2 971
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-530 days
Posts Archive
2 971
🌐 مجموعه فیزیک تریبونی برای مباحث علمی در زمینه فیزیک، ریاضیات، کیهان شناسی ، نجوم و علوم وابسته از علاقه مندان در زمینه ساینس دعوت بعمل می آورد.
لینک گروه :
https://t.me/+VT0SSERQho5jZDY0
لینک کانال :
@entropy_ph
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
#آنتروپی
نتایج فلسفی قانون انتروپی در خصوص آغاز و پایان جهان
#قسمت اول
احتمالا تا حالا بارها نام قانون انتروپی به گوشتان خورده، و شاید نزدیک ترین چیزی که با شنیدن آن در ذهنتان تداعی می شود، فیزیک باشد. با این حال از آنجایی که ما در سایلاو به بررسی پیامدهای فلسفی نظریه های علمی می پردازیم در اینجا هم از نگاه صرفا فیزیکی به قانون انتروپی دست می کشیم و به پیامد بسیار مهم فلسفی آن که جانر تاسلامان در کتاب بیگ بنگ و فلسفه خدا به آن پرداخته است، می پردازیم.
تعریف آنتروپی
در واقع، انتروپی معیاری برای اندازهگیری انرژی تلف شده است! اندازهگیری بخشی از انرژی که به کار تبدیل نمیشود. ضمن اینکه انتروپی چگونگی توزیع و انتشار انرژی را در جهان مشخص میکند. مقدار انرژی جهان بدون هیچ کم و زیاد شدنی، ثابت است؛ اما مسیرهایی که این انرژی آزاد میشود، در حال تغییر است. این که ببینیم پیامدهای فلسفی برآمده از قانون آنتروپی ما را به سوی چه نتایجی رهنمون می سازد، نخست لازم است تعریف دقیقی از قانون انتروپی داشته باشیم. جانر تاسلامان کتاب بیگ بنگ، فلسفه و خدا آورده است《وپی به عنوان مقیاسی از انرژی غیرقابل دسترس در یک سیستم بسته ترمودینامیک تعریف میشود. همچنین، آنتروپی مقیاسی از بینظمی سیستم به شمار میآید. اولین بار، بنجامین تامسون در سال 1854، مفهوم آنتروپی را مطرح کرد. اما کشف قانون آنتروپی متعلق به هرمان فون هلمهوتز در سال 1856 میلادی است. از قانون آنتروپی به عنوان دومین قانون ترمودینامیک هم یاد میشود. براساس این قانون، هر لحظهای که میگذرد، ما را به پایان جهان نزدیک و نزدیکتر میکند و از دید قوانین فیزیکی، این فرایند، برگشتناپذیر است. بر اساس این اصل، گرما در مسیری برگشتناپذیر جریان مییابد. برای نمونه، یک سطل پر از آبِ داغ را درون یک اتاق در نظر بگیرید. انرژی گرمایی موجود در آب داغ به فضای اتاق منتقل میشود، اما هرگز و در هیچ برههای از زمان، این جریان گرمایی در مسیر عکس به حرکت در نمیآید. با پخش انرژی گرمایی در فضای اتاق، بازگشت دوباره این انرژی گرمایی و بازگرداندن حرارت آب موجود در سطل به حرارت پیشین، ناممکن است.
(کتاب بیگ بنگ، فلسفه و خدا- صفحه 107)》
قانون انتروپی تا چه حد، قابل اتکاست؟
با توجه به این که در اینجا می خواهیم به پیامدهای فلسفی ناشی از قانون انتروپی بپردازیم، اطمینان از درستی و اعتبار قانون انتروپی شرط مهمی به نظر می رسد. مترجم کتاب، رامین کریمی ثالث، طولانی ترین پانویس کتاب را به این مطلب اختصاص داده است. او در قسمت پانویس قانون انتروپی می نویسد:
نکتهی انکار ناپذیر این قانون، پذیرش آن به منزلهی اصلیترین قانون فیزیک جهان است. حتی برخی دانشمندان پا را از این هم فراتر گذاشته، از قانون آنتروپی (The Law of Entropy) همچون معیاری برای بررسی درستی و نادرستی فرضیههای مطرح شدهی دیگر نام میبرند. سیطرهی تصور نکردنی این قانون، مفاهیم فیزیکی را درنوردیده و حتی در پی توجیه اصول متافیزیکی است. از سویی دیگر، به دلیل دارا بودن سه اصل قطعیت، برگشتناپذیری و احتمالاتی بودن، پایههای مستحکم اثبات را پشت سر گذاشته و به دلیل محاسبهپذیر بودن آن، حتی در خصوص مفاهیم بحثبرانگیز آغاز و پایان جهان هم در خور اتکاست.
قانون انتروپی همه جا رخ میدهد. اصلی است که همه لمس کرده ایم، بیآنکه آنتروپی را دانسته باشیم. مثلاً اگر ماشینتان را در صحرایی رها کنید و سالها بعد به آن سر بزنید، البته که هرگز انتظار نخواهید داشت آن ماشین پیشرفتهتر، زیباتر، منظمتر و سازمانیافتهتر شده باشد. تماماً برعکس، لاستیکها پنجر شده، کاپوتها زنگ زده، شیشهها فرو ریخته و … به عبارتی، مشمول آنتروپی (افزایش بینظمی) شده است.
گفتیم سه ویژگی منحصر به فرد قانون آنتروپی، آن را به برترین قانون علمی دنیا تبدیل کرده است که عبارتند از: برگشتناپذیری، احتمالاتی و قطعی بودن.
ادامه دارد....
@entropy_ph
2 971
#آنتروپی
نتایج فلسفی قانون انتروپی در خصوص آغاز و پایان جهان
#قسمت اول
احتمالا تا حالا بارها نام قانون انتروپی به گوشتان خورده، و شاید نزدیک ترین چیزی که با شنیدن آن در ذهنتان تداعی می شود، فیزیک باشد. با این حال از آنجایی که ما در سایلاو به بررسی پیامدهای فلسفی نظریه های علمی می پردازیم در اینجا هم از نگاه صرفا فیزیکی به قانون انتروپی دست می کشیم و به پیامد بسیار مهم فلسفی آن که جانر تاسلامان در کتاب بیگ بنگ و فلسفه خدا به آن پرداخته است، می پردازیم.
تعریف آنتروپی
در واقع، انتروپی معیاری برای اندازهگیری انرژی تلف شده است! اندازهگیری بخشی از انرژی که به کار تبدیل نمیشود. ضمن اینکه انتروپی چگونگی توزیع و انتشار انرژی را در جهان مشخص میکند. مقدار انرژی جهان بدون هیچ کم و زیاد شدنی، ثابت است؛ اما مسیرهایی که این انرژی آزاد میشود، در حال تغییر است. این که ببینیم پیامدهای فلسفی برآمده از قانون آنتروپی ما را به سوی چه نتایجی رهنمون می سازد، نخست لازم است تعریف دقیقی از قانون انتروپی داشته باشیم. جانر تاسلامان کتاب بیگ بنگ، فلسفه و خدا آورده است《وپی به عنوان مقیاسی از انرژی غیرقابل دسترس در یک سیستم بسته ترمودینامیک تعریف میشود. همچنین، آنتروپی مقیاسی از بینظمی سیستم به شمار میآید. اولین بار، بنجامین تامسون در سال 1854، مفهوم آنتروپی را مطرح کرد. اما کشف قانون آنتروپی متعلق به هرمان فون هلمهوتز در سال 1856 میلادی است. از قانون آنتروپی به عنوان دومین قانون ترمودینامیک هم یاد میشود. براساس این قانون، هر لحظهای که میگذرد، ما را به پایان جهان نزدیک و نزدیکتر میکند و از دید قوانین فیزیکی، این فرایند، برگشتناپذیر است. بر اساس این اصل، گرما در مسیری برگشتناپذیر جریان مییابد. برای نمونه، یک سطل پر از آبِ داغ را درون یک اتاق در نظر بگیرید. انرژی گرمایی موجود در آب داغ به فضای اتاق منتقل میشود، اما هرگز و در هیچ برههای از زمان، این جریان گرمایی در مسیر عکس به حرکت در نمیآید. با پخش انرژی گرمایی در فضای اتاق، بازگشت دوباره این انرژی گرمایی و بازگرداندن حرارت آب موجود در سطل به حرارت پیشین، ناممکن است.
(کتاب بیگ بنگ، فلسفه و خدا- صفحه 107)》
قانون انتروپی تا چه حد، قابل اتکاست؟
با توجه به این که در اینجا می خواهیم به پیامدهای فلسفی ناشی از قانون انتروپی بپردازیم، اطمینان از درستی و اعتبار قانون انتروپی شرط مهمی به نظر می رسد. مترجم کتاب، رامین کریمی ثالث، طولانی ترین پانویس کتاب را به این مطلب اختصاص داده است. او در قسمت پانویس قانون انتروپی می نویسد:
نکتهی انکار ناپذیر این قانون، پذیرش آن به منزلهی اصلیترین قانون فیزیک جهان است. حتی برخی دانشمندان پا را از این هم فراتر گذاشته، از قانون آنتروپی (The Law of Entropy) همچون معیاری برای بررسی درستی و نادرستی فرضیههای مطرح شدهی دیگر نام میبرند. سیطرهی تصور نکردنی این قانون، مفاهیم فیزیکی را درنوردیده و حتی در پی توجیه اصول متافیزیکی است. از سویی دیگر، به دلیل دارا بودن سه اصل قطعیت، برگشتناپذیری و احتمالاتی بودن، پایههای مستحکم اثبات را پشت سر گذاشته و به دلیل محاسبهپذیر بودن آن، حتی در خصوص مفاهیم بحثبرانگیز آغاز و پایان جهان هم در خور اتکاست.
قانون انتروپی همه جا رخ میدهد. اصلی است که همه لمس کرده ایم، بیآنکه آنتروپی را دانسته باشیم. مثلاً اگر ماشینتان را در صحرایی رها کنید و سالها بعد به آن سر بزنید، البته که هرگز انتظار نخواهید داشت آن ماشین پیشرفتهتر، زیباتر، منظمتر و سازمانیافتهتر شده باشد. تماماً برعکس، لاستیکها پنجر شده، کاپوتها زنگ زده، شیشهها فرو ریخته و … به عبارتی، مشمول آنتروپی (افزایش بینظمی) شده است.
گفتیم سه ویژگی منحصر به فرد قانون آنتروپی، آن را به برترین قانون علمی دنیا تبدیل کرده است که عبارتند از: برگشتناپذیری، احتمالاتی و قطعی بودن.
ادامه دارد....
@entropy_ph
2 971
#آنتروپی
نتایج فلسفی قانون انتروپی در خصوص آغاز و پایان جهان
#قسمت اول
احتمالا تا حالا بارها نام قانون انتروپی به گوشتان خورده، و شاید نزدیک ترین چیزی که با شنیدن آن در ذهنتان تداعی می شود، فیزیک باشد. با این حال از آنجایی که ما در سایلاو به بررسی پیامدهای فلسفی نظریه های علمی می پردازیم در اینجا هم از نگاه صرفا فیزیکی به قانون انتروپی دست می کشیم و به پیامد بسیار مهم فلسفی آن که جانر تاسلامان در کتاب بیگ بنگ و فلسفه خدا به آن پرداخته است، می پردازیم.
تعریف آنتروپی
در واقع، انتروپی معیاری برای اندازهگیری انرژی تلف شده است! اندازهگیری بخشی از انرژی که به کار تبدیل نمیشود. ضمن اینکه انتروپی چگونگی توزیع و انتشار انرژی را در جهان مشخص میکند. مقدار انرژی جهان بدون هیچ کم و زیاد شدنی، ثابت است؛ اما مسیرهایی که این انرژی آزاد میشود، در حال تغییر است. این که ببینیم پیامدهای فلسفی برآمده از قانون آنتروپی ما را به سوی چه نتایجی رهنمون می سازد، نخست لازم است تعریف دقیقی از قانون انتروپی داشته باشیم. جانر تاسلامان کتاب بیگ بنگ، فلسفه و خدا آورده است《وپی به عنوان مقیاسی از انرژی غیرقابل دسترس در یک سیستم بسته ترمودینامیک تعریف میشود. همچنین، آنتروپی مقیاسی از بینظمی سیستم به شمار میآید. اولین بار، بنجامین تامسون در سال 1854، مفهوم آنتروپی را مطرح کرد. اما کشف قانون آنتروپی متعلق به هرمان فون هلمهوتز در سال 1856 میلادی است. از قانون آنتروپی به عنوان دومین قانون ترمودینامیک هم یاد میشود. براساس این قانون، هر لحظهای که میگذرد، ما را به پایان جهان نزدیک و نزدیکتر میکند و از دید قوانین فیزیکی، این فرایند، برگشتناپذیر است. بر اساس این اصل، گرما در مسیری برگشتناپذیر جریان مییابد. برای نمونه، یک سطل پر از آبِ داغ را درون یک اتاق در نظر بگیرید. انرژی گرمایی موجود در آب داغ به فضای اتاق منتقل میشود، اما هرگز و در هیچ برههای از زمان، این جریان گرمایی در مسیر عکس به حرکت در نمیآید. با پخش انرژی گرمایی در فضای اتاق، بازگشت دوباره این انرژی گرمایی و بازگرداندن حرارت آب موجود در سطل به حرارت پیشین، ناممکن است.
(کتاب بیگ بنگ، فلسفه و خدا- صفحه 107)》
قانون انتروپی تا چه حد، قابل اتکاست؟
با توجه به این که در اینجا می خواهیم به پیامدهای فلسفی ناشی از قانون انتروپی بپردازیم، اطمینان از درستی و اعتبار قانون انتروپی شرط مهمی به نظر می رسد. مترجم کتاب، رامین کریمی ثالث، طولانی ترین پانویس کتاب را به این مطلب اختصاص داده است. او در قسمت پانویس قانون انتروپی می نویسد:
نکتهی انکار ناپذیر این قانون، پذیرش آن به منزلهی اصلیترین قانون فیزیک جهان است. حتی برخی دانشمندان پا را از این هم فراتر گذاشته، از قانون آنتروپی (The Law of Entropy) همچون معیاری برای بررسی درستی و نادرستی فرضیههای مطرح شدهی دیگر نام میبرند. سیطرهی تصور نکردنی این قانون، مفاهیم فیزیکی را درنوردیده و حتی در پی توجیه اصول متافیزیکی است. از سویی دیگر، به دلیل دارا بودن سه اصل قطعیت، برگشتناپذیری و احتمالاتی بودن، پایههای مستحکم اثبات را پشت سر گذاشته و به دلیل محاسبهپذیر بودن آن، حتی در خصوص مفاهیم بحثبرانگیز آغاز و پایان جهان هم در خور اتکاست.
قانون انتروپی همه جا رخ میدهد. اصلی است که همه لمس کرده ایم، بیآنکه آنتروپی را دانسته باشیم. مثلاً اگر ماشینتان را در صحرایی رها کنید و سالها بعد به آن سر بزنید، البته که هرگز انتظار نخواهید داشت آن ماشین پیشرفتهتر، زیباتر، منظمتر و سازمانیافتهتر شده باشد. تماماً برعکس، لاستیکها پنجر شده، کاپوتها زنگ زده، شیشهها فرو ریخته و … به عبارتی، مشمول آنتروپی (افزایش بینظمی) شده است.
گفتیم سه ویژگی منحصر به فرد قانون آنتروپی، آن را به برترین قانون علمی دنیا تبدیل کرده است که عبارتند از: برگشتناپذیری، احتمالاتی و قطعی بودن.
ادامه دارد....
@entropy_ph
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
#آنتروپی
تاریخچه پیدایش هندسه
▪️قسمت چهارم
انحناي سطح يا انحناي گائوسي
اگر خط را راست فرض كنيم نه خميده، چنان چه ناگزير باشيم يك انحناي عددي k به خطي نسبت دهيم براي خط راست خواهيم داشت k=o انحناي يك دايره به شعاع r برابر است با k=1/r. تعريف مي كنند. هم چنين منحني هموار، منحني اي است كه مماس بر هر نقطه اش به بطور پيوسته تغيير كند. به عبارت ديگر منحني هموار يعني در تمام نقاطش مشتق پذير باشد. براي به دست آوردن انحناي يك منحني در يك نقطه، دايره بوسان آنرا در آن نقطه رسم كرده، انحناي منحني در آن نقطه برابر با انحناي دايره ي بوسان در آن نقطه است. دايره بوسان در يك نقطه از منحني، دايره اي است كه در آن نقطه با منحني بيشترين تماس را دارد. توجه شود كه براي خط راست شعاع دايره بوسان آن در هر نقطه واقع بر آن بي نهايت است. براي تعيين انحناي يك سطح در يك نقطه، دو خط متقاطع مساحتي در دو جهت اصلي در آن نقطه انتخاب كرده و انحناي اين دو خط را در آن نقاط تعيين مي كنيم. فرض كنيم انحناي اين دو خط k1=1/R1 and k2=1/R2 باشند. آن گاه انحناي سطح در آن نقطه برابر است با حاصلضرب اين دو انحنا، يعني: k=1/R1R2 انحناي صفحه ي اقليدسي صفر است. هم چنين انحناي استوانه صفر است: =o براي سطح هذلولي همواره انحناي سطح منفي است: k براي سطح بيضوي همواره انحنا مثبت است: k>o. سئوال اساسي اين است كه كدام يك از اين هندسه هاي اقليدسي يا نا اقليدسي درست است؟ پاسخ صريح و روشن اين است كه بايد انحناي يك سطح را تعيين كنيم تا مشخص شود كدام يك درست است. بهترين دانشي كه مي تواند در شناخت نوع هندسه ي يك سطح مورد استفاده و استناد قرار گيرد، فيزيك است. يك صفحه ي كاغذ برداريد و در روي آن دو خط متقاطع رسم كنيد. سپس انحناي اين خطوط را در آن نقطه تعيين كرده و با توجه به تعريف انحناي سطح حاصلضرب آن را به دست مي آوريم. اگر مقدار انحنا برابر صفر شد، صفحه اقليدسي است، اگر منفي شد مي گوييم صفحه هذلولي است و در صورتي كه مثبت شود، ادعا مي كنيم كه صفحه بيضوي است.
در كارهاي معمولي مهندسي نظير ايجاد ساختمان يا ساختن يك سد بر روي رودخانه، انحناي سطح مورد نظر برابر صفر است، به همين دليل در طول تلريخ مهندسين همواره از هندسه اقليدسي استفاده كرده اند و با هيچ گونه مشكلي هم مواجه نشدند. يا براي نقشه برداري از سطح يك كشور اصول هندسه ي اقليدسي را بكار مي برند و فراز و نشيب نقاط مختلف آن را مشخص مي كنند. در اين محاسبات ما مي توانيم از خطكش هايي كه در آزمايشگاه يا كارخانه ها ساخته مي شود، استفاده كنيم. حال سئوال اين است كه اگر خط كش مورد استفاده ي ما تحت تاثير شرايط محيطي قرار بگيرد چه بايد كرد؟ اما مي دانيم از هر ماده اي كه براي ساختن خطكش استفاده كنيم، شرايط فيزيكي محيط بر روي آن اثر مي گذارد. البته با توجه با تاثير محيط بر روي خط كش ما تلاش مي كنيم از بهترين ماده ي ممكن استفاده كنيم. به همين دليل چوب از لاستيك بهتر است و آهن بهتر از چوب است. اما براي مصافت هاي دور نظير فواصل نجومي از چه خط كشي(متري) مي توانيم استفاده كنيم؟ طبيعي است كه در اينجا هيچ خط كشي وجود ندارد كه بتوانيم با استفاده از آن فاصله ي بين زمين و ماه يا ستارگان را اندازه بگيريم. بنابراين بايد به ساير امكاناتي توجه كنيم كه در عمل قابل استفاده است. اما در اين جا چه امكاناتي داريم؟ بهترين ابزار شناخته شده امواج الكترو مغناطيسي است. اگر مسير نور در فضا خط مستقيم باشد، در اين صورت با جرأت مي توانيم ادعا كنيم كه فضا اقليدسي است. براي پي بردن به نوع انحناي فضا بايد مسير پرتو نوري را مورد بررسي قرار دهيم. اما تجربه نشان مي دهد كه مسير نور هنگام عبور از كنار ماده يعني زماني كه از يك ميدان گرانشي عبور مي كند، خط مستقيم نيست، بلكه منحني است. بنابراين فضاي اطراف اجسام اقليدسي نيست. به عبارت ديگر ساختار هندسي فضا نااقليدسي است.
@entropy_ph
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
آیا سفیدچاله ها واقعا می توانند وجود داشته باشند؟
بر اساس نسبیت عام، سفیدچاله ها از نظر ریاضی امکان پذیر هستند. اما آیا این بدان معنی است که آنها واقعاً وجود دارند؟
سفیدچاله ها نواحی نظری کیهانی هستند که بر خلاف سیاهچاله ها عمل می کنند.
به نظر می رسد سیاهچاله ها همه توجه ها را به خود جلب کرده اند. اما دوقلوهای آینه ای آنها، سفیدچاله ها چطور؟ آیا آنها وجود دارند؟ و اگر بله، کجا هستند؟
برای درک ماهیت سفیدچاله ها، ابتدا باید سیاهچاله ها را که معروفتر هستند ، بررسی کنیم.
سیاهچاله ها نواحی فروپاشی شده ی گرانشی هستند، جایی که گرانش بر تمام نیروهای دیگر در کیهان غلبه کرده است و توده ای از مواد را تا یک نقطه بی نهایت کوچک به نام تکینگی فشرده کرده است. اطراف آن تکینگی افق رویدادی است که یک مرز فیزیکی و جامد نیست، بلکه صرفاً مرزی است در اطراف تکینگی که در آن گرانش آنقدر قوی است که هیچ چیز، حتی نور، نمی تواند فرار کند.
ادامه مطلب.....
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
Repost from Science Magazine
⭐اگر دنبال مجلات علمی خارجی هستید که اشتراک دارند و هزینشون هم با توجه به نرخ دلار بالاست و نمیتونید رایگان بهشون دسترسی داشته باشید.🧑🚀
مجلاتی مثل:
🪐Science
☄️New scientist
🌍Scientific American
🌑Natural Geographic
And ......
از این کانال میتونید هم آپدیت و هم آرشیو سالهای قبلش رو دانلود کنید.
☑️ @science_magazine✨
✨✨✨✨✨✨✨✨✨
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
◼️فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام:
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
2 971
|فهرستی از بهترین و معتبر ترین کانال و گروه های علمی در تلگرام👇🏼💯
جهت پیوستن به تبادل لیستی: @Kherkhah_A
