𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯
Open in Telegram
دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس میکنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا میرویم تکههایی از خودمان را جا میگذاریم. 😮💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent
Show more2 280
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-3930 days
Posts Archive
2 280
آنجا یک قهوهخانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای. چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله، همیشه عجله!
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشتهام...
— محمود دولتآبادی
2 280
خداوند شماها که عاشقید را برای هم حفظ کند. دنیا قشنگیِ بیشتری ندارد برای پیشکشی به آدمها.
سیر تکوین و تکامل روزگار انگار متوقف شده و تمام دلخوشیها ته کشیده و فقط عشق باقیمانده. عشق! این آخرین پناهگاهِ آدمها.
خداوند شماها که عاشقید را برای هم حفظ کند. خوب میکنید که عاشقید و خوب میکنید که مؤمنید به دوست داشتنِ کسی!
در این آشفتهبازار بلاتکلیفیها و دویدنها و به هیچ مقصدی نرسیدنها، لااقل شماها دلیل محکم و ارزشمندی برای زیستن دارید هنوز...
2 280
"داوینچی" موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد: میبایست "نیکی" را به شکل "عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر میکرد. کــار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای آرمانیاش را پیدا کند.
روزی در یک مراسم هم سُرایی، تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از جوانان هم سُرا یافت. جـوان را به کـارگاهش دعوت کرد و از چهرهاش اتودها و طرحهایی برداشت. سه سال گذشت. تابــلو شام آخر تقریباً تمام شده بود،اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…
کاردینال مسئول کلیسا کمکم به او فشار میآورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو، جوان شکسته و ژندهپوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمیفهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بیتقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.
2 280
این که هرروز صبح از تختخواب بیرون بیای تا با همون چیزایِ همیشگی روبرو بشی، هربار و هربار واقعاً شجاعت بزرگی میطلبه!
– چارلز بوكفسکی
2 280
قبل از آنکه گاز وارد خانهمان شود...
بخاری نفتی داشتیم که مدام خاموش میشد. مادرم تمام چوبهای کبریت را خرج این بخاری لعنتی میکرد تا روشن شود. چشمانش میسوخت، اشکهایش در میآمد تا کانون خانه را گرم نگه دارد.
و اما تو...
مرا یاد آن بخاری لعنتی میاندازی. خاموش شدهایی. اشکم را در آوردهایی. با نیامدنت چشمانم میسوزد.
میشود روشن شوی و این دل سرد را گرم کنی.
2 280
کاشکی توی مدرسه در کنار یاد گرفتن مشتق و انتگرال، گرفتن و پیدا کردن سرعت ماشین بدون اصطکاک، جای عربی و قواعدش که به درد هیشکی نمیخوره، به جای اون همه اصول دینی که فقط شبای امتحان حفظ میکردیم، و زنگای پرورشی که الکی وقت میگذرونیدیم،
• دوست داشتن،
• کمک کردن به همدیگه،
• ترک نکردن،
• جا نزدن،
• خسته نشدن،
• قوی بودن،
• پشت هم بودن توی شرایط سخت،
• جنبه بالا داشتن،
و دنبال علاقه و هدف رفتن رو یاد میگرفتیم! که الان آدمای بهتر و قویتری بودیم...
2 280
زندگی خودش انقدر سخت هست که رابطه عاشقانه یا دوستانه، نباید سختترش کنه.
اونا باید باشن تا از زندگیت لذت ببری و شاید کمی آرومشی!
همینقدر درست و قشنگ...
2 280
کاش روی پیشونی آدمایی که دارن زیر بار غصههاشون له میشن یه چیزی نوشته بود تا بقیه کمی مراعاتشونو میکردن.
مثلاً نوشته بود:
این آقا دارد از صدمین جایی که فرم پُر کرده و استخدام نشده برمیگردد.
این خانم سالهاست بغل نشده.
این آقا را دارند میگذارند خانهیِ سالمندان.
این خانم مادرش مریضی صعبالعلاج دارد.
این آقا قول داده تابستان برای پسرش دوچرخه بخرد ولی پول ندارد.
این خانم تا حالا کسی عاشقش نشده.
این آقا خیلی حالش بد است و اگر یقهاش را بگیرید امشب خودش را میکشد.
این آدم شکستنیست...
2 280
به بهانه ی روز دختر
▫مارگارت همیلتون، یکی از برجسته ترین زنهای تاریخ آمریکاست. بانویی که در جوانی عضو تیم طراحی ناسا برای فرستادن آدم به ماه شد. دقیقتر بخواهم بگویم، وظیفه ی برنامه نویسی نرم افزار سفینه ی آپولو به عهده ی او بود. چون در آن دوران هنوز علم مهندسی نرم افزار شکل نگرفته بود، مارگارت ابتدا این علم را خودش به صورت تجربی به وجود آورد و بعد به کمک آن، محاسبات فرود سفینه به ماه را پیاده کرد و نهایتا باعث شد تا در غروب روز بیست ژوئن سال شصت و نه میلادی، آدم روی ماه قدم بزند. مارگارت بشر را به ماه رساند و بالاترین نشان افتخار آمریکا به او اهدا شد.
▫مارگارت عکس معروفی دارد از محاسباتی که برای فرود موفق روی ماه پیاده سازی کرده بود. کتابچه هایی که نوشته بود و روی هم چیده شده بودند و قدشان از قد خود مارگارت هم بلندتر شده بود. عکسی که حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
▫آن عکس نشان میدهد که بلندتر از جثه و اندام به ظاهر نحیف یک زن، قدرت اندیشه ای قرار دارد که به این راحتی ها نمیتوان محدودش کرد. اندیشه ای که دستش به ماه میرسد و بلندتر از قامت هر مرد تنومندیست. مردهایی که اجازه ی خروج از کشور به موافقت آنها بند است، مردهایی که حق تماشای مسابقات ورزشی در انحصار آنهاست، مردهایی که دیگری باید مراعات کند تا آنها به گناه نیفتند، مردهایی که عبارت "دختر است دیگر" لقلقه ی زبانشان شده است، قدِ کدام از این مردها از اندیشه های مارگارت بلندتر بود؟
2 280
📝 به بهانه ی روز دختر
▫مارگارت همیلتون، یکی از برجسته ترین زنهای تاریخ آمریکاست. بانویی که در جوانی عضو تیم طراحی ناسا برای فرستادن آدم به ماه شد. دقیقتر بخواهم بگویم، وظیفه ی برنامه نویسی نرم افزار سفینه ی آپولو به عهده ی او بود. چون در آن دوران هنوز علم مهندسی نرم افزار شکل نگرفته بود، مارگارت ابتدا این علم را خودش به صورت تجربی به وجود آورد و بعد به کمک آن، محاسبات فرود سفینه به ماه را پیاده کرد و نهایتا باعث شد تا در غروب روز بیست ژوئن سال شصت و نه میلادی، آدم روی ماه قدم بزند. مارگارت بشر را به ماه رساند و بالاترین نشان افتخار آمریکا به او اهدا شد.
▫مارگارت عکس معروفی دارد از محاسباتی که برای فرود موفق روی ماه پیاده سازی کرده بود. کتابچه هایی که نوشته بود و روی هم چیده شده بودند و قدشان از قد خود مارگارت هم بلندتر شده بود. عکسی که حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
▫آن عکس نشان میدهد که بلندتر از جثه و اندام به ظاهر نحیف یک زن، قدرت اندیشه ای قرار دارد که به این راحتی ها نمیتوان محدودش کرد. اندیشه ای که دستش به ماه میرسد و بلندتر از قامت هر مرد تنومندیست. مردهایی که اجازه ی خروج از کشور به موافقت آنها بند است، مردهایی که حق تماشای مسابقات ورزشی در انحصار آنهاست، مردهایی که دیگری باید مراعات کند تا آنها به گناه نیفتند، مردهایی که عبارت "دختر است دیگر" لقلقه ی زبانشان شده است، قدِ کدام از این مردها از اندیشه های مارگارت بلندتر بود؟
2 280
عقدهای کیست؟
عقدهای کسیه که چیزهای ساده رو انقدر نداشته که ارزش اون چیزها در ذهنش هزار برابر شده.
اگر یه چیزی رو خیلی بخوای و خیلی طول بکشه بدستش بیاری، ارزشش بطور احمقانهای برات مَگنیفای میشه. یعنی «حقیقت» در تخیلات اغراق شدهت گم میشه، و از اون چیز یه بُت میسازی.
این روی رفتارت اثر میذاره و این زخم در بزنگاههای مختلف سر باز میکنه و اصطلاحا «عقدهای بازی» در میاری
2 280
ضعف گناه نیست.
خدا ما رو با ایرادهای خاصمون آفریده و چالش رفع اونها رو توی وجودمون گذاشته.
روبهرو شدن با اونهایی که بیشتر از همه ما رو آزار میده امتحان واقعیه.
