en
Feedback
ناپیرو

ناپیرو

Open in Telegram

Show more
Iran685 811The category is not specified
141
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
May '21
May '21
+144
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
25 May0
24 May0
23 May0
22 May0
21 May0
20 May0
19 May0
18 May0
17 May0
16 May0
15 May0
14 May0
13 May0
12 May0
11 May0
10 May0
Channel Posts
بخشی از او به شدت در درون من زنده است و بخشی از من برای همیشه با اون مرده!

2
King Raam - Aadat.mp3
42
3
‏چرا کسی که هست مرا یاد کسی که نیست می‌اندازد؟ - بیژن الهی.
53
4
چه‌قدر نیاز به ارغوان داشتم امروز. چه‌قدر کلن زیاد به ارغوان نیاز دارم.
89
5
No text...
103
6
چه می‌دانستم که تلاش من برای نجات از این وضع، تلاش احمقانه‌ای بیش نیست؟
چه می‌دانستم که تلاش من برای نجات از این وضع، تلاش احمقانه‌ای بیش نیست؟
128
7
‏گاهی اوقات دلم می‌خواهد در تاریکی گم بشوم، از خودم می‌گریزم. از خودم که همیشه مایه‌ی آزار خودم بوده‌ام. از خودم که نمی‌دانم چه کنم و چه می‌خواهم. به خدا زندگی ام به گوری شباهت دارد، به گوری که پیکر مرا در خود می‌فشارد و امید های روشنم را می‌پوشاند! فروغ فرخزاد
121
8
‏درد ها فراموش می‌شوند ولی حرامزاده‌ها هرگز.
126
9
کلاژ.+1
کلاژ.
140
10
روزی که دهانت را باز کردی و گفتی خدا نگهدار احساس کردم به قبر بازی چشم دوخته‌بودم که منتظرم بود.
105
11
یَوم فتحت فمک و قلت لی وَداعاً شعرت اننی اُحدّق فی قبر مفتوح ینتظرنی!
98
12
امروز که سیاه و سنگین بودم، دلم می‌خواست ابر باشم و بی آنکه به نگاه دیگران اهمیتی بدهم، راهی باشم و ببارم. امروز دلم سبک شدن می‌خواست، حتی تمام شدن.
106
13
تو نورِ دیده،طلوعِ چشمی.
105
14
Hichkas-Ye-Maks-320.mp3
101
15
Mohtaj (2).mp3
108
16
https://t.me/BiChatBot?start=sc-26081-bpzVM2p
10
17
‏هر آنچه به آن امیدوار بودیم نا امیدمان کرد، اندوهی از این بیشتر؟
124
18
اول آبی بود این دل ، آخر اما زرد شد آفتابی بود، ابری شد ، سیاه و سرد شد آفتابی بود، ابری شد ، ولی باران نداشت رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد صاف بود و ساده و شفاف ، عین آینه آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد ؟ هر چه با مقصود خود نزدیکتر می شد ، نشد هر چه از هر چیز و هر ناچیز دوری کرد، شد هر چه روزی آرمان پنداشت ، حرمان شد همه هر چه می پنداشت درمان است ، عین درد شد درد اگر مرد است با دل راست رویارو شود پس چرا از پشت سر خنجر زد و نامرد شد؟ سر به زیر و ساکت و بی دست و پا می رفت دل یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد بر زمین افتاد چون اشکی ز چشم آسمان ناگهان این اتفاق افتاد : "زوجی فرد شد" بعد هم تبعید و زندان ِ ابد شد در کویر عین مجنون از پی لیلی بیابانگرد شد کودک دل شیطنت کرده است یک دم در ازل تا ابد از دامن پر مهر مادر طرد شد قیصر امین پور
131
19
برای تو
81
20
امروز بیش از هر زمان دیگر بودنت را آرزو کردم. امروز عمیقا دلم می خواست که به جای گم شدن در خودم، دردهایم و گورستان آرزوهایم، در آغوش تو گم می شدم.
85