شبهای باتو
Open in Telegram
زن و باران بهانه های زیباترین ترانه های تو هستند مثل خواب و مثل نی که در این غریبی بی بهار شکوفه خواهند کرد. جهان باردار خاطرات من است چندان که گویی زمان یکی گهواره یکی و گور یکی است.❤🤎 #شیرکو_ بیکس
Show more1 451
Subscribers
+124 hours
+27 days
-1430 days
Posts Archive
1 451
جغرافیای مرا تو خواهی آفرید
آنگاه که
#بهار را عطر نفسهایت
#تابستان را داغی لبهایت
#پاییز را رنگ موهایت
و
#زمستان را سرمای نبودنت
ولی تاریخ را من!!!
مرز دوست داشتنمان را من خواهم برداشت
برای داشتنت من جنگ خواهم کرد
قبله را من به همه نشان خواهم داد
هرچند آیندگان آن را به خیال قضاوت خواهند کرد.
#آرش_برزگر
❤🤎
1 451
نگاهت
ترکیب شراب و شعر است
هر بار
که به چشمهایت میرسم،
مستی سکرآوری
مرا در بر میگیرد؛
و من
تمام شعرهایم را
به پای چشمهایت میریزم.
#مسعود_نادری
🤎❤
1 451
هر حرف نام تو را
با عطر گلی می آمیزم
هر خواب گندمزاری را
با نسیم نگاهم
بر تنت می نوازم
هر آوای پرنده ای را
از موهای تو می گذرانم
هر شراب نابی را
با مستی لبهای تو
مزه مزه می کنم
صدای تو
باد را برمی گرداند
گل قشنگم!
برمی گردم
پیش از آن که تو را بشناسم برمی گردم
و در ابتدا و انتهای ذهنت ورق می خورم
می خواهی قبل و بعد ذهنت را ببوسم؟❤🤎
#عباس_معروفی
1 451
به دخترانتان یاد بدهید «زنِ خوب» بودن، به قیمتِ نادیده گرفتنِ سلامتِ روانش نیست!
این سکانس از فیلم «ملی و راههای نرفتهاش» تصویر تلخی از یک چرخهی معیوب است: انتقالِ بیننسلیِ خشونت.
وقتی در خانواده به دخترانمان میآموزیم که «خوب بودن» مساوی است با «تحمل کردنِ» رفتارهای آسیبزا، در واقع داریم طرحوارههای ایثار و اطاعتِ ناسازگار را در او نهادینه میکنیم.
به عنوان یک روانشناس، پیشنهاد میکنم این زاویه دید را به فرزندانمان منتقل کنیم:
۱. مرزهای روانی: به او بیاموزیم که «سازگاری» با «باجدهی عاطفی» متفاوت است. زنِ سالم، زنی نیست که درد را تحمل میکند، بلکه زنی است که مرزهایش را برای حفظ احترام و سلامت روانش تعیین میکند.
۲. جراتمندی به جای سکوت: خشونت، عشق نیست.
۳. عزتنفس: هدفِ تربیت ما باید پرورش دختری باشد که برای «تاییدِ بیرونی» و برچسبِ «زنِ خوب»، به قیمتِ فروپاشیِ درونیاش، باج نمیدهد.
بیایید چرخهی «تحملِ خشونت» را همینجا متوقف کنیم.
🤎❤
1 451
"گیسوی باران"
علیرضا_قربانی
به تو فکر میکنم عشقِ دلپذیر من،
به تمامِ تو؛
یاد تو مثل باد،
که رها میشود در گندمزار،
تمامِ من را درمینوردد؛
بی خداحافظی نرو،
ساقههای نحیف این گندمزار،
طاقت طوفان ندارند...
🤎❤
# محمود_درویش
1 451
«دستهایی که حرف میزنند»
گاهی آدمی برای گفتنِ «دوستت دارم»
نه کلمهای دارد، نه جرئتِ اعتراف؛
فقط دستی دارد
که آرام روی کمری مینشیند.
دست، قدیمیترین زبانِ انسان است؛
پیش از آنکه بشر خط بیاموزد،
با دستهایش محبت کرد،
پناه داد،
یاری رساند
و عهد بست.
در این تصویر، گویی دستی بر گودی کمری سنگینی نمیکند؛
بلکه تمام خستگیهای یک انسان را به دوش میکشد.
چه زیباست آن لحظه که میان هیاهوی جهان،
کسی باشد که لازم نباشد برایش توضیح بدهی چرا خستهای؛
فقط دستش را روی کمرت بگذارد
و بگوید:
«من هستم؛
همین کافی است.»
شاید فرهنگِ واقعیِ انسانیت همین باشد؛
اینکه در روزگارِ سردِ بیاعتمادی،
هنوز دستی برای گرفتن،
شانهای برای تکیه کردن
و قلبی برای ماندن وجود داشته باشد.
بعضی آدمها وارد زندگی ما نمیشوند که چیزی از ما بگیرند؛
میآیند تا یادمان بیاورند
هنوز میشود به انسان بودنِ انسانها ایمان داشت.❤🤎
1 451
سلام دوستان لطفا بی تفاوت نباشید
یک دختر خانم ۱۰ ساله که تومور مغزی داره برای نمونه برداری
خانواده اش نیاز به کمک مالی دارن( ۲میلیون )
ش کارت مادرشون رو میزارم
در صورت همدلی بچه های گروه همراه بشن
قطره قطره جمع میشه
در صورت واریز لطف رسیدش رو برای من ارسال کنید
5041721069386853
خانم مهری قربانی
1 451
Repost from N/a
جنون برپا میکنی در موج خون
میرقصی در میان آتش
گریزان میشوی از ابر آبستن
همچون باد در هیاهوی زندگی
ریشه میزنی در خاک وطن...
#رویاسادات_قهاری
❤🤎
1 451
صبح میتواند شبیه به رژ لب کمرنگی باشد که زنی به لب هایش میمالد
یا شبیه به شانه زدن موهای خرماییاش جلوی آیینه
یا شاید شبیه به یک نگاه عمیق و طولانی
از همان نگاهها که دو دلداده را وسوسهی آغوش میشود
آری صبح همان نگاه عمیق و طولانیست
همان نوازش دست گرم خورشید بر لبهای سرخ زن پشت پنجره است
#شیما_سبحانی
سلام صبح بخیر...🤎❤
⠀
1 451
زن را
آرام بنویسید،
با دل، با لب، گرم بنویسید
تا بدانند نوشتن زن،
نوشتن عشق است.
زن -زندگی - ازادی
🤎❤
1 451
زن را
آرام بنویسید،
با دل، با لب، گرم بنویسید
تا بدانند نوشتن زن،
نوشتن عشق است.
زن -زندگی - ازادی😍
1 451
قرار بود شبها ماه را به آغوشت
بدوزم تا چشمانت درتاریکی
گم نشوند وستاره ها را
به پیراهنت بند بزنم تا باهرتپشت
چشمک بزنند !
قراربود درکوچه ی عطرت
شب را جا بگذارم
برای صبح هایی
که هیچ وقت نیامد
🤎❤
ناهید آقاطبا
1 451
کسی نامم را یادش نبود تا تو آمدی راه شیری را دور زدی و آمدی در بیمکانی و بیزمانی ذهن آمدی و مرگ را یک قدم به قدمت یک قرن عقب فرستادی و من در تسخیر سروها آسمان را شاهد میگیرم از سقوط خاطرات گاهی میشود برخاست و خورشید را بیدار کرد تا قدر مطلق همان خدایی باشد در چشمان تو میدرخشد... ❤🤎 #مریم_فیروزیان_فیروزه
1 451
نفست
وسوسه ای ست
که بر تن آدم ،نازل میشود
تا او را
به دوزخ آغوشت هدایت کند...❤🤎
#افشین_یداللهی
1 451
حالمان خوب بود، تا اين کـه
وابستهى چيزهايى شديم
که به ما، تعلق نداشتند!....!!
🤎❤
#محمود_درویش
1 451
هر چقدر هم که نباشم
محبت های بیدریغم
روح آرامت را
عصیانی خواهند ساخت
پیچ و خم تن من
همچون کوهستانهای وحشی
تگزاس و آمازون
بکر و دست نیافتنی است
که محل تاخت
آرزوهای دور و دراز بیشمار است
من
با قدرت ونوس
ذرات وجودت را تسخیر کرده ام
پژواک شیههی یادبودهایم
همچون مادیان وحشی سرخپوستان
روح و روانت را
تسخیر خواهد کرد
بوییدن عطر تن من
مساوی نوشیدن
شراب هزار ساله بود
که روح سرگردانت را
خمار و سرمست می کرد...
مرا بیاد خواهی آورد
به وقت گوش سپردن به موسیقی
به وقت خواندن شعر
در میان امواج دریا
در سکوت کوهستان
و در آغوش همهمه جمعیت
مرا بیاد خواهی آورد و
با یادآوری خاطرات دیوانه وار
تنهای، تنهای، تنها خواهی بود
حتی در محاصره تن ها...
#سنبله_برنجی_افشار
❤🤎
شبتون بی فکر
