en
Feedback
Let’s learn English

Let’s learn English

Open in Telegram

Learn English روش یادگیری براساس مهارت آموزی و متمرکز بر گرامر است. برنامه ریزی برای ۶۰ هفته انجام شده است که شما را از سطح A1 به B2 می رساند.

Show more
367
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
آیا Duolingo برای یادگیری زبان جدید کاربردی و کافی است؟ من یادگیری زبان سوئدی را با Duolingo شروع کردم. به عنوان یک معلم زبان که شروع کرده بودم به یادگیری یک زبان جدید، در ابتدا از تجربه شگفت‌زده شدم. قبل از آن، تنها دانش من از این برنامه از چیزهایی بود که دانش‌آموزانم به من می‌گفتند و بعضی معلم‌های زبان که در رسانه‌های اجتماعی‌ آن را مسخره می‌کردند. بعد از این تجربه کوتاه، شروع به توصیه Duolingo به بقیه افراد کردم. به عنوان مثال، با دانش‌آموزی آشنا شدم که در دام ترجمه هر چیزی که به زبان انگلیسی می‌خواند به سوئدی شده بود و بالعکس، کلمه به کلمه! می‌خواستم به او کمک کنم تا این عادت را ترک کند. من او را تشویق به استفاده از برنامه کردم (از آنجایی که می‌دانم Duolingo به شدت بر اساس ترجمه است الان می‌دانم که بهتر بود به جای آن Memrise را پیشنهاد کنم). چند روز پیش، نقل قول زیر را از موسس Duolingo در شبکه‌های اجتماعی دیدم و تصمیم گرفتم درباره آن بنویسم: I’m, like, O.K., well, a small number of people are out of a job, but suddenly we can teach everyone better. It’s not like I feel great about this, but I think it’s better to be able to teach all of humanity cheaply, right?” — Luis von Ahn, the founder of Duolingo. من با آقای فون موافق نیستم و دو داستان واقعی برای اثبات استدلال خودم دارم. اولین مورد از یک دانش‌آموز انگلیسی زبان است که در حال یادگیری زبان فرانسه است. او سؤالی را در گروه فیس‌بوک یادگیری زبان پست کرد، زیرا با سؤالی که Duolingo از او پرسیده بود گیج شده بود. برنامه از او خواسته بود «On se retrouve au resto» را ترجمه کند. اگر فرانسوی و انگلیسی بدانید، می‌دانید که راه‌های بی شماری برای ترجمه این جمله وجود دارد. «ما در رستوران همدیگر را ملاقات می‌کنیم» و «بیایید در رستوران همدیگر را ببینیم» تنها دو احتمال هستند. پاسخی که Duo انتظار داشت این بود: «باید در رستوران همدیگر را ببینیم.» این نمونه دانش‌آموز مبتدی فرانسوی را متحیر کرد و او تعجب کرد که چرا یک شرط در ترجمه انگلیسی وارد شده است، در حالی که در زبان فرانسوی اصلی وجود ندارد. خوب، می توان آن را به عنوان تفاوت در مستقیم بودن دو زبان توضیح داد. انگلیسی زبانان به احتمال زیاد از نکات ظریف در پیشنهادها/جهت‌ها استفاده می‌کنند و استفاده از شرطی یکی از راه‌های انجام این کار است. اما با توجه به فقدان زمینه، یافتن ترکیب دقیق کلماتی که Duo می‌خواهد تایپ کنید تقریباً غیرممکن است. یک معلم انسانی می‌تواند در اینجا توضیح دهد که روش های مختلفی برای ترجمه وجود دارد و ترجمه‌های مناسب برای شرایط و نکات ظریف مختلف ارائه دهد. اما با Duolingo، شما در تاریکی رها می‌شوید. مثال دیگر، این بار از یکی از دانشجویان سوئدی. او در کاربرد فعل Får مشکلات زیادی داشت. درحالیکه برنامه از او‌میخواست تنها به معنی گرفتن اکتفا کن و یادگیرنده باید پاسخ مورد انتظار Duolingo را بدهد. من هنوز فکر می کنم Duolingo یک ابزار عالی برای زبان‌آموزی است. من خودم از آن استفاده می‌کنم و تحت تأثیر ویژگی‌های آموزشی مختلف آن هستم، به‌ویژه این واقعیت که چهار مهارت مختلف را آموزش می‌دهد و همچنین شهود زبان‌آموز را توسعه می‌دهد. با این حال، من آن را فقط به عنوان مکمل درسی که یک یادگیرنده زبان میتواند از آن سود ببرد، می‌دانم، یک تمرین اضافی. من خودم با آگاهی کامل از آن استفاده می‌کنم که اگر روزی بخواهم پیشرفت واقعی داشته باشم، باید درس بخوانم و/یا یادگیری خود را با منابع دیگر (دیدن سریال، گوش دادن به پادکست، خواندن و نوشتن هدفمند) تکمیل کنم. بنابراین دوالینگو محدودیت‌های خود را دارد، آگاهانه از آن استفاده کنید و برای یادگیری زبان خود فقط به یک برنامه تکیه نکنید

کلمات انگلیسی: مترادف کلمه "argue" بسیاری از ما دوست داریم آرامش خود را حفظ کنیم و از مشاجره با افراد دیگر اجتناب کنیم. با این حال، تعارض بخشی از زندگی است که در یک نقطه بر همه ما تأثیر می‌گذارد. چند اصطلاح و کلمه جایگزین برای صحبت در مورد بحث و درگیری: 🗣Quarrel با یک نفر به شکلی عصبانی مخالفت کنید. The two brothers were always quarrelling about football. 🗣 Bicker در مورد چیزهای بی اهمیت بحث کنید. They started bickering over which film to watch. 🗣 Squabble هم‌معنی “bicker”. We always squabble about what to have for dinner. 🗣 Row به شکلی پر سر و صدا بحث کنید. The neighbours row all the time. “Row” is pronounced like “how”. 🗣 Fight می‌تواند به هر دو درگیری فیزیکی یا لفظی اشاره کند. We’ve been fighting a lot recently. I don’t know what to do. همه موارد فوق افعالی هستند که اسم‌شان هم همین شکل است (به جز "bicker"). یعنی: *Have a quarrel / squabble / row / fight مثال‌ها: They’ve been married for 30 years, but have some terrible rows. They had a bad quarrel and didn’t speak for months. I wouldn’t go in there if I were you. They’re having a fight! Saying sorry after a squabble helps in making amends. همچنین می‌توانیم از اصطلاح “a heated debate” برای اشاره به اختلاف نظرهای بزرگ استفاده کنیم. The students got into a heated debate about equality.

I just published Fear of Not Knowing Your Purpose in Life Part 2 https://link.medium.com/ji6mdBAftzb

I just published Fear of Not Knowing Your Purpose in Life Part 1 https://medium.com/@Selfdevelopmentcenter/fear-of-not-knowing-your-purpose-in-life-83f865ff62b

I just published How to Take Your Language Learning to Higher Levels! https://link.medium.com/OFzJzKjAezb

photo content

چگونه زبان انگلیسی خود را به سطوح بالاتر ادامه دهید! ۲ پایانی یک کار ساده که در حال حاضر برای پیشرفت بیشتر می‌توانید انجام دهید این است که انگلیسی خود را تجزیه و تحلیل SWOT انجام دهید. افراد در بیزینس عاشق تجزیه و تحلیل SWOT هستند و امیدوارم پس از خواندن این مقاله شما نیز عاشق آن شوید. تحلیل SWOT چیست؟ تجزیه و تحلیل SWOT یک لیست به روش طوفان فکری از نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها است. لازم است چند دقیقه وقت بگذارید و در مورد اینکه چه کاری می‌توانید و نمی‌توانید با زبان انجام دهید، چه فرصت‌هایی برای بهبود ادامه دارید و چه چیزی شما را تهدید می‌کند، فکر کنید. آسان است. بیایید با هم انجامش بدهیم. یک ورق کاغذ بگیرید و صفحه خود را به ۴ بخش تقسیم کنید: نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها. سپس طوفان فکری کنید. سعی کنید حداقل ۳ مورد در هر بخش داشته باشید. نقاط قوت - این چیزی است که باعث می شود احساس کنید یکی از سوپرقهرمانان هستید: ۱. اکثر فیلم‌ها را بدون زیرنویس می‌فهمم. ۲. تقریباً هیچ مشکلی در درک پادکست ندارم. ۳. می‌توانم به انگلیسی درس بدهم. نقاط ضعف - این چیزی است که شما را به فکر وامی‌دارد: ۱. هنوز نمی‌توانم برخی از ایده‌ها را آنطور که می‌خواهم، بیان کنم. ۲. هر بار که باید چیزی طولانی‌تر از پیامک بنویسم، گیج می‌شوم. ۳. بعد از هر تماس تلفنی که به زبان انگلیسی برقرار می‌کنم، باید یک ماگ قهوه بنوشم تا آرام شوم. فرصت‌ها – این کاری است که می‌توانید برای جلوگیری از فکر کردن به نقاط ضعف انجام دهید: ۱. می‌توانم یادداشت کنم که چه ایده‌هایی را بیان می‌کنم و برخی تحقیقات واژگانی برای انتقال بهتر آن‌ها انجام بدهم. ۲. می‌توانم با کمک یک معلم یا Chat GPT شروع به نوشتن متن‌های طولانی‌تر مانند داستان‌های شخصی یا مقاله کنم. ۳. قبل از شروع تماس تلفنی، می‌توانم با پیش‌بینی برخی از سؤالاتی که فکر می‌کنم طرف مقابل از من بپرسد، خودم را آماده کنم. تهدیدها - این چیزی است که شما تمایل دارید از آن اجتناب کنید زیرا به نوعی از آن‌ها می‌ترسید: ۱. وقتی در جمع صحبت می‌کنم، جرأت نمی‌کنم شروع به گفتن داستان یا جوک کنم زیرا برای من ترسناک است که در مرکز توجه باشم. ۲. وقتی ایمیل یا نامه‌ای می‌نویسم، می‌ترسم اشتباه کنم و شخص دیگری را مجبور کنم دوباره آن را بازنویسی کند. ۳. اگر اطرافیانم بهتر از من انگلیسی صحبت کنند، تمایل دارم ساکت باشم. وقتی تحلیل خود را انجام دادید، فرار نکنید. انجام تجزیه و تحلیل SWOT تنها اولین قدم برای بهبود است. مرحله بعد تمرکز بر فرصت‌ها تا رفع نقاط ضعف و راحت شدن خیال از تهدیدها با کمک نقاط قوت است. اگر در نوشتن این جدول مشکل دارید شاید من بتوانم به شما در اصلاحش کمک کنم! فقط باید شروع به نوشتن کنید و آنچه نوشتید را برای من بفرستید!

چگونه زبان انگلیسی خود را به سطوح بالاتر ادامه دهید! مثبت اندیشی راه دیگری برای ادامه بهبود زبان انگلیسی است. آیا انگلیسی شما خوب است اما به آن خوبی نیست که دوست دارید؟ آیا احساس می‌کنید به اندازه گذشته پیشرفت نمی‌کنید؟ مشابه‌اش برای من اتفاق افتاد. وقتی به سطح خوبی از زبان انگلیسی رسیدم، همه چیز کند شد و احساس می‌کردم دیگر پیشرفت نمی‌کنم. بله، می توانستم به خوبی ارتباط برقرار کنم، در گفتگوها شرکت کنم و دیگران را بفهمم. اما ۱۰۰٪ از انگلیسی خود راضی نبودم. هنوز چیزی بود که من به آن مسلط نشده بودم و باعث شد فکر کنم انگلیسی من به نوعی ناقص است. برای شما آشنا به نظر می‌رسد؟ شاید بخواهید به جای استفاده از همان کلمات قدیمی، از اصطلاح‌های بیشتری استفاده کنید. شاید بخواهید جملات پیچیده بسازید. شاید هنگام مکالمه نتوانید دقیق‌ترین کلمه را پیدا کنید و گیر کنید. در مورد من، لهجه و دایره لغات نسبتاً محدود، دو چیز اصلی بودند که من را به فکر وا می‌داشت. و بعد به یک فرمول کوچک برای ادامه بهبود زبان خود رسیدم: پیشرفت بیشتر = مشکل خاص + تمرین متمرکز به زبان تفصیلی یعنی که اگر در مورد آنچه می‌خواهید بهبود دهید خیلی مشخص نیستید، نمی‌توانید تمرکز خود را به سمت اقدامات خاصی هدایت کنید که به شما در پیشرفت بیشتر کمک کند. اگر در مورد آنچه که می‌خواهید بهبود دهید، مبهم باشید و احتمالاً وقت خود را برای انجام کارهایی تلف خواهید کرد که در واقع به هیچ وجه به دستیابی به هدف شما کمک نمی‌کند. فرض کنید قصد دارید بتوانید جملات طولانی‌تر و گویاتر بنویسید. این یک هدف بسیار خاص است. چه چیزی به انجام آن بیشتر کمک می‌کند، شرکت در کلاس‌های مکالمه عمومی یا گذراندن وقت برای تجزیه و تحلیل جملات زیبایی که در کتابی حرفه‌ای به آن‌ها برخورد کرده‌اید؟ بنابراین یک بخشی را که می‌خواهید بهبود ببخشید به کار بگیرید و فقط روی آن تمرکز نقطه‌ای داشته باشید. آیا می‌خواهید دایره لغات خود را افزایش دهید؟ این را تنها اولویت خود قرار دهید. هر کاری که انجام می‌دهید باید در جهت افزایش دایره لغات باشد. تلفظ یا دستور زبان را فراموش کنید. برای مثال، اگر می‌دانید که قرار است مکالمه‌ای به زبان انگلیسی داشته باشید، هدف خود را تعیین کنید که حداقل با یک عبارت جدید از آن مکالمه خارج شوید. هدف خود را تعیین کنید که حداقل بعد از تماشای هر قسمت از سریال مورد علاقه عبارت جدید را یادداشت کنید. نتیجه اینکه تمام اقدامات و انرژی خود را به سمت یک هدف زبانی واحد هدایت کنید.

I just published How to Learn Effectively from Video Content! https://link.medium.com/JjLhAwrwczb

I just published Mindset Matters: The Importance of Attitude in Achieving Success https://link.medium.com/6fdMjAyP0yb

در این پست به پنج ترکیب فعلی با pass اشاره خواهم کرد: 1. Pass out معنی: بیهوش شدن He drank a whole bottle of vodka and passed out. 2. Pass away معنی: فوت کردن She passed away yesterday, after being ill for a while. 3. Pass on something معنی: نپذیرفتن و رد کردن چیزی Anna passed on the training course, due to her heavy workload. 4. Pass off something معنی:جا زدن چیزی به جای چیز دیگر He tried to pass off the fake handbags as Gucci. 5. Pass something down معنی: به ارث رسیدن It’s a local business which has been passed down through the family for hundreds of years. بعضی از این ترکیب‌های فعلی معانی دیگری هم دارند که میتوانید آن‌ها را جستجو کنید و یا مثال‌های بیشتری در مورد آن‌ها بخوانید.

I just published Improve Your Reading Speed with Skimming! https://link.medium.com/7RX4u16BXyb

I just published Crazy Self-Motivation Turning Things That Need to be Done into Things That Will Be Done https://medium.com/@Selfdevelopmentcenter/crazy-self-motivation-63fd174cb7da

I just published Ego is the enemy of learning! Fight it so that you can learn more. https://link.medium.com/2Ucl5S83Fyb

Repost from Planning center
photo content

Repost from Planning center
ایگو ( منیت) دشمن یادگیری است!!! با آن مبارزه کنید، تا بتوانید بیشتر بیاموزید ۲ پایانی منیت شما نمی‌تواند این را بپذیرد. منیت شما نمی‌تواند این واقعیت را بپذیرد پس شما را از آن منحرف می‌کند. این باعث می‌شود فکر کنید اگر اشتباه کنم احمق به نظر می رسم. اما در واقعیت، هیچ کس به اشتباهات شما اهمیت نمی‌دهد. فقط شما و منیت شما این کار را می‌کنید. این باعث می‌شود شما احساس خجالت، ناامنی و اضطراب کنید. شما تحت‌تأثیر احساس بی‌کفایتی قرار می‌گیرید زیرا نمی‌توانید جملات را به هم متصل کنید یا کلمات کافی برای بیان ایده‌های خود ندارید. شما فریب نفس خود را خورده‌‌اید و یادگیری دوباره کند می‌شود. پس راه حل این موضوع چیست؟ چگونه هنگام یادگیری منیت را کنترل کنیم؟ من راه حلی برای کاهش منیت ندارم، هنوز در حال رسیدگی به منیت خودم هستم و این یکی از سخت‌ترین کارهایی است که تا به حال تصمیم گرفته‌ام، انجام دهم. اما می‌توانم توصیه‌هایی بکنم. اگر در شروع یادگیری هستید، در مورد آنچه که واقعاً می‌توانید انجام دهید، واقع‌بین باشید. فکر نکنید که می‌توانید به طور جادویی به همان خوبی که هر کاری را انجام داده‌اید، در ابتدا یک یادگیرنده حرفه‌ای باشید. به واقعیت وابسته بمانید و خود را همانگونه که واقعاً هستید ببینید: کودکی بیتجربه که هنوز نیاز به کشف، یادگیری و تمرین بسیاری از چیزها دارد. کودکی که هنوز به اندازه کافی اشتباه نکرده است. اگر شما یک زبان آموز حرفه‌ای هستید و فکر می کنید چیز دیگری برای یادگیری وجود ندارد، به چالش کشیدن خود ادامه دهید. کاری انجام دهید که شما را بترساند. یک پادکست آموزشی راه‌اندازی کنید، در Medium بنویسید، آموخته‌ها را به دیگران آموزش دهید. هر چیزی که باعث ناراحتی شما می‌شود، بروید آن را انجام دهید تا بتوانید به منیت غلبه کنید و ببینید برای یادگیری هنوز راه زیادی در پیش است. در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی، بروس دیکنسون، خواننده اصلی گروه Iron Maiden - یکی از موفق‌ترین گروه‌های هوی متال تا کنون - این را گفت: «وقتی در باشگاه‌های کوچک شروع می‌کنید، ترسناک به نظر می‌رسد. سپس به تئاتر می‌رسی و این ترسناک به نظر می‌رسد. سپس به میدان‌های بسکتبال می‌رسی و این ترسناک به نظر می‌رسد و تو به آن عادت می کنی.» خودتان را بترسانید تا بتوانید رشد کنید. یادگیری درست در آنجا منتظر شما خواهد بود.

Repost from Planning center
ایگو ( منیت) دشمن یادگیری است!!! با آن مبارزه کنید، تا بتوانید بیشتر بیاموزید ۱ منیت شما احساس ارزش و اهمیت شماست و همزمان بدترین دشمن شما در زندگی‌ست. در یادگیری هم می‌تواند بدترین دشمن شما باشد. منیت مانعی برای یادگیری من شد من سال‌ها زبان انگلیسی را با انگیزه یاد می‌گرفتم. در سال ۲۰۱۶ توانستم یکی از بالاترین نمر‌ه‌های آیلتس که لازم داشتم را در عرض یک ماه بگیرم. وقتی نمره را گرفتم، فکر کردم، الان استاد هستم، بالاترین سطح زبان انگلیسی را دارم و من می توانم آن را ثابت کنم زیرا یک تکه کاغذ دارم که چنین می ث‌گوید. من آن را دارم و تمام! اعتماد به نفس خوبی پیدا کردم اما باعث کاهش سرعت یادگیری من به طور غیر قابل توجهی شد. تا آن روز با اشتیاق فراوان در حال یادگیری، تمرین و بهبود زبان انگلیسی بودم. اما حالا منیت من به من می‌گفت: «به آن گواهی که در دست داری نگاه کن. تو عالی هستی. تو بهترینی." و من متکبرانه این را باور کردم. من در آن لحظه متوجه نشدم که چقدر مغرور هستم. ۶سال بعد وقتی متوجه شدم که Ego is the Enemy اثر رایان هالیدی را خواندم. هالیدی در صفحه ۱۰۵ کتاب می‌گوید: «زمانی که اجازه دادیم منیت به ما بگوید فارغ‌‌التحصیل شده‌ایم، یادگیری متوقف می‌شود.» این دقیقاً همان چیزی است که برای من اتفاق افتاد. احساس کردم رسیده‌ام. دیگر نیازی به یادگیری زبان انگلیسی نداشتم - یا حداقل نه با شور و اشتیاق سابق. اما منیت شما تنها زمانی که به سطح بالایی از مهارت دست یافته‌اید، مانع یادگیری نمی‌شود. می‌تواند این کار را در هر سطحی انجام دهد. هنگامی که شما یک یادگیرنده مبتدی یا متوسط نیز هستید، این دشمن وجود دارد. ایگو در سطوح پایین‌تر نیز دشمن است. مثلاً اگر زبان انگلیسی سطح پایینی دارید، آیا تا به حال هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی احساس خجالت یا ناکافی بودن می‌کنید؟ آیا تا به حال از اشتباهات گرامری می‌ترسید؟ اگر چنین است، فکر می‌کنید این احساسات منفی از کجا می‌آیند؟ من گمان می‌کنم که بین این احساسات منفی و منیت ارتباطی وجود دارد. منیت شما همیشه به شما گفته است که باهوش، با تجربه و ماهر هستید. حتی گاهی اوقات به شما می‌گوید که بهتر از دیگران هستید زیرا ممکن است شگفت‌انگیزترین چیزها را در زندگی خود انجام داده باشید. شاید شما یک مهندس یا دکتر باشید که جراحی قلب باز انجام می‌دهد. اما اکنون شما سعی می کنید به یک زبان خارجی صحبت کنید و ناگهان مانند یک کودک ۳ ساله به نظر می‌رسید.

I just published Step-by-Step Guide on How to Use ChatGPT https://link.medium.com/hGHnAcn3ryb

چگونه در سال جدید روزانه انگلیسی خود را تقویت کنیم! ۲ ۳. فعالیت انفرادی - جادوی مولد فعالیت‌های گروهی فوق‌العاده سرگرم‌کننده هستند، اما ما همیشه برای این نوع چیزها در دسترس نیستیم، بنابراین به طور فردی هم باید فعال باشیم. راه‌های مختلفی وجود دارد که می‌توانیم زبان جدیدی را یاد بگیریم، اما چند راه وجود دارد که واقعاً کارساز هستند. تمرین مولد یکی از این موارد است که با آن مسیرهای عصبی خود را به کار می‌گیرید. اگرچه در ابتدا به نظر می‌رسد که یک کلمه در زبان انگلیسی را نمی‌دانید، به زودی خواهید دید که کاملا برعکس است. هدف از این تمرین ایجاد افکار و ایجاد ایده‌ها و جملات خود از ابتدا است. برای اینکه واقعاً یاد بگیریم، باید فرآیند سخت و ناامیدکننده اعتراف به چیزهایی را که نمی‌دانیم و باید تمرین کنیم، طی کنیم. به زودی خواهید دید که می‌توانید جملات خود را در کمترین زمان ایجاد کنید! تمرین مولد روز اول امروز با توجه به سطح خود شروع می‌کنید، اگر مبتدی هستید با جملات کوچک یا کلماتی که می‌توانید به آن فکر کنید شروع کنید. مثلاً: I am Fatemeh and I am working as freelancer tutor. برای اولین روز می‌توانید در مورد اینکه چه کسی هستید، چه کار می‌کنید، با چه کسی زندگی می‌کنید، اگر حیوان خانگی دارید و غیره بنویسید. روز دوم امروز نباید با خواندن مطالبی که روز قبل نوشتید شروع کنید، بلکه صفحه را ورق بزنید و یک برگه تمرین مولد جدید را شروع کنید. موضوعی که پیشنهاد ‌می‌کنم درباره آن بنویسید تا جملات خود را بسازید این است: توصیف کنید وقتی با یکی از اعضای خانواده یا دوست خاصی هستید چه می‌کنید. مثلاً: I like to hang out with my sister. When we get together we like to gossip… اینها نمونه است تا بتوانید الهام بگیرید و نوشته‌های خود را تولید کنید. به خاطر داشته باشید که در یک روز شکسپیر نخواهید شد، پس به کار خوب خود ادامه دهید! روز سوم رسیدن به روز سوم، شگفت‌انگیز نیست؟ در روز سوم، تغییراتی را مشاهده خواهید کرد، مانند به خاطر سپردن کلماتی که در روزهای قبل نوشتید. خوب، اما موضوع امروز چیست؟ سرگرمی‌ها! مانند نمونه های قبلی، بدون اینکه توجه به روزهای قبل، صفحه را برگردانید و روز جدیدی را شروع کنید. می‌توانید در مورد سرگرمی‌ای بنویسید که چندین سال است آن را انجام می‌دهید، یا شاید فعالیتی که در روزهای خاصی انجام می‌دهید و هنوز به عنوان سرگرمی در نظر نگرفته‌اید. حتی شاید یک سرگرمی که دوست دارید به آن بپردازید! روز چهارم ما تقریباً به نیمی از تمرینی که متعهد به انجام آن بودیم، پرداخته‌ایم! موضوع امروز به شما بستگی دارد، شاید بخواهید از کار شکایت کنید یا درباره دوستی بنویسید که مدتی است ندیده‌اید. سعی کنید زیاد روی موضوع تمرکز نکنید، بلکه فقط یک مورد تصادفی را برای شروع انتخاب کنید. مطمئن شوید که امروز کمی بیشتر تلاش می‌کنید تا کلماتی را که معمولاً به دلیل ترس از اشتباه املایی نمی‌نویسید، از مغز خود بازیابی کنید. روز پنجم ما تقریبا اینجا رسیده‌ایم! این کار آسانی نیست که خودمان را متعهد به مقابله با منیت‌هایمان کنیم و واقعاً یادگیری را تجربه کنیم. امروز با موضوع: رویدادهای اخیر. برای این موضوع، ابتدا باید رویداد اخیری که درباره آن می‌نویسید را بیابید. به عنوان مثال، ممکن است چیزی باشد که در اخبار شنیده‌اید، یا شاید یکی از نزدیکان شما فارغ التحصیل شده باشد، یا شاید شما به تازگی یک کار طولانی را به پایان رسانده‌اید که مدتی است روی آن کار می‌کردید. روز ششم برای موضوع امروز، ما به این موضوع می‌پردازیم: تعطیلات و جشن‌ها. جشن گرفتن سال نو با خانواده و دوستان، تمیزکردن خانه و خوردن یک غذای خوب با هم. می توانید موضوعات فرعی نوشته خود را شروع کنید، مانند: چرا من تعطیلات را دوست دارم یا دوست ندارم کاری که پارسال انجام دادم اگر جشن بگیرم یا تنها بمانم اعضای خانواده یا دوستانی که در مهمانی من شرکت کردند جاهایی که دوست دارم در تعطیلات بروم غذای مورد علاقه من در شام خانوادگی روز هفتم ما به روز آخر رسیدیم!! تا امروز شاهد تغییرات بزرگی در نحوه تولید جملات و ایده‌های خود به زبان انگلیسی خواهید بود. این یعنی ۱۵ تا ۳۰ دقیقه در روز برای رسیدن به اهدافتان وقت بگذارید، در ابتدا ممکن است زمان تلف شده به نظر برسد، اما با گذشت روزها می‌توانید مطمئن باشید که کار می‌کند. موضوع امروز چطور؟ من به شما پیشنهاد می‌کنم که در مورد سخت‌ترین بخش تمرین روزانه انگلیسی خود بنویسید. آیا در مقایسه با انجام آن با افراد دیگر آسان‌تر بوده است؟ یا شاید وقتی یک معلم در کنار خود دارید احساس راحتی می‌کنید؟… در هفته بعد در هر روز آنچه در هفته گذشته نوشته‌ای را مرور کنید و سعی کنید آن را کمی بهتر کنید مثل یک معلم یا مصحح… در هفته بعد دوباره با موضوعات جدید یک هفته مولد جدید شروع کنید…

photo content