🔰جهانهای موازی
Open in Telegram
🌏 کانالی در مورد جهان های موازی، سیاهچاله ها و دیگر عجایب کیهان و نجوم ⭕ کانال Quantum physics: 🆔 @Physics3p
Show more1 495
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Posts Archive
1 495
Repost from آکادمی فیزیک ناوس
۲ شهریور ۰۴
کتاب پدیدایی جهان نوشته دکتر مسعود ناصری توسط انتشارات معین منتشر شد.
علاقمندان می توانند از روز دوشنبه ۳ شهریور ماه برای تهیه کتاب با نشر معین تماس حاصل نمایند.
۰۲۱-۶۶۴۰۵۹۹۲
۰۲۱- ۶۶۴۱۴۲۳۰
1 495
✓ جان ویلر فیزیکدانی با اندیشههای افسانهای، در سال 1955، ایدهی «کف کوانتومی» را ارائه داد. این ایده بیان میکند که در مقیاس فواصل بسیاربسیار کوچک (یا طول پلانک) دریای آشوبناکی از «ذرات مَجازی » وجود دارد که مدام خلق و نابود میشوند. به عبارتی وقتی در مقیاس اتمی به هر ناحیهای از فضا، حتی خلأ نگاه میکنیم، پر از فعالیت انرژی و ذره است. یعنی دیگر خلأ نه تنها تهی نیست، بلکه سرشاز از کنش و واکنش است.
پس دیگر خلأ یا فضای تهی همانند یک محیط مادی عمل میکند و به نوعی جوشان از نوسانات انرژی است. این افتوخیزهای انرژی در خلأ همانند دریایی جوشان که مدام حباب از آن بیرون میجهد و سپس نابود میشود، به طور پیوسته محل تولد زوج ذراتِ ماده و پادماده هستند. برای نمونه نوسانات انرژی حتی در کاملترین خلأ نیز میتواند به خودیِخود به الکترون و پوزیترون (پادالکترون) تبدیل شوند. امّا اصل عدم قطعیّت دوام آنها را به زمانی بسیار کوتاه معادل 10-21 ثانیه محدود میکند. این زمان به قدری کوتاه است که نور میتواند حدود یکهزارم قطر اتم هیدروژن را پیماید- به همین دلیل نیز که نمیتوان آنها را به طور مستقیم اندازه گرفت، به ذرات مَجازی معروف شدهاند.
از کتاب "به دنبال جهان های موازی" نوشته سعید گراوندی(زاحل)@parallel_worldss 🏴 ➕کانال جهانهای موازی➕
1 495
Repost from Quantum Physics
ستارگان راکتورهای هستهای هستند که به واسطه واکنش جوش هستهای عناصر سنگینتر را تولید میکنند. در دمای بسیار زیاد، اتمها با شدت زیادی به هم برخورد میکنند. در حین این برخورد، وقتی فاصله بین هستهی اتم ها در حدی کم شد که نیروی هستهای قوی بین دو هستهی اتم برقرار گشت، هستهی سنگین تر تشکیل میشود. نیروی هستهای قوی که مسئول واکنش جوش هستهای است، برد بسیار کوتاهی در حد شعاع هستهی اتم دارد. بنابراین برای آنکه این نیرو بین نوکلئون های دو اتم برقرار شود باید در فاصلهای بسیار نزدیک هم قرار گیرند که در حد برد نیروی هستهای باشد.
طی این فرایند، ستاره همچنان که مشغول تولید اتمهای سنگین تر است، انرژی نیز تولید میکند. این انرژی ناشی از تفاوت انرژی بستگی دو هستهی اولیه و هستهی تولید شده است. انرژی بستگی همان انرژی پتانسیل هستهای است؛ با این تفاوت که مقدار آنرا مثبت درنظر میگیریم. یک هستهی پایدار، انرژی کمتری نسبت به مجموعه جداگانهی پروتون ها و نوترون ها دارد. این در واقع الزام پایداری است. این مقدار تفاوت انرژی بین نوکلئونهای آزاد و یک هسته، همان انرژی بستگی است. برای دو (یاچند) هسته که به هم میپیوندند و هستهی جدیدی تشکیل میدهند نیز این نکته وجود دارد. انرژی مجموعهی جدید از انرژی مجموعههای قبلی کمتر است. البته به همان شرط پایداری که بیان کردیم. ستارگان توانایی تولید تا عنصر آهن را دارند. عناصر سنگین تر در مراحل دیگری از زندگی ستاره تشکیل میشود.
🆔 @Physics3p
1 495
Repost from آینده
.
بحران برق با «خواهش» حل نمیشود، با سیاست درست حل میشود
✍️ آزاده مختاری - خبرنگار
تابستان داغ است، #برق کم است،
وزیر نیرو مردم را به صرفهجویی دعوت میکند.
اما نقش #وزارت_صمت و #اقتصاد چیست؟
یخچال ۱۰ ساله تا ۱۲۰۰ کیلوواتساعت در سال مصرف میکند، درحالیکه مدل جدید فقط ۳۰۰ کیلوواتساعت.
کولر گازی قدیمی: ۳۰۰۰ وات، مدل جدید: ۱۵۰۰ وات
تلویزیون CRT: ۱۵۰ وات، LED جدید: ۵۰ وات.
لامپ رشتهای ۱۰۰ وات = LED ۱۵ وات.
مردم توان اقتصادی خرید لوازم جدید ندارند،
وام نیست،
تعرفه واردات بالاست.
خانههای با لوازم فرسوده تا ۳ برابر بیشتر برق میبلعند.
بحران برق با «خواهش» حل نمیشود، با سیاست درست حل میشود
@A_pajhohi
1 495
☑️ تنظیم ظریف و استدلال آنتروپیک مبنی بر چندجهانی
🖋️ دکتر سعید معصومی@parallel_worldss 🏴 ➕کانال جهانهای موازی➕
1 495
Repost from Quantum Physics
گرانش آنتروپیک: نگاهی جدید به گرانش
از دوران نیوتن تا امروز، گرانش یکی از آشناترین نیروهای بنیادی است که در فیزیک با آن سر و کار داریم. چه در افتادن سیب از درخت و چه در چرخش سیارات به دور خورشید، گرانش همواره نقشی محوری ایفا کرده است. اما آیا ممکن است آنچه ما «نیروی گرانش» مینامیم، در واقع اصلاً یک نیروی بنیادی نباشد؟ آیا ممکن است گرانش از مفاهیمی عمیقتر و پنهانتر، مانند آنتروپی و اطلاعات، سربرآورده باشد؟
در سال ۲۰۱۰، فیزیکدان هلندی، اریک ورلینده (Erik Verlinde)، نظریهای را مطرح کرد که بر اساس آن، گرانش نه یک نیروی بنیادی، بلکه از رفتار جمعی اجزای زیرین طبیعت سر بر میآورد، همانگونه که دما یا فشار از رفتار مولکولهای یک گاز ناشی میشود.
ورلینده این نظریه را بر پایهی مفاهیم ترمودینامیک و اطلاعات بنا میکند. در این دیدگاه، وقتی یک ذره جرمدار در نزدیکی یک سطح خاص که آن را سطح هولوگرافیک مینامیم قرار میگیرد، موقعیت این ذره با میزان مشخصی از آنتروپی در ارتباط است. اگر ذره از این سطح دور یا به آن نزدیک شود، آنتروپی تغییر میکند. اما طبیعت همواره تمایل دارد آنتروپی را افزایش دهد؛ بنابراین ذره به گونهای حرکت میکند که این افزایش تحقق یابد. آنچه ما به عنوان نیروی گرانش تجربه میکنیم، در این نگاه، چیزی جز تمایل سیستم به بیشینه کردن آنتروپی نیست.
پایهی اصلی این نگاه جدید، مفهومی به نام نیروی آنتروپیک است. بهطور ساده، اگر جابجایی یک جسم باعث تغییر آنتروپی سیستم شود و دمایی برای آن سیستم تعریفپذیر باشد، میتوان به جسم نیرویی نسبت داد که منشأ آن صرفاً تمایل سیستم به بیشینهسازی آنتروپی است، نه یک کنش بنیادی. این ایده، پیشتر در توضیح رفتار مولکولها در سامانههای آماری به کار رفته بود، اما ورلینده برای نخستینبار آن را به جهان فضا-زمان و گرانش تعمیم داد.
در این چارچوب، اطلاعات فیزیکی جهان بر روی سطحی دوبُعدی، که سطح هولوگرافیک نامیده میشود، کدگذاری شده است. این یادآور اصل هولوگرافی است که پیش از این در فیزیک سیاهچالهها و نظریههای میدان کوانتومی ظاهر شده بود. با فرض توزیع یکسان انرژی میان درجات آزادی این سطح، و با بهرهگیری از دمایی که ناظر شتابدار (طبق اثر انرو) تجربه میکند، میتوان روابطی به دست آورد که در نهایت همان قانون گرانش نیوتن را بازتولید میکنند. نکته جالب آنجاست که در تمام این مسیر، هیچ نیازی به فرض وجود نیروی گرانش از پیش نبوده است؛ بلکه این نیرو بهعنوان نتیجهی فرآیندهای آماری و اطلاعاتی ظاهر میشود.
نظریه گرانش آنتروپیک، همانقدر که جسورانه و الهامبخش است، با نقدهایی نیز روبهرو شده است. برخی فیزیکدانان معتقدند این چارچوب هنوز نتوانسته پیشبینیهای جدید و قابل آزمون ارائه دهد. با این حال، اهمیت این نظریه در آن است که چشماندازی نو برای فهم پیوند میان گرانش، ترمودینامیک و اطلاعات فراهم کرده است.
🆔 @Physics3p
1 495
Repost from Quantum Physics
تابش هاوکینگ: سیاهچاله تابش میکند
در نظریهی نسبیت عام، اگر جرم کافی در ناحیهای از فضا متمرکز شود، سیاهچالهای شکل میگیرد. سیاهچاله ناحیهای از فضازمان است که گرانش در آنچنان شدید است که هیچ چیز نمیتواند از آن بگریزد. مرز این ناحیه، که گذر از آن به معنای بیبازگشتی است، افق رویداد (Event Horizon) نام دارد. اما افق تنها یک مرز فیزیکی نیست، افق رویداد یک مرز اطلاعاتی هم هست.
از دید ناظری که بیرون از سیاهچاله قرار دارد، هیچ اتفاقی که در درون افق رخ میدهد، قابل مشاهده یا اندازهگیری نیست. حتی اگر سیگنال، ذره یا نوری از نزدیک افق بفرستیم، اگر از خط افق عبور کند، برای همیشه از دنیای بیرون پنهان میماند. یعنی:
افق رویداد، آن چیزی را که پشتش اتفاق میافتد، برای همیشه از دنیای بیرونی پنهان میکند.
وقتی ناظر بیرونی نمیتواند به اطلاعات ناحیهای از فضازمان دسترسی داشته باشد، این بیاطلاعی، اثر فیزیکی دارد.
در فیزیک کوانتومی، اگر ناظر فقط به بخشی از یک سیستم دسترسی داشته باشد (مثل میدانهای کوانتومی بیرون از افق)، توصیف او از آن سیستم، دیگر دقیق و کامل نیست. او مجبور است نواحی پنهانشده را در محاسبات خود نادیده بگیرد (اصطلاحاً ردگیری کند). نتیجهی این کار، حالتی آماری از میدان است یعنی حالتی که در آن ناظر نمیداند سیستم دقیقاً در کدام وضعیت است، بلکه تنها احتمال بودن در حالتهای مختلف را میداند. این همان حالت آمیخته (mixed state) است. این حالت آماری، یک ویژگی مهم دارد: آنتروپی غیرصفر. محاسبههای دقیق نظری نشان میدهند که این حالت آماری از نظر ریاضی، دقیقاً همان چیزیست که در فیزیک بهعنوان حالت گرمایی (thermal state) شناخته میشود. یعنی برای ناظر بیرونی، میدان کوانتومی اطراف افق رویداد، مثل یک میدان گرم رفتار میکند نه بهخاطر اینکه خودش گرم است، بلکه چون ناظر به تمام اطلاعات آن دسترسی ندارد.
به بیانی:
وقتی افق باعث میشود ناظر بیرونی بخشی از اطلاعات میدان را از دست بدهد، توصیف او از آن میدان شبیه به توصیف یک سیستم داغ میشود. حرارت از بیاطلاعی میجوشد.
در سال ۱۹۷۴، استیون هاوکینگ با ترکیب مکانیک کوانتومی و نسبیت عام، به نتیجهای حیرتانگیز رسید:
سیاهچالهها تابش میکنند.
ناظر بیرونی، سیاهچاله را در حال تابش ذراتی میبیند که ویژگیهای آن، دقیقاً مانند تابش حرارتی یک جسم داغ است. این تابش نه از سطح مادی، بلکه از ناحیهای نزدیک به افق رویداد سرچشمه میگیرد، و از نوسانات کوانتومی میدانهای اطراف افق ناشی میشود. افق رویداد، چون اطلاعات را از دید ناظر بیرونی پنهان میکند، موجب میشود حالت میدان از دید او، یک حالت آماری با آنتروپی غیرصفر باشد دقیقاً مانند یک سیستم در دما.
🆔 @Physics3p
1 495
Repost from Quantum Physics
اثر انرو: وقتی شتاب فضا را گرم میکند
در نظریه نسبیت خاص وقتی ناظری با شتاب یکنواخت حرکت میکند، بخشهایی از فضازمان برای همیشه از دید او پنهان میشوند. بهبیان ساده، نور یا هر سیگنالی که از برخی نواحی جهان میآید، هرگز نمیتواند به ناظر شتابدار برسد. این مرز نادیدنی که جدایی میان جهان قابلمشاهده و غیرقابلمشاهده برای ناظر ایجاد میکند، افق ریندلر نامیده میشود. افق ریندلر مثل یک دیوار یکطرفه است: ناظر هرگز نمیتواند چیزی از پشت آن ببیند. این پدیده نه ناشی از گرانش است و نه از جرم، بلکه تنها نتیجهی شتاب داشتن است.
در دنیای کوانتومی، خلأ کاملاً تهی نیست، بلکه حالتی خاص از میدان کوانتومی است که پر از نوسانات است، هرچند ذرهای در آن دیده نمیشود. اگر یک ناظر در این میدان ساکن باشد، آن را بهصورت «خلأ» درک میکند. اما ناظری که شتابدار است، فقط بخشی از این میدان را میبیند همان بخشی که درون افق ریندلر قرار دارد. چون او نمیتواند به نواحی پشت افق دسترسی داشته باشد، باید از اطلاعات مربوط به آن نواحی صرفنظر کند.
در زبان فیزیک، وقتی شما اطلاعات کاملی از یک سیستم ندارید، توصیفتان از آن حالت به شکل یک توزیع آماری از حالتهای ممکن درمیآید. چنین حالتی با آنتروپی غیرصفر همراه است. این آنتروپی، در واقع نشانهای از بیاطلاعی شما نسبت به بخشهای از دسترفتهی سیستم است. ریاضیاتی که برای توصیف این حالت آماری بهکار میرود، دقیقاً فرم حالت یک سیستم گرمشده در دمای مشخص را دارد. یعنی توصیف ناظر شتابدار از میدان، همان توصیفی است که یک فیزیکدان از یک گاز داغ ارائه میدهد. ناظر شتابدار، چون نمیتواند تمام میدان را ببیند، ناچار است آن را مثل یک میدان حرارتی توصیف کند حتی اگر در واقع هیچ دمایی در کار نباشد.
پدیدهای که از این توصیف بیرون میآید، اثر انرو (Unruh Effect) نام دارد. بر اساس آن:
ناظری که با شتاب یکنواخت حرکت میکند، خلأ کوانتومی را بهصورت فضایی پر از ذرات داغ میبیند؛ در حالی که برای ناظر ساکن، این فضا کاملاً تهی است.
اثر انرو نشان میدهد که واقعیت فیزیکی، بستگی به وضعیت حرکتی ناظر دارد. چیزی که از دید یک ناظر "خلأ" است، میتواند برای ناظر دیگر "گرم و پر از ذره" باشد صرفاً بهخاطر اینکه آن ناظر شتاب دارد و بخشی از میدان را نمیبیند. این پدیده یادآوری میکند که بیاطلاعی، تنها یک وضعیت ذهنی نیست بلکه پیامدهای واقعی در جهان فیزیکی دارد.
🆔 @Physics3p
1 495
Repost from 🔰جهانهای موازی
▪️دائوی کوانتومی؛ 量子之道
تعاملی میان شرق و غرب با کمک فلسفه زبان
▫️نویسنده: سعید گراوندی (زاحل)
▪️انتشارات آب خست ۱۴۰۳
لینک خرید: کلیک کنید@parallel_worldss 🏴 ➕کانال جهانهای موازی➕
1 495
✔️ با کمی جسارت میتوان گفت که "اطلاعات" در واقع خود ِ "شئ" است. اطلاعات ِ شئ که در همه جا گسترده است، همه وضعیتهای موازی شئ را دربردارد. این وضعیتهای بالقوه شئ که در محیط گسترش یافته، با اولین مشاهده و اندازه گیری به فعلّیت میرسد (به نوعی تابعموج فرو میافتد). طبق تفسیر کپنهاگی، هر شئ هنگام فروکاست تابعموج تنها یکی از وضعیتهای بالقوه را انتخاب میکند. با این وجود چه بر سر آن همه اطلاعات و وضعیت بالقوه میآید؟
✔️این سؤال شگفت انگیز ما را به جهانهای موازی میکشاند . . ..
از کتاب: به دنبال جهانهای موازی نوشتهی سعید گراوندی (زاحل)@parallel_worldss 🏴 ➕کانال جهانهای موازی➕
1 495
✔️ بر اساس نظریه کوانتوم این احتمال وجود دارد که روزی در اتاق نشسته باشیم و ناگهان اتمهای بدن ما از هم بپاشد و بعد در مریخ دوباره به هم جوش بخورد و ما در آنجا ظاهر شویم.
✔️ البته این احتمال چنان کوچک است که برای رخ دادن آن زمانی بیشتر از عمر جهان باید صبر کنیم.
برگفته از کتاب جهانهای موازی نوشتهی میچیو کاکو@parallel_worldss 🏴 ➕کانال جهانهای موازی➕
1 495
هركس مركز جهان خويشتن است و جهان خویشتن ما جزوی از این جهان بیرونی. اجزاء که سامان یابند کل نیز سامان خواهد یافت. تو خودت را بهتر کن، جهانت بهتر میشود، جهانبینیات درست میشود...
📕 ویتگنشتاین و حکمت ✍️ مالک حسینی@parallel_worldss 🏴 ➕کانال جهانهای موازی➕
1 495
درون سیارات مختلف را ببینید:
هستهی زمین از فلز مذاب آهن و نیکل تشکیل شده است؛ عطارد و ناهید دارای هستهی سنگی هستند؛
مریخ دارای هستهای از سنگ مذاب است. مشتری و زحل دارای هستهای جامد هستند که هلیوم و هیدروژن آن را احاطه کرده است. نپتون و اورانوس دارای هستهای از جنس آمونیاک و متان هستند. هستهی ماه از جنس فلز جامد است.
@parallel_worldss 🏴
➕کانال جهانهای موازی➕
