طب، تشریح و آناتومی
Open in Telegram
﷽ مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را... 🌺 @Astrology786 🌼 @Marefat786 💐 @Reason786 🔥 @Saqeb786 ☯ @Aresmatiq ⁉️ @Farazehn «وَعَلَامَاتٍ ۚوَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ؛ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ» 💫 @shahab_saqeb www.shahab-saqeb.com
Show more1 141
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Posts Archive
1 141
🔸 امام كاظم (علیه السلام) می فرماید: گلابی نرم و تر و تازه حرارت بدن را خاموش می كند.
امام رضا (علیه السلام) می فرماید: هر كه می خواهد در طول زمستان زكام نگیرد هر روز سه لقمه انگبین (عسل با موم) بخورد.
إِنَّ الإِجَّاصَ الطَّرِىَّ یطْفِئُ الْحَرَارَةَ... (الكافى، ج6، ص359).
وَ مَنْ أَرَادَ رَدْعَ الزُّكَامِ مُدَّةَ أَیامِ الشِّتَاءِ فَلْیأْكُلْ كُلَّ یوْمٍ ثَلاثَ لُقَمٍ مِنَ الشَّهْدِ (بحار الانوار، ج59، ص322).
1 141
🔸 رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مي فرمايد: اي علي! نُه چيز مايه فراموشي است: خوردن سيب ترش، گشنيز، پنير، نيم خورده موش، خواندن نوشته قبرها، راه رفتن ميان دو زن، زنده انداختن جانور از بدن، حجامت در فرورفتگي پشت گردن و ادرار كردن در آب راكد.
. يَا عَلِىُّ! تِسْعَةُ أَشْيَاءَ تُورِثُ النِّسْيَانَ: أَكْلُ التُّفَّاحِ الْحَامِضِ وَ أَكْلُ الْكُزْبُرَةِ وَ الْجُبُنِّ وَ سُؤْرِ الْفَأْرَةِ وَ قِرَاءَةُ كِتَابَةِ الْقُبُورِ وَ الْمَشْىُ بَيْنَ امْرَأَتَيْنِ وَ طَرْحُ الْقَمْلَةِ وَ الْحِجَامَةُ فِى النُّقْرَةِ وَ الْبَوْلُ فِى الْمَاءِ الرَّاكِدِ (الفقيه، ج4، ص361).
🔥شِهابٌ ثاقِبْ🔥
•✾☘️🕊☘️✾••┈┈••┈┈••✾☘️🕊☘️✾•
Www.Shahab-saqeb.com
«مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ»
Www.Shahab-shirzahi.ir
🌺 @Dissection786
🌾
🌼💐🍃
🌾🌼💐🍃🌾🌼
💐🍃🌾🌼💐🍃🌾🌼💐
1 141
💠 طبابت طیّب
🔹 پزشكان و داروسازان باید مستحضر باشند كه چشمشان تنها به ره آورد علمی آزمایش روی موش و امثال موش نباشد.
ما یك طب داریم و یك بِیطاری؛ اگر چیزی را روی موشِ آزمایشگاه آزمایش كردند اگر چیزی را روی حیوان آزمایش كردند، این برای بِیطار سند علمی است اما برای طبیب هرگز سند علمی نیست مگر در بخش ضعیفش.
🔹 توضیح این مطلب این است كه اگر انسان همین بدن محض بود همین ماده صرف بود همین عناصر و ابزار بدنی بود، محصول علمی آزمایش روی موش و امثال موش مشكلش را حل می كرد، برای اینكه انسان غیر از این بدن چیز دیگری نداشت؛ اما اگر انسان، حقیقتی بود که غیر از ﴿إِنِّی خَالِقٌ بَشَراً مِن طِینٍ﴾، یك ﴿نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُوحِی﴾ هم داشت، این طبیب و این داروساز وقتی كه می خواهد این جسم را درمان كند باید بداند كه آیا این دارو به جان او آسیب می رساند یا نه؛ مثلاً قبلاً درصدی از الكل مست كننده را در این شربت ها می ریختند، خب این گذشته از نجاستش و حرمتش، تیرگی شعور هم می آورد و برای روح انسان خوب نیست. آیا هر دارویی را كه برای حیوان ترخیص و تجویز می كنند، برای انسان هم می توانند تجویز بكنند؟ آیا هر كاری كه در آزمایشگاه جانوران، جواب مثبت داد، برای انسان ها هم همین است؛ چه در بخش پزشكی چه در بخش داروسازی؟
🔹 این دو فن، از فنون بسیار شریف و عزیز ماست منتها یك #طبیب_متأله، ضمن اینكه در صدد درمان جسم است، عظمت روح را فراموش نمی كند، چون «لاَ شِفَاءَ فِی حَرَامٍ».
خب چگونه پزشكی یا داروسازی می تواند شراب را جزء داروها بداند و طبیبی، برای معالجه، ترخیص و تجویز بكند كه شما می توانید شراب بخورید یا چند قطره شراب در شربتی باشد؟! اگر انسان شناسی مشخص شد، پزشكی رو به راه می شود داروسازی رو به راه می شود.
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
1 141
بسم الله الرحمن الرحیم
تشریح مری و معده
مری ترکیبی است از گوشت که چند طبقه آبشامه را آستر کرده است. لیف غشاها در درازا قرار دارند تا برای کشیدن خوراك و بلعیدن آن کار آسان صورت گیرد. خودت این را می دانی که در صورتی در کار بلعیدن نوعی کوتاهی رخ دهد، لیف به درازا کشیده آن را می کشد.
بر مری آبشامهای کشیده شده است که لیفهای آن رو به پهنا قرار دارند تا دفع کردن را به آسانی انجام دهد و خودت میدانی که کار دفع کردن و هول دادن به عهده ليف پهناور است. ماده گوشتین در مری پدیدار است.
هر دو طبقه بالایی و پایینی در بلعیدن با هم همکاری میکنند؛ یعنی یکی خوراک را به سوی درون میکشد و آن دیگری بر خوراک کشیده به سوی درون فشار می آورد. کسی که شکاف به درازا در مری داشته باشد به زحمت میتواند چیزی را ببلعد زیرا کشنده پایین آورنده را از دست داده است. عمل بر آوردن (قی) تنها به وسیله آبشامه خارجی صورت می پذیرد و سبب این است که قی از بلعیدن دشوارتر است. مری به طور ایستاده و مستقیم بر مهرههای گردن جای دارد و جایش استوار و آمن است. همراه ،مری يك جفت پی از مغز سرازیر میشوند. مری در حالی که رو به پایین ادامه می یابد در جایی که در برابر مهره چهارم از مهره های پشت قرار می گیرد و همین که از فقره چهارم رو به پایین گذر کرد، اندکی به سوی طرف راست می گراید تا جای رگی که از قلب آمده و از آنجا میگذرد گشاد باشد و فرستاده قلب در تنگنا نیفتد. مری سرازیر آمدن را ادامه میدهد و هر هشت مهرهٔ باقی مانده را پشت سر میگم گذارد تا به حجاب
می رسد و به وسيله يك زرد پی به حجاب می پیوندد زرد بی ربط دهنده کمکی مری را بلند می کند تا بر آن قسمت از رگ بزرگ که از داخل حجاب میگذرد فشاری وارد نیاید. در این بلند شدن مری حکمتی دیگر هست. گو اینکه عصبی که با مری در سرازیر شدن همراه است پیچ و خمی را در راه سفر ببیند و از آسیب دراز کشیدن مستقیم محفوظ باشد آسیب وقتی متوقع است که سنگینی برای
هر معده رخ دهد. گاه مری حجاب را پشت سر گذاشت و از حجاب رد شد به آن اندازه که اول و در بالا به سوی راست کج شده بود این باره به سوی چپ می.گراید این گرایش مری به سوی چپ هنگامی است که مری از برابر مهره دهم به سوی مهره یازدهم و دوازدهم روی آورده است. بعد از آنکه در حجاب نفوذ میکند شروع به پهن شدن میکند و باز می شود و همچون دهانی که برای معده باشد می ماند و آن را اصطلاحا دهانه معده می نامند که در نهایت جرم گشاد و فراخنای معده خودنمایی می کند.
1 141
Repost from N/a
همکاری در فروش محصولات خانگی شما
🌺قبول سفارشات🌺
جهت همکاری فروش محصولات، زیر پیام دهید:
🌺 @sh_shop_produs 👈👈👈
(کانال معرفی محصولات)
👇
✅ @Astrology_shop.
(آیدی سفارشات )
1 141
Repost from ریاضیات؛ هیئت و نجوم
🥀تنِ خاکی به سوی خاک روانست ولی
🥀دل عرشی به سوی عرش خرامان آمد
🥀ای عزیزانِ من این نشئه دنیاوی را
🥀به مَثَل اینکه چو زندان وچو زِهدان آمد
🥀چو به گورم بسپردید نِشینید به سور
🥀نه که در سوگ کسی باشد و نالان آمد
🥀خویش را بهرِ اَبَد نیک بسازید به علم
🥀عمل و علم دو سازنده انسان آمد
🥀حمدُلِلّه که حَسَن تا زِ ندایِ خوشِ دوست
🥀ارجعی را بشنیده ست غزلخوان آمد..
منبع: دیوان اشعار ❤️محبوب القلوب❤️
✅
👇
@Astrology786
1 141
بسم الله الرحمن الرحیم
وسیله سفر به خارج👼
جنین آماده بیرون آمدن از شکم مادر است اسباب سفر مهیا است غشاهای رطوبی که جنين پیرامونش حلقه زده اند پاره میشوند و سیلابی به بار میآید که بچه را لیز می دهد و تا سر منزل مقصود بدرقه کند.
حال ببینیم که این دختر خانم یا آقا پسر آینده، در این سفر تا به دنیا می رسد باید چه حالتی را به خود بگیرد؟
اگر جنین کاملا طبیعی باشد و نقصانی در وجودش نباشد برای بیرون آمدن از مسکن قدیمی به طوری خود را جمع و جور میکند که هیچ مانعی پیش نیاید سرش پیشر و قافله است و در واقع اگر سر اول بیرون آمد، بیرون آمدن بقیه جسم آسان می شود. اما اگر جنینی به سرش زد و به جای سر پاهایش را اول به بیرون فرستاد، بدان که این جنین از آن تنبلهای ناتوان است و این پا از گلیم بیرون کشیدن برایش خطری جدی در بر دارد و اکثرا نوید مسرت آمیزی نیست. جمع و جور شدن جنین را برای سفر به خارج توضیح می دهیم جنینی که تام الخلقه و دارای نیروی کافی باشد و از هیچ سببی ممنوع السفر نباشد. صورتش را بر
هر دو پایش خم کرده و هر دو کف دست را بر هر دوزانو نهاده است. بینی اش در میان هر دو زانو قرار دارد و هر دو چشمش بر هر دو زانو آمده اند و هر دو زانو را تند در آغوش گرفته است. روی گردن و صورتش به سوی پشت مادر است تو گویی می خواهد قلبش در امان باشد. اگر جنین در این حالت و وضعی که گفتیم به دنیا قدم بگذارد در بهترین حالت طبیعی است. برخی از اطباء گویند جنین اگر دختر خانم باشد نگاهش را به پشت مادر ندوخته بلکه چهره اش رو به شکم مادر است و نحوه استقرارش در شکم مادر کاملا بر عکس جنین پسر است. جنین. چگونه توانسته است به طوری در زهدان خود را حرکت دهد که رش در این سفر پیشقدم باشد؟
در این جمع و جور شدن سنگینی اندامان بالائی و بویژه بزرگی و سنگین وزنی سر کار را آسان
کرده اند.
1 141
نشستن باعث میشود غده پرستات بزرگ شود
کسانی که همیشه نشسته اند و راه نمیروند حرکت ندارند دچار پرستات می شوند. غده پرستات بزرگ میشود راه رفتن خیلی خوب است. باید حرکت باشد؛ و الا آن غده بزرگ میشود و سن که بالا آمد این ابتلا پیش می آید. جناب آقای شعرانی هم مبتلا شده بودند بنده رفتم بیمارستان خدمت ایشان و به اهل منزل آنجناب عرض کردم که اجازه دهید و شما به حال خود باشید من پرستاری میکنم در خدمتشان بودم و پرستاری کردم تا مرخص شد. شب و روز در بودم. ایشان فرمود: من شما را و این کارتان را دیدم به یادم انداخت وقتی که جوان بودم مرحوم میرزای تنکابنی که یکی از اساتید او بود آن جناب پرستات گرفتند و من به سن شما بودم رفتم به عیادت ایشان و از ایشان پرستاری کردم و ایشان فرمود که بر اثر راه نرفتن و حرکت نکردن این غده بزرگ میشود و مشکل درست میکا .کند میفرمایند لم ترتاض لكى أصح. چرا ورزش می کنی؟ برای اینکه صحت داشته باشم.
1 141
✅ مکالمۀ پوتین و شیجینپینگ
در حاشیۀ رژه نظامی...
پوتین؛
اندام ها را می توان به بینهایت تبدیل کرد...
و به جاودانگی رسید.
1 141
در چنین حالتی نه چنین تکوین می یابد و نه جان در کالبد جوجه میدمد احتمال دارد قبل از گشاد شدن زهدان تخم نرینه در زهدان به دو قسمت یا چند قسمت تقسیم شود که هر قسمت ادعای استقلال به نفس خود را داشته باشد و یا چیزی همانند این حالات روی دهد که چنین می نماید کمتر به نتیجه مثبت برسد. آنچه در این زمینه یعنی در ایجاد جنین طبیعی و بدون کمبود و نقصان نتیجه خوب و پسندیده می بخشد. چنان است که در زیر آید.
تخم نرینه که اول به زهدان در می آید. هنوز بسیار زیاد نیامده است و زهدان را پر و مالا مال نکرده ست و هنوز به چهار کنار زهدان راه نیافته است که در این اثنا از راه دو زائده شاخ مانند که به هسته خرما شباهت دارند - تخماب مادینه فرو ریزد و با تخماب نرینه در آمیزد و همینکه در هم آمیختند جوش و غلیان شروع شود و آب جمع آمده از آمیزش این دو تخماب کف کند که کف باد کرده و غشای اول به وجود آید که در این حالت تمامی ماده در هم آمیخته از هر دو تخماب به دو وندد و همچنان در حالت آبکی میماند تا به وسیلهٔ رگی ـ که کو بنده و غذارسان زهدان است و با این غشای تازه به وجود آمده است پیوسته است - بهره و سهمیه لازم خود را از خون حیض دریافت می کند. به عقیده جالینوس غشاء اول که به لکه نتیجه اندایش میماند کار تخماب مادینه است که در هنگامی که به استقبال تخم نرینه رفته و در وعده گاه ملاقات ریخته است. آن را خلق کرده و از خود به جا گذاشته است؛ بنابراین در ساختن اولیه این غشاء تخم نرینه دخالتی نداشته است، اما بعد از
اتفاق و اتحاد کامل تخم مادینه با تخم نرینه این لکه غشا شده و جدا گشته است تخم نرینه هم سهم خود را در آن میاندازد - نسخه هم او فرماید ممکن است تخم نرینه چندین بار و در فاصله های اندک به جای آفرینش جنین در زهدان بریزد و منی بر می نشیند و در هر بار جماع زن و مرد، هر دو لذت و مسرت یابند.
1 141
دو قلو یا چندقلو
دوقلو بودن جنین در زهدان چند سبب احتمالی دارد که از این قرارند:
۱- جمع شدن تخم بارآور در زهدان در حدی بسیار زیاد باشد طوری که از زهدان معتاد لبریز شود و آن زهدان دیگر را نیز پر کند؛ مقصود همان لایه دو می طبقه استری غشا است که گفتیم دو زهدان دارد و هر دو زهدان یك گلو دارند بنابر این در هر یک از این دو زهدان جنینی تکوین می یابد که راه خروجشان یکی است.
۲۔ ممکن است جای دفع و حالت دفع تخم در ترینه و مادینه با اختلافی روبرو شوند، مثلا گفتیم زهدان برای پذیرایی از تخم نرینه به حرکت می افتد که هر چه زودتر این نعمت خدا داده را بر باید؛ وقتی که به آرزوی خود می رسد جرعه جرعه تخم نرینه را می بلعد و به کسی می ماند که لقمه ای را به دنبال لقمه ای قورت میدهد یا شبیه ماهی که نفس می کشد و در میان نفس اول تا دوم حرکت و توقفی دارد میباشد؛ این توقف و حرکت زهدان تنها از شتابزدگی در بلعیدن تخم نرینه نیست بلکه زهدان در حالتی که تخم نرینه را در می یابد خودش نیز در هر حرکت سهمیه دریافتی خود را از تخم نرینه به نه زهدان میریزد پس دوم سبب با هم جمعند یکی حرکت برای بلعیدن تخم نرینه و دیگری حرکت پرت کردن تخم آب که ویژه زهدان و متعلق به مادینه است. این عمل برای جمع شدن و در هم آمیختن هر دو تخماب لازم و ضروری است. این لقمه لقمه بلعیدن و جرعه جرعه نوشیدن چرا جرا تخم نرینه را یکباره سر نمی کشد و
نمی بلعد؟
پس سبب این است که ذکر نیز در عمل ریزش تخم دخالت دارد و انزال منی هم منقطع است. زهدان ناچار است هر چندی را که در يک بار از ذکر بیرون می جهد دریابد و منتظر بقیه بماند. در اثنای این حرکات نوعی لرزش که به پریدن اندام میماند از ذکر و زهدان روی می دهد که بعد از هر حالتی از این چندش و پرش آرامش روی آور است. این حالت چندش یا پرش در هر بار فرو ریختن تخم به زهدان از دفعه اول کمتر و کم توانتر است. ممکن است نوبثهای ریزش تخم از ذکر تا تمام می شود بیشتر از سه یا چهار بار باشد و تا این پرت کردنهای نوبتی از طرف ذکر بیشتر باشد زن بیشتر لذت میبیند زن از حرکت و ریزش تخم نرینه به زهدان از حرکت تخماب خودش که به استقبال مهمان میرود و از حرکت تخم نرینه در حالی که به داخل و ته زهدان در آمده است
لذت می بیند. نباید حرف کسانی را باور کرد که میگویند زن تنها وقتی از جماع لذت بیند که تخم نرینه به زهدان می ریزد و همینکه فروریخت لذت نمیماند مثل این است که بگویند زن از جوشش و ریزش تخماب خود لذت نمی بیند و مثل این است که بگویند هرگاه تخم نرینه به زهدان ریزش کرد اما حرکاتی از زهدان رخ نداد و از مهمانش آرامش کافی نیافت بسیار کم لذت می بیند و گویند در چنین حالتی که هنوز تخم نرینه به زهدان نریخته است و به سوی خارج حرکت نکرده است مرد هم مانند زن از لذت بسیار کمی برخوردار است و لذت در این است که ذکر به خارش می افتد و شخص احساس نوعی غلغلک می کند که از اثر بیرون شدن ماده و دی پیدا می شود که این لذت
=
چندان نیست که به حساب آید.
و نباید به قول کسانی باور کرد که میگویند همینکه تخم مرد به زهدان زن ریزش کرد فوراً گرمای داخل زهدان و شعله ور شدنش خاموش میشود و حکایت همان حکایت آب است که بر آتش می جوشد و آب سرد بر آن میریزند این حرفها همه غلطند و هیچ اساسی ندارند. تنها آنچه که من در این باره بیان کردم صحیح است و کسانی که در مسأله جماع و لذت دیدن از جماع اطلاع دارند و همچنین زنان خوب میدانند که آنچه من گفتم عین حقیقت است و مطلب را خوب فهمیده ام. ممکن است وقتی که مرد تخم نرخیز را به زهدان می ریزد در همان حال تخم مادینه ساز را هم بریزد و این دو در هم بیامیزند. این حالت در دفعات پیاپی پیش می آید و هر يك از دو نوع تخم نرساز یا ماده ساز در زهدان از هم جدا میشوند و هر يک به کارسازی خود می پردازند. تخم خمیره نرینه جنین نر و تخم مایه ماده سازی جنین مادینه را درست میکند که در نتیجه زن باردار شده از این نوع خمیره ها چندین جنین بردارد و چندین بچه دو یا بیشتر - بزاید نیز احتمال دارد که هر دو هر دو نوع از تخاب مرد یعنی نرینه ساز و مادینه ساز در مرحله اول با هم در آمیزند و بعداً از هم جدا شوند. یا اینکه تخمی که از اول به زهدان در آمده است و نتیجه یکبار پرت کردن است. در زهدان چند قسمت شود. یعنی سببی چون باد یا حالت پریدن زهدان یا هر سبب جدائی انداز دیگر برای زهدان رخ دهد و وحدت خمیره انسان را از بین ببرد و ایجاد جدایی کند و ممکن است این جدانی وقتی به وقوع پیوندد که غشاء زهدان گشاد شده است و تخم وارد شده به این سالن گشاد بخواهد در این فراخنای دولانه برگزیند که در هر لانه بنای جوجه ای را بگذارد.
1 141
است از حیوانی یا نباتی و پیش از آن اجزای عناصر بوده است و پیش از آن جسم مطلق و پیش از آن طبیعت مطلق بوده است. و چون سالک بدین مقامها رسید و بیابان اجسام را تمامی قطع کرد و حجاب ظلمانی را رفع کرد، هفتاد هزار حجاب که روایت کردهاند که مصطفی علیه السلام فرموده است که در میان بنده و حق هست از نور و ظلمت، تمامی حجب را مرتفع گردانید.
اکنون بدان که بدن از عناصر اربعه موجود گشته به امر حق و از چهار ارکان مختلف جمع آمده و این اجزا بالطبع هر جزئی دائماً به کل خودمایلند و به تدریج به طرف کل خود میروند و دلیل بر اینکه اجزا دایم به کل خود مایلند آنست که مردم گرسنه میشوند و گرسنه شدن ایشان از آنست که چون اجزا به طرف کل روان شدند و بعضی برفتند جسم ضعیف شد و چون آن شخص چیزی خورد بَدَل مایتحلل حاصل شد آن ضعف نماند و هرچه به تحلیل بیرون شده باشد بقدر آن از عناصر در بدن باز آید، بجهت آنکه غذای مردم یا نباتی خواهد بود یا حیوانی و هر دو مرکب از عناصر اربعهاند. پس بحقیقت آن اجزا که بدن ما را بوده است در پنج سالگی تحلیل رفته است و این اجزا که در شش سالگی است همه غیر آن اجزا است که از بطن مادر به ظهور آمدهف چرا که به مرورالایام به تحلیل رفته و بدل آن از غذا پیدا شده و مثال این چنان باشد که شخصی مثلاً خرگاهی بزند که همۀ چوبهای آن سرخ باشد و در هر پنج روز بیاید و یک چوب سرخ از آنجا بیرون برد و چوبی سفید به جای آن نهد.
به تدریج روزگار چون نظر کنی خرگاه همچنان زده باشد ولیکن چوبهای خرگاه دیگرگون شده باشد و در این مختصر این قدر کافی است و در موضع خود این مباحث خواهد آمد.
اکنون بدانکه این عالم ما را چون مادر مهربان است، مثلاً همچنان که مادر فرزند را میپرورد و آن غذاها که طفل نمیتواند خوردن،خود میخورد تا در بدن او شیر میشود و لایق غذای طفل میگردد و آنگاه آن شیر را از دو پستان به فرزند میرساند؛ عالم نیز مادر ما است و عناصر اربعه را که ما نمیتوانیم خورد، میپرورد تا لایق غذای ما گردد. بعد از آن از راه نبات یا حیوان که دو پستان عالمند به ما میخوراند و ما بحقیقت این زمان در بطن مادر خودیم که عالم است و آنچه رسول علیه السلام فرموده است که: «السعید من سعد فی بطن امّه و الشقی شقی فی بطن امّه»، محققان همین تأویل کردهاند که گفته شد. و این معنی موافق این آیت است قوله تعالی: «من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخرة اعمی و اضل سبیلا».
یعنی هر که در این عالم نابینا باشد در آن عالم نیز نابینا باشد و مراد از این نابینای ظاهر نیست به اتفاق علما، بجهت آنکه شاید کسی در این عالم ظاهر اعمی باشد و مؤمن و عمل صالح کند در آن عالم حق تعالی او را چشمهای روشن عطا کند. پس معلوم شد که این نابینائی، نابینائی چشم معنی است یعنی اینجا هرکه بحقیقت خدای را نبیند و نشناسد درآن عالم نیز نبیند و نشناسد و نیز حضرت مصطفی علیه السلام فرموده که: «کما تعیشون تموتون و کماتموتون تبعثون و کما تبعثون تحشرون». و این معنی را عارفان گفتهاند:
هر که اینجا آشنای او نشد
باز ماند تا ابد بیگانهوار
و این خود ظاهر و روشن است که نابینای مادرزاد را هیچکس علاج نتواند کرد. پس سعادت جاودانی و بینائی دو جهانی اینجا حاصل باید کرد که هنوز در بطن مادریم، یعنی درعالمیم، تا آنگاه که از این عالم برویم در شقاوت و نابینائی سرمدی نمانیم و این نابینائی به غیر آن نیست که کسی خود را نبیند و نشناسد و حقیقت خود را نداند و چون چنین باشد خدای را نیز ندیده و نشناخته باشد و جملهٔ پیغمبران بجهت این معنی آمدهاند و دعوت نموده تامردم را از این نابینائی بینا گردانند و از این غفلت آگاه سازند، پیش از آن که وقت رفتن ایشان آید تا نابینا نروند که آنگاه هیچ معالجه سود ندارد و اولیاء نیز بر این طریق مردم را دعوت کردهاند و میکنند و به راه خداشناسی میروند واز این نابینائی خلاص میدهند و در این عالم خلق را خدابین و خدادان میسازند به واسطهٔ ریاضت و خلوات و معرفت نفس و عمل صالح که: «فمن کان یرجو لقاء ربّه فلیعمل عملاً صالحاً و لایشرک بعبادة ربّه احدا».
#مبدا و معاد
#شیخ شبستری
شِهابٌ ثاقِبْ
🌹@Shahab_saqeb
•┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈•
اصول و اُمهات معرفت نفس👇
🌸🌺🌼 @Reason786
http://Www.Shahab-shirzahi.ir
