. مثلاً متابولیسم فرد هم بر کاهش وزن تأثیر می گذارد: متابولیسم سریعتر می‌تواند کاهش وزن را بیشتر کند، در حالی که متابولیسم کندتر - همراه با پرخوری - می تواند منجر به افزایش وزن شود. با این حال، این متغیرها تنها تأثیرگذار نیستند. خود متغیرها نیز تحت تأثیر متغیرهای دیگر قرار می‌گیرند. این پدیده وابستگی متقابل نامیده می‌شود و دلیل پیچیده شدن سیستم‌های پویا است. پس در مورد یادگیری زبان چطور؟ یادکیری زبان نیز یک سیستم پویا و پیچیده است زیرا توسعه زبان تحت‌تأثیر متغیرهای زیادی است. این متغیرها هم تحت تأثیر یکدیگر قرار می‌گیرند (به یکدیگر وابسته هستند). متغیرهای زیر و تأثیر آنها بر فراگیری زبان را در نظر بگیرید. اول، قرار گرفتن در معرض زبان، متغیری است که بیشترین تأثیر را بر رشد زبان یادگیرنده دارد. اگرچه قرار گرفتن در معرض ضروری است، اما میزان تعامل داشتن هم نقشی به همان اندازه در فراگیری زبان دارد. به وابستگی متقابل فکر کنید: تعامل داشتن بر قرار گرفتن در معرض تأثیر می گذارد و بالعکس. تنوع بسیار کم پیشرفت از طریق مقدار متغیر اندازه‌گیری می‌شود: اختلاف بین نقاط داده. فرض کنید ما در حال اندازه‌گیری استفاده از حال استمراری در نوشتار زبان‌آموز زبان‌انگلیسی در طول زمان هستیم. این زبان آموز ۲۰ انشا نوشته است و تعداد استفاده‌های نادرست از حال استمراری شمارش شده است. در یک مسیر خطی، انتظار دارید که دانش آموز با نوشتن بیشتر، اشتباهات کمتری انجام دهد. با این حال، نقاط داده چیز دیگری را نشان می‌دهد: گاهی اوقات، یادگیرنده اشتباهات کمتری می‌کند و گاهی اوقات یادگیرنده اشتباهات بیشتری می‌کند.