es
Feedback
Solitude

Solitude

Ir al canal en Telegram

Not for the faint of heart

Mostrar más
3 347
Suscriptores
+724 horas
+17 días
-430 días
Archivo de publicaciones
در اخبار دیدم که ترامپ با فشار به فیفا، کارت قرمز بازیکن آمریکا رو ملغی کرده. این رو شاید بشه روشن ترین و نزدیک ترین نمونه به تبدیل قدرت آمریکا از یک قدرت نهادی و یک قدرت در چارچوب عقلانیت محدود، به قدرت خام و حتی قدرت برهنه قلمداد کرد. جالبه که قدرت خام و برهنه رو ما معمولا برای خدا به کار می بریم اما به این فکر کنید که آیا خدای شما می تونه (نمونه آوردن از داستان های کتب مقدس قبول نیستن) در حد الغای یک کارت قرمز، قدرت خام و برهنه به کار ببره؟

شهید خامنه‌ای از میرزای شیرازی، آخوند خراسانی، مرحوم نائینی و آیت‌الله بروجردی شخصیتی بزرگ‌تر، اثرگذارتر و تعیین‌کننده‌تر بود
شهید خامنه‌ای از میرزای شیرازی، آخوند خراسانی، مرحوم نائینی و آیت‌الله بروجردی شخصیتی بزرگ‌تر، اثرگذارتر و تعیین‌کننده‌تر بود. هیچ‌یک از آنان، برخلاف شهید خامنه‌ای، در تأسیس و تثبیت یک نظام سیاسی توفیق نیافتند. اگرچه شهید خامنه‌ای بارها خود را تابع امام خمینی و شاگرد مکتب ایشان معرفی می‌کرد، اما به نظر می‌رسد آنچه شهید خامنه‌ای به انجام رساند، حتی از شاهکار امام خمینی نیز بزرگ‌تر، مهم‌تر و تأثیرگذارتر بود. شهید خامنه‌ای ماشینِ تازه‌تأسیسِ دولت جمهوری اسلامی ایران را به ساختاری تبدیل کرد که متکی به فرد نباشد؛ بلکه نهادهای اجتماعی، طبقات اجتماعی و جریان‌های سیاسی، با وجود همه تضادها، تناقض‌ها و رقابت‌هایشان، در تقویت آن سهیم باشند و هیچ چیز و هیچ‌کس توان متوقف ساختن آن را نداشته باشد. جهان اسلام و مکتب تشیع، بزرگ‌ترین، مهم‌ترین و اثرگذارترین شخصیت مذهبی دوران مدرن را از دست داد. اختلاف در برداشت‌ها، تفاوت در مشی فقهی یا گرایش‌های انسانی، نباید مانع از درک و اعتراف به جایگاه ممتاز مذهبی و معنوی شهید خامنه‌ای شود. @daltal

نماهنگ امام امت به سلامت 320.mp3

بوی تعفن خریت و بلاهتت شهری رو فرامی‌گیره وقتی دهن گشاد متصل به مغز کوچیکت رو باز می‌کنی عبدی.

دوستان معتقدن باید حتما چند صد نفر توی تراکم جمعیت از بین برن که تشییع خوب جلوه کنه! جون به جون‌تون کنن دلقک و نق‌نقویید. این حجم و تراکم جمعیت اگر جور دیگه مدیریت می‌شد، خدا می‌دونه چی می‌شد! همین هم الان مشخص نیست تا عصر چی بشه. خدا خودش کمک کنه با این حجم جمعیت.

اینجوری بگم؛ الان اگر یکی توی آزادی قامت ببنده، تهران‌پارس میشه بهش اقتدا کرد. اینجوری جمعیت فشرده و انبوهه.

ارغوان! این چه رازی است که هر بار بهار... با عزای دل ما می‌آید؟

photo content

Repost from Solitude
And when I got older, I forgot that there's a difference...
And when I got older, I forgot that there's a difference...

کاش فرجام قصه‌ی ما رو هم شما می‌نوشتی آقای تالکین

با این‌حال خود هنگام سخن گفتن می‌گریست...

«بیش از اندازه سوگواری مکنید! آن‌که بر خاک افتاده با صلابت بود. فرجامی شایسته داشت. وقتی پشته‌اش را برآوردیم، آن‌گاه زنان بر آین می‌گریند. اکنون، جنگ ما را فرا می‌خواند.»

آن‌گاه یکی از شه‌سواران درفش شاه را گرفت و آن را بالا برد. و چنین درگذشت و کسانی که در آن نزدیکی ایستاده بودند، گریستند و شیو
آن‌گاه یکی از شه‌سواران درفش شاه را گرفت و آن را بالا برد. و چنین درگذشت و کسانی که در آن نزدیکی ایستاده بودند، گریستند و شیون سر دادند: «تئودن شاه! تئودن شاه!» اما ائومر خطاب به آنان گفت: «بیش از اندازه سوگواری مکنید! آن‌که بر خاک افتاده با صلابت بود. فرجامی شایسته داشت. وقتی پشته‌اش را برآوردیم، آن‌گاه زنان بر آین می‌گریند. اکنون، جنگ ما را فرا می‌خواند.» با این‌حال خود هنگام سخن گفتن می‌گریست... {همان}

اینک اما شاه در بحبوحه‌ی جلال و شکوه، سپر زرین‌اش از جلا افتاد! صبح تازه در آسمان لک برداشت. تاریکی بر گرد او افتاد. اسبان رم
اینک اما شاه در بحبوحه‌ی جلال و شکوه، سپر زرین‌اش از جلا افتاد! صبح تازه در آسمان لک برداشت. تاریکی بر گرد او افتاد. اسبان رمیدند و شیهه سر دادند. مردان از روی زین‌ها به زیر افتاده و سینه‌مال روی زمین دراز کشیدند. مرکب شاه رمیده از وحشت روی دو پا بلند شده بود و با آسمان می‌جنگید و سپس شیهه‌ای بلند کشید و به پهلو غلتید؛ تیری سیاه تنش را شکافته بود. شاه به زیر اسب افتاد... {همان}

شاید تئودن خود را می‌باخت، سر پیرش را پایین می‌انداخت، عنان می‌گرداند و دزدانه برمی‌گشت تا در تپه‌ها پنهان شود. اما هیئت خمید
شاید تئودن خود را می‌باخت، سر پیرش را پایین می‌انداخت، عنان می‌گرداند و دزدانه برمی‌گشت تا در تپه‌ها پنهان شود. اما هیئت خمیده‌ی شاه ناگهان از جا جهید و شق و رق نشست. بار دیگر بلند و مغرور می‌نمود؛ بر روی رکاب برخاست و به صدای بلند، واضح‌تر از هر صدایی که تا کنون از مردمان فانی شنیده بودند، بانگ زد: «برخیزید! برخیزید، سواران تئودن! کردارهای سنگ‌دلانه غوغا می‌کنند: آتش و کشتار! نیزه‌ها به جولان در خواهند آمد، سپرها خواهند شکافت، روز شمشیر است، روز سرخ، پیش از آن‌که خورشید برآید! اکنون بنازید! اکنون بتازید!» {ارباب حلقه‌ها - بازگشت پادشاه - سفر سواران روهیریم‌}

امشب رفتم می‌گم اینایی که عمدا بوق می‌زنن یکی دوتا ماشین بیشتر نیستن. بیاید بریم شیشه‌ها و آینه‌هاشون رو بیاریم پایین. برگشته می‌گه نه! خشونت پاسخ‌گو نیست 😒 بعد همین، چپ و راست می‌خواد مسئول زندگی ٩٠ میلیون آدم همه‌چی رو با موشک حل کنه!

سال‌ها در جواب انتقادات به نبود امکانات و عقب‌موندگی فناورانه یک جواب ثابت وجود داشت: «خدا کمک می‌کنه.» اگر با بمب‌های اسرائیل تکه و پاره نشده بودن، دوست داشتم برم بالای سرشون و ازشون بپرسم "کمک خدا" تون کجاست؟ کیف وجدتم قول لااله‌الاالله؟

Mad men
+2
Mad men

چیزی که سیدعلی خامنه ای رو به شهادت رسوند نه مذاکره بود نه دیپلماسی. بی عرضگی حفاظت، خاک بر سری نهادهای اطلاعاتی، چفت و چل بودن پدافند و البته نداشتن سلاح هسته ای بود. هرکسی هرچیزی خلاف این گفت بزنید توی دهنش. داره بازی تون میده.

قربون مظلومیت‌ت برم ولی خدا نگذره از اونی که بهت سر سلاح هسته‌ای مشورت داد.