ناییجان ✨
Open in Telegram
ما از دلِ ستارهها و اتمها آمدهایم! گَردی در یک نوارِ مهآلود و کمنورِ کیهان! 🌌 لینک ناشناس: https://t.me/BChatBot?start=sc-185612-0Qc43QM
Show moreIran228 247The category is not specified
200
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
200
سه چهارسال پیش ساناز یه شب خونه بیبیم مونده بود؛ وقتی خوابیده بیبیم پاش رو حنا گذاشته بود و صبح که بیدار شده دیده پاهاش قرمزززز. از اون موقع فهمیدیم به بیبی هم نمیشه اعتماد کرد. :)))
200
هیچ میدانید که مفهوم کلمهی «یکبار زندگی کردن» چیست؟ به این معنا نیست که انسان برای تماشای یک اپرت به تئاتر تابستانی برود، بعد شام مفصلی بخورد و مقارن سحر، شاد و شنگول به خانه بازگردد، و باز به این معنا نیست که نخست به نمایشگاه تابلوهای نقاشی و از آنجا به مسابقات اسبدوانی برود و در شرطبندی شرکت کند و پولی بر باد بدهد. اگر میخواهید یکبار زندگی درست و حسابی کرده باشید، سوار قطار شوید و به جایی عزیمت کنید که هوایش آکنده از بوهای یاس بنفش و گیلاس وحشی است؛ به جایی بروید که انبوه گل استکانی و لالهی عباسی از پی هم از دل خاکش سربرآوردهاند و چشمهایتان را با رنگ سفید ملایمشان و با ژالههای ریز الماسگونشان نوارش میدهند. آنجا، در فضای وسیع و گسترده، در آغوش جنگل سبز و جویبارهای پر زمزمهاش، در میان پرندگان و حشرات سبزرنگ، به مفهوم راستین کلمهی «یکبار زیستن» پی خواهید برد!
از خاطرات یک ایدهآلیست/ چخوف
200
+1
ساناز صدام کرده بیاچمدونی که نیاز داری رو پیدا کردم. من هربار با هزچندتا چندون که میام، برگشتنی باید یه چمدون اضافه هم ببرم. واقعن همینو لازم دارم.
200
من فکر میکردم این انیمه رو ندیدم. ولی پلی که شد، خیلی آشنا بود. وقتی بچه بودم تو ماهواره دیده بودمش. واقعا قشنگه. 🥹
200
یه پستی خوندم درمورد دزدی طلا و دردسر قایم کردن طلا در خانه. داشتم فکر میکردم آدم کجا میتونه طلا رو قایم کنه که دزد به ذهنش نرسه. بعد ذهنم جرقه خورد که عهه، تو فریزر چرا نمیذارن؟ بذارن لای سبزی خورشتیهاشون.
پینوشت: بفرستید برا دزدها که از این به بعد فریزرها رو یادشون نره. :))
200
بَرگو که چه میجویم، بِنما که چه میخواهم
چون شد که در این وادی، سرگشته و گُمراهم؟
از عشق اگر گویی، میجویم و میجویم
وَز یار اگر پُرسی، میخواهم و میخواهم
در عالَمِ هُشیاری، از بیخبری مَستم
در گوشهی تنهایی، از بیخودی آگاهم
گَر مِهر نیَم آخر، هر شب ز چه میمیرم؟
گَر ماه نیَم آخر، هر دَم ز چه میکاهم؟
در دامنی افتادم، گفتی که مگر اشکم
از خویش برون رفتم، گفتی که مگر آهم
ویرانهٔ متروکم: نه بام و نه دیواری
آرام نگیرد کَس، در سایه کوتاهم
آن اخترِ شبگردم، سیمین! که درین دنیا
دامانِ سیاهی شد، میدانِ نظرگاهم.
_سیمین بهبهانی
200
میزان وسواسی بودن مامانم بسیار شدیده. داشتیم حرف میزدیم که کابینتای بالا رو تمیز کنیم کمکم که برن بالا. بعد مامانم میگه آره تو کابینتا را باید سفره بگیرم پهن کنم، روی کابینتا رو باید روزنامه بذارم، سرامیکای پشت گاز رو باید آلمینیوم بزنم و خلاصه همه خونه رو قصد داشت جلد کنه که کثیف نشه. بهش گفتم مامان میخوای رو نمای ساختمون هم از بالا نایلون بکشیم؟!
چته زن. به خودت بیا.
200
برای افطارِ مامان بابا سوپ گوجه درست کردم از الان؛ چون میخوایم با بچهها بریم بیرون. بچهها سوپ واقعا خوشمزس. بیایم سوپ را به رسمیت بشناسیم.
200
همزمان دارم با معدهدرد عصبی، دندوندرد، دلدرد و سردرد سر میکنم که فکر کنم چند کیلو تو همین دو روز کم کردم.
200
فیلم که تموم شد و فاکتور اوردند. دختره برگشت بهمون گفت: بچهها تنها قسمت ترسناکش این فاکتورا بود. 😂😂😂
200
+5
با ساناز رفتیم کافهسینما آنابل رو دیدم. دوتا دختری که سر میزمون بودن اینقدر پایه و باحال بودند که واقعا چسبید. :))
200
تنها این نسخه رو پیدیاف پیدا کردم. مترجمش رو نمیدونم چجوریاس. اگه خواستید کتابش رو تهیه کنید ترجمهی سپاس ریوندی رو بگیرید. :)
