Abyss of Ideas
Open in Telegram
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65
Show more1 073
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+2930 days
Posts Archive
1 073
نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر
نه که فلاح توام سرور و سالار مگیر
نه که همسایه آن سایه احسان توام
تو مرا همسفر و مشفق و غمخوار مگیر
شربت رحمت تو بر همگان گردانست
تو مرا تشنه و مستسقی و بیمار مگیر
نه که هر سنگ ز خورشید نصیبی دارد
تو مرا منتظر و کشته دیدار مگیر
نه که لطف تو گنه سوز گنه کارانست
تو مرا تایب و مستغفر غفار مگیر
نه که هر مرغ به بال و پر تو میپرد
تو مرا صعوه شمر جعفر طیار مگیر
به دو صد پر نتوان بیمددت پریدن
تو مرا زیر چنین دام گرفتار مگیر
خفتگان را نه تماشای نهان میبخشی
تو مرا خفته شمر حاضر و بیدار مگیر
نه که بوی جگر پخته ز من میآید
مدد اشک من و زردی رخسار مگیر
نه که مجنون ز تو زان سوی خرد باغی یافت
از جنون خوش شد و میگفت خرد زار مگیر
با جنون تو خوشم تا که فنون را چه کنم
چون تو همخوابه شدی بستر هموار مگیر
چشم مست تو خرابی دل و عقل همهست
عارض چون قمر و رنگ چو گلنار مگیر
قامت عرعریت قامت ما دوتا کرد
نادری ذقن و زلف چو زنار مگیر
این تصاویر همه خود صور عشق بود
عشق بیصورت چون قلزم زخار مگیر
خرمن خاکم و آن ماه بگردم گردان
تو مرا همتک این گنبد دوار مگیر
من به کوی تو خوشم خانه من ویران گیر
من به بوی تو خوشم نافه تاتار مگیر
میکدهست این سر من ساغر می گو بشکن
چون زرست این رخ من زر به خروار مگیر
چون دلم بتکده شد آزر گو بت متراش
چون سرم معصره شد خانه خمار مگیر
کفر و اسلام کنون آمد و عشق از ازلست
کافری را که کشد عشق ز کفار مگیر
بانگ بلبل شنو ای گوش بهل نعره خر
در گلستان نگر ای چشم و پی خار مگیر
بس کن و طبل مزن گفت برای غیرست
من خود اغیار خودم دامن اغیار مگیر
1 073
Repost from The Catcher in the Rye
در حالی که کشاورزها خوابیدن، شیطان مشغولِ کاشتن علف هرز در مزرعهی گندمه. به قسمتی از انجیل متی اشاره داره: «آن دشمنی که تخمهای گیاه هرزه را کاشت، شیطان است.» [متی ۱۳: ۳۹] در مسیحیت، تنبلی یکی از هفت گناهِ کبیرهست.
نقاشی نمادهای زیادی داره. نقاشش آبراهام بلومرت کلا این شیوه از پیغامرسوندن به مخاطب رو دوست داشته.
اون زن و مردِ برهنهی جلوی تصویر هم آدم و حوان.
1 073
Repost from The Catcher in the Rye
«آکادیا»؛ خطرناکترین نوع تنبلی. ترکیب سستی و ماخولیا. بین ساعت ده صبح تا دو ظهر شبیخون میزنه، با این وعده که «امروز پنجاه ساعته، کار نکن». برای فرد مبتلا، خورشید در کُندترین و اشیا در سنگینترین حالتن. اسمهای زیادی داره: تنبلی قلب، اعتصاب روح، بیماری کارگران، رخوت خداوند.
Parable of the Wheat and the Tares, 1624. by Abraham Bloemaert
© Hessam Amiri
1 073
یکمقدار عرفان روسی بهتون تزریق کنم 😁
یه سبک نقاشی منظره در قرن 19 در روسیه رایج شده بود که برخلاف سبک های فرانسوی می خواستن خاک پاک روسیه را به نمایش بگذارند!
از معروفترین آنها آیزاک لویتان هست و این نقاشی جاده ولادیمیرسکی، ۱۸۹۲ می باشد در ظاهر جاده ساده روستایی هست ولی مسیر رفتن زندانیان به سمت زندان سیبری می باشد که در داستان برادران کارامازوف بهش اشاره می شود...
