Flèche
Open in Telegram
- Elle est nue sans défense. (1955) *For your letters : isamahor@gmail.com https://t.me/Samahorbot
Show more531
Subscribers
-124 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
531
- از معشوق عزیزم میخوام که دست از این کاراش برداره وگرنه با دستای خودم میکشمش و این آهنگ رو هم تقدیمش میکنم:
531
- شما نمیترسید که شبی از این پنجره بیفتید پایین آقا؟
- عمدی بود! ساختن این خونه با پنجرههای قدی که رو به بیرون باز بشن عمدی بود. اما تو چی؟ تو اینجا ایستادی و عاشق چنین مردی شدی؟
531
یه خنجر نقرهای نیاز دارم به اندازهای که بتونم
همه جا با خودم بذارمش و گلوی هرکسی آزارم
داد رو ببرم.
531
Footfalls echo in the memory,
down the passage we did not take,
towards the door we never opened,
into the rose garden.
T.S. Eliot, Four Quartets_
531
Nam Sibyllam quidem Cumis ego ipse oculis meis - vidi in ampulla - pendere, et cum illi pueri dicerent: Σίβυλλα τί θέλεις; respondebat illa: ἀποθανεîν θέλω.
For Ezra Pound, il miglior fabbro.
Introduction to The Waste Land,
By T. S. Eliot
531
- این سینه و لبهای سرخ و کشوقوس اومدن زیر سر اون زنیکهی کابارهایه. وگرنه من هر روز مردهتر از دیروزم و قسم میخورم که پوستم رنگ پریدهتر و خونم سردتر شده.
