ادبیات فارسی نهم(رشیدی دبیر ادبیات متوسطه اول)
Open in Telegram
مسایل مربوط به معانی شعر،لغات مهم و. آرایه های ادبی و نمونه سوالات امتحانی
Show more946
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from دانستنی های ادبیات دوره اول متوسطه KHOZ
✳️ شناسایی ترکیب وصفی و اضافی
وسط ترکیب اینها را قرار میدهیم👇👇 معنا داد وصفی
✅ ی
✅ خیلی/بسیار
آخر ترکیب این
✅ تر
✅ استفاده از فعل است
مثال: مادر مهربان
✅ مادری مهربان
✅ مادر خیلی مهربان
✅ مادر بسیار مهربان
✅ مادر مهربانتر
✅ مادر ، مهربان است
⚠️اگر اینهارا قرار دادیم و معنی نداد وصفی نیست و اضافیاست
❌کلاسی مدرسه!
❌کلاس خیلی مدرسه!
❌کلاس بسیار مدرسه!
❌کلاس مدرسهتر!
❌کلاس، مدرسه است!
⚠️ یک نکته دیگر: مضافالیه میتواند علامت جمع بپذیرد: دفترِ معلمها/معلمان
⚠️ ضمایر اگر به اسم بچسبند ترکیب اضافی میسازند:
ضمایر شخصی جدا: من تو او ما شما ایشان /
ضمایر شخصی پیوسته: َم َت َش ِمان ِتان ِشان
ضمایر مشترک: خود، خویش، خویشتن
کتابم / کتاب من / کتاب خود / کتاب خویش
Repost from دانستنی های ادبیات دوره اول متوسطه KHOZ
✳️ انواع اضافه در دستور زبان فارسی
❇️ در دستور زبان فارسی دو کلمه که پشت سر هم واقع شوند و با کسره به هم پیوند بخورند و با اضافه کردن علامت "تر" یا "است" ، معنا نداشته باشند یک "ترکیب اضافی" هستند که در ترکیب اضافی کلمه اول "مضاف "و کلمه دوم "مضاف الیه" نامیده می شود. اضافه ها انواع متعددی دارندکه در کتاب درسی با نام تعلقی وغیر تعلقی آمده است اما برای یادگیری بهتر توضیحات زیر کار گشا است. پرکابردترین انواع اضافه عبارت اند از:
1- اضافه ملکی:
گاهی مضاف و گاهی هم مضافٌ الیه کالایی قابل خرید و فروش هستند و برعکس ، دیگری انسان است و امکان مالکیّت دارد:
باغِ حسن (مضافٌ الیه ، "مالک" ِ مضاف است) - صاحب ِ خانه (مضاف ، مالک ِ مضافٌ الیه است)
2- اضافه اختصاصی (تخصیصی):
مضاف به مضاف الیه تعلّق دارد و مخصوص مضاف الیه است، اما جنبه ی "مالک و مملوک بودن" ندارد. 80% اضافه های رایج در زبان فارسی از این گروه هستند:
چشم ِ حسن - دسته یِ صندلی - عقربه یِ ساعت - ساقه یِ گل - زین ِ اسب - درِ اتاق - کشته ی ِ عشق - مرد ِ جنگ - میدان کارزار - اهل ِ قلم ، نویسنده ی کتاب
3- اضافه بیانی (بیان جنس):
مضاف ٌالیه جنس سازنده ی مضاف را بیان می کند.به این اضافه اضافه ی جنسی هم می گویند:
انگشتر طلا - کاسه ی ِ سفال - نگینِ فیروزه
(اگر به مضافٌ الیه ِ "اضافه ی جنسی" ، پسوند "ی" بیفزاییم، دیگر اضافه نیستند؛ بلکه تبدیل به "ترکیب وصفی دارای صفت بیانی نسبی " می شوند: انگشتر طلایی ، کاسه ی سفالی، نگین فیروزه ای)
4- اضافه توضیحی:
مضاف و مضافٌ الیه هردو از یک جنس هستند ؛ ولی مضاف اسم عام و مضافٌ الیه اسم خاصّ نوع خود است :
دریای ِ خزر - جنگلِ آمازون - کتاب ِ گلستان - رودِ کارون
5- اضافه بنوت (فرزندی):
مضاف یا مضافٌ الیه با یک دیگر رابطه ی "پدر و فرزندی" یا "مادر و فرزندی" یا "جدّ و نوه و نوادگی" دارند:
پدر علی - مادر ِ کتایون - موسی ِ عمران - رستمِ دستان - حسینِ فاطمه - مهدی ِ زهرا - عیسی ِ مریم - ناصر ِ خسرو - ابوعلی ِ سینا (حسین پسر عبدالله پسر سینا) - جدّ ِ من - نیای ِ سهراب - مادر بزرگ ِ سیمین
6- اضافه تشبیهی:
بین مضاف و مضافٌ الیه رابطه ی شباهت وجود دارد. در اغلبِ کابردهای ِ این نوع اضافه، جای دو کلمه عوض می شود :
لب ِ لعل= لعل ِ لب - گیسوی ِ کمند = کمند ِ گیسو - ابروی کمان = کمان ابرو
7- اضافه استعاری:
هرگاه مضاف از کلمه ی دیگری گرفته شده و به مضافٌ الیه نسبت داده می شود و در معنای اصلی خودش نیست، بلکه مفهوم مجازی داردو نوعی رابطه ی شباهت بدون ذکر مشبه به در آن وچود دارد . در اضافه ی استعاری، مضافٌ الیه اصل است:
دست ِ روزگار (مجازاً: قدرت روزگار) - چنگال ِ مرگ: (مجازاً : کشنده بودن یا خونخوار بودن ِ مرگ) - خنده ی گل (مجازاً: شکفتن زیبای گل) - گریه ی ابر (مجازاً: بارش ِ باران از ابر)
8- اضافه اقترانی:
هرگاه رابطه ی بین مضاف و مضافٌ الیه همراهی یا بیان علّت و چگونگی انجام کار یا پذیرفتن حالتی باشد، این اضافه پدید می آید. در هر اضافه ی اقترانی ، همزمان چهار ویژگی زیر دیده می شودوکار اصلی با مضاف است.
الف) مضاف جزئی از فعل جمله هست که جنبه ی کنایه ای دارد
ب) مضافٌ الیه یکی از خصوصیات یا اعمال بد و خوب انسان است
ج) "کسره ی نقش نمای اضافه" در معنای "همراه با"، "به قصدِ" و "از رویِ" می آید
د) می توان مضافِ الیه را از مضاف جدا کرد و حالت قیدی (قید چگونگی، حالت یا علّت) به آن داد.
مثال:
دست انابت به درگاه خدا بلند کرد : دست بلند کردن: مشغول دعا شدن، انابت: توبه کردن از "اعمال مثبت" است ، "نقش نمای اضافه در این جا به معنی قصد ِ یا از رویِ بهکار رفته ، می تون گفت: "به خاطر توبه" دستش را بلند کرد .
❇️ یادآوری :
گاهی اضافه ها از نظر نوع با هم تداخل پیدا می کنند؛ بنابراین، حتماً باید در جمله به بررسی یا شناحت آن ها پرداخت. مثلاً چشم ِ نرگس هم می تواند اضافه تشبیهی (چشم همچون گل نرگس) باشد ، هم اضافه ی استعاری (چشم از انسان گرفته شده و به گل نرگس داده شده) ، و هم اضافه ی اختصاصی.(چشم شخصی به نام نرگس
مثال دیگر:
دست ِ امید هم می تواند اضافه ی اختصاصی باشد( دست شخصی به نام امید)،هم اضافه ی استعاری(دست از انسان گرفته و به امیدواری داده شده است)و هم اضافه ی اقترانی(دست همراه با امید یا امیدوارانه)
◀️ می توانید به کتاب مفصّل ِدوجلدی "اضافه ها"(دو جلد) اثر زنده یا د دکتر محمّد معین یا کتاب های"دستورنامه" از شادروان دکتر محمدجواد مشکور "دستور زبان فارسی" دکتر حسن انوری و دکتر احمد گیوی ،"از کلمه تا کلام" دکتر علی سلطانی و یا"گلستان سعدی"، شرح دکتر خلیل خطیب رهبر،بخش تعلیقات انتهای کتاب یا زیر نویس های آن مراجعه کنید.
🔵🔵🔵🔵🦋🦋🦋🦋🦋🌀🌀🌀🌀🌀
دانش آموزان عزیز توجه کنید .
برای بازنویسی یا بازآفرینی حکایت ها می توانید به این صورت و گام به گام کار کنید 👌
۱_ روخوانی درست حکایت با لحن مناسب
( ترجیحا همراه با آهنگ زمینه مناسب )
۲_ کشیدن نقاشی برای حکایت مورد نظر
۳_ بازگردانی یعنی : ( برگرداندن دستور تاریخی به امروزی )
برای گسترش بیشتر حکایات می توان افراد و مکان ها را نام گذاری کرد. شغل هایی را برای آنها در نظر گرفت .
از ویژگی های اخلاقی افراد توضیح داد.
شخصیت های فرعی افزود و....
چنانچه شما از حکایت و داستان اصلی فقط الهام و سرنخ بگیرید و نتیجه و پیام حکایت کاملا تغییر کند آن وقت شما باز آفرینی کرده اید؛ اما اگر فقط حکایت را گسترش دهید و به قولی پیاز داغش را زیاد کنید و نتیجه تغییری نکند شما باز نویسی کرده اید.👌👌👌
انتخابی نامی برای شخصیت ها ؛ ایرانی یا خارجی 👌
ارنست / دیوید / قربانعلی / کریم و ....
توصیف ظاهر شخصیت های حکایت ( قد بلند ، چاق، دارای دندان مصنوعی ، صورت آبله دار یا کک مکی و .....) 👌
👌انتخاب نام هایی برای مکان های آن حکایت ( ایرانی یا خارجی ) :
مثلا سوئیس _ حلبی آباد - محنت آباد - ناکجاآباد - بخارا - قندهار - هرات - پاریس، استکهلم و...
فضا سازی 👌
👌انتخاب شغل هایی برای افراد حکایت:
(قدیمی یا جدید)
مثلا :
دلال / دلاک /
سماک / سباک / سکاک /
حمال / حلاج / حکاک / حجار/
کفاش / کناس /
بقال / نقال / غسال/
طالع بین ( فالگیر) - پیکرتراش - گاوچران - معرکه گیر - کشتی گیر - شکارچی - غسال - رشوه خوار - کفن دزد - لحاف دوز - دست فروش - هیزم کش - سفالگر - زرگر - ماهیگیر - مهندس رایانه - پزشک و ....
👌نوشتن ویژگی های اخلاقی مثبت یا منفی افراد :
مثلا : مهمان نواز - مسکین نواز - سحرخیز - سخن چین - بددل - کور دل - بزدل - راحت طلب - مومن نما - کوچ نشین - اجاره نشین - فرصت طلب - تنوع طلب - دنیا طلب - توطئه گر - دسیسه گر - بذله گو - دروغگو - هرزه گو- اندیشمند - ثروتمند - کوتوله - هنرور - عیالوار- کوه نشین - گوشه نشین و....
👌توضیح آب و هوای فصل
👌به کارگیری ضرب المثل و کنایات متناسب
👌افزایش دیالوگ و مونولوگ های متناسب ( با زبان و گویش محلی ) حتی با مایه طنز
👌فضاسازی
👌بیان علت ها و چرایی ها
👌بررسی هایی از دیدگاه روانشناسانه و ...
ارتقای پیام ( بالا بردن کمیت و کیفیت پیامها ) 👌
اگر همه این موارد را روی برگه ای مشخص کنید یعنی نقشه ذهنی کشیده اید👌
در مرحله بعدی ( برای باز آفرینی 👌) می توانید کلید واژه های اصلی را تغییر دهید .
مثلا به جای واژه ( شتر ). می توانید موتور ، ماشین ، کشتی ، خانه و.....را جایگزین کنید .
زاویه دید داستان را تغییر دهید و
حتی نتیجه و بخش پایانی را هم عوض کنید .
ترجیحا در مراحل اولیه ، این کارها را در کلاس با تعامل گروهی انجام دهید تا قلم شما قوی تر شود . 🤝. 💪. ✍
اکنون اگر سجع را خوب یاد گرفته اید ؛ واژگان حکایت خود را مسجع و آهنگین کنید.
👌 در صورت نیاز ، دشوار نویسی 😉
ابتدا چند حکایت قدیمی از رساله دلگشا ، بوستان و گلستان و ....بخوانید تا آمادگی نوشتن پیدا کنید.
سپس می توانید حکایت مورد نظر را با استفاده از واژگان قدیمی مثل واژگان زیر ، به سبک حکایات قدیمی تر برگردانید.
(بضاعت-- فراست-- طرار-- طرفه العین-- سراچه-- عتیقه-- دفینه-- خلعت --گازر-- دینار-- بهایم-- خباز-- خریطه-- خسبیدن-- متاع-- مستور-- موسم-- ناخوش احوال-- ابومنصور-- ارسلان-- زبیده خاتون-- شمس الملوک-- الحمدالله-- العیاذ بالله( پناه بر خدا) -- چاشت -- ستاندن)
پكٗ_ٖدۄرۄت_ساٖاكÙ⁄_آكٗاۄك.pdf5.84 MB
