شاید در جهانی دگر.
Open in Telegram
شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/the404bot?start=22d6ba3a87
Show more1 254
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
1 254
گفت: چیزی که من در طول زندگی یاد گرفتم این بود که به هرچیزی بیش از حد بچسبی و علاقه نشون بدی، زندگی همونو ازت میگیره و از هرچیزی و هرکسی که بترسی که نکنه روزی بهش تبدیل بشی، تبدیل میشی.
1 254
هنوز نفهمیدم چه بلایی سر اون دختری که همزمان چهارپنج تا کلاس مختلف رو در روز میرفت، اومد. چون الان نهایتا میتونم از این پهلو به اون پهلو بچرخم.
1 254
هربار که یکی گفت: میفهممت
حقیقتا دوست داشتم دستمو بالا بیارم و محکم بکوبم تو دهن خودم(چون نمیتونستم بزنم تو دهن اون)
1 254
نمیتونم خودم رو نجات بدم. نمیتونم تنهایی اینکارو کنم. نمیتونم از این منجلاب رنج و اندوه و اهمال کاری بیام بیرون. عجب خفقانیه این کثافت.
1 254
دلم میخواد شبیه بچههای تخس و سرتق گریه کنم، پامو زمین بکوبم و بگم من بابامو میخوام.
1 254
سوگ میاد دستش رو میذاره روی گلوگاهم و برنمیداره. لحظه به لحظه رنج رو بهم یادآوری میکنه، منو در هم میشکنه، موهام رو سفید میکنه، چشمهام رو آشوب میکنه. سوگ میاد بهم میگه چندماهه که صداشو نشنیدی. سوگ میاد بهم میگه من تا اخر عمرت یادت میارم کیارو از دست دادی. سوگ بهم میگه سرکوب نکن. فراموش نکن. تجزیه نکن. سوگ قلبم رو از رنج و دلتنگی مچاله میکنه. دستهامو میلرزونه و هر لحظه رو زهرمارم میکنه. سوگ ایستاده. دوقدمیم. بهم میگه یادته که بار آخر طوری ازش خداحافظی کردی انگار که باز هم میبینیش؟
ایستاده. چشم تو چشم. بهم غم میده. یادم میاره که چندماهه صداش رو نشنیدم.
