en
Feedback
Solitude

Solitude

Open in Telegram

Not for the faint of heart

Show more
3 326
Subscribers
+824 hours
-267 days
-830 days
Posts Archive
ارغوان! این چه رازی است که هر بار بهار... با عزای دل ما می‌آید؟

photo content

Repost from Solitude
And when I got older, I forgot that there's a difference...
And when I got older, I forgot that there's a difference...

کاش فرجام قصه‌ی ما رو هم شما می‌نوشتی آقای تالکین

با این‌حال خود هنگام سخن گفتن می‌گریست...

«بیش از اندازه سوگواری مکنید! آن‌که بر خاک افتاده با صلابت بود. فرجامی شایسته داشت. وقتی پشته‌اش را برآوردیم، آن‌گاه زنان بر آین می‌گریند. اکنون، جنگ ما را فرا می‌خواند.»

آن‌گاه یکی از شه‌سواران درفش شاه را گرفت و آن را بالا برد. و چنین درگذشت و کسانی که در آن نزدیکی ایستاده بودند، گریستند و شیو
آن‌گاه یکی از شه‌سواران درفش شاه را گرفت و آن را بالا برد. و چنین درگذشت و کسانی که در آن نزدیکی ایستاده بودند، گریستند و شیون سر دادند: «تئودن شاه! تئودن شاه!» اما ائومر خطاب به آنان گفت: «بیش از اندازه سوگواری مکنید! آن‌که بر خاک افتاده با صلابت بود. فرجامی شایسته داشت. وقتی پشته‌اش را برآوردیم، آن‌گاه زنان بر آین می‌گریند. اکنون، جنگ ما را فرا می‌خواند.» با این‌حال خود هنگام سخن گفتن می‌گریست... {همان}

اینک اما شاه در بحبوحه‌ی جلال و شکوه، سپر زرین‌اش از جلا افتاد! صبح تازه در آسمان لک برداشت. تاریکی بر گرد او افتاد. اسبان رم
اینک اما شاه در بحبوحه‌ی جلال و شکوه، سپر زرین‌اش از جلا افتاد! صبح تازه در آسمان لک برداشت. تاریکی بر گرد او افتاد. اسبان رمیدند و شیهه سر دادند. مردان از روی زین‌ها به زیر افتاده و سینه‌مال روی زمین دراز کشیدند. مرکب شاه رمیده از وحشت روی دو پا بلند شده بود و با آسمان می‌جنگید و سپس شیهه‌ای بلند کشید و به پهلو غلتید؛ تیری سیاه تنش را شکافته بود. شاه به زیر اسب افتاد... {همان}

شاید تئودن خود را می‌باخت، سر پیرش را پایین می‌انداخت، عنان می‌گرداند و دزدانه برمی‌گشت تا در تپه‌ها پنهان شود. اما هیئت خمید
شاید تئودن خود را می‌باخت، سر پیرش را پایین می‌انداخت، عنان می‌گرداند و دزدانه برمی‌گشت تا در تپه‌ها پنهان شود. اما هیئت خمیده‌ی شاه ناگهان از جا جهید و شق و رق نشست. بار دیگر بلند و مغرور می‌نمود؛ بر روی رکاب برخاست و به صدای بلند، واضح‌تر از هر صدایی که تا کنون از مردمان فانی شنیده بودند، بانگ زد: «برخیزید! برخیزید، سواران تئودن! کردارهای سنگ‌دلانه غوغا می‌کنند: آتش و کشتار! نیزه‌ها به جولان در خواهند آمد، سپرها خواهند شکافت، روز شمشیر است، روز سرخ، پیش از آن‌که خورشید برآید! اکنون بنازید! اکنون بتازید!» {ارباب حلقه‌ها - بازگشت پادشاه - سفر سواران روهیریم‌}

امشب رفتم می‌گم اینایی که عمدا بوق می‌زنن یکی دوتا ماشین بیشتر نیستن. بیاید بریم شیشه‌ها و آینه‌هاشون رو بیاریم پایین. برگشته می‌گه نه! خشونت پاسخ‌گو نیست 😒 بعد همین، چپ و راست می‌خواد مسئول زندگی ٩٠ میلیون آدم همه‌چی رو با موشک حل کنه!

سال‌ها در جواب انتقادات به نبود امکانات و عقب‌موندگی فناورانه یک جواب ثابت وجود داشت: «خدا کمک می‌کنه.» اگر با بمب‌های اسرائیل تکه و پاره نشده بودن، دوست داشتم برم بالای سرشون و ازشون بپرسم "کمک خدا" تون کجاست؟ کیف وجدتم قول لااله‌الاالله؟

Mad men
+2
Mad men

چیزی که سیدعلی خامنه ای رو به شهادت رسوند نه مذاکره بود نه دیپلماسی. بی عرضگی حفاظت، خاک بر سری نهادهای اطلاعاتی، چفت و چل بودن پدافند و البته نداشتن سلاح هسته ای بود. هرکسی هرچیزی خلاف این گفت بزنید توی دهنش. داره بازی تون میده.

قربون مظلومیت‌ت برم ولی خدا نگذره از اونی که بهت سر سلاح هسته‌ای مشورت داد.

موضع من؟ نخیر. هر فحشی به هر دلیلی در هر زمانی به هر کسی دادم حق‌ش بوده. اگر هم در هر زمانی از کسی یا کار کسی دفاع کردم یا می‌کنم، باز هم حقشه. هرکسی هم خوشش نمیاد و حس می‌کنه منویات‌پسند نیست می‌تونه جمع کنه بره. ولایت فقیه، دربار ناصری و حزب مرکزی کمونیست نیست که یکی حرف بزنه بقیه در رثاش شعر بگن و از هر حرفش نظریه در بیارن.

دوستی سؤال پرسید اگر لاریجانی زنده بود چه فرقی می‌کرد؟ گفتم برای شماها هیچی! به جای باقر الان داشتید اون رو فحش‌کش می‌کردید.

من با ماشین زمان خطاب به فرعون: اون بچه‌ای که از رودخونه گرفتی رو‌ بکش. هم برای خودت خوبه، هم برای آینده‌ی بشریت.

وقتی سیدحسن نصرالله شهید و تشییع شد، به دستور اسرائیل کاتز، وزیر جنگ اسرائیل، جنگنده‌های اف١۵ اسرائیل که در اون ترور مشارکت داشتن بر فراز مراسم تشییع پرواز کردن. بعد کاتز یک پیام توییتری خیلی دقیق داد با این مضمون: «شما به همین تشییع‌جنازه برسید که توش حرفه‌ای شدید و ما هم به پیروز شدن که توش حرفه‌ای شدیم.» با این برنامه‌ریزی و اقدامی که من از عزیزان مسئول دارم می‌بینم برای تشییع، به نظر می‌رسه می‌خوان به اسرائیل کاتز ثابت کنن که نه‌تنها جنگیدن و پیروز شدن که در برگزاری تشییع‌جنازه هم می‌تونن گند بالا بیارن.

خدایا اگر در فشاری بگو اگر حال ما را نداری بگو شکاری گر از ما ضعیفان بگو اگر بسته‌ای با حریفان بگو

بده نمازات رو هم همونا بخونن. ما رفتیم گناه کنیم. یه ذره مشتری‌مداری رو از شیطون یاد بگیر بابا. به چه دردی می‌خوری در جایگاه خداوندی آخه؟ نه تو جنگ به درد آدم می‌خوری، نه تو فوتبال نه حتی توی زندگی روزمره! خب اگر قرار بود خودمون کارها رو انجام بدیم و به نتیجه برسیم که دیگه به تو نیازی نداشتیم :))))

Solitude - Statistics & analytics of Telegram channel @enaarah