692
Subscribers
No data24 hours
-177 days
-6530 days
Posts Archive
692
به راستی
چه زیبا بود
آن نگاه های مست گذشتهات
آن شیرینی سرخی لبهانت
آن حس گرمای آغوشت
دگر نمیتوان تجربهات کرد
اما با خاطرت سپری میکنم
692
به چشمان مستانهی او بگویید
بعد او دگر لبخندی بر لب نیست
خنده ها گذراست
زندگی را زندگی نمیکند
درون هرکس بدنبال تو میگردد
اما دل را به دستانی که دگر ندارد خوش کرده
692
حرف ها در سینه ماند
چشم ها غرق خون
اجبار به سکوت
او را حسی تکرار نشدی خواند
و میان شلوغی به او فکر میکرد،
در خلوت دل را به او میسپرد
به فکر اینکه چه میشود.
به دیدار او در خواب میرفت
اما حرفی نمیزد
به چشمان مست و زیباش خیره میشد
و سهم عشق را از باغچه چشمانش میچید،
به آرامی گل های این باغچه را نوازش میکرد،
نزدیک نمیشد که مبادا گل ها سر خم نکنند.
با لمس جوهر این قلم
به یاد او
از عمر این دفتر میکاهید
چه میداند
شاید روزی به جای خود
به دیدار نوشته ها بیاید
-لبخندت را آرزو
692
اگر قرار باشد این آخرین من باشد
و به او بگویید
زمانی که مینوشت
تورا کنار خود احساس میکرد
مثل دیوانهها میخندید و شاد بود،
به او بگویید
زمانی که مینوشت
آثار اشک چشمانش را بر روی کاغذ بجا میگذاشت،
بگویید که
قدر نوشتههایم را بداند
آنها را با عشق بسیار نوشتهام
بگویید قدر نوشته هایم را بداند
تا ذوقی برای ادامه داشته باشم.
اگر قرار باشد این آخرین من باشد
به او بگویید که
تنها یک خواسته داشت،
اینکه یکبار دیگر بتواند با تو دیدار کند.
تنها یک خواسته داشت
اینکه یکبار دیگر دیدن لبخندت را تجربه کند🖤
-برای لبخندت
692
در این زندگی آلوده به غم
اگر احساس غربت کردی
من را به یاد بیاور
گهگاهی به ما نیز سر بزن
به یاد داشته باش
که ما از خود نیز میزدیم
بلکه یکبار دیگر لبخند را بر روی لبان شما ببینیم
اگر احساس غربت کردی
بدان این تن از جنس بودن میخواهد
از جنس شما میخواهد
اگر احساس غربت کردی
بدان که فکرت هم دلیلیست برای یک لبخند...
692
میگویند
به فکر زندگی جدید باش
از او یاد نکن و بگذار در آرامش ادامه دهی
بدنبال شخصی دگر باش،
به آنها بگویید
با شرف بودن به این معنیست
که اگر تمام شد
فکر و ذهن درگیر میشود
چشم و دل سیر میشود
شور و ذوق از دست میرود
ما که اینگونه یاد گرفتهایم
بعد او هرجا که میرویم
کنار خود یادش کنیم
-برای لبخندت
692
لرزش دستانم دلیلیست برای پیری این تن
سفیدی موهایم دلیلیست برای عمر کوتاهم
نمیدانم، یک استراحت طولانی میخواهم
بدنبال آرامش بین این مردم نباش
نفس هایمان موقتی است
دلها سیر از ذوقی که نمانده،
خودت را به موج بسپار
قدر لحظه هایت را بدان
دگر به خود نیز اعتماد نکن
در سیاهی خود غرق شو و درد را تجربه کن.
زندگی از جنس شرف در کنار این انسان ها
خیلی سخت است🖤
692
لرزش دستانم دلیلیست برای پیری این تن
سفیدی موهایم دلیلیست برای عمر کوتاهم
نمیدانم، یک استراحت طولانی میخواهم
بدنبال آرامش بین این مردم نباش
نفس هایمان موقتی است
دلها سیر از ذوقی که نمانده،
خودت را به موج بسپار
قدر لحظه هایت را بدان
دگر به خود نیز اعتماد نکن
در سیاهی خود غرق شو و درد را تجربه کن.
زندگی از جنس شرف در کنار این انسان ها
خیلی سخت است دختر🖤
