992
Subscribers
+324 hours
+117 days
+3930 days
Posts Archive
992
به هر حال من که به کیرم هم نیست و هر محتوایی که دلم بخواد در هر اپی به اشتراک میذارم چون اصلا توانایی هندل کردن ادا و تظاهر رو ندارم. اگه کوچکترین توانایی در الکی ادا درآوردن و تظاهر یا حتی الکی نایس بودن داشتم الان انسان موفقتری بودم. ولی خیلی ناراحتم که نمیتونم اینجوری باشم. خیلی سخته. انگار هیچچیزی برای محافظت از خودم در برابر جهانیان ندارم و مغزم کاملا لخت با بقیه آدمها مواجه میشه.
992
توییتر هم دیگه تبدیل به اینستاگرامِ ده دوازده سال پیش شده که آدمها میومدن صرفا لحظههای جالبشون رو به اشتراک میذاشتن. بعد خود اینستاگرام تبدیل به پینترست شده و هر محتوایی قبل انتشار باید یه استتیکِ معیار و حداقلی داشته باشه. خیلی عجیبه.
992
ببخشیدها خیلی عذر میخوام خیلی عذر میخوام، اگه کون ما نمیذارید و مسخرهمون نمیکنید باید بگم من واقعا حس میکنم یه تعداد کمی از خانمها از اینکه یه خانم خوشگل و با اعتماد به نفس ببینن خوششون نمیاد و احساس ناامنی میکنن. جدی اگه مطمئن نبودم اینو نمیگفتم. خیلی وحشتناکه.
نصفشون هم روزی دوازده بار اعلام میکنن «من خیلی girl's girl✨ هستم»
992
این عکسها خیلی ناز و قشنگن. متوجهشون نمیشم ولی. حضور همزمان بیشتر از یک نفر تو آشپزخونه (حین آشپزی) یعنی من برای اعصاب و روان خود ارزش قائل نیستم و قول هم نخواهم داد که این لحظهی رمانتیک به قتل و خونریزی منجر نشه. یا خودت کارها رو انجام میدی یا اگه تا ده ثانیهی دیگه حضورت در این آشپزخونه احساس بشه فقط یک نفر از ما از اینجا زنده خارج خواهد شد. Our battle will be legendary.
992
یه چیز بامزه هم اینه وقتایی که بارون درست و حسابی میاد صدای قورباغهها درمیاد. یعنی تقریبا دو ماه بود صدای قورباغه نشنیده بودم و فکر کردم دیگه تابستونه و خشک شدن رفتن پی کارشون، ولی امشب در کمال تعجب سه بار صدای قور شنیدم که واضحاً هر سهتاش مال یه قورباغه بود. بیشتر شبیه صدای «آی خوارکسده یواشتر ببار کلهم درد گرفت» بود البته. مشخصا تنها هم بود و هیچ صدای مشابه دیگهای نیومد. نمیدونم اصلا هدفش از قور کردن چی بود. امیدوارم تنها نباشه:(
992
این بارون شاهکاری که داره میاد مشخصه دیگه بارون پاییزیه. رعد و برق هم پر قدرت اعلامش میکنه. اتمام تابستون رو تبریک میگم. شاید برای شما هم اتفاق بیفتد
