en
Feedback
ناپیرو

ناپیرو

Open in Telegram

Show more
Iran685 811The category is not specified
141
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
بخشی از او به شدت در درون من زنده است و بخشی از من برای همیشه با اون مرده!

King Raam - Aadat.mp37.84 MB

‏چرا کسی که هست مرا یاد کسی که نیست می‌اندازد؟ - بیژن الهی.

چه‌قدر نیاز به ارغوان داشتم امروز. چه‌قدر کلن زیاد به ارغوان نیاز دارم.

photo content

چه می‌دانستم که تلاش من برای نجات از این وضع، تلاش احمقانه‌ای بیش نیست؟
چه می‌دانستم که تلاش من برای نجات از این وضع، تلاش احمقانه‌ای بیش نیست؟

‏گاهی اوقات دلم می‌خواهد در تاریکی گم بشوم، از خودم می‌گریزم. از خودم که همیشه مایه‌ی آزار خودم بوده‌ام. از خودم که نمی‌دانم چه کنم و چه می‌خواهم. به خدا زندگی ام به گوری شباهت دارد، به گوری که پیکر مرا در خود می‌فشارد و امید های روشنم را می‌پوشاند! فروغ فرخزاد

‏درد ها فراموش می‌شوند ولی حرامزاده‌ها هرگز.

کلاژ.
+1
کلاژ.

روزی که دهانت را باز کردی و گفتی خدا نگهدار احساس کردم به قبر بازی چشم دوخته‌بودم که منتظرم بود.

یَوم فتحت فمک و قلت لی وَداعاً شعرت اننی اُحدّق فی قبر مفتوح ینتظرنی!

امروز که سیاه و سنگین بودم، دلم می‌خواست ابر باشم و بی آنکه به نگاه دیگران اهمیتی بدهم، راهی باشم و ببارم. امروز دلم سبک شدن می‌خواست، حتی تمام شدن.

تو نورِ دیده،طلوعِ چشمی.

Hichkas-Ye-Maks-320.mp39.33 MB

Mohtaj (2).mp34.84 MB

‏هر آنچه به آن امیدوار بودیم نا امیدمان کرد، اندوهی از این بیشتر؟

اول آبی بود این دل ، آخر اما زرد شد آفتابی بود، ابری شد ، سیاه و سرد شد آفتابی بود، ابری شد ، ولی باران نداشت رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد صاف بود و ساده و شفاف ، عین آینه آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد ؟ هر چه با مقصود خود نزدیکتر می شد ، نشد هر چه از هر چیز و هر ناچیز دوری کرد، شد هر چه روزی آرمان پنداشت ، حرمان شد همه هر چه می پنداشت درمان است ، عین درد شد درد اگر مرد است با دل راست رویارو شود پس چرا از پشت سر خنجر زد و نامرد شد؟ سر به زیر و ساکت و بی دست و پا می رفت دل یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد بر زمین افتاد چون اشکی ز چشم آسمان ناگهان این اتفاق افتاد : "زوجی فرد شد" بعد هم تبعید و زندان ِ ابد شد در کویر عین مجنون از پی لیلی بیابانگرد شد کودک دل شیطنت کرده است یک دم در ازل تا ابد از دامن پر مهر مادر طرد شد قیصر امین پور

برای تو

امروز بیش از هر زمان دیگر بودنت را آرزو کردم. امروز عمیقا دلم می خواست که به جای گم شدن در خودم، دردهایم و گورستان آرزوهایم، در آغوش تو گم می شدم.