مشاهدهگری
Open in Telegram
خودشناسی با رویکرد مایندفولنس تماس با ادمین در تلگرام و اینستاگرام @jooybar77
Show more741
Subscribers
+124 hours
+47 days
+430 days
Posts Archive
741
چیزهایی که باعث رنج آدم هستن و حال آدم به خاطر اونا بده مسالههای اصلی آدم نیستن، بلکه فقط علامتی از عملکرد مسالههای اصلی آدم هستن. رنج آدم در اصل به خاطر عملکرد شکلگرفتگیهای روانیای هست که از فرط خودی بودن دیده نمیشن و ازشون خبر نداریم.
خودشناسی هر چی با ذهنیت حل مسالههایی که میشناسیمشون پیش بره کاسبکارانهتر و غیر اصیلتره و هر چی با اشتیاق به کشف مسالههایی که نمیشناسیمشون پیش بره اصیلتره. بیشتر آدما علاقمند به برطرف شدن مسالههای فعلی و آشنای خودشون هستن و در برابر کشف خطاهای ناآشنای خودشون مقاومت میکنن و دوس ندارن ازشون خطای جدیدی دیده بشه.
وقتی میگیم آدمی که مساله داره از مسالهای که داره مهمتره و در مشاهدهگری مسالهها آدم باید بیشتر از مسالهش به خودش در ارتباط با مسالهش توجه داشته باشه، داریم اصالت مشاهدهگری رو مبنای کار قرار میدیم و از آلوده شدن مشاهدهگری به کاسبکاری دوری میکنیم، چون همیشه آدم از مسالهی آدم درونیتره و شکلگرفتگیهای زیربناییتری که به دلیل خودی بودن به دید در نمیان در اونجا مشغول به کار هستن.
کسی که در ارتباط با مسالههاش خودش رو از دست نمیده و از مسالههاش (و به طور کلی از همهی موضوعهای ادراکیش) به عنوان آینهای برای توجه به خودش استفاده میکنه، داره در مسیر اصیل مشاهدهگری پیش میره و حرکت رو به عمق رو انجام میده. فقط برای این آدمه که امکان کشف مسالههای زیربناییتر و عمیقتر فراهم میشه. در غیر این صورت خودشناسی نمیتونه چیزی بیشتر از دور خود چرخیدن و به موضوعها و مسالههای سطحیتر و کماهمیتتر سرگرم شدن باشه.
#مشاهده_گری
#خودشناسی
#مایندفولنس
@authenticmindfulness
741
ادراک ما بر اساس شکلگرفتگیهای ذهن ما انجام میشه. حسی که از شنیدن حرفی یا دیدن رفتاری در ما ایجاد میشه مال خود ماست و ما مسئولش هستیم. اون حرف یا رفتار فقط محرک حس ماست نه دلیلش. دلیل حسهای ما عملکرد ذهن ماست.
به همین ترتیب، رفتار ما حاصل ترجیحها و عادتهای ماست و ما مسئولش هستیم. آدمای مختلف در ارتباط با محرکهای ثابت، رفتار متفاوتی از خودشون بروز میدن. همین نشون میده که نمیشه رفتارمون رو به عملکرد دیگران گره بزنیم و بگیم تو باعث شدی من فلان کارو بکنم؛ جملهای که خیلی رایجه و زیاد میشنویمش.
در کار خودشناسی، دو نقطهی سوقالجیشی مهم وجود داره که باید با مشاهدهگری تیز روی اونا چنبره زد و بهشون توجه کرد. یکی نقطهی تولید حس و دومی نقطهی وارد شدن به رفتار. یه تفاوت کوچیکی هم بین این دو نقطه هست و اون اینکه تولید حس اتوماتیکتر و ناخودآگاهتر و اقدام به رفتار آگاهانهتر و انتخابیتره، ولی به هر حال هر دو بر اساس نوع ذهنیتها و شکلگرفتگیهای ذهنی ما رقم میخورن و اینکه میگم تفاوت کوچیک به این خاطره که قضیه یایایی نیست، یعنی نه تولید حس کاملن ناخودآگاهه و نه رفتار کاملن آگاهانه و ارادی. حس و رفتار هر کدوم در جایی از طیف بین کاملن غیر ارادی تا کاملن ارادی قرار میگیرن، ولی تولید حس به قسمتهای غیر ارادی طیف نزدیکتره و رفتار به قسمتهای ارادی طیف.
فلش به درون، که اساس مشاهدهگری و خودشناسیه، یعنی توجه کردن به اینکه چطوری یه حس در ما تولید میشه و توجه کردن به اینکه چطوری برای رفتارهامون تصمیم میگیریم. در این فلش به درون، دنیایی از زیبایی و دنیایی از رهایی وجود داره. مشاهدهگری واقعن بزرگترین هنر زندگیه.
#خودشناسی
#مشاهده_گری
#مایندفولنس
@authenticmindfulness
741
ممکنه آدم حال خوبی نداشته باشه، ولی درک درستی از وضعیت داشته باشه و در نتیجه اوکی باشه. اوکی بودن و حال خوب داشتن همیشه بر هم منطبق نیستن و اولی از دومی به مراتب مهمتره. به هر صورت تفکیک بین این دو تا نشونهای از بلوغ آگاهیه. برای بیشتر آدما این تفکیک وجود نداره و حال خوبشون شرط اوکی بودنشونه. این یه شکلگرفتگی اشتباهه که باعث مشروط شدن اوکی بودن آدم به حال خوبش میشه. با این شرطیشدگی، آدم وسواس حال خوب پیدا میکنه و نسبت به حال بد بیطاقت و واکنشپذیر میشه.
معمولن اینطوریه که هر چی آدم نسبت به چیزی نیازمندتر باشه کمتر میتونه از اون چیز برخوردار باشه و برعکس. معمولن نیازمندی بیشتر مساوی میشه با برخورداری کمتر و نیازمندی کمتر مساوی میشه با برخورداری بیشتر. این شعر معروف مولانا رو حتمن شنیدید:
جملهی بیقراریات از طلب قرار توست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت
در ادبیات تائو هم این مضمون رو داریم که چیزی که به سمتش بری ازت دور میشه و چیزی که به سمتش نری به سمتت میاد.
دو نکته رو باید در ارتباط با این قاعده بگم. یکی اینکه حوزهی این قاعده حوزهی ذهن و روان آدمه نه دنیای بیرونی. دوم اینکه در حوزهی روان قاعدهها مثل قاعدههای دنیای ریاضیات نیستن و قطعیت کامل ندارن.
#خودشناسی
#مشاهده_گری
#مایندفولنس
@authenticmindfulness
741
یکی از مداخلههای مهم در مشاهدهگری، بر اساس عدم پذیرش نسبت به مقدار حضور اتفاق ميفته. وقتی یه تصویر ذهنی داشته باشیم که در مشاهدهگری چقدر حضور باید وجود داشته باشه، اونوقت اگه حضورمون کمتر از اون باشه دچار عدم پذیرش میشیم و به دنبالش دست به مداخلهگریهایی میزنیم که حضور کم رو به حضور زیادتر تبدیل کنیم، و در همین نقطه از مشاهده خارج و به کنترلگری وارد میشیم.
وقتی حضور کم خودمونو میبینیم، یعنی داریم مشاهده انجام میدیم. وقتی مانورهایی انجام میدیم که حضورمون زیاد بشه، مثلن توجه خودمونو روی نفس کشیدنمون متمرکز میکنیم، از مشاهده خارج میشیم و مشغول پیاده کردن طرح ذهنی خودمون میشیم، که یک کار خودمحورانه و منساز به حساب میاد. چیزی که در این وضعیت اتفاق میفته افزایش تمرکزه نه افزایش حضور. مشاهدهی درست در این وضعیت یعنی آگاهی از حضور کم، آگاهی از عدم پذیرش نسبت به حضور کم، آگاهی از میل به انجام دادن مانوری برای بیشتر کردن حضور، و همچنان ادامه دادن به توجهِ بدون مداخله.
#خودشناسی
#مشاهده_گری
#مایندفولنس
@authenticmindfulness
741
وقتی حرفی برای گفتن دارید، سکوت یک دروغ است.
جوردن پیترسون
#خودشناسی
#مشاهده_گری
#مایندفولنس
#سواد_عاطفی
#دیالوگ
@authenticmindfulness
741
به آینده باید مقداری فکر کرد و برای آن مقداری برنامهریزی داشت، ولی بیشتر از اون میشه اضافهکاری ذهنی، که خطاست و آسیب به جا میذاره.
یادتون باشه که از ویژگیهای ذهن سالم اینه که فقط بهاندازهی اطلاعات واقعیای که در دست داره فکر میکنه و وقتی اطلاعات واقعی وجود نداشته باشه در سکون باقی میمونه و دچار اضافهکاریهای فکری نمیشه.
بهاندازهی لازم فکر کنید و بیشتر از اون رو رها کنید. بذارید اول آیندهای که دارید هی بهش فکر میکنید از راه برسه، اونوقت بهتر و واقعیتر میتونید فکر کنید و قدم بعدی رو بردارید.
#خودشناسی
#مشاهده_گری
#مایندفولنس
@authenticmindfulness
741
نزدیکی ارتباطی نیاز به بلوغ روانی داره. ارتباط نزدیکتر نیاز به بلوغ روانی بالاتر داره و به نظر من این نسبت بهصورت خطی هم پیش نمیره و نمودار نمایی داره، یعنی از یه اندازهای نزدیکتر، بلوغ روانی لازم بهصورت تصاعدی زیاد میشه.
ارتباط نزدیک بههیچوجه چیزی نیست که همهی انسانهای امروزی شرایط لازم برای اونو داشته باشن، اما فرمول جامعه از رابطه بهصورتیه که آدما رو یهو در کنار هم فیکس میکنه و به هم میچسبونه! افرادی که در ریز و درشت روان خودشون موندهن، از عهدهی خودشون بهدرستی برنمیان، درک عمیقی از خود و زندگی ندارن و حال خوب بلاشرط رو در زندگی تجربه نمیکنن، حالا باید پیچوخمها و بالا و پایینهای روزانهی رابطهی نزدیک رو هم تجربه کنن، مثل آدم معمولیای که یهو بخاد بره کوهنوردی و یه قلهی خیلی بلند رو فتح کنه.
اینهمه مشکل و مساله در ارتباطها بیدلیل نیست، ولی چشم بینا، گوش شنوا و درک درست کم پیدا میشه.
تعداد زیاد دلیل درستی چیزی نیست. اگر در تمام ارتباطها بهنوعی مشکل کشمکش و درگیری وجود داره معنیش این نیست که رابطه همینه.
رابطه باید شعلهی بدون دود باشه. اگه دود رابطه به چشمتون میره معنیش اینه که بدون فراهم کردن شرایط لازم (یعنی درک و بلوغ روانی لازم) و فقط بر اساس الگوهای رایج از رابطه، نسبت به هم در فاصلهی ارتباطی نزدیکتر از اندازهی طبیعی قرار گرفتهاید.
#خودشناسی
#مشاهده_گری
#مایندفولنس
@authenticmindfulness
741
ما یاد گرفتهایم، و تمرین بسیاری کردهایم، تا در مخروط انزوا زندگی کنیم، یعنی درونیاتمان یا در خودمان باقی بمانند یا به کمترین مقدار ممکن در ارتباط با دیگری بروز داده شوند. اصلیترین فکرها و حسهای ما معمولن یا بهصورت نگفته در درونمان باقی میمانند و یا بهصورتی ناهمگون و ناسازنده بیرونریزی میشوند. درونیات نگفتهی ما پیلهی انزوای روانی ما را تشکیل میدهند و پیلهی انزوای روانی ما مانع بروز درونیات ما میشود. بدینگونه است که ما سالبهسال انباشتگی روانی بیشتری پیدا میکنیم و دچار مسالههای فردی و ارتباطی بیشتری میشویم.
از "سواد عاطفی" میتوان برای باز شدن این آماس روانی کمک فراوانی گرفت. وقتی کانال ارتباط کلامی باز باشد و حرفهای نگفته بتوانند بهصورت درست در این کانال در رفتوآمد قرار بگیرند، اتفاقهای جالبی در درون ما و ارتباطهای ما رخ میدهد و ما را به سوی سلامت روانی و ارتباطی بیشتری پیش میبرد.
خوشحالم که دوباره میخام بحث سواد عاطفی رو باز کنم؛ این بار با تجربهی شخصی متفاوتتری نسبت به حدود هشت سال پیش که برای اولین بار این بحث رو در کار سلامت روانی و ارتباطی وارد کردم.
#سواد_عاطفی
#حرف_نگفته
#خودشناسی
#مشاهده_گری
#مایندفولنس
@authenticmindfulness
741
سن روانی، بر خلاف سن تقویمی، با گذشت زمان زیاد نمیشه. سن روانی به معنی بلوغ روانیه و بر اساس آگاهی فرد مشخص میشه نه بر اساس سن اون.
الگوهای نادرستی که از زمان کودکی در ذهن شخص شکل میگیرن، مبنای رفتارهای اون در کودکی و نوجوانی میشن و بهتدریج عادتهای بزرگسالی اون رو شکل میدن.
بدون آگاهی از این الگوها و رها شدن از قید اونا، سن روانی شخص سیر صعودی خودش رو از دست میده و با گذشت زمان ثابت میمونه. از نظر من بدون خودشناسی درست، سن روانی بیشتر انسانها از ده-دوازده سال بالاتر نمیره.
احساس بزرگ شدن و به درک و بلوغ واقعی رسیدن یکی از شیرینترین دستاوردهای خودشناسیه. در کار خودشناسی درنگ نکنید. حیف عمر گرانبهاست که در کودکوارگی و نادانی سپری بشه. حیف روان شگفتانگیز انسانیه که تنها بهعنوان ماشین اجرای مشتی الگوی مرده و غیرواقعی جامعه عمل کنه.
#خودشناسی
#مشاهده_گری
#مایندفولنس
@authenticmindfulness
741
مهمترین مشکلی که در ارتباط با سکون ذهنی وجود داره، عدم تشخیص فکره.
فکرها طیفی رو تشکیل میدن که از بینهایت ظریف و نامشخص تا بسیار درشت و مشخص رو در بر میگیره. ذهن آموزشندیده فقط قادر به تشخیص سطحیترین و درشتترین نوع فکرهاشه. برای دیدن فکرهای ظریفتر به یه مراقبهی درست و اصولی نیازه تا به صورت پیگیر و مستمر انجام بشه؛ هم در حالت نشستهی چشمبسته و هم در بقیهی طول روز. آدم هر چی بیشتر به تماشای خودش مشغول بشه بیشتر متوجه فکرهایی میشه که تا حالا متوجهشون نبوده و توشون غرق بوده.
اهمیت این قضیه در چیه؟ چرا آدم باید بتونه فکرهای ظریف و نامحسوس خودش رو کشف کنه و نسبت به عملکردشون اشراف کافی داشته باشه؟ جواب اینه که فکرها در عمل زندگی ما رو رقم میزنن. اینکه ما نسبت به هر اتفاقی چه حسی داشته باشیم و چه رفتاری نشون بدیم، همه وابسته به پردازشگری ذهن، یعنی عملکرد همین فکرهاست. به اندازهای که آدم از فکرهاش غافل باشه، به یه ماشین تبدیل میشه که تحت تاثیر مدارهای اتوماتیک، رفتارهای اتوماتیک انجام میده. انسان بودن و اختیار داشتن ما به اشراف و تسلط به درونیاتمون بستگی داره. ما به اندازهی ناآگاهیمون نسبت به خودمون، در اختیار چیزهایی هستیم که بهشون آگاهی نداریم و به اندازهی آگاهیمون نسبت به اونا، از تاثیرشون آزاد هستیم.
میشه گفت خودشناسی مسیریه از ناآگاهی، جبر و اسارت به سمت آگاهی، اختیار و آزادی.
#خودشناسی
#مشاهده_گری
#مایندفولنس
@authenticmindfulness
