en
Feedback
کانال یادگیری سازمانی

کانال یادگیری سازمانی

Open in Telegram

آلبرت انیشتین نظریه جالبی درباره یادگیری مستمر دارد و می‌گوید: «مرگ شما زمانی شروع می‌شود که یادگیری را متوقف کنید»

Show more
263
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+14
in 0 channels
November '24
+25
in 0 channels
Get PRO
October '24
+16
in 0 channels
Get PRO
September '24
+8
in 0 channels
Get PRO
August '240
in 0 channels
Get PRO
July '24
+13
in 1 channels
Get PRO
June '24
+3
in 1 channels
Get PRO
May '24
+6
in 0 channels
Get PRO
April '24
+12
in 0 channels
Get PRO
March '24
+15
in 1 channels
Get PRO
February '24
+14
in 0 channels
Get PRO
January '24
+260
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 December0
20 December+1
19 December0
18 December0
17 December+2
16 December+2
15 December+2
14 December+2
13 December+1
12 December0
11 December0
10 December0
09 December0
08 December0
07 December0
06 December0
05 December0
04 December+2
03 December0
02 December+1
01 December+1
Channel Posts
✅پنج اصل بنیادین که مدیران موفق از آن پیروی می‌کنند ✍️پیتر دراکر 1️⃣. مدیر باید مسئولیت انتصابهای نادرست را بپذیرد. متهم کردن کسی که توان انجام کار را نداشته، اقرار به جرم است. مدیر در گزینش او اشتباه کرده است. 2️⃣. مدیر مسئولیت دارد کسی را که قادر به انجام درست کار نیست برکنار کند. اگر آدم ضعیف یا نالایق را به امید خود رها کنیم دودش به چشم دیگران هم می‌رود و روحیه کل سازمان را خراب می‌کند. 3️⃣. تنها به این خاطر که فرد نمی‌تواند کاری را که به او محول شده به خوبی انجام دهد نمی‌توان نتیجه گرفت که به درد کار نمی‌خورد و باید عزل شود. باید نتیجه گرفت که او به کار نامناسبی گماشته شده است. 4️⃣. مدیر باید بکوشد برای هر شغل فرد مناسب با آن را پیدا کند. هر سازمان به اندازه استعداد کارکنانش شکوفا می‌شود بنابراین تصمیم مربوط به کارکنان باید درست باشد. 5️⃣. تازه‌واردها را باید در منصب‌های جا افتاده قرار داد، در جایی که توقعات مشخص شده و کمک در دسترس فرد است. ماموریت‌های مهم و جدید را عمدتا باید به کسانی داد که رفتار و عادت‌های آنها را خوب می‌شناسیم و پیشاپیش اعتماد و اعتبار لازم را دارند. مسئولیت انتصاب‌های بد را بپذیرید. کسانی را که نمی‌توانند کارشان را به خوبی انجام دهند عوض کنید. ‌#مدیریت

2
💢۲۰ خصوصیت بدترین و ناموفق‌ترین مدیران دنیا! شاید شما هم در ذهن خود مدیر یا رئیسی را تجسم کنید که از بدترین مدیران دنیا به حساب می‌آید، اما چه چیزی سبب شده تا این ذهنیت درباره‌ی آن مدیر در ذهنتان شکل بگیرد؟ ویژگی‌های شخصیتیِ زیادی وجود دارد که در بین تمام مدیرانِ بد دیده می شود. یکی از آنها این است که آنان هیچ وقت خود را مدیر بدی نمی‌دانند، بلکه فکر می کنند تمام کارهایشان به خوبی و روی اصول انجام می شود و مدیر خوبی هستند. در ادامه‌، به چندین ویژگی مشترک بدترین مدیران دنیا اشاره می کنیم: ارتباط خوبی با کارمندان برقرار نمی‌کنند. بسیار خودشیفته هستند. بیش از حد وسواس دارند و می‌خواهند کارهای جزئی کارمندانشان را هم کنترل کنند. میان کارمندان فرق می‌گذارند و تنها با تعدادی از کارمندان رابطه‌ی صمیمانه برقرار می کنند. از کارمندان انتظارات نامشخص دارند. به دنبال ترساندن کارمندان هستند و از ابزار ترس، برای حرکت رو به جلوی تیم خود استفاده می‌کنند. خیلی زود عصبانی می‌شوند و برای ابراز ناراحتی در محیط کار صدای خود را بلند می‌کنند. توان تصمیم‌گیری درست را ندارند و نمی‌توانند در شرایط سخت ،بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند. در بیشتر موفقیت‌ها، سهم زیادی برای خود قائل هستند و کاری را که کارمندان انجام می‌دهند، به اسم خود ثبت می کنند. کارمندان را به خاطر اشتباهاتشان سرزنش می‌کنند و در شکست‌ها همه را جز خودشان مقصر می دانند. عاشق چاپلوسی هستند. یک مدیر خوب و موفق، علاقه‌مندی کارمندان را در قلب خود لمس می کند نه از طریق زبان آن‌ها. مسئولیت اشتباهاتشان را قبول نمی‌کنند و هرگز معذرت خواهی نمی کنند. در مقابل تغییر، مقاومت می‌کنند. قادر به درک کارمندان نیستند و از آنها قدردانی نمی‌کنند. توانایی انگیزه دادن به تیم را ندارند و قادر به استفاده بهینه و بازدهی حداکثری از کارمندان خود نیستند. وقتی کار زیادی برای انجام وجود دارد، غیب می‌شوند و زمانی که به حضور آن‌ها برای انجام کارهای مختلف نیاز است، در دسترس نیستند. انتظارات غیرواقعی دارند و باعث ناامیدی کارمندان می‌شوند. متوجه کم کاری کارمندان نیستند و آن را نادیده می‌گیرند. ریاکار و دو به هم زن هستند و همیشه در تیم‌های کاری به دنبال مشکل درست کردن و اختلاف انداختن بین دیگران هستند. کارمندان را تحقیر و تمسخر می‌کنند و فکر می‌کنند تحقیر کارمندان سبب بالا رفتن انگیزه‌ی آن‌ها می‌شود. #مدیریت #مدیران_غیرموثر #مدیران_ناموفق
506
3
اگر فیلم بلند سینمایی "ساز دهنی" و ماجرای "امیرو و عبدولو" را به یاد دارید، این دو دقیقه را ببینید. امیر نادری کارگردان این ف
اگر فیلم بلند سینمایی "ساز دهنی" و ماجرای "امیرو و عبدولو" را به یاد دارید، این دو دقیقه را ببینید. امیر نادری کارگردان این فیلم غوغا کرد. یادش گرامی (ساز دهنی ۱۳۵۲) #آزادگی
604
4
مدیریت یک تخصص و مسئولیت است، نه صرفا یک جایگاه شغلی! ✍🏻يوسف پارسايی نگاه سنتی به مدیریت را کنار بگذارید! درک این مساله نقطه عطفی برای تبدیل شدن به یک مدیر حرفه ای است. مدیریت تلفیقی از علم و هنر است. علم از جنس دانستن (دانایی) و هنر از جنس توانستن(توانایی) است. برای داشتن یک تیم منسجم و ساختن یک کسب و کار موفق و سودآور، باید مهارت های مدیریتی را بیاموزید. مدیریت و کارآفرینی دو مقوله کاملا مجزا از هم هستند و اینکه تصور شود اگر کارآفرین موفقی هستید، لزوما مدیر موفقی هم هستید، تصور اشتباهی است. واقعیت این است که کارمندان حاضر نیستند برای فردی کار کنند که صرفا یک رئیس است و مهارت های مدیریت و رهبری را نمیداند. یقینا یکی از دلایلی که برخی از مدیران و سازمان ها از استخدام و نگهداشت نیروهای شایسته خود ناتوان هستند، همین موضوع است. از طرف دیگر مدیریت صرفا یک جایگاه شغلی نیست و مدیر هم بنده نظر کرده خداوند نیست، بلکه مدیریت یک تخصص و مسئولیت مهم است و مدیر باید در قبال عملکرد تیم و سازمانش پاسخگو باشد. یاد گرفتن مهارت های مدیریتی در کنار کسب تجربه می‌تواند شما را به یک مدیر حرفه ای و کاربلد تبدیل کند و هر فردی را برای عضویت در تیم شما، ترغیب به همکاری نماید. مهارت هایی همچون : ✅هدف گذاری و برنامه ریزی ✅طراحی ساختار سازمانی و تیم سازی ✅طراحی شغل و شرح شغل نویسی ✅استخدام و بکارگماری نیروی انسانی ✅حل مسئله و تصمیم گیری ✅مدل سازی و سیستم سازی فرآیندها ✅تفکر سیستمی و تفکر استراتژیک ✅رهبری و انگیزش کارکنان ✅آموزش و توانمندسازی کارکنان(مربی گری) ✅مهارت کنترل و ارزیابی عملکرد سازمان، تیم و کارکنان ✅مهارت گوش دادن و درک کردن ✅تفویض اختیار ✅ارائه بازخورد ✅قدردانی و پاداش دهی ✅مدیریت تعارض ✅اخراج و .. ‌#مدیریت https://t.me/Organizational_Learning
1 019
5
♻️ شاخصهای جهانی توسعه مستمر  سازمان ملل متحد ۱۷ هدف و شاخص برای توسعه مستمر ( SDG) را به شرح زیر تدوین کرده است. ۱. رفع فقر ۲. محو گرسنگی ۳. سلامت و رفاه ۴. آموزش با کیفیت ۵. مساوات جنسیتی ۶. آب پاک ومدیریت فاضلاب ۷.  انرژی باصرفه و پاک ۸. کار آبرومند همراه با رشد اقتصادی ۹. ایجاد حلقه های درهم تنیده صنعت،نوآوری و زیرساخت‌ها ۱۰. کاهش تبعیض ۱۱. شهرها و جوامع درحال رشد دایمی ۱۲.تولید و مصرف متعهدانه ومسیولانه ۱۳. اقدام بموقع در مورد تغییرات آب و هوایی والودگیها ۱۴. توجه به زندگی در خشکی ۱۵. توجه به زندگی در دریا (مدیریت ساحل وآبزیان) ۱۶. ایجاد واستمرار حلقه های صلح ، عدالت و نهادهای قوی مردم مدار ۱۷. مشارکت همگانی برای تحقق اهداف فوق ♻️ توسعه یک فرایند پیچیده و طولانی بوده که مراحل اصلی آن عبارتند از : ۱- تعیین اهداف کلان واجرایی برای حکمرانی در جامعه مطلوب ۲- طراحی برنامه استراتژیک ۳- نظام مدیریت اجرای براساس برنامه وپروژه های مرتبط وکارآمد ۴- نظام نظارتی قوی و مقتدر برای تضمین اجرای برنامه هاو رفع موانع و هدایت اشخاص ضدتوسعه
102
6
💢شش روش تعیین قلمرو رقابتی 👈فیلیپ کاتلر در کتاب خود به نام «مدیریت بازاریابی» می‌نویسد: 👈یکی از مهم‌ترین وظایف ما در بازاریابی مدرن، رقابت با سایر شرکت‌هاست. با این حال، نباید تصور کنیم، رقبای ما، فقط و فقط شرکت‌هایی هستند که محصولات و خدماتی مشابه ما عرضه می‌کنند 👈در حقیقت، این تصور که شرکت‌های تولیدکننده و عرضه‌کننده محصولات و خدمات مشابه شرکت ما، تنهای رقبای ما هستند، در نهایت باعث غفلت ما از بقیه رقبا و حذف ما از بازار می‌شود 👈بر این اساس، یک مدیر بازاریابی حرفه‌ای، رقبا و قلمرو رقابتی‌اش را بر اساس این شش عامل تعریف می‌کند: 1️⃣تعریف قلمرو رقابتی بر اساس صنعت در این روش، شرکت‌هایی رقیب ما هستند که بر همان صنایعی تمرکز کرده‌اند که ما هم تمرکز کرده‌ایم. برای مثال، با این که ده‌ها شرکت تولیدکننده ماشین‌آلات راهسازی و معدنی در دنیا وجود دارد، اما کاترپیلار به عنوان رهبر این بازار، شرکت کوماتسو را رقیب اصلی‌اش می‌داند چون این شرکت بر همان صنایعی تمرکز دارد که کاترپیلار روی آنها تمرکز کرده است 2️⃣تعریف قلمرو رقابتی بر اساس منافع محصولات در این روش، شرکت‌هایی رقیب ما هستند که محصولات‌شان همان کاری را برای مشتری انجام می‌دهند که محصول ما هم انجام می‌دهد. برای مثال، بی‌ام‌دبلیو علاوه بر رقابت با سایر خودروسازها، تولیدکنندگان سایر وسایل حمل و نقل مثل موتورسیکلت و دوچرخه را هم رقیب خودش می‌داند و بر همین اساس در کنار خودرو، محصولات دیگری مثل موتورسیکلت و دوچرخه هم تولید می‌کند 3️⃣تعریف قلمرو رقابتی بر اساس فناوری در این روش، شرکت‌هایی رقیب ما هستند که روی توسعه فناوری‌های پیشرفته‌تری که جایگزین محصولات و خدمات ما می‌شوند، تمرکز کرده‌اند. برای مثال، گوگل متوجه شده در آینده، رقیب اصلی‌اش سایر موتورهای جستجو نیستند بلکه شرکت خودروسازی تسلا است که تلاش می‌کند فناوری خودروی هوشمند را جایگزین کامپیوتر، لپ‌تاپ، گوشی موبایل و سایر محصولات مشابه کند 4️⃣تعریف قلمرو رقابتی بر اساس بخش‌های بازار در این روش، شرکت‌هایی رقیب ما به حساب می‌آیند که روی همان بخش‌هایی از بازار تمرکز کرده‌اند که ما در آن حضور داریم. بر این اساس، شرکت خودروسازی آستون مارتین صرفا خودروسازهایی را رقیب خودش می‌داند که در بخش خودروهای بسیار لوکس حضور دارند 5️⃣تعریف قلمرو رقابتی بر اساس گستره عمودی در این روش، شرکت‌هایی را رقیب خودمان می‌دانیم که در زنجیره ارزش‌مان حضور دارند و می‌توانند روی توانایی‌های ما تاثیر بگذارند. برای مثال، شرکت خودروسازی فورد، شرکت‌های تولیدکننده ورقه‌های فولادی، صندلی‌های خودرو و سایر قطعات خودرو و همچنین شرکت‌های عرضه‌کننده خدمات پس از فروش را رقیب خودش می‌داند و به همین دلیل، هر شرکتی که با محصول و فناوری خلاقانه‌ای وارد این زنجیره می‌شود را می‌خرد 6️⃣تعریف قلمرو رقابتی بر اساس گستره جغرافیایی در این روش، شرکت‌هایی را رقیب خودمان به حساب می‌آوریم که در همان کشورها و مناطق جغرافیایی حضور دارند که ما هم هستیم. برای مثال، شرکت هواپیمایی ساوت وِست، فقط شرکت‌هایی را رقیب خودش به حساب می‌آورد که به همان شهرهایی پرواز دارند که ساوت وِست هم پرواز دارد #بازاریابی #بازاریابی_مدرن
115
7
🔴۱۰ دلیلی که برخی از مدیران ، افراد با راندمان بالا را استخدام نمی کنند ! 1. آنها می ترسند که این افراد بیشتر از آنچه مدیران انجام می دهند ، بدانند . 2. برخی مدیران نمی خواهند این افراد ، قدرت یا دانشی را که آنها برای خود می خواهند ، از آنان بگیرند . 3. آنها نمی خواهند مجبور به مقابله با درخواست های احتمالی آنان برای بهبود سیستم ها، تصمیم گیری بهتر، و به طور کلی تغییر روش انجام کار آنها شوند. 4. برخی مدیران شخصی را با ایده های قوی و ستون فقرات در تیم خود نمی خواهند. این افراد ممکن است کارکنان دیگر را تحریک به صحبت کردن پشت سر مدیران خود کنند! 5. آنها نمی خواهند مجبور به تفکر عمیق تر در مورد کار خود ، بیشتر از آنچه در حال انجام است، شوند. آنها می خواهند درخواب بمانند و وانمود کنند که طبیعت همیشه در حال حرکت است. 6. آنها نمی خواهند فردی را در بخش یا واحد خود داشته باشند که ممکن است آنها به چالش بکشد. 7. آنها نمی خواهند که به این افراد بیشتر از آنچه بدست می آورند پرداخت کنند و قابلیت های بیشتری به سازمان اضافه کنند. 8. آنها می خواهند افرادی را استخدام کنند که به راحتی بتوانند در مواقع لزوم آنان را مجبور به تسلیم کنند. 9. آنها نمی خواهند کسی را استخدام کنند که به احتمال زیاد ، دیده شود واز اعتبارداخلی برخورد شود . 10.  آنها نمی خواهند کسی را استخدام کنند که ممکن است روزی کارشان را از ایشان بگیرد!
102
8
✍️ دکتر عبدالحسین زرین کوب از منظر استاد مصطفی ملکیان : یکی از شخصیتهایی که از لحاظ علمی و اخلاقی شاید بیشترین تأثیر را بر من گذاشت دکتر «عبدالحسین زرین‌کوب» بود. ایشان در دانشکده ادبیات و علوم‌انسانی تدریس می‌کرد ولی من سر کلاس‌های او حاضر می‌شدم. او از اخلاق انسانی‌‌ بالایی برخوردار بود و به معنای واقعی والا و بزرگ‌منش بود از همین رو، تأثیری عمیق بر من نهاد حتی بیش از دو استادی که پیش از این از آنها یاد کردم. 🔅به نظرم، استاد زرین‌کوب در تاریخ معاصر ما یعنی از مشروطه به این سو، یکی از افراد انگشت شماری بود که احاطه‌اش بر فرهنگ ما با احاطه‌اش بر فرهنگ غرب، هم در زمینه ادبیات و هم در زمینه تاریخ و توأمان در زمینه فلسفه، نوعی تعادل و موازنه داشت. 🔅بنابراین اولاً هرچیزی را «ذوجوانب» نگاه می‌کرد و ثانیاً در داوری‌ها واقعاً منصف بود. در میان استادانی که در محضرشان حضور داشتم، من از احاطه هیچ استادی به اندازه زرین‌کوب اعجاب نمی‌کردم حتی بعدها که وارد حوزه علمیه‌قم شدم آنجا هم هیچ استادی اندازه دکتر زرین‌کوب مرا تحت‌تأثیر قرار نداد. 🔅زرین‌کوب بسیار متواضع، مهربان و برای کسانی که اهل مطالعه و تحقیق بودند بسیار مددکار بود. هیچ‌گونه بخل علمی در زرین‌کوب ندیدم و هر بار که به یاد او می‌افتم روحم با حسرت عجین می‌شود؛ برای اینکه همیشه با خود می‌گویم از او بسیار بیشتر از این هم می‌شد بهره‌گرفت. البته من تا می‌توانستم از حضورش بهره‌مند شدم و در تمامی کلاس‌هایی که تشکیل می‌داد چه در مقطع فوق‌لیسانس و چه در مقطع دکتری شرکت می‌کردم. 🔅اما با وجود این، باز هم این حسرت را دارم. با ضرس قاطع می‌گویم کسانی که امروز به عنوان استادان تراز اول زبان و ادبیات فارسی مشهورند تا به حال یک پاراگراف مثل دکتر «زرین‌کوب» ننوشته‌اند نه به لحاظ اتقان علمی و نه به لحاظ بلاغت و فصاحتی که او در نگارش داشت. 🔅استاد زرین‌کوب با وجود شهرتی که داشت باز هم مجهول‌القدر ماند و من از این فرصت استفاده می‌کنم و به دوستان جوانم توصیه می‌کنم کسانی که می‌خواهند فرهنگ ما را بخوبی بشناسند حتماً باید یک دوره از مجموعه آثار زرین‌کوب را بخوانند و هیچ نکته‌ای را به‌سادگی رد نکنند که زرین‌کوب تأمل کرده و حاصل تأمل خود را ارائه کرده‌است، حال بعد از تأمل ممکن است سخن او را بپذیریم یا نپذیریم اما نباید سخن او را سبک یا نادیده‌گرفت. با وجود تمامی اما و اگرهایی که پیرامون کتاب «دو قرن سکوت» مطرح شد و برخی گفتند نوشتن این اثر بیشتر تحت‌تأثیر احساسات بوده‌است باید بگویم او به هرصورت بعدها خودش عذرخواهی کرد. من هرگز ندیدم که او از «دو قرن سکوت» عدول کرده باشد. 🔅البته همیشه باید فشارها را در نظر گرفت، او در برابر این فشارها همواره روحیه مسالمت‌آمیز و آرامش‌طلبی داشت. به‌طورکلی، معتقدم حتی اگر بپذیریم که زرین‌کوب در کتاب دو قرن سکوت عدول کرده ‌است باز هم اولاً حقایقی که در این کتاب وجود دارد، قابل انکار نیست. در وهله دوم، اتفاقاً از نشانه‌های حق‌طلبی و انصاف علمی است که اگر فردی در مقطعی از عمرش پی‌برد که گفته‌ای از او خطا بوده‌است آن را بپذیرد؛ چنانکه زرین‌کوب چنین کرد. اما همه این موارد به کنار، کارنامه زرین‌کوب واقعاً کارنامه درخشانی است و بسیار متأسفم که می‌بینم آنچنان که باید به آثار او در این سال‌ها توجه نمی‌شود. (مصاحبه ی دانشجویی) گزیده آثار استاد عبدالحسین زرین کوب👇 @zarrinkoub
295
9
❇ بی‌شعورها اعتقاد دارند که: تمام آدم‌های روی کره زمین وظیفه دارند که خواسته‌های آنان را برآورده کنند. در کارهای دیگران دخالت می‌کنند. از اینکه دیگران به فکر خودشان باشند ناراحت می‌شوند. از مشکلات دیگران خوشحال می‌شوند؛ چرا که در این مواقع توجیهی برای اشتباهات خود می‌یابند. 📗 بی‌شعوری ✍️خاویر کرمنت #تیکه_کتاب
160
10
⚛ انگیزه‌ی کسانی که در صدد ممانعت از آزادی‌های دیگران برمی‌آیند، از سه شق خالی نیست: ◀️اول؛ آنکه می‌خواهند اراده‌ی خود را بر دیگران تحمیل کنند. ◀️دوم؛ آنکه در پی همرنگی و یکدستی اجتماع هستند. نمی‌خواهند برخلاف دیگران فکر کنند و نیز نمی‌خواهند که دیگران برخلاف آنان بیندیشند. ◀️سوم؛ آنکه چنین می‌پندارند که سؤال «چگونه باید زیست؟» یک پاسخ بیش ندارد(همانگونه که پاسخ هر سؤال درست و اصیل یکی بیش نتواند بود) و بر آنند که این پاسخ را می‌توان چه از طریق توسل به عقل و چه از راه شهود یا وحی یا با پیروی از مسلک و طریقتی خاص یا با ایجاد وحدت بین نظریه و عمل، بدست آورد. پس این پاسخ از هریک از راه‌هایی که به شرح بالا، برای وصول به علم یقینی در اختیار داریم، بدست آید اعتبارش را می‌توان مشخص کرد و لذا انحراف از آن، خطا و مخل سلامت انسان‌ها خواهد بود. به اعتقاد این گروه، وضع قوانین برای جلوگیری از کسانی که دیگران را از حقیقت منحرف می‌سازند-با صرف‌نظر از هر رویه و نیتی که داشته باشند-و حتی خفه کردن آنها، موجه و صحیح خواهد بود. 📚چهار مقاله درباره آزادی ✍️سر آیزایا برلین #تیکه_کتاب
148
11
💢دیکتاتور درون و انفجار نادانی ■اغلب ما در درون خود یک دیکتاتور داریم که همواره به دنبال برتری جویی است. این دیکتاتور کوچک به دنبال همنشینی با کسانی است که از خودش پایین تر باشند. □بطور ناخودآگاه در محیط کار و زندگی و دوستان به سراغ افرادی می‌رود که فاصله زیادی با خودش دارند تا برای این تفاوت، دائم او را تحسین کنند. اینکه انسان در پاره ای موارد مثل مواجهه با جماعت آلوده به اعتیاد، برتری جو باشد امری طبیعی است ولی اگر دیکتاتور درون به غالب شرایط خودآگاه فرد فائق آید، بدین معنی است که فرد دچار بیماری *«برتری جویی»* شده است. ●چنین فردی در هنگام انتخاب زوج زندگی خود، به طور ناخودآگاه فردی بسیار پایین از خود را انتخاب میکند که همیشه بتواند سلطه جویی کرده و روح خود را ارضا نماید. همچنین در اجتماع، اگر چنین فردی در مسند مسئولیت قرار گیرد، در سلسله مراتب سازمانی نیز این اتفاق بروز پیدا می‌کند و این همان نظریه *«انفجار نادانی»* است. یعنی رئیس دیکتاتور، چند مدیر ناتوان‌تر از خود را بر منصب می‌گذارد و این سلسله مراتب تا رده‌های پایین‌تر نیز ادامه دارد. ○افراد درجه دو و پایین‌تر هم، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، کسانی پایین‌تر از خود را استخدام می‌کنند و همین‌طور نفرات رده‌های پایین‌تر نیز همین چرخه باطل را ادامه می‌دهند. برای همین، پس از مدتی کل سازمان با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در اطراف مواجه می‌شوند که معدود افراد توانمند را هم ناامید می‌کنند. این نظریه که توسط کاواساکی نظریه‌پرداز مدیریت و از موسسان شرکت Apple ارائه شد، پدیده‌ای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان می‌کند که استیو جابز از آن به عنوان « انفجار نادانی » نام میبرد! ■این نظریه می‌گوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام می‌کنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ امّا افراد درجه دو و پایین‌تر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایین‌تر را استخدام میکنند. □این نظریه در همه ابعاد قابل تعمیم است. میتوانیم خودمان را بررسی کنیم. آیا با کسانی دوست هستم که از خودمان باهوش‌ترند و ما را نقد می‌کنند؟ یا علاقه به دوستی و همنشینی با افراد پایین تر از خود داریم؟ آیا دوستانی دارید که از شما متموّل تر یا زیباترند؟ آیا دوستانی دارید که از شما محبوب ترند؟ و ... ●با خود صادق باشیم. آیا از اینکه من از همه باهوش‌ترم لذّت می‌برم یا از اینکه می‌توانم از باهوش‌ها بیشترین استفاده را بکنم خوشحالم؟ در پاسخ به این سوالات میتوانید دریابید که تا چه اندازه از نقش دیکتاتور درون خود در عذاب ناخودآگاه هستید. ○اگر پاسخ ها به سمتی باشد که دیکتاتور درون شما بیش از اندازه زمامدار امور زندگیتان است، بدانید که در خطر انفجار نادانی قرار دارید و دیر یا زود آن بخش از زندگی شما که دچار این آفت شده است دچار انفجار و تخریب خواهد شد؛ چرا که این حس برتری، تنها تصوّری غلط است نسبت به محیط مجازی ایجاد شده توسط خودتان. ولی انسان عموماً در فضای حقیقی توسط شخص ثالث نگریسته می‌شود. ■میزان چیرگی دیکتاتور درون خود بر زندگیتان را دریابید و قبل از آنکه دچار انفجار نادانی و از دست رفتن زندگی اجتماعی، شغلی و یا مراودات خود شوید دست به کار شوید.... #انفجار_نادانی
1 150
12
❎✴ ۶ درس بزرگ در مورد ثروت 1️⃣ درس اول | افراد معمولی از تلویزیون الگو میگیرند، افراد ثروتمند از کتاب درخانه افراد معمولی همیشه تلویزیون روشن است. پس آنها شبانه روز تحت تاثیر چیزهایی هستند که تلویزیون به صورت تنظیم شده به آنها میخوراند. اخبار، فیلم و بحث های گوناگون مانند آینه هایی برای افراد معمولی است که از خدای تلویزیون بیرون می آید. اما ثروتمندان این اشتباه را نمیکنند. آنها بجای دریافت مطالب دیکته شده دولتی از تلویزیون به کتاب خواندن روی می آورند. یک ثروتمند میداند که قدرت اصلی در دانش و آگاهی است. برای همین شروع به خواندن کتاب می کند 2️⃣ درس دوم | افراد معمولی حقوق میگیرند، افراد ثروتمند حقوق می‌دهند همه ما کار را از سطوح پایین شروع کرده ایم. کار در رستوران، شرکت ها و یا ادارات دولتی. این اشکالی ندارد. اما مشکل اصلی زمانی رخ میدهد که خودمان یک محدودیت برای درآمدمان تعیین میکنیم. 3️⃣ درس سوم | افراد معمولی دیگران را مقصر میدانند، افراد ثروتمند خودشان را اگر نگاه کنید افراد معمولی از همان صبح زود که بیدار میشوند در تاکسی، اتوبوس، محل کار و هر جای دیگری در حال گله و شکایت کردن از دولتها هستند. آنها همه وضعیت زندگی خود را تقصیر دولت میدانند اما اگر اینطور است چطور کسانی در همین کشور زندگی میکنند که ثروتمند هستند؟ درواقع مسئله اصلی عدم مسئولیت پذیری است. افراد معمولی مشکلات را به گردن دیگران می اندازند تا نیازنباشد برای رفع آن تلاش کنند. 4️⃣ درس چهارم | افراد معمولی پس انداز میکنند؛ افراد ثروتمند سرمایه گذاری کسانی که درآمد های پایین دارند معمولا سعی میکنند در زندگی پس انداز کنند. آنها از تفریحاتشان میگذرند، لباسهای گران نمی پوشند و به رستوران های خوب نمیروند تا بتواند در پایان سال چند میلیون تومان پول پس انداز کنند. اگر شما هم جز این دسته هستید آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا با این وجود نمیتوانید ثروتمند شوید؟ 5️⃣ درس پنجم | افراد معمولی همه چیز را میدانند، افراد ثروتمند همه چیز را یاد میگیرند این بار که در شرکت و یا تاکسی یا حتی جمع دوستان و خانواده خود نشستید خوب به حرفها دقت کنید. افراد معمولی ظرف یک ساعت درمورد ۱۰ موضوع مختلف تخصصی نظر میدهند و طوری وانمود میکنند که همه چیز را میدانند. گاهی برخی از آنها طوری درباره مسائل اقتصادی نظر میدهند که گویی وارن بافت هستند اما افراد ثروتمند اینگونه نیستند. آنها بیشتر گوش میدهند و سعی میکنند چیزی یادبگیرند. 6️⃣ درس ششم | افراد معمولی اعتقاد دارند که ثروتمندان همه دزد هستد، اما ثروتمندان واقعی اعتقاد دارند که فقر ریشه مشکلات است و دوست دارند کمک کنند تا فقر ریشه کن شود در فقر هیچ شرافتی نیست. برعکس اتفاقا این فقر است که سبب ایجاد مشکل میشود. کافی است یک آمار تحلیلی از نیروی انتظامی شهر خود بگیرید. خواهید دید که بیشتر مشکلات اجتماعی از قبیل دزدی، مواد مخدر، قتل و … در محله های فقیر نشین رخ میدهد. #ثروت
135
13
🍃 ⭕️مهمترین چالش های مدیریت منابع انسانی شرکتهای ایرانی؟ ✍مهمترین چالش‌های مدیریت منابع انسانی در شرکت‌های ایرانی می‌تواند شامل موارد زیر باشد: 1. کمبود نیروی کار ماهر: یکی از چالش‌های اصلی در مدیریت منابع انسانی در شرکت‌های ایرانی، کمبود نیروی کار ماهر و با تجربه است. این موضوع ممکن است باعث کاهش بهره‌وری و کیفیت خدمات شرکت‌ها شود. 2. فرهنگ سازمانی: ایجاد فرهنگ سازمانی مناسب و سازگار با ارزش‌ها و اهداف شرکت برای افزایش رضایت کارکنان و افزایش عملکرد سازمان نیاز به تلاش‌های پافشارانه دارد. 3. توسعه مهارت‌ها و آموزش: با توجه به تحولات سریع در فناوری و بازار، توسعه مهارت‌ها و آموزش مداوم کارکنان برای انطباق با تغییرات چالش‌های مدیریت منابع انسانی محسوب می‌شود. 4. مدیریت عملکرد: ارزیابی عملکرد کارکنان و ارتقاء آن‌ها برای بهبود بهره‌وری و افزایش کیفیت خدمات نیاز به سیستم‌های مدیریت عملکرد موثر دارد که ممکن است چالش‌های خود را داشته باشد. 5. مدیریت تغییر: شرکت‌های ایرانی نیاز به مدیریت تغییر و انطباق سازمان با تحولات در داخل و خارج از سازمان دارند که ممکن است چالش‌های خود را داشته باشد. 6. حقوق و پاداش: مدیریت حقوق و پاداش مناسب برای کارکنان برای حفظ و جذب نیروی کار با توانایی و مهارت مناسب نقش مهمی در موفقیت شرکت‌ها دارد. به طور کلی، چالش‌های مدیریت منابع انسانی در شرکت‌های ایرانی شامل کمبود نیروی کار ماهر، فرهنگ سازمانی، توسعه مهارت‌ها و آموزش، مدیریت عملکرد، مدیریت تغییر و حقوق و پاداش می‌باشد که برای بهبود عملکرد و رقابت‌پذیری شرکت‌ها باید به آن‌ها توجه و حل آن‌ها را در نظر گرفت.. #منابع_انسانی
1 214
14
چگونه وفاداری کارکنان را افزایش دهیم؟ وفاداری کارکنان میزان تعهد و تمایل کارکنان به ماندن در یک سازمان است. کارکنان وفادار بیشتر احتمال دارد که در شرکت خود عملکرد بهتری داشته باشند، خلاقیت بیشتری بروز دهند و در طول زمان با سازمان بمانند. برای سازمان‌ها افزایش وفاداری کارکنان یک اولویت مهم است. کارکنان وفادار می‌توانند به سازمان‌ها کمک کنند تا هزینه‌های جذب و نگهداری کارکنان را کاهش دهند، بهره‌وری را افزایش دهند و سودآوری را بهبود بخشند. کارکنان وفادار سازمان را به عنوان خانه خود می‌بینند و برای آن ارزش قائل هستند. آنها در کار خود احساس رضایت می‌کنند و مشتاقانه در جهت اهداف سازمان تلاش می‌کنند. وفاداری کارکنان به دلایل متعددی مهم است. در اینجا چند دلیل مهم آورده شده است: •  کاهش هزینه‌های استخدام و آموزش: کارکنان وفادار احتمال کمتری دارد که شرکت را ترک کنند بنابراین هزینه‌های استخدام و آموزش جدید را کاهش می‌دهند. •  افزایش بهره‌وری: کارکنان وفادار احتمال بیشتری دارد که در کار خود مشارکت داشته باشند و عملکرد بهتری داشته باشند. •  تقویت برند کارفرما: کارکنان وفادار می‌توانند به عنوان سفیران برند شما عمل کنند و به جذب و حفظ استعدادهای جدید کمک کنند. •  عوامل موثر بر وفاداری کارکنان •  عوامل مختلفی بر وفاداری کارکنان تأثیر می‌گذارند از جمله: •  فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی محیط کاری را که کارکنان در آن کار می‌کنند تعریف می‌کند. یک فرهنگ سازمانی مثبت و حمایت‌کننده می‌تواند به افزایش وفاداری کارکنان کمک کند. •  مدیریت: مدیران نقش مهمی در ایجاد محیطی برای کارکنان دارند که در آن احساس ارزشمندی و قدردانی کنند. مدیرانی که از کارکنان خود حمایت می‌کنند و به آنها فرصت‌های رشد و پیشرفت می‌دهند می‌توانند به افزایش وفاداری کارکنان کمک کنند. •  پاداش و مزایا: پاداش و مزایا یکی از عوامل کلیدی در رضایت شغلی کارکنان هستند. کارکنانی که احساس می‌کنند از نظر مالی و غیرمالی به آنها پاداش داده می‌شود، بیشتر احتمال دارد که به سازمان خود وفادار باشند. •  فرصت‌های رشد و پیشرفت: کارکنانی که احساس می‌کنند فرصت‌های رشد و پیشرفت در سازمان خود دارند بیشتر احتمال دارد که در سازمان بمانند. سازمان‌ها می‌توانند با ارائه آموزش فرصت‌های توسعه حرفه‌ای و ارتقا شغلی به کارکنان خود کمک کنند تا رشد کنند و پیشرفت کنند. دلایل کاهش وفاداری کارکنان دلایل مختلفی وجود دارد که می‌تواند منجر به کاهش وفاداری کارکنان شود. برخی از این دلایل عبارتند از: •  عدم رضایت شغلی: کارکنانی که از کار خود راضی نیستند بیشتر احتمال دارد که سازمان را ترک کنند. •  عدم فرصت‌های رشد و پیشرفت: کارکنانی که احساس می‌کنند فرصت‌های رشد و پیشرفت در سازمان برای آنها وجود ندارد کمتر احتمال دارد که به سازمان وفادار بمانند. •  عدم فرهنگ سازمانی مناسب: کارکنانی که با فرهنگ سازمانی احساس راحتی نمی‌کنند کمتر احتمال دارد که به سازمان وفادار بمانند. چگونه وفاداری کارکنان را افزایش دهیم؟ برای افزایش وفاداری کارکنان خود باید اقداماتی انجام دهید تا احساس ارزشمندی، قدردانی و تعهد به شرکت داشته باشند. در اینجا چند نکته آورده شده است: •  فرهنگ سازمانی مثبت ایجاد کنید: یک فرهنگ سازمانی مثبت که بر همکاری، احترام و رشد متمرکز است، می‌تواند به ایجاد احساس تعلق و وفاداری در کارکنان کمک کند. •  کارکنان خود را به چالش بکشید و رشد دهید: کارکنانی که احساس می‌کنند در کار خود رشد می‌کنند احتمال بیشتری دارد که به شرکت وفادار بمانند. •  به کارکنان خود پاداش دهید: پاداش دادن به کارکنان برای عملکرد خوب و مشارکت آنها می‌تواند به ایجاد احساس قدردانی و تعهد کمک کند. •  ارتباطات باز و شفاف داشته باشید: کارکنانی که احساس می‌کنند در جریان امور هستند احتمال بیشتری دارد که به شرکت وفادار بمانند. •  به نیازهای کارکنان خود توجه کنید: توجه به نیازهای کارکنان مانند تعادل کار و زندگی، می‌تواند به ایجاد احساس ارزشمندی و تعهد کمک کند. #منابع_انسانی #سرمایه_انسانی
250
15
💢انگیزه‌بخشی به کارمندان 👈برایان تریسی در کتاب خود به نام «12 اصل رهبری عالی» می‌نویسد: 👈اکثر کارمندان نهایتا 50 درصد از توان‌ و مهارت‌شان را به‌کار می‌گیرند. به همین دلیل، یک رهبر موفق، کسی است که بتواند کارمندانی که از 30، 40 یا 50 درصد توان‌شان استفاده می‌کنند را تشویق کند میزان بیشتری از توان یا مهارت‌شان را به‌کار بگیرند و از این طریق، عملکردشان را ارتقاء بدهند 👈برای این منظور، باید بتوانیم انگیزه کافی را با کمک ابزارهای زیر در کارمندان‌مان ایجاد کنیم: 1️⃣ایجاد اشتیاق در کارمندان یک رهبر حرفه‌ای با تمرکز مستمر بر اهمیت و جایگاه شغل و وظایف محوله به کارمندان، اشتیاق آنها برای سخت‌تر کار کردن را افزایش می‌دهد. ضمن آن که، چنین رهبری به خوبی می‌داند اگر خودش اشتیاق زیادی برای کار کردن داشته باشد، این اشتیاق ناخودآگاه به زیردستانش نیز سرایت می‌کند 2️⃣ایجاد تعهد در کارمندان یک رهبر حرفه‌ای به گونه‌ای با کارمندانش رفتار می‌کند که خودشان به کسب نتایج بهتر متعهد می‌شوند، حتی اگر شرکت هیچ انگیزه‌ای به آنها ندهد. چنین رهبری چون تعهد بالایی به کار دارد و دنبال منافع شخصی نیست، در نتیجه می‌تواند تعهد به کار را در زیردستانش افزایش بدهد 3️⃣سپردن وظایف بیشتر به کارمندان یک رهبر حرفه‌ای به خوبی می‌داند سپردن وظایف، مسئولیت‌ها و اختیارات بیشتر به کارمندان، بهترین راه برای افزایش انگیزه آنهاست. در حقیقت، چنین رهبری با پرهیز از دخالت کردن در جزئیات کارها و سپردن مسئولیت کارها به کارمندان، انگیزه آنها را افزایش می‌دهد 4️⃣قدردانی مستمر از کارمندان یک رهبر حرفه‌ای به خوبی آگاه است که قدردانی از کارمندان، یکی دیگر از روش‌های عالی برای افزایش انگیزه آنهاست، حتی اگر این قدردانی در حد تشکر کلامی باشد. بر همین اساس، یک رهبر حرفه‌ای حواسش به تمام تلاش‌ها و خلاقیت‌های کارمندانش هست و از آنها بابت این موضوعات تشکر می‌کند، حتی اگر کارمند مورد نظر به هدف تعیین شده دست پیدا نکند 5️⃣مشارکت دادن کارمندان یک رهبر حرفه‌ای زمینه را برای مشارکت کارمندان در هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، ارزیابی و غیره فراهم می‌کند، چون به خوبی می‌داند وقتی مشارکت کارمندان در این قبیل موارد افزایش می‌یابد، انگیزه آنها نیز خود به خود بیشتر می‌شود 6️⃣توانمندسازی کارمندان یک رهبر حرفه‌ای، رهبری است که تمام توانش را برای افزایش دانش، مهارت و تجربه کارمندانش به‌کار می‌گیرد و زمینه را برای رشد بیشتر آنها فراهم می‌کند 7️⃣اعتماد به کارمندان یک رهبر حرفه‌ای به خوبی می‌داند میزان انگیزه کارمندان به ایمان و اعتماد رهبرشان به آنها بستگی دارد. به همین دلیل، همواره به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که کارمندان متوجه می‌شوند به آنها اعتماد و ایمان کامل دارد 8️⃣وفاداری به کارمندان یک رهبر حرفه‌ای به شدت به زیردستانش وفادار است و هیچ وقت پشت آنها را خالی نمی‌کند، بلکه در هر حالتی حامی و پشتیبان آنهاست #مدیریت #رهبری https://t.me/Organizational_Learning
1 005
16
‍ 🔰‍‍کانون ارزیابی و توسعه مدیران امروزه منابع انساني با ارزش ترين و مهم ترين سرمايه هر سازمان و منبع اصلي ایجاد کننده مزيت رقابتي می باشد. لذا گزینش مدیران شایسته و توسعه شایستگی ها و مهارت های آن ها، یک امر کلیدی برای سازمان ها محسوب می شود. بدیهی است شناسایی و انتخاب افراد شایسته مستلزم استفاده از فنون ارزیابی قابل اعتمادی است که بتوانند به ارزیابی درست قابلیت‌های مورد نظر بپردازند. برای این منظور کانون های ارزیابی و توسعه از جمله فرایندهایی است که از اعتبار و مقبولیت بالایی برخوردار شده است. ☸معرفی کانون ارزیابی توسعه در حال حاضر در اکثر سازمانهاي ايران، ارزيابي‏ها براساس سوابق تحصيلي و شغلي فرد، شناخت موردي و شخصي از داوطلب و ساير اطلاعات احتمالي صورت مي‏پذيرد. اين روش دقت کافي ندارد و متکي به اطلاعات پراکنده‏اي است که رابطه آنها با شايستگي‏هاي مورد نياز و معيارهاي سازمان روشن نيست. از اين‌رو ابزارهاي متعددي براي ارزيابي افراد ابداع شده است. اين ابزارها شامل مرور سوابق تحصيلي و کاري، تجربيات، مصاحبه، آزمون روانشناختي و غيره هستند. در این میان کانون های ارزیابی به عنوان مراکزی که دارای قابلیت ارزیابی توانایی های افراد برای جذب و یا ادامه فعالیت در یک پست سازمانی مهم را دارند به شدت مورد توجه قرار گرفته است. ❇ کانون ارزیابی و توسعه نه یک مکان فیزیکی یا جغرافیایی، بلکه یک رویکرد یا فرآیند است که برای ارزیابی و ارتقای سطح مهارت ها و شایستگی های مدیران و کارکنان شرکت ها و سازمان ها استفاده می شود. ✅ کانون ارزیابی و توسعه در واقع دو فرآیند بسیار مهم می باشند که در امتداد هم اجرا می شوند. كانون ارزيابي، فرآیندی است كه با بكارگيري فنون تمرینی و غیرتمرینی تلاش دارد تا تصوير دقيق‌تر و جامعی از قابليت‌ها، مهارت‌ها و خصوصيات شخصيتي افراد فراهم كند. مراکز تشخیص صلاحیت شده‌ای که طی فرایندی رسمي و بر مبنای شاخص‌ها و ابزارهای مورد تایید به ارزیابی شایستگی‌های منابع انسانی و تعیین میزان توان بالقوه آنان برای احراز پست‌های مدیریتی اقدام می‌نمایند. 🔴 کانون توسعه، فرآيندی است که به واسطه آن شخص شاغل با توجه به رويکردهای شغل مورد نظر و جهت‌گیری‌های سازمان، پس از ارزيابی و متناسب با توانايی، دانش و مهارت در قالب گزارش بازخورد به وی در دوره ها و کارگاه های آموزشی، و دوره‌های بازآموزی شرکت می کند تا موجبات ارتقاء ويژگی‌های رفتاری و بهبود عوامل تأثیرگذار بر عملکرد وی حاصل شود. با توجه به این که در کانون ارزیابی و توسعه ارزیابی شایستگی ها بر مبنای ترکیب تمرین ها و ابزارهای چندگانه شکل می گیرد، لذا نسبت به روش های سنتی دارای دقت و قابلیت اعتبار بالاتری هستند.
117
17
🔰تکنیکها و ابزارهای ارزیابی شایستگی:(بخش دوم) 🔷آزمون کتبی: به منظور ارزیابی سطح دانش افراد در حوزه های مختلف، یکی از کاربردی ترین ابزارها، آزمون کتبی است. آزمون کتبی به مجموعه سوالات مکتوبی گفته میشود که فرد مورد ارزیابی باید به صورت مکتوب و در مدت زمان مشخصی به آنها پاسخ دهد. سوالات آزمون مکتوب مانند پرسشنامه، میتواند به روشهای مختلف از جمله دو جوابی (بله خیر)، چند گزینه ای، و یا تشریحی مطرح شود. نمره گزاری و ارزیابی سوالهای دارای پاسخ بسته (چند گزینه ای) سریعتر و کم خطاتر از سوالات تشریحی خواهد بود. از طرفی تمام ابعاد دانش فرد را نمیتوان با سوالات چند گزینه ای سنجید. همچنین طراحی سوالات چند گزینه ای بسیار سخت تر و پیچیده تر از سوالات تشریحی است. 🔷آزمون عملی: آزمون عملی، در واقع درخواست انجام یک اقدام مهارتی از فرد در شرایط کنترل شده (آزمایشگاهی) به منظور اندازه گیری میزان تسلط وی بر مهارت مورد نظر است. برای ارزیابی و سنجش شایستگی های مهارتی که نیازمند توان اجرایی هستند، اخذ پرسشنامه، یا آزمون کتبی نمیتواند ملاک قابل قبولی باشد. طراحی آزمون عملی برای مهارتهای مختلف که بتوان به وسیله آن میزان مهارت افراد را تبدیل به داده های کمی نمود فرآیندی پیچیده است. از طرفی اندازه گیری و رتبه بندی مهارت افراد به این روش نیز فرآیندی دارای امکان خطای زیاد است. 🔷کانون ارزیابی: (ایفای نقش، مورد کاوی، بحث گروهی، مصاحبه و …) “روش کانون ارزیابی” نامی است که به رویکرد ارزیابی رسمی داده شده است . AT&T پیشگام این روش در ایالات متحده است و اینک کانون ارزیابی توسط هزاران سازمان در سراسر جهان استفاده می‌شود. در متداول‌ترین کاربرد این روش، سه یا تعداد بیشتری ارزیاب، یک یا چند ارزیابی‌شونده را مورد مشاهده قرار می‌دهند. ارزیابی‌شوندگان در مجموعه‌ای از فعالیت‌ها شرکت کرده و وظایف مربوط به شغل یا سطح شغلی‌شان را که شبیه‌سازی شده انجام می‌دهند و براساس عملکردشان ارزیابی می‌شوند. پس از آنکه شرکت‌کنندگان تمامی تمرین‌ها را انجام دادند، ارزیابان هر یک از شرکت‌کنندگان را طبق لیستی ازپیش‌تعیین‌شده از جنبه‌های مربوط به شغل مورد بررسی قرار می‌دهند تا به ارزیابی کلی دست یابند. فرایند ارزیابی شامل چند مرحله از جمله شبیه سازی موقعیت‌های کاری،‌ مصاحبه و تست‌های روانشناسی است که با هدف ارزیابی رفتار، برخورد و توانایی‌های متقاضی انجام می‌شود. کانون ارزیابی در صنایع مختلف از مراکز تجاری گرفته تا نهادهای دولتی، ارتشی،‌ آموزشی و دفاعی به کار گرفته می‌شوند. روند استفاده از کانونهای ارزیابی به سرعت در حال گسترش است، چراکه سازمان‌ها استخدام و ترفیع را به عنوان سرمایه‌گذاری در زمینه منابع انسانی در نظر می‌گیرند و تمایل دارند که بهترین نتیجه را از این سرمایه‌گذاری بدست آورند. فرایند ارزیابی با مصاحبه شروع می‌شود. از متقاضی خواسته می‌شود تا با انجام تمریناتی، مهارتهای خود را نشان دهد و سپس بر‌اساس عمکرد متقاضی فرایند ارزیابی با نتیجه‌گیری در مورد مناسب بودن فرد خاتمه می‌یابد. توانایی اجرایی متقاضی، واکنش او در موقعیت‌های مختلف و مهارت وی در برقراری ارتباط از اهم مواردی است که در کانون ارزیابی بررسی می‌شوند. #کانون_ارزیابی_شایستگی
173
18
🔰تکنیکها و ابزارهای ارزیابی شایستگی:(بخش اول) 🔹مشاهده: مشاهده یکی از روشهای مهم و پرکاربرد در جمع آوری اطلاعات کیفی است. در این روش محقق بدون واسطه شخص دیگری به مشاهده رفتار و خصوصیات افراد و پدیده ها میپردازد. در این روش چشم مهمترین ابزار تحقیق است. گاهی نیز از ابزارهایی مانند لوازم تصویر برداری استفاده میشود. به طور معمول دو نوع مشاهده اجرا میگردد. مشاهده فعال و مشاهده غیر فعال. در نوع فعال، مشاهده گر خود نیز وارد روند مشاهده میشود. مانند روشهای ایفای نقش و بحث گروهی در کانون های ارزیابی. در نوع غیر فعال مشاهده گر دخالتی در روند فعالیت فرد نداشته و تنها نظاره گر رفتارهای وی است. همچنین از نظر آگاهی فرد مورد مطالعه، دو نوع مشاهده وجود دارد. مشاهده پنهان و مشاهده آشکار. در مشاهده آشکار فرد مطالعه شونده در طی فرآیند مشاهده، از حضور و نظارت مشاهده گر مطلع است. اما در مشاهده پنهان، فرد مورد مطالعه اطلاعی از حضور یا نظارت فرد مشاهده گر ندارد. تفاوت این دو حالت در این است که در بسیاری از موارد فرد مورد مطالعه با اطلاع از حضور یا نظارت مشاهده گر، ممکن است رفتار عادی و همیشگی خود را آگاهانه و یا ناآگاهانه بروز نداده و رفتار متفاوتی از خود نشان دهد و این مسئله در صحت نتیجه مشاهده اثر گذار خواهد بود. مزایای این روش: قابل اطمینان است به این دلیل که مشاهده گر خود به صورت مستقیم بر رفتار فرد مورد مطالعه نظارت داشته. معایب این روش: به دلیل اینکه تنها بر قضاوت شخصی مشاهده گر استوار است، خطای تشخیصی مشاهده گر تاثیر زیادی در نتیجه ارزیابی خواهد داشت0 به علت پراکندگی اطلاعات، طبقه بندی اطلاعات مشکل است- وقت گیر است- نیازمند هزینه، تجربه و مهارت بالا است. 🔹مصاحبه: مصاحبه فرآیندی شامل پرسش و پاسخ است که به صورت حضوری یا غیر حضوری و با هدف به دست آوردن اطلاعات از مصاحبه شوند انجام میشود. مصاحبه ارتباطی طراحی شده، هدف دار، رو در رو و نیازمند به تصمیم گیری است که دو طرف در آن حضور دارند. از انواع مصاحبه میتوان به مصاحبه ساختار یافته، نیمه ساختار یافته و بدون ساختار اشاره کرد. در مصاحبه ساختار یافته سوالات و پاسخها از قبل مشخص شده و مصاحبه کننده تنها باید سوالات را برای مصاحبه شونده بیان و تشریح کند و پاسخ وی را علامت بزند. مصاحبه بدون ساختار مصاحبه ای است که هدف آن مشخص امّا سوالات بسته به روند مصاحبه و در حین مصاحبه طراحی و مطرح میشوند. برای ارزیابی شایستگی استفاده از مصاحبه ساختار یافته و یا نیمه ساختار یافته مطلوب تر است. 🔹پرسشنامه: پرسشنامه ابزاری است برای ارزیابی متغیر های غیر قابل مشاهده مانند نگرش، آگاهی و باور. در این روش اطلاعات مورد نیاز محقق (ارزیاب) به صورت کتبی پرسیده میشود. پرسشنامه ها از نظر دو ویژگی پایایی (قابلیت اعتماد reliability) و روایی (اعتبار validity) باید بررسی شده و مورد ارزیابی قرار گیرند. میزان پایایی و روایی یک پرسشنامه تعیین کننده میزان اعتبار و قابلیت اعتماد نتایج و داده های به دست آمده از تحقیق و ارزیابی است.پرسشنامه از نظر طراحی به سه نوع تقسیم میشود ((محقق ساخته، استاندارد و اقتباسی) در ارزیابی شایستگی ها برای سنجش شایستگی های نا مشهود مانند نگرش ها و ویژگیهای شخصیتی و عقاید، بهتر است از پرسشنامه های استاندارد روانشناسی استفاده شود.همچنین هر پرسشنامه باید دارای یک راهنما و دستور العمل باشد که هدف گروه مخاطب و نحوه پاسخگویی به پرسشنامه را در آن مشخص کرده باشند. و نیز اطلاعات هویتی فرد (غیر از اطلاعاتی مانند سطح تحصیلات و سن و …) نباید در پرسشنامه درج شود.../ادامه دارد #کانون_ارزیابی_شایستگی
111
19
🔰روشها و مدلهای ارزیابی شایستگی: (بخش دوم) 🔺ارزیابی 180 درجه: ارزیابی 180 درجه ای داده ها را در نیم دایره اطراف یک فرد جمع آوری می کند. با استفاده از مدل شایستگی ها به وسیله شاخص های رفتاری، مصداق های رفتاری یا خروجی های کار با الزامات کیفیت، از افراد خواسته می شود که خود را ارزیابی کنند. در عین حال، افراد دیگر – معمولا یک سرپرست مستقیم و چند تن از کارکنان زیر مجموعه فرد- برای ارزیابی صلاحیت وی مورد سوال قرار می گیرند. سپس میانگین نمره برای هر گروه محاسبه می شود. در برخی گزارشات ارزیابی180 درجه، برای نمرات هر گروه ضرایب متفاوت در نظر میگیرند (میانگین وزنی). و در برخی از گزارشات نمرات تمام گروه ها را به صورت هم تراز و با ضرایب یکسان جمع میکنند(میانگین ساده). بعضی از سازمان ها ارزیابی 180 درجه را نسبت به ارزیابی 360 درجه ترجیح می دهند، زیرا زمان کمتری و کمتری از تلاش های اداری را می گیرد. یک نقطه ضعف این است که چشم اندازهای مهم مانند نگرش همکاران و ارباب رجوع ممکن است نادیده گرفته شود. در روش ارزیابی 180 درجه نیز از پرسشنامه هایی با سوالات کیفی رتبه بندی شده استفاده میشود. یک مزیت بسیار مهم این روش این است که به علت مشارکت افراد مختلف در نظرسنجی در خصوص یک فرد و اخذ میانگین از نمرات افراد، احتمال بروز خطا در نمرات بسیار کاهش پیدا خواهد کرد. البته با توجه به کاهش گروه ها و ابعاد ارزیابی نسبت به ارزیابی 360 درجه، احتمال خطا و انحراف معیار در این روش کمی بیش از روش ارزیابی 360 درجه است. 🔺ارزیابی بر مبنای هدف (نتایج): در ارزیابی بر مبنای هدف، نتایج عملکردی افراد در حیطه وظایف شغلی خودشان مورد سنجش فرار گرفته و این نتایج عملکردی شواهدی برای تعیین شایستگی های فرد قلمداد میشوند. نتایجی که برای ارزیابی شایستگی های افراد مورد استفاده قرار میگیرند، معمولا به صورت کمی بوده و به همین جهت محاسبه آن ها ساده است امّا به همین نسبت جمع آوری اطلاعات آن معمولا دشوار بوده و در بسیاری از موارد در بازه های زمانی کوتاه قابل سنجش نیستند. برای اجرای این روش، ابتدا شایستگی های مرتبط با هر شاخص نتیجه ای را معین میکنند، سپس رابطه میان سطح کمی نتیجه و سطح کیفی شایستگی تعریف میشود. در نهایت با جمع آوری و تدوین اطلاعات کمی شاخصهای نتیجه ای، سطوح و نمودار شایستگی های کیفی معین میگردند. 🔺کانو ن ارزیابی: در این نوع ارزیابی تیمی مرکب از 3 الی 5 نفر که گاهی سرپرست مستقیم و یا مدیران رده های بالاتر شاغل نیز در آن عضو هستند اقدام به ارزیابی شاغل مینمایند. در این تیم معمولا ترکیبی از افرادی حضور دارند که بر موضوع مورد ارزیابی تسلط کامل دارند. این روش نتیجه دقیق تری نسبت به سایر روش ها به دست میدهد، امّا به علت هزینه و زمان نسبتا زیاد، اغلب برای ارزیابی تمامی کارکنان مورد استفاده قرار نمیگیرد. در کانون های ارزیابی اغلب شایستگی هایی مورد ارزیابی قرار میگیرند که جنبه کیفی داشته و با روشهای عینی و کمی قابل سنجش نیستند. مانند قدرت برنامه ریزی، صبرو تحمل، تفکر استراتژیک و … در این روش، ابتدا مدل شایستگی شغلی و سازمانی تدوین شده، و سپس مصداقهای رفتاری هر یک از شایستگی ها تدوین میگردد. در ادامه روشهای سنجش و مشاهده مصداقهای رفتاری طراحی میشوند مانند مورد کاوی، بحث گروهی، ایفای نقش و …. در نهایت تک تک افراد ارزیابی شونده به کانون ارزیابی دعوت شده و طبق فرآیند طراحی شده مورد سنجش قرار میگیرند. در این روش نیز از چک لیستهایی با گزینه های کیفی رتبه بندی شده استفاده میشود که در نهایت تبدیل به داده های کمی و قابل اندازه گیری خواهند شد. 🔺ارزیابی گواهینامه ها: دراین نوع ارزیابی که معمولا به وسیله سیستم های نرم افزاری انجام میگیرد، گواهینامه های کارکنان سازمان، ملاک مورد پذیرش شایستگی های ایشان محسوب میگردد. هر یک از کارکنان ممکن است در زمینه های مختلف مهارتی، به وسیله شرکت در آزمون و یا شرکت در دوره های آموزشی، موفق به اخذ گواهینامه هایی شده باشند، مانند گواهینامه های ایمنی، گواهینامه های رانندگی، گواهینامه های کار با دستگاه های خاص، گواهینامه های شرکت #کانون_ارزیابی_شایستگی
121
20
🔰روشها و مدلهای ارزیابی شایستگی: (بخش اول) 🔺خود ارزیابی: خود ارزیابی به افراد اجازه می دهد که خود را در برابر فهرست شاخصهای رفتاری و خروجی های کاری مقایسه و ارزیابی کنند. اگر یک سازمان مدلهای شایستگی شغلی برای کلیه مشاغل خود در اختیار داشته باشد، افراد میتوانند تمام ابعاد شایستگی های خود را از طریق مقایسه با بانک اطلاعات شایستگی های شغلی، ارزیابی کنند. وجود مدلهای استاندارد شایستگی و بانک اطلاعاتی کاملی از شایستگی های شغلی در سازمان، سبب میشود، هیچ یک از شایستگی های افراد پنهان نمانده و مناسب ترین جایگاه شغلی فرد در سازمان قابل شناسایی باشد.. مزیت این روش این است که سریع است و نیازی به جمع آوری جحم و تنوع زیادی از داده ها ندارد. یک نقطه ضعف آن این است که نتایج ممکن است دقیق نباشد زیرا داده ها فقط دیدگاه یک فرد را نشان می دهند و احتمال خطا در آن نسبتا زیاد است. در این روش شاغل بر اساس پرسشنامه ای که توسط متصدیان ارزیابی تهیه شده است، به ویژگیهای خود به روش طبقه بندی شده نمره میدهد. در بسیاری از موارد متصدیان ارزیابی در طراحی سوالات پرسشنامه از نظرات خود شاغلین نیز بهره میبرند. با توجه به اینکه عمده سوالات اینگونه پرسشنامه ها، سوالات کیفی هستند، پاسخها به روش رتبه بندی از حالت کیفی به حالت کمی تبدیل میشوند. معمولا برای رتبه بندی پاسخهای کیفی از طیف 5 رتبه ای لیکرت استفاده میشود. 🔺ارزیابی مدیر: مدیر یا سرپرست مستقیم هر گروه از شاغلین، مسئول مستقیم عملکرد زیر مجموعه خود است. عملکرد مطلوب و یا نا مطلوب هر شاغل مستقیما بر عملکرد واحد سازمانی و متعاقبا سرپرست وی تاثیر خواهد داشت. به همین جهت مدیران و سرپرستان سازمان همواره باید در صدد مدیریت شایستگی کارکنان زیر مجموعه خود باشند. از طرفی سرپرست یا مدیر مستقیم، به صورت مداوم و تنگاتنگ با کارکنان زیر مجموعه خود در تماس بوده و کیفیت عملکرد و شایستگی های وی را به خوبی میشناسد و همین شناخت، بهره گیری از نظرات مدیران و سرپرستان برای ارزیابی کارکنان را ضروری جلوه میدهد. مزیت این روش این است که سریع است و نیازی به جمع آوری حجم و تنوع زیادی از داده ها ندارد.و یک نقطه ضعف آن نیز این است که گاهی مدیران و سرپرستان به علت سو برداشت یا سو نیت، ممکن است اطلاعات واقعی یا صحیح ارائه ندهند. در این روش سرپرست بر اساس پرسشنامه ای که توسط متصدیان ارزیابی تهیه شده است، به ویژگیهای کارکنان زیر مجموعه خود به روش طبقه بندی شده نمره میدهد. در اغلب موارد متصدیان ارزیابی از نظرات و پیشنهادات سرپرستان در تدوین سوالات پرسشنامه استفاده میکنند. با توجه به اینکه عمده سوالات اینگونه پرسشنامه ها، سوالات کیفی هستند، پاسخها به روش رتبه بندی از حالت کیفی به حالت کمی تبدیل میشوند. معمولا برای رتبه بندی پاسخهای کیفی از طیف 5 رتبه ای لیکرت استفاده میشود. 🔺ارزیابی 360 درجه: یک ارزیابی 360 درجه، داده ها را در یک حلقه کامل در اطراف فرد جمع آوری می کند. ارزیابی ممکن است برای یک عنوان شایستگی (به عنوان مثال، رهبری) و یا یک مدل کامل شایستگی شغلی باشد. این ارزیابی 360 درجه به دلیل جذابیت ذاتی مقایسه دیدگاه های مختلف به پرکاربرد ترین ابزار ارزیابی تبدیل شده است که برای اغلب سازمانهاو مدیران قابل پذیرش بوده و مورد استفاده قرار می گیرد. اگر چه ارزیابی 360 درجه روش آسانی نیست ، امّا ساده تر از برخی از روش های دیگر اندازه گیری صلاحیت ها، مانند آزمونهای عملی مهارت و کانونهای ارزیابی است. با استفاده از مدل شایستگی ها به وسیله شاخص های رفتاری، مصداق های رفتاری یا خروجی های کار با الزامات کیفیت، از افراد خواسته می شود که خود را ارزیابی کنند. در عین حال، افراد دیگر – معمولا یک سرپرست مستقیم و چند تن از کارکنان زیر مجموعه فرد، احتمالا مشتریان داخلی، مشتریان خارجی و تامین کنندگان – برای ارزیابی صلاحیت وی مورد سوال قرار می گیرند. سپس میانگین نمره برای هر گروه محاسبه می شود. در برخی گزارشات ارزیابی360 درجه، برای نمرات هر گروه ضرایب متفاوت در نظر میگیرند (میانگین وزنی). و در برخی از گزارشات نمرات تمام گروه ها را به صورت هم تراز و با ضرایب یکسان جمع میکنند(میانگین ساده). در روش ارزیابی 360 درجه نیز از پرسشنامه هایی با سوالات کیفی رتبه بندی شده استفاده میشود. یک مزیت بسیار مهم این روش این است که به علت مشارکت افراد مختلف در نظرسنجی در خصوص یک فرد و اخذ میانگین از نمرات افراد، احتمال بروز خطا در نمرات بسیار کاهش پیدا خواهد کرد.../ادامه دارد.... #کانون_ارزیابی_شایستگی
114