دستیار من
Open in Telegram
👑 عضو گروه اختصاصی اعضای کلوپ دستیار من شو: t.me/dastyaremanclub اینستاگرام instagram.com/DastyareManCom دانلود رایگان کتابچه اصول ضروری بهره وری برای زندگی های امروزی و دوره ایمیلی مکمل Dastyareman.com/club
Show more629
Subscribers
+124 hours
+67 days
+3030 days
Posts Archive
629
همون آب جوشی که سیب زمینی رو نرم می کنه، تخم مرغ را سفت می کنه. موضوع اینکه شرایط چطوره نیست، موضوع اینه که تو چند مرده حلاجی! در هر شرایطی اینو فراموش نکن که تو معرکه ای!
#تو_معرکهای
@dastyaremancom
629
اگر این نگرش را داشته باشی که امروز، روز بسیار خوبی خواهد بود، معمولا همینطور خواهد شد.
امروز روز بسیار خوبی خواهد بود!
تو معرکه ای!
#تو_معرکهای
@dastyaremancom
629
روی هدفت متمرکز بمون، به مسیری که روبروت باز می شه اعتماد کن.
تو معرکه ای!
#تو_معرکهای
@dastyaremancom
629
سخت کار کنید، مهربان باشید و اتفاقات شگفت انگیزی رخ خواهد داد.
تو معرکه ای!
#تو_معرکهای
@dastyaremancom
629
وقتی شک کردی که تا کجا می تونی ادامه بدی، به خودت یادآوری کن که تا کجا اومدی.
تو معرکه ای!
#تو_معرکهای
@dastyaremancom
629
اگر پاسخ این دو سؤال مثبت باشد احتمال اختلال یادگیری وجود ندارد. بلکه کودک معلم یا درس را از دنیای مطلوب خود بیرون کرده است.
4 آیا دوستان خوبی دارد که در کلاس به درس ها خوب توجه می کنند؟ آیا آنها از بازی با او لذت می برند و او با آنها لذت می برد؟
اگر جواب منفی باشد فرد تنهایی است. و بیشتر نگران است که مبادا دوستانی پیدا کند که لازم باشد به مدرسهو تکالیف توجه نشان دهد. باید مهارت های اجتماعی و دوست یابی به او یاد داده شود.
اگر معلمان تئوری انتخاب را در زندگی مشترک و مدرسه به کار ببرند موفق تر خواهند بود زیرا وقتی در زندگی خانوادگی موفق هستند بهتر به دانش آموزان هم توجه می کنند. توجه به معلمان نیز حائز اهمیت است آنها بدین طریق می توانند عملکرد بهتری داشته باشند.
انضباط هیچ گاه مشکل اصلی نبوده و نیست. مشکل آموزش مناسب و ملموس است: عدم تحمیل درس مردودی، توجه و محبت زیاد، صبر فراوان و فرصت شروع مجدد.
مقاومت و نافرمانی در برابر کاری که دوست نداریم انجام بدهیم طبیعی و منطقی است. برنامه های انضباطی حتی اگر با مهربانی تحمیل شوند بر افراد دلسرد اثری ندارد، افرادی هم که معلم و مدرسه در دنیای مطلوبشان است به آن نیاز ندارند.
هر برنامه ای که به جای تغییر سیستم بر تغییر دانش آموز استوار است مبنی بر تئوری انتخاب نیست. در مدرسه کیفی داشتن صلاحیت و شایستگی حداقل شرط لازم برای موفقیت است. و این سطح، قابلیت کلی یادگیری نامیده می شود.
آزمون نباید هدفش فقط اندازه گیری پیشرفت دانش آموز باشد و نه افزایش کیفیت کار آنها. آزمون باید یک تجربه یادگیری باشد آزمون های غیر یادگیری یا تحمیل درسی بی فایده هستند. در مدرسه کیفی خبری از تحمیل درس نیست در آزمون، سؤالات غافل گیرانه و تنبیه گر نیست همراه با کتاب است. باید فکر کنند. نشان دهنده صلاحیت و شایستگی فرد است. مهم ترین محصول یادگیری مهارت خوب حرف زدن و گوش دادن است و تفکر و حل مسئله دائم وجود دارد تشویق و ترغیب وجود دارد کار دیگران تأثیری در نمره فرد ندارد.
هیچ حرفه و تجارتی پا برجا نمی ماند مگر آن که کارکنان آن حرفه افراد توانا، اهل همکاری و به دنبال کیفیت باشند. تنها راه موفقیت در دنیای واقعی، مشارکت و همکاری در استفاده از دانشی است که سودمند واقع می شود. در دنیای واقعی، نتیجه کار کیفی، دریافت پول بیشتر است و نتیجه کار بی کیفیت بیکاریست.
در مدرسه کیفی فقط کار شایسته و قابل قبول در کارنامه دانش آموز ثبت می شود. میزان یا سرعت تدریس مهم نیست معیار درست، میزان یادگیری دانش آموزان است. یکی از شروط اساسی مدارس کیفی، پیشرفت در توانایی نوشتن است که یادگیری آن به زمان نیاز دارد. و معلمان پیوسته، نوشتن و دستور زبان، بیان روشن ایده ها و مطالب را آموزش می دهند آموزش عینی در متن موضوع است و مفید می باشد.
دانش آموزان به دو دلیل در امتحان بد عمل می کنند: سؤالات را با دقت نمی خوانند، و در پاسخ دادن تجربه کافی ندارند.
باید بهتر خواندن را یاد بگیرند و فرصت و کسب تجربه بیشتر در زمینه نوشتن داشته باشند.
یک پندار غلط: یادگیری را می توان انتقال داد. شاید تا اندازه ای این طور باشد ولی بیشتر دانش آموزان انتقال پذیر نیستند.
کلید اصلی روابط خوب است و پیشرفت مدرسه به تجربه و خلاقیت شخصی معلمان بستگی تام دارد و هیچ چیز دیگری آن را محدود نمی کند.
معیارهای ایجاد مدرسه کیفی:
1 – تمام مشکلات انضباطی کاهش می یابند.
2 – نمرات بهتر می شوند.
3 – تحمیل درس حذف، آموزش و تربیت مفید جایگزین و شایستگی و توانایی کلی معیار قبولی است.
4 – دانش آموزان چند کار کیفی ارائه می دهند.
5 – تمام کارکنان و دانش آموزان و والدین، تئوری انتخاب را آموزش دیده اند و به دیگران آموزش می دهند.
6 – شادابی و مسرت مشاهده می شود.
#تئوری_انتخاب #خلاصه
@dastyaremancom
629
حل مسائل غیر ریاضی – در مقابل حل مسائل ریاضی:
مبانی اولیه مدرسه کیفی عبارت است از: یادگیری، محبت کردن، گوش دادن، خواندن، نوشتن و به کارگیری این مهارت ها در فرآیند حل مسئله، که در طول عمر کاربرد دارند. در ریاضیات و علوم، حل مسئله رکن اصلی است. در تاریخ و ادبیات، کی و کجا و چه چیز مهم نیست، مسائلی که شخصیت های واقعی یا خیالی سعی در حل آن داشته و میزان توفیق آنها و دلیل آن مهم است.
محور اصلی استفاده از دانش، طرح سؤالاتی اساسی است تمام مبنای هنر و موسیقی آن است که خودت آن را اجرا کنی و انجام دهی یا از اجرای دیگران لذت ببری و قدرشناسی کنی.
یاد سپاری و حفظ کردن در تعلیم و تربیت جایگاه خاص خود را دارد به شرط آن که دانش آموز مطلبی به انتخاب خود حفظ کند. یک تجربه ی خوب با یک معلم خوب، رمز خوب یاد گرفتن هر چیزی است.
هنگامی که لذت اولیه کسب دانش فروکش کرد دانش آموزان را به حفظ کردن مجبور نکنید به جای تحمیل درس به تعلیم و تربیت آنها بپردازید. آنها را در مسیر یادگیری واقعی زندگی قرار دهید. دانش آموزان دلسرد از حدود دوم ابتدایی تکالیف و معلمان را از دنیای مطلوب خود خارج می کنند. در منزل حمایت نشده و مهر و محبت و توجه دریافت نمی کنند. اگر قرار است موفق شوند باید این ها را در مدرسه دریافت کنند. اگر معلمان با آنها حرف بزنند به آنها گوش دهند تأثیر بیشتری دارد. در ابتدا یادگیری دانش و انجام محاسبه را دوست دارند ولی کم کم که همراه نمره و خطر رد شدن و تنبیه می شود دلسرد می شوند. این دانش آموزان در برابرتحمیل، مقاومت کرده و بی نظمی می کنند. این ها به محبت و شکیبایی بیشتری نیاز دارند. به توجه و تشویق و کمک در انجام تکالیف آسان و در اصل ایجاد رابطه رضایت بخش نیاز دارند.
معلمان خوب از والدین می خواهند که برای فرزندان شان مطلب بخوانند با آنها بازی کنند. توجه کنند. و والدین را به خاطر مشکلات درسی فرزندان سرزنش نمی کنند. زیرا سرزنش باعث می شود آنها فرزندان خود را تنبیه و اجبار کنند و این باعث دلسردی دانش آموزان می شود.
در مقاطع بالاتر تحصیلی توجه فردی کمتر می شود و تغییر و دلسردی نیز بیشتر رخ می دهد. بچه های دلسرد با هم روابط برقرار می کنند به دلیل گرایش مشترک شان.
موفقیت جامعه نیازمند تحصیلات و تعلیم و تربیت خوب است باید آموزش فنی – حرفه ای را گسترش داد. که غالبا" تمایل به تحصیل در این موارد دوباره زنده می شود. و باید این فکر را هم تبلیغ کنیم که این یک تحصیل درجه دوم نیست.
* سیستم مدارس کیفی:
تغییر جهت از تحمیل درس و آموزش تحمیلی به تعلیم و تربیت و تغییر جهت از تنبیه کردن به دوستی و تغییر جهت از باید شکست های قبلی ات را جبران کنی به اگر نمی خواهی مجبور نیستی این کار را بکنی است. که تقریبا" همه دانش آموزان تمایل به یادگیری و آموختن خواهند داشت. باید از مقطع دبستان کیفی شروع کرد. معلمان و مدیران از مدیریت راهبرانه استفاده می کنند و تئوری انتخاب را به دانش آموزان و والدین آموزش می دهند.
افراد ناتوان در یادگیری:
متأسفانه در مدارس، فوری برچسب اختلال یادگیری یا بیش فعالی و اختلال هیجانی یا بد کار کردی مغزی به کودکان زده می شود. این برچسب زنی باید با دقت باشد گاهی عامل اصلی بدکارکردی مغز نیست بلکه تحمیل درس افراطی است. یا مشکل ارتباطی و تنهایی و نداشتن مهارت های اجتماعی و نداشتن دوست، دلیل آن است. گاهی با یکی از اعضای خانواده سازگاری نیست، لذا در مدرسه تمرکز ندارند. یا از کودک بیش از حدتوقع است یا تنبیه و طرد شده و از خود سرکشی نشان می دهد. کودکی که در خانه سر به راه و در بیرون سرکش است نیازمند کمک ویژه است. والدین هم باید مشاوره شوند کودکی که در خانه گاهی ناآرام است در خانه احساس امنیت می کند به خود اجازه می دهد گاهی پا را فراتر گذاشته ولی می داند در بیرون از خانه دلیلی ندارد مردم تخلف او را تحمل کنند.
گاهی شاید کودک خانواده نابسامان نداشته باشد و فقط حساس تر و نکته سنج تر باشد یا احساس امنیت بیشتری می کند. اگر به کودکان برچسب زده شود تنها کمکی که به آنها می شود این است که آنها را به کلاس های ویژه کودکان استثنایی می فرستند که محیطی است که از زور و تنبیه و تحمیل درس، خبری نخواهد بود و معلمان آموزش دیده وجود دارند و آن جا موفق خواهند بود.
قبل از برچسب زدن سؤالات زیر پرسیده شوند:
1 آیا کودک تلویزیون تماشا می کند و می فهمد؟ آیا بازی کامپیوتری می کند؟ آیا می تواند با کامپیوتر کار کند؟
اگر پاسخ سؤالات منفی بود نیازمند پزشک و دارو است.
2 آیا در کلاس برخی از معلم ها بهتر گوش می دهد یا درس می خواند؟
3 آیا در یکی از دروس که مستلزم خواندن و گوش دادن است از درس دیگری که نیازمند همان اندازه خواندن و نوشتن است بهتر عمل می کند؟
629
فصل دهم: آموزش تحمیلی، آموزش و پرورش و مدارس کیفی
مدیریت ریاستی همراه با زور و اجبار نیمی از سرمایه را هدر می دهد. کیفیت یعنی بهترین کاری که می توانی انجام دهی که مستلزم تلاش و وقت کافی است.
دانش آموزان در فعالیت های فوق برنامه بهترین تلاش را دارند به دو دلیل: یک، هم برنامه هم معلمان مسئول آن در دنیای مطلوب دانش آموزان هستند و این مهم ترین معیار است. دوم، در این فعالیت ها و برنامه ها تأدیب وجود ندارد.
در مدارس دانش آموزان ضعیف، عملکرد بدی دارند. دانش آموزان خوب، حداکثر تلاش خود را نمی کنند.
مدارس کیفی برای تمام دانش آموزان نیاز است.
🔹 آموزش مدرسی یا تأدیبی:
عمل اول وادار کردن دانش آموزان به کسب دانش و حفظ اطلاعاتی که در دنیای واقعی ارزش و فایده ی عملی ندارد. دوم مجبور ساختن دانش آموزان به کسب دانشی که اگر چه ممکن است در زندگی واقعی ارزشمند باشد ولی نه به آن اندازه که تمام دانش آموزان را مجبور کنیم آن را یاد بگیرند.
دانش آموزان با این روش تأدیب، معلم و مدرسه را از دنیای مطلوب خود بیرون می کنند.
آموزش و پرورش به معنی کسب و فراگیری دانش نیست، بهترین تعریف آن به کارگیری دانش است.
تعریف دانش: واقعیت یا آگاهی پیدا کردن نسبت به چیزی است.در مدارس دانش آموزان مطالبی را فقط تا زمان امتحان حفظ می کنند. تعلیم و تربیت ارزش کوشش کردن دارد ولی تأدیب و تحمیل درس این ارزش را ندارد. تعلیم و تربیت ارزش بهبودی و توسعه دارد تأدیب نمی تواند بهبود بپذیرد. شما قابلیت و توانمندی خود را در کار بست دانشی که آموختید نشان می دهید. اگر چیزی را آموختید می دانید، اگر نیاموختید نمی دانید، نمی توانید بهتر یا بدتر بدانید. تلاش دانش آموزان برای امور غیر درسی به این دلیل است که نه تنها آن چه یاد می گیرند به کار می گیرند بلکه می توانند آن را بهبود و توسعه دهند. یادگیری هر چیزی وقتی مهیج می شود که بتوانیم آن را بهبود و توسعه ببخشیم. معلمان خوب، اندیشیدن و فکر کردن را یاد می دهند اگر به طور هم زمان چگونگی استفاده از دانش را به دانش آموزان نیاموزیم چگونه می توانیم این دانش را در ذهن تمام دانش آموزان فرو کنیم؟ بسیاری از دانش آموزان از مدرسه که اخراج می شوند وارد نوعی زندگی می شوند که در آن خشونت ،بزهکاری، زندان، مواد، سکس بدون عشق و لذت های کاذب در انتظارشان است. باید برای پیشگیری، مدارس کیفی بیشتری داشته باشیم. در تئوری انتخاب یعنی مهارت هایی را به دانش آموزان بیاموزیم که برای موفقیت در فرهنگ خود به آن نیاز دارند. یکی از اهداف مهم تعلیم و تربیت، پرورش عشق به یادگیری برای تمام عمر است، نه کشتن آن. محاسبه در برابر ریاضیات: ریاضیات محاسبه نبوده و نخواهد بود. حساب و محاسبه همان چهار عمل اصلی، کسر، اعشاری و درصدگیری دستی است مهارت مفیدی است باید یاد بگیریم ولی وقتی آموختیم تکرار آن سودمند نیست. به جای تکرار آن مهارت های مفیدتری مثل روخوانی، نگارش، حرف زدن، گوش دادن، حل مسئله و مسائل علمی و ریاضی را باید یاد گرفت. دانش آموزان غرق در محاسبات تکراری و حفظ مطالب علوم هستند. بین ریاضی واقعی و محاسبات باید تمایز قائل شد. ریاضی در دنیای واقعی یعنی حل مسائل پی در پی. در مدارس کیفی از کودکستان ریاضی شروع تا پایان تحصیلات ادامه دارد. اوایل برای درک حل مسئله ،محاسبات دستی یاد داده می شود بعد از ماشین حساب استفاده می شود ریاضیات یعنی رساندن مسئله به جایی که به محاسبه احتیاج داشته باشد و این کار انسان است ماشین حساب نمی تواند مسئله طرح کند و فقط محاسبه های پایانی را انجام می دهد. قواعد محاسبه نیاز است ولی نباید بر همه چیز مقدم باشد. بلکه باید چگونگی طرح مسئله و راه های پیگیری آن آموزش داده شود. در کلاس چهارم باید بر فهم صورت مسئله تأکید شود و مسائل دشوارتری که نیازمند جبر و حسابان است را آشنا شوند. اگر جبر ندانند هر چه قدر مهارت محاسبه داشته باشند هم نمی توانند مسائل را حل کنند. اجتناب از فهم صورت مسئله در ریاضیات یک مشکل است که در مقاطع بالا هم دیده می شود. تحمیل درس باعث می شود تکالیف درسی و معلمان از دنیای مطلوب دانش آموزان بیرون رفته ترک تحصیلکنند و تنبیه شوند و این شکست تحصیلی زمینه ساز خشونت، مصرف مواد، سکس بدون عشق می شود و این پدران آینده، با بدرفتاری، غفلت از فرزندان، کودکانی را وارد چرخه ترک تحصیل و ارتکاب به جرم می کنند. اگر تحمیل درس و محاسبه را کنار بگذاریم عده بیشتری به ریاضیات علاقه مند می شوند به آنها بیاموزیم مسائل غیر جبری دنیای واقعی را حل کنند. ریاضیات به افراد مهارت های فکری می آموزد ولی فقط به آنهایی که علاقه مند به ریاضی باشند نه کسانی که به اجبار سر کلاس می نشینند. دانش آموزان بی علاقه به علاقه مندان هم سر کلاس لطمه می زنند.
629
کتاب تئوری انتخاب
خلاصه فصل دهم: آموزش تحمیلی، آموزش و پرورش و مدارس کیفی 👇🏻
#تئوری_انتخاب #خلاصه
@dastyaremancom
