en
Feedback
احمد شاملو

احمد شاملو

Open in Telegram

عشق را ای کاش زبانِ سخن بود آرشیو اشعار، بیوگرافی و نامه‌ها: https://pelicanacademy.ir/contemporary-poets/ahmad-shamlou/ شاملو در اینستاگرام: https://instagram.com/shamloo_org

Show more
2 723
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1830 days
Attracting Subscribers
March '26
March '26
+3
in 0 channels
February '26
+70
in 0 channels
Get PRO
January '26
+29
in 0 channels
Get PRO
December '25
+73
in 1 channels
Get PRO
November '25
+101
in 1 channels
Get PRO
October '25
+96
in 0 channels
Get PRO
September '25
+62
in 0 channels
Get PRO
August '25
+83
in 0 channels
Get PRO
July '25
+92
in 0 channels
Get PRO
June '25
+75
in 0 channels
Get PRO
May '25
+94
in 0 channels
Get PRO
April '25
+92
in 0 channels
Get PRO
March '25
+113
in 2 channels
Get PRO
February '25
+116
in 1 channels
Get PRO
January '25
+125
in 3 channels
Get PRO
December '24
+197
in 0 channels
Get PRO
November '24
+148
in 0 channels
Get PRO
October '24
+115
in 0 channels
Get PRO
September '24
+74
in 0 channels
Get PRO
August '24
+85
in 0 channels
Get PRO
July '24
+100
in 0 channels
Get PRO
June '24
+66
in 1 channels
Get PRO
May '24
+79
in 0 channels
Get PRO
April '24
+80
in 0 channels
Get PRO
March '24
+79
in 0 channels
Get PRO
February '24
+118
in 3 channels
Get PRO
January '24
+141
in 4 channels
Get PRO
December '23
+145
in 6 channels
Get PRO
November '23
+105
in 0 channels
Get PRO
October '23
+62
in 0 channels
Get PRO
September '23
+199
in 0 channels
Get PRO
August '23
+456
in 0 channels
Get PRO
July '23
+72
in 0 channels
Get PRO
June '23
+184
in 0 channels
Get PRO
May '23
+38
in 0 channels
Get PRO
April '23
+91
in 0 channels
Get PRO
March '23
+252
in 0 channels
Get PRO
February '23
+114
in 0 channels
Get PRO
January '23
+77
in 0 channels
Get PRO
December '22
+79
in 0 channels
Get PRO
November '22
+35
in 0 channels
Get PRO
October '22
+25
in 0 channels
Get PRO
September '22
+49
in 0 channels
Get PRO
August '22
+72
in 0 channels
Get PRO
July '22
+53
in 0 channels
Get PRO
June '22
+53
in 0 channels
Get PRO
May '22
+38
in 0 channels
Get PRO
April '22
+39
in 0 channels
Get PRO
March '22
+30
in 0 channels
Get PRO
February '22
+29
in 0 channels
Get PRO
January '22
+33
in 0 channels
Get PRO
December '21
+60
in 0 channels
Get PRO
November '21
+373
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
26 March0
25 March+1
24 March0
23 March0
22 March+1
21 March0
20 March0
19 March0
18 March+1
17 March0
16 March0
15 March0
14 March0
13 March0
12 March0
11 March0
10 March0
09 March0
08 March0
07 March0
06 March0
05 March0
04 March0
03 March0
02 March0
01 March0
Channel Posts
کارگاه آموزش عروض سماعی موسیقی در شعر کلاسیک آخرین مهلت ثبت‌نام ثبت‌نام در تلگرام: @pelicanpooria 09378869903

2
«کارگاه علمی و عملیِ عروض و قافیه» (موسیقی در شعر سنتی) کلاسِ عروض، کلاسِ روی میز ریتم گرفتن است. کلاسِ دست زدن و خندیدن و خو
«کارگاه علمی و عملیِ عروض و قافیه» (موسیقی در شعر سنتی) کلاسِ عروض، کلاسِ روی میز ریتم گرفتن است. کلاسِ دست زدن و خندیدن و خواندن است. شعرهای زیادی را از حافظ و خیام و مولانا و سعدی میخوانیم؛ با هم دست میزنیم و روی میز ریتم میگیریم؛ و گاهی نیز به تفسیر اشعار میپردازیم. ♦️ تمرکز بر آموزشِ شنیداریست. ♦️ نخستین هدف: با خواندن یا شنیدنِ یک شعر، بتوانید وزن موسیقاییِ آن را تشخیص دهید. ♦️ آموزش تمام قواعد پایه. ♦️ دوره آنلاین است و به صورت تماسِ گروهی برگزار میشود. ♦️ تعداد جلسات: شش. ♦️ آخرین مهلت ثبت‌نام: جمعه، پنجم دی ماه. ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر در اینستاگرام: pooria_pelican pooria_academy در تلگرام: 09378869903 @pelicanpooria @pooria_pelican ✍️🍷
682
3
دعوتید به جشن یلدا به صرف شعر وُ حافظ وُ چای وُ شیرینی وُ آواز وُ موسیقی وُ گفت‌وگو درباره‌ی آیین باستانی یلدا 🍷🎼 ⌚ زمان: پ
دعوتید به جشن یلدا به صرف شعر وُ حافظ وُ چای وُ شیرینی وُ آواز وُ موسیقی وُ گفت‌وگو درباره‌ی آیین باستانی یلدا 🍷🎼 ⌚ زمان: پنجشنبه، بیست و هفتم آذر. ساعت چهارده و سی دقیقه. 📌 مکان: تهران، خیابان مصطفا خمینی، پایین‌تر از چهارراه سرچشمه، کوچه شهید علیزاده کمیلی. خانه‌موزه‌ی پروین اعتصامی. حضور برای عموم آزاد و رایگان است. این برنامه با همکاری خانه‌موزه‌ی پروین اعتصامی و مجموعه‌ی آکادمی پلیکان برگزار می‌شود. برای دریافت موقعیت مکانی می‌توانید با شماره‌ی 09010577264 در تماس باشید یا از طریق گوگل نام خانه‌موزه‌ی پروین اعتصامی را جستجو کنید.
821
4
دهانت را می‌بویند مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم. دلت را می‌بویند روزگارِ غریبی‌ست، نازنین و عشق را کنارِ تیرکِ راه‌بند تاز
دهانت را می‌بویند مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم. دلت را می‌بویند روزگارِ غریبی‌ست، نازنین و عشق را کنارِ تیرکِ راه‌بند تازیانه می‌زنند. عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد در این بُن‌بستِ کج‌وپیچِ سرما آتش را به سوخت‌بارِ سرود و شعر فروزان می‌دارند. به اندیشیدن خطر مکن. روزگارِ غریبی‌ست، نازنین آن که بر در می‌کوبد شباهنگام به کُشتنِ چراغ آمده است. نور را در پستوی خانه نهان باید کرد آنک قصابان‌اند بر گذرگاه‌ها مستقر با کُنده و ساتوری خون‌آلود روزگارِ غریبی‌ست، نازنین و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند و ترانه را بر دهان. شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد کبابِ قناری بر آتشِ سوسن و یاس روزگارِ غریبی‌ست، نازنین ابلیسِ پیروزْمست سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است. خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد ۳۱ تیر ۱۳۵۸ #احمدشاملو
1 520
5
مانده از شب‌های دورادور بر مسير خامُش جنگل سنگ‌چينی از اجاقی خُرد اندر او خاکستر سردی هم‌چنان که‌اندر غبار اندوده‌‌ی انديشه‌ه
مانده از شب‌های دورادور بر مسير خامُش جنگل سنگ‌چينی از اجاقی خُرد اندر او خاکستر سردی هم‌چنان که‌اندر غبار اندوده‌‌ی انديشه‌های من ملال‌انگيز طرح تصويری، در آن هرچيز، داستانی حاصلش دردی. روز شيرينم که با من آشتی بودش نقش ناهم‌رنگ گرديده سرد گشته سنگ گرديده، با دم پاييز عمر من، کنايت از بهار روی زردی. نیما یوشیج دکلمه؛ احمد شاملو #احمدشاملو #نیما_یوشیج @shamloo_org
1 211
6
گفتم: «بنخفتی، شهر! همه شب به نجوا نگرانِ چه بودی؟» گفتند: «برآمدنِ روز را به دعا شب‌زنده‌داری کردیم. مگر به یُمنِ دعا آفتاب
گفتم: «بنخفتی، شهر! همه شب به نجوا نگرانِ چه بودی؟» گفتند: «برآمدنِ روز را به دعا شب‌زنده‌داری کردیم. مگر به یُمنِ دعا آفتاب برآید.» گفتم: «حاجت‌ْروا شدید که آنک سپیده!» به آهی گفتند: «کنون به جمعیتِ خاطر دل به دریای خواب می‌زنیم که حاجتِ نومیدانه چنین معجزآیت برآمد.» ۸ فروردینِ ۱۳۷۳ #احمدشاملو @pelicanacademy ✍️🍷
1 308
7
من درد بوده‌ام همه من درد بوده‌ام. گفتی پوست‌واره‌یی استوار به دردی، چونان طبل خالی و فریادگر [درونِ مرا که خراشید تام تام از
من درد بوده‌ام همه من درد بوده‌ام. گفتی پوست‌واره‌یی استوار به دردی، چونان طبل خالی و فریادگر [درونِ مرا که خراشید تام تام از درد بینبارد؟] و هر اندامم از شکنجه‌ی فسفرینِ درد مشخص بود. در تمامتِ بیداریِ خویش هر نماد و نمود را با احساسِ عمیقِ درد دریافتم. #احمد_شاملو
1 235
8
زیرا که مردگانِ این سال عاشق‌ترینِ زندگان بوده‌اند اشک رازی‌ست لب‌خند رازی‌ست عشق رازی‌ست اشکِ آن شب لب‌خندِ عشق‌ام بود. قصه
زیرا که مردگانِ این سال عاشق‌ترینِ زندگان بوده‌اند اشک رازی‌ست لب‌خند رازی‌ست عشق رازی‌ست اشکِ آن شب لب‌خندِ عشق‌ام بود. قصه نيستم که بگویی نغمه نيستم که بخوانی صدا نيستم که بشنوی يا چيزی چنان که ببينی يا چيزی چنان که بدانی… من دردِ مشترک‌ام مرا فرياد کن. شعر و صدای احمد شاملو #احمد_شاملو
1 605
9
چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمون تلخ زنده‌ به‌ گوری! چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم! بر پشت سمندی گویی نوزین که قرارش ن
چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمون تلخ زنده‌ به‌ گوری! چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم! بر پشت سمندی گویی نوزین که قرارش نیست و فاصله تجربه‌یی بیهوده است #احمد_شاملو @shamloo_org 🍷✍
1 594
10
آموزش مکاتب ادبی - هنری نگاهی به تاریخ تفکر، هنر و ادبیات در غرب 💫 سفری خواهیم داشت در تاریخِ تفکر، هنر و ادبیات در غرب؛ و د
آموزش مکاتب ادبی - هنری نگاهی به تاریخ تفکر، هنر و ادبیات در غرب 💫 سفری خواهیم داشت در تاریخِ تفکر، هنر و ادبیات در غرب؛ و در پایانِ سفرِ نخست، با پرسشی روبه‌رو می‌شویم که آغازِ سفری تازه است: «من کیستم و جایگاه من در این جهان چیست؟». ثبت‌نام در اینستاگرام: pooria_pelican ثبت‌نام در تلگرام: 09378869903 سرتیتر مباحث: 🔺 تاریخچه سوژه و ابژه از نگاه ارسطو، دکارت، هگل، نیچه، فروید و لاکان 🔺 عصر روشنگری 🔺 رمانتیسیسم 🔺 گوتیک 🔺 سمبولیسم 🔺 نهیلیسم 🔺 ابزوردیسم 🔺 اگزیستانسیالیسم 🔺 مینیمالیسم 🔺 فوتوریسم 🔺 اکسپرسیونیسم 🔺 دادائیسم 🔺 سوررئالیسم مهلت ثبت‌نام: جمعه، دوم آبان ماه.
731
11
بی‌آن‌که دیده بیند، در باغ احساس می‌توان کرد در طرحِ پیچ‌پیچِ مخالف‌سرای باد یأسِ موقرانه‌ی برگی که بی‌شتاب بر خاک می‌نشیند.
بی‌آن‌که دیده بیند، در باغ احساس می‌توان کرد در طرحِ پیچ‌پیچِ مخالف‌سرای باد یأسِ موقرانه‌ی برگی که بی‌شتاب بر خاک می‌نشیند. ـ□  بر شیشه‌های پنجره آشوبِ شبنم است. ره بر نگاه نیست تا با درون درآیی و در خویش بنگری. با آفتاب و آتش دیگر گرمی و نور نیست، تا هیمه‌خاکِ سرد بکاوی در رؤیای اخگری. ـ□ این فصلِ دیگری‌ست که سرمایش از درون درکِ صریحِ زیبایی را پیچیده می‌کند.  یادش به خیر پاییز با آن توفانِ رنگ و رنگ که برپا در دیده می‌کند!  ـ□ هم برقرارِ منقلِ اَرزیزِ آفتاب، خاموش نیست کوره چو دی‌سال:  خاموش خود منم! مطلب از این قرار است: چیزی فسرده است و نمی‌سوزد امسال در سینه در تنم!  ‏۱۳۴۹ از دفتر شُکفتن در مِه | احمد شاملو #احمد_شاملو @shamloo_org 🍷✍
1 328
12
سرچشمه در تاریکی چشمانت را جُستم در تاریکی چشم‌هایت را یافتم و شبم پُرستاره شد. □‏   تو را صدا کردم در تاریک‌ترین شب‌ها دلم صدایت کرد و تو با طنینِ صدایم به سویِ من آمدی. با دست‌هایت برایِ دست‌هایم آواز خواندی برای چشم‌هایم با چشم‌هایت برای لب‌هایم با لب‌هایت با تنت برای تنم آواز خواندی.   من با چشم‌ها و لب‌هایت اُنس گرفتم با تنت انس گرفتم، چیزی در من فروکش کرد چیزی در من شکفت من دوباره در گهواره‌ی کودکیِ خویش به خواب رفتم و لبخندِ آن زمانی‌ام را بازیافتم.   □‏   در من شک لانه کرده بود.   دست‌های تو چون چشمه‌یی به سوی من جاری شد و من تازه شدم من یقین کردم یقین را چون عروسکی در آغوش گرفتم و در گهواره‌ی سال‌های نخستین به خواب رفتم؛ در دامانت که گهواره‌ی رؤیاهایم بود.   و لبخندِ آن زمانی، به لب‌هایم برگشت.   با تنت برای تن‌ام لالا گفتی. چشم‌های تو با من بود و من چشم‌هایم را بستم چرا که دست‌های تو اطمینان‌بخش بود   □‏   بدی، تاریکی‌ست شب‌ها جنایت‌کارند ای دلاویزِ من ای یقین! من با بدی قهرم و تو را به‌سانِ روزی بزرگ آواز می‌خوانم.   □‏   صدایت می‌زنم گوش بده قلبم صدایت می‌زند. شب گِرداگِردَم حصار کشیده است و من به تو نگاه می‌کنم، از پنجره‌های دلم به ستاره‌هایت نگاه می‌کنم چرا که هر ستاره آفتابی‌ست من آفتاب را باور دارم من دریا را باور دارم و چشم‌های تو سرچشمه‌ی دریاهاست انسان سرچشمه‌ی دریاهاست. ۱۳۳۴‏ ■ از دفتر هوای تازه #احمد_شاملو @shamloo_org 🍷✍
1 075
13
شب‌بیداران ‍ همه شب حیرانش بودم، حیرانِ شهرِ بیدار که پیسوزِ چشمانش می‌سوخت و اندیشه‌ی خوابش به سر نبود و نجوای اورادش لَخت ل
شب‌بیداران ‍ همه شب حیرانش بودم، حیرانِ شهرِ بیدار که پیسوزِ چشمانش می‌سوخت و اندیشه‌ی خوابش به سر نبود و نجوای اورادش لَخت لَخت آسمانِ سیاه را می‌انباشت چون لَتِرمَه باتلاقی‌دمه بوناک که فضا را. حیران بودم همه شب شهرِ بیدار را که آوازِ دهانش تنها همهمه‌ی عَفِنِ اذکارش بود: شهرِ بی‌خواب با پیسوزِ پُردودِ بیداری‌اش در شبِ قدری چنان، در شبِ قدری. گفتم: «بنخفتی، شهر! همه شب به نجوا نگرانِ چه بودی؟» گفتند: «برآمدنِ روز را به دعا شب‌زنده‌داری کردیم. مگر به یُمنِ دعا آفتاب برآید.» گفتم: «حاجت‌ْروا شدید که آنک سپیده!» به آهی گفتند: «کنون به جمعیتِ خاطر دل به دریای خواب می‌زنیم که حاجتِ نومیدانه چنین معجزآیت برآمد.» ۸ فروردینِ ۱۳۷۳ شعر شب‌بیداران | از دفتر مدایح بی‌صله #احمد_شاملو
1 153
14
«ــ حسین‌قلی غصه‌خورَک خنده نداری به درک! خنده که شادی نمی‌شه عیشِ دومادی نمی‌شه. خنده‌ی لب پِشکِ خَره خنده‌ی دل تاجِ سره، خن
«ــ حسین‌قلی غصه‌خورَک خنده نداری به درک! خنده که شادی نمی‌شه عیشِ دومادی نمی‌شه. خنده‌ی لب پِشکِ خَره خنده‌ی دل تاجِ سره، خنده‌ی لب خاک و گِله خنده‌ی اصلی به دِله…» #احمد_شاملو @shamloo_org
1 392
15
«کارگاه آموزشی شعر» (خواندن و نوشتن) «شاعر هم‌زمان معدن است و معدنچیِ خویش» سه چیز انسان را انسان می‌کند: ۱. یادگیری 📝 ۲. خل
«کارگاه آموزشی شعر» (خواندن و نوشتن) «شاعر هم‌زمان معدن است و معدنچیِ خویش» سه چیز انسان را انسان می‌کند: ۱. یادگیری 📝 ۲. خلق و خلاقیّت 🧩 ۳. درکِ معنا در روزمرگی‌های به ظاهر بی‌معنا 🌐 وَ این سه در شعر به تعالی می‌رسند. اگر به نوشتن یا خواندنِ شعر علاقه‌مندید، این کارگاه برای شما تجربه‌ی جذابی می‌شه 💫 سرتیتر مباحث: 📌 بافت زبان 📌 فرم و روایت 📌 آشنایی‌زدایی 📌 کشف مضمون 📌 موسیقی کلمات 📌 تکنیک‌های تصویری 📌 خوانش و نقد آثار اعضا 📌 هنرسازه‌های لفظی و معنایی 📌 معرفی فیلم و کتاب‌های مرتبط 📌 مروری بر شاعران مهمِ ایران و جهان 📌 تاریخ تحول تکنیک و معنا در شعر مدرن ثبت‌نام در اینستاگرام: pooria_pelican ثبت‌نام در تلگرام: 09378869903
1 095
16
جخ امروز از مادر نزاده‌ام نه عمرِ جهان بر من گذشته است. نزدیک‌ترین خاطره‌ام خاطره‌ی قرن‌هاست. بارها به خونِمان کشیدند به یاد آر، و تنها دست‌آوردِ کشتار نان‌پاره‌ی بی‌قاتقِ سفره‌ی بی‌برکتِ ما بود. اعراب فریبم دادند بُرجِ موریانه را به دستانِ پُرپینه‌ی خویش بر ایشان در گشودم، مرا و همگان را بر نطعِ سیاه نشاندند و گردن زدند. نماز گزاردم و قتلِ عام شدم که رافضی‌ام دانستند. نماز گزاردم و قتلِ عام شدم که قِرمَطی‌ام دانستند. آنگاه قرار نهادند که ما و برادرانِمان یکدیگر را بکشیم و این کوتاه‌ترین طریقِ وصولِ به بهشت بود! به یاد آر که تنها دست‌آوردِ کشتار جُل‌پاره‌ی بی‌قدرِ عورتِ ما بود. خوش‌بینیِ‌ برادرت تُرکان را آواز داد تو را و مرا گردن زدند. سفاهتِ من چنگیزیان را آواز داد تو را و همگان را گردن زدند. یوغِ ورزاو بر گردنِمان نهادند. به گاوآهن‌مان بستند بر گُرده‌مان نشستند و گورستانی چندان بی‌مرز شیار کردند که بازماندگان را هنوز از چشم خونابه روان است. کوچِ غریب را به یاد آر از غُربتی به غُربتِ دیگر، تا جُستجوی ایمان تنها فضیلتِ ما باشد. به یاد آر: تاریخِ ما بی‌قراری بود نه باوری نه وطنی. □ نه، جخ امروز از مادر نزاده‌ام. ۱۳۶۳ مدایح بی صله #احمد_شاملو @shamloo_org 🍷✍
1 207
17
@shamloo_org_۲۰۲۵_۰۸_۲۸_۰۶_۳۸_۲۳_۵۴۵.mp3
903
18
کوچِ غریب را به یاد آر از غُربتی به غُربتِ دیگر، تا جُستجوی ایمان تنها فضیلتِ ما باشد. به یاد آر: تاریخِ ما بی‌قراری بود نه ب
کوچِ غریب را به یاد آر از غُربتی به غُربتِ دیگر، تا جُستجوی ایمان تنها فضیلتِ ما باشد. به یاد آر: تاریخِ ما بی‌قراری بود نه باوری نه وطنی. #احمد_شاملو
959
19
دختران_دشت،_شعر_و_صدای_احمد_شاملو_۲۰۲۵_۰۸_۲۶_۰۳_۵۲_۰۹_۳۳۹.mp3
974
20
و شما که به سالیانی چنین دوردست به دنیا آمده‌اید ــ خود اگر هنوز «دنیایی» به جای مانده‌باشد و «کتابی» که شعرِ مرا در آن بخوانید ــ ! خفّتِ ارواحِ ما را به لعنت و دشنامی افزون مکنید اگر مبداءِ خراب‌آبادی هستیم که نامش دنیاست! ما بسی کوشیده‌ایم که چکشِ خود را بر ناقوس‌ها و به دیگچه‌ها فرودآریم، بر خروس‌قندیِ بچه‌ها و بر جمجمه‌ی پوکِ سیاستمداری که لباسِ رسمی بر تن آراسته باشد. ــ ما بسی کوشیده‌ایم که از دهلیزِ بی‌روزنِ خویش دریچه‌یی به دنیا بگشاییم. ــ ما آبستنِ امیدِ فراوان بوده‌ایم، دریغا که به روزگارِ ما کودکان مُرده به دنیا می‌آیند! اگر دیگر پای رفتنِمان نیست، باری قلعه‌بانان این حجت با ما تمام کرده‌اند که اگر می‌خواهیم در این سرزمین اقامت گزینیم می‌باید با ابلیس قراری ببندیم. □ آمدن از روی حسابی نبود و رفتن از روی اختیاری. کدبانوی بی‌حوصله آینه را با غفلتی از سرِ دلسردی بر لبِ رَف نهاد. ما همه عَذراهای آبستنیم: بی‌آنکه پستان‌هایمان از بهارِ سنگینِ مردی گُل دهد زخمِ گُل‌میخ‌ها که به تیشه‌ی سنگین ریشه‌ی درد را در جانِ عیساهای اندُهگینِمان به فریاد آورده‌است در خاطره‌های مادرانه‌ی ما به چرک‌اندر نشسته؛ و فریادِ شهیدِشان به هنگامی که بر صلیبِ نادانیِ خلق مصلوب می‌شدند؛ « ــ ای پدر، اینان را بیامرز چرا که، خود نمی‌دانند که با خود چه می‌کنند!» #احمد_شاملو @shamloo_org 🍷✍
12