en
Feedback
|Spārnus|

|Spārnus|

Open in Telegram

- از سرآغاز وجود؛ 🪐

Show more
325
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
August '24
August '240
in 0 channels
July '24
+19
in 0 channels
Get PRO
June '24
+36
in 0 channels
Get PRO
May '24
+9
in 0 channels
Get PRO
April '24
+4
in 0 channels
Get PRO
March '24
+10
in 1 channels
Get PRO
February '24
+25
in 1 channels
Get PRO
January '24
+93
in 3 channels
Get PRO
December '23
+125
in 10 channels
Get PRO
November '23
+122
in 2 channels
Get PRO
October '23
+21
in 1 channels
Get PRO
September '23
+19
in 0 channels
Get PRO
August '23
+34
in 0 channels
Get PRO
July '23
+39
in 0 channels
Get PRO
June '23
+4
in 0 channels
Get PRO
May '23
+94
in 0 channels
Get PRO
April '23
+428
in 0 channels
Get PRO
March '23
+990
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 August0
06 August0
05 August0
04 August0
03 August0
02 August0
01 August0
Channel Posts
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست                    بی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیست این سبزه که امروز تماشاگه ماست                   تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست..

2
No text...
26
3
تـو می‌ماني نه، نه انـدوه و نـهٔ هیچ‌یك از این مردم آبادی به حـباب نگـران لب یك رود قسم       ‌ و به آن لحظه شادی که گـذشت.. غصـهٔ هم می‌گذرد؛  بر تن لحظـه خود جامهٔ انـدوه مپوشـآن هرگز.. - سهراب سپهری
34
4
Alireza-Ghorbani-Rosvaye-Zamaneh-320.mp3
101
5
+1
No text...
100
6
بگریز در آغوش من از خلق که گل‌ها، از باد گریزند در آغوش گیاهی..
99
7
به کویت آمدیم و آرزوی ما نشد حاصل ز کویت می‌رویم اینک، هزاران آرزو با ما - هلالی جغتایی ؛
99
8
بی تو هرلحظه دلم میل به پایان دارد از دلِ تنگ، عجب بی‌خبری جان دارد من به یک روی تو سرزنده شوم باز، ولی رویگردانی و من بیمِ سکوتت دارم حالا که گذر کردی و غم همسفر ماست بگو آسمان با قفسِ تنگ چه فرقی دارد؟
120
9
آدم غلط ، زمان درست آدم درست ، زمان اشتباه
20
10
ادم درست ، زمان اشتباه زمان اشتباه ، ادم درست.
1
11
1387815848_Nigora Rahbarova - شب و پنجره.mp3
144
12
+1
No text...
138
13
خون می‌چکد از دیده در این کنجِ صبوری این صبر که من می‌کنم، افشردنِ جان است!
125
14
خواب می‌آید و در چشم نمی‌یابد راه یک طرف اشک رهش بسته و یک سوی خیال.. - ابتهاج ؛
122
15
اولین بار که دیدمش از نگاهش نور چکه می‌کرد و ماه توی قهوه‌ی چشم‌هایش شناور بود. و من یقین یافتم که «او»، گونه‌ی انسانیِ ماه است.
121
16
گرچه صدبار غمت خاک مرا داد به باد نیست بر خاطر من از تو غباری بادی..
111
17
به امید بازگردیم، قبل از آنکه ناامیدی نابودمان کند.
16
18
میفهمونه بهت یه روز فاصله قدرمو.
34
19
روزها گَر رفت گو: رو باک نیست تو بمان ... تو بمان ای آن که چون تو پاک نیست
135
20
+1
No text...
129