Flèche
Open in Telegram
- Elle est nue sans défense.(1955) *for your letters : isamahor@gmail.com https://t.me/Samahorllbot
Show more536
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-230 days
Posts Archive
536
امروز یه مرد خیلی جذاب اومد سر راهم و شروع کرد اسپانیایی حرف زدن. بعد از اینکه فهمید تا حد خوبی حرفاشو نمیفهمم سوییچ کرد به انگلیسی و بهم گفت خیلی خوشگلم. اونم نه به طور معمول! جواب من بهش این بود که:
persian women, huh?
بعدش ازم خواست باهاش راه برم و حرف بزنم و منم اینطوری بودم که نه منتظر دوستمم. و اون اینطوری بود که پس برای همین توجهمو جلب کردی. و دوباره چند تا جملهی اسپانیایی گفت! خدای من خیلی جذاب بود. ولی من مثه احمقا در نهایت ازش پرسیدم که از اسپانیا اومده؟ و اونم اینطوری بود که نه پرو! و همینجا بود که فرار کردم تا حرف عجیبی نزنم. کاش حداقل اسمشو پرسیده بودم. هوف. اشکالی نداره. دست کم این شانسو داشتم که به طرز مسخرهای باهاش دست بدم.
536
Gather ye rose-buds while ye may,
Old Time is still a-flying;
And this same flower that smiles today
Tomorrow will be dying.
The glorious lamp of heaven, the sun,
The higher he’s a-getting,
The sooner will his race be run,
And nearer he’s to setting.
That age is best which is the first,
When youth and blood are warmer;
But being spent, the worse, and worst
Times still succeed the former.
Then be not coy, but use your time,
And while ye may, go marry;
For having lost but once your prime,
You may forever tarry.
To the Virgins, to Make Much of Time,
By Robert Herrick__
536
بابابزرگم بهم زنگ زد و آخرین چیزی که
میتونست اتفاق بیفته این بود که گریه کنم.
داشت میگفت چقدر دلش واسم تنگ شده و من ناراحتم از اینکه چرا تمام این مدت از اون خونه و دیدنش فرار کردم. ازش پرسیدم این روزا چیکار میکنی؟ " اون کتابی که بهم دادی رو میخونم ".
ساما تو خیلی احمق و بیرحمی. فقط همین.
حالا هرچقدر میخوای بشین گریه کن.
