شاید در جهانی دگر.
Open in Telegram
شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/the404bot?start=22d6ba3a87
Show more1 255
Subscribers
+124 hours
+27 days
No data30 days
Posts Archive
1 255
اهان. چنل رو هم به دلایلی پرایوت میکنم. حال و حوصلهی توضیح ندارم. خلاصه اره
1 255
این روزا حوصله ندارم. یعنی چندسالی هست حوصله ندارم ولی خب به زور خودمو میکشوندم رو زمین و ادامه میدادم. اما این روزا این تلاشا کمتر شده حقیقتا. وابستگی خاصی به آدمها دیگه ندارم و خیلی ممنون میشدم اگر خانوادهای هم نبود که وابستگی داشته باشه. خیلی وقته احساس جدا افتادگی دارم و انگار هیچ چیزی منو به این جهان وصل نمیکنه. بدترین قسمت زندگی این میتونه باشه که تو دیگه برای خودت زندگی نمیکنه و صرفا برای خانوادهات زندهای. نمیدونم. در کل شما مراقب خودتون باشید.
1 255
معمولا به سرم میزنه که اینجارو پاک کنم ولی الان که نگاه میکنم متوجه میشم نه بودنش اونقدر مهمه و نه نبودنش.
1 255
Repost from در جستجوی روان | سارا بهزادی
"در فرایند درمان، طرحوارهها به عنوان صدای والدین مفهومسازی میشوند. در واقع طرحوارهها حاصل گفتگوی والدین با کودک هستند که به تدریج در ذهن او جای گرفتهاند و هماکنون به گونهای نظاممند، اما ناکارآمد، زندگی وی را زیر سیطرهی خود گرفتهاند."
- از مقدمهی مترجمان بر کتاب طرحوارهدرمانی جفری یانگ
1 255
دلم برای غیبت کردن و دورهمی با دوستام تنگ شده. دلم برای پلنای هفتگی، دورهمیا، رقصای دخترونه و مستی و بعد کنار هم غش کردن از فرط خستگی تنگ شده.
بزرگسالی و بدی زندگی تو شهری که کوچیک و دور افتادهست همینه. یه سریا به واسطهی کار، درس و یا حالا خانواده میرن و یهسریا هم به هر دری میزنن تا برن ولی نمیشه. تهش تو میمونی و خاطرهها و تنهاییت و اینکه یاد بگیری چجوری تنهایی سر خودتو گرم کنی و یا پیشرفت کنی تا ذرهای از این احساساتت کم بشه...
