1 763
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-730 days
Posts Archive
1 763
اینکه تمام سال سیخ به کـ ـون خلق الله فرو کنی و بخوای با یک ماه روزه گرفتن و شب قدر با قرآن سر گذاشتن و...بخشیده بشی
مثل اینه که تو شلوارت بـ ـرینی اما پیرهنتو عوض کنی....1 763
🍃🍂🍃🍂🍃🍂
🍂🍃🍂🍃🍂
🍃🍂🍃🍂
🍂🍃🍂
🍃🍂
🍂
#عروس_استاد
#پارت181
_کسی از تو اجازه نخواست اگه دیر می رسیدن اون حرومی لاشی میخواست بهت دست بزنه
بی اراده پرسیدم
_از کجا میدونی دست نزده؟
ناباور نگاهم کرد و دیگه نتونست رو پاهاش وایسته. داشت سقوط می کرد که سری زیر بازوش رو گرفتم و گفتم
_انقدر لجبازی می کنی که آخر سر منو دق میدی مگه دکتر نگفت که...
همون جا بین دو میله که با کمکشون راه می رفت نشست و با صورتی قرمز و فکی قفل شده گفت
_تو که گفتی به موقع رسیدن... اون عوضی....
جون کند تا ادامه ی حرفش رو بزنه
_اون عوضی کاری باهات کرد؟
_اگه منظورت از کاری اینه که باهام خوابیده باشه، نه... ولی من توی مدتی که اونجا بودم هزار بار مردم آرمین... وقتی میومد سمتم و دست به تنم میزد وقتی اندامم و رصد می کرد... وقتی مجبورم کرد اون لباس باز مسخره رو بپوشم...
چشمم که به صورت از خشم قرمز شدش افتاد حرفم و قطع کردم.
دستش و به زمین گرفت و در حالی که سعی می کرد بلند بشه غرید
_می کشمش حروم لقمه رو.
پشیمون از حرفش خواستم مانع بشم اما آرمین نتونست بلند بشه.
با خشم مشتی به زمین زد و با صدای بلند عربده کشید.
پوست صورتش رو به کبودی می زد
با صدای خیلی بلندی فریاد زد
_لعنتی... لعنتی...اون ولدزنا ی حروم لقمه دست سمت تو دراز کرده و من نمیتونم برم دستش و بشکنم... تقصیر منه... اگه اون شب تو رو نمی بردم و نمیدادم دستش اگه نقطه ضعفم و نشونش نمیدادم اگه....
نتونست ادامه بده.روشو و از سمتم برگردوند.
دست روی بازوش گذاشتم و ترسیده از داد و هواراش زمزمه کردم
_تو رو خدا آروم...
با اینکه روش اون ور بود اما رد اشک رو روی گونش دیدم و نفسم بند اومد.
آرمین و گریه؟ باید باور کنم آرمینه که گریه می کنه؟ باور کنم اشک روی گونه ی آرمین مغرور و سنگدل منه؟
قلبم به درد اومد و بدترین حس زندگیم رو تجربه کردم.اون قدر بد که خیلی زود صورتم از اشک خیس شد و تند تند گفتم
_غلط کردم... حرف مفت زدم تو روخدا با خودت این کار و نکن آرمین خواهش می کنم... خواهش می کنم جون من...
با پشت دست صورتش و پاک کرد و سرش به سمتم برگشت. بی طاقت خودم و توی بغلش انداختم و هق زدم
_زر مفت زدم آرمین جون من...
دستش روی سرم نشست و با صدای گرفته ش کلامم و قطع کرد
_هیش... باشه!
بیشتر بهش چسبیدم و با هق گفتم
_خیلی دوستت دارم.
صدای خش دارش که توی گوشم پیچید دنیام و زیر و رو کرد
_منم خیلی دوستت دارم.
مات موندم... دستام شل شد و از دور گردنش افتاد. مثل دیوونه ها نگاش کردم و گفتم
_یه بار دیگه بگو!
لبخند کم جونی زد و گفت
_دیگه پرو نشو.
دست و پام سست شد.باورم نمیشه این حرف و از زبونش شنیدم. از زبون آرمین... مرد سنگی...
بین گریه خندیدم... خندم کم کم تبدیل به قهقهه شد. خدایا اون بهم گفت دوستم داره،دیگه آرزویی ندارم.
دستش و بالا آورد و اشک روی گونه مو پاک کرد و گفت
_ببین جنبه نداری. اگه می گفتم عاشقتم کلا می مردی نه؟
نگاهش کردم و به جای جواب دادن دو طرف صورتش و گرفتم و محکم بوسه ای روی لبش زدم.
* * *
پتو رو روش صاف کردم و گفتم
_چیزی نمیخوای؟
بدون اینکه نگاهش و از روم برداره گفت
_چرا...
منتظر نگاهش کردم آغوشش و باز کرد و گفت
_تو رو میخوام.
لبخندی روی لبم نشست. از موقعی که مرخص شده بود اجازه نداد کنارش بخوابم.
از خدا خواسته دمپایی هام و در آوردم و خودم و توی آغوشش جا دادم و سرم و روی سینش ثابت کردم و با لذت چشمام و بستم و گفتم
_آرمیین...!
_بله.
با کمی دو دلی گفتم
_چرا؟
_چی چرا؟
_چرا قلبت و سیاه کرده بودی و اجازه نمیدادی کسی واردش بشه؟چرا هر بار که فکر کردم دوستم داری خلافش و بهم ثابت کردی؟ چرا هیچ وقت اجازه ندادی وارد قلبت بشم.
با تاخیر جواب داد
_اجازه ندادم.... ولی به زور اومدی تو.
_چرا؟ چرا هیچ وقت نخواستی؟
نفس بلندی کشید و گفت
_از قصه گفتن خوشم نمیاد.
_برای یه بارم شده هر چی تو دلته بریز بیرون... لطفا..
سکوت کرد! کم کم داشتم از حرف زدنش نا امید میشدم که گفت
_من توی تورنتو به دنیا اومدم. خانوادم به اون کشور مهاجرت کرده بودن... پدرم،مادرم.... یه خواهرم داشتم.
مکث کرد.
_هیچ وقت از خواهرت نگفته بودی!
صداش گرفته شد
_اگه دل سیاهم واسه اینه که از تک تک شون... از تک تک آدمای زندگیم ضربه خوردم. سال هاست حتی بهش فکر هم نکردم چه برسه به اینکه بخوام بیانش کنم.
سرم و بالا گرفتم و نگاهش کردم. خیره به چشمام گفت
_ زندگی من از اولش سگی بود.
🍂
🍃🍂
🍂🍃🍂
🍃🍂🍃🍂
🍂🍃🍂🍃🍂
🍃🍂🍃🍂🍃🍂
1 763
#تیڪـه
بعضی ها میتونن خودشـونو گاو فرض ڪنن اما
نمیتونن دل مارو طویـله فرض ڪنن... :))1 763
شب های قدر شاهدِ اين هستيم كه دافاي شاخ پست حلاليت و التماس دعا ميزارن اينستا و تلگرام
تا بگن علاوه بر زيبايی نچرال قلب و دامنی پاك دارن !!
جمع کنید باوووو😏 😒1 763
وقتی یه دختری
همه جوره باهات کنار میاد
وقتی قهر میکنیدزود
آشتی میکنه ...
دوستت داره بفهم ...❤️
🔮 @EhSaS_Lov 🔮
1 763
☆یادت باشـــد ...
☆وقتـــی همــه کــس کســـی مـــی شـــوی
☆ او بعـــد از تو بـــی کَــس
مـــی شــــود !
☆یا برای کســـی همــه کـــس نشـــو
☆ یا اگــر شُـــدی
☆مراقــب بی کســـی هایـــش باش .... ❤️👌1 763
دیدی وقتی توی خونه کسی زندگی نمیکنه خونه سرد میشه؟
آره. چطور مگه؟
هیچی! میخوام بگم قلبِ آدم که از خونه کمتر نیست!😒👍1 763
while you are crying for
them.they are busy laughing
with someone else...
وقتی دارین بخاطرشون گریه میکنین, اونا سرگرم خندیدن با یه نفر دیگه ان...1 763
#عروس_استاد
#پارت180
امیدوارم پلیسا تا زمانی که اون لاشخور و با دستای خودم خفش نکردم پیدا نکنن. اون یه خط انداخت رو تنت ولی برات قسم می خورم تک تک اعضای بدنش و...
دستم و روی لبش گذاشتم و گفتم
_برام قسم بخورم دنبالش نميري
چپ چپ نگاه کرد و گفت
_هرگز چنین قولی نمیدم من تا ننه ی اون عوضی و به گا ندم نمیمیرم هانا این و تو گوشت فرو کن.
آهی کشیدم. حرف زدن باهاش فایده ای نداشت.
از جام بلند شدم و شالم و از سرم کشیدم. لباسم و از تنم در آوردم و گفتم
_خیلی گرم بود امروز. با خودم گفتم برسم خونه اولین کاری که بکنم اینه که دوش بگیرم.
به سمتش برگشتم. با دیدن نگاه خیره و اخماش حرفم و قطع کردم.
با صدای گرفته ای گفت
_تو میدونی چه قدر سختمه که نمی تونم باهات باشم و جلوم لخت میکنی.
هول شده گفتم
_نه بخدا از روی عادت...
وسط حرفم پرید
_بیا جلو.
خواستم دوباره لباسم و تنم کنم که مانع شد
_همون شکلی که هستی بیا جلو.
به سمتش رفتم و کنارش روی تخت نشستم.
دستش و روی پهلوم گذاشت و از اونجا رو به بالا سر داد و گفت
_اگه هیچ وقت دیگه نتونم اون طوری که باید باهات باشم و لمست کنم چی؟
_اما دکتر گفت که...
باز نذاشت حرفم و کامل کنم
_دکترا کسشر زیاد تلاوت می کنن.تو واسه من یه جواب رک بده اگه هیچ وقت نتونم... میری؟
با نگاه معناداری گفتم
_اگه این اتفاق واسه من میوفتاد تو می رفتی؟
صادقانه جواب داد
_نمی رفتم اما یه ج*نده رو واسه تخلیه خودم استخدام میکردم.
لبخند تلخی زدم و گفتم
_حالا منم باید همین کار و بکنم؟
بازوم رو گرفت و با خشم به سمت خودش کشید
با فاصله ی کم توی صورتم غرید
_من تو رو دست هیچکی نمیدم هانا. حتی اگه مردمم نباید اجازه بدی دست هیچ نره خری به تنت که هیچ به انگشتتم بخوره. قول بده!
خیره نگاهش کردم و به جای جواب دادن بلند شدم. دلم نمیخواست سرش تلافی در بیارم اما منم گاهی بی رحم میشدم. مثل خودش جواب دادم
_هیچ قولی نمیدم.
به سمت حموم رفتم و صدای عصبیش و از پشت سرم شنیدم
_این یعنی که یه روز صبرت سر میاد و میری؟فکر کردی وضعم اینه توان این و ندارم هم تو رو خلاص کنم هم خودم و؟
جلوی در حموم برگشتم و گفتم
_ازم میخوای نرم اما اگه این وضعیت برای من پیش میومد....تو می رفتی آرمین.
سکوت کرد.وارد حموم شدم و در و بستم.لعنت به زبون نیش عقربت هانا که همیشه قلبش و میشکنی
* * * * *
تا خواستم بازوش رو بگیرم مخالفت کرد و خودش با سختی قدمی پیش برد.
نفسم و فوت کردم و گفتم
_بذار کمک کنم.
بدون جواب دادن دستاش رو به میله ها بند کرد و با چهره ای قرمز قدم دیگه ای پیش برد.
باز هم اعتراض کردم
_بسه دیگه نباید انقدر به خودت فشار بیاری
سرش به سمتم چرخید و گفت
_نمیخوام تمام روز و مثل فلجا روی تخت باشم.
_نباید هم انقدر به خودت فشار بیاری آخه...
_اگه بخوام اون شاهرخ عوضی و سر جاش بشونم باید به خودم فشار بیارم.
نگام کرد و ادامه داد
_برای اینکه تو رو از دست ندم مجبورم.
فکرش هنوز درگیر حرف دیروزم بود.با اینکه خودش خوب میدونست اگه تمام عمرش روی ویلچر باشه من بازم ترکش نمیکنم.
با صدای آرومی گفتم
_من نمیتونم اجازه بدم دوباره با شاهرخ در بیوفتی!
🔮⚜ @EhSaS_Lov ⚜🔮
1 763
پسر👱🏼 نياز داره گاهي ببوسيش...💋
وقتايي كه عصبانيه...😘
وقتيايي كه داد ميزنه...💋
وقتايي كه داره بهت دروغ ميگه...😘
وقتايي كه داره بهت خيانت ميكنه و دلش ميخواد دركش كني💋
يه وقتايي بايد ببوسيش...😘
ببوسيش و بذاريش كنار 💋😘🖐1 763
میدونی فرق من با تو چیه؟؟
من بهت میگم دوستت دارم چون واقعا دارم،
تو میگی دوستم داری که نشکنه دلم...
من از برنامه هام میزنم،از کارام،از خواب و خوراکم که باشم پیشت
تو ولی وقتم داشته باشی علاقه ای نداری بگذرونی وقتتو با من...
من برای دیدنت حاضرم تا اون سر شهر بیام
تو یه قدمیه منم باشی نمیای که ببینی منو...
من وقتی بحث میکنیم از ناراحتی خوابم نمیبره
تو ولی انگار نه انگار...
من وقتی مریضی یا درد میکشی از دردت بیشتر از خودت درد میکشم و قلبم مچاله میشه
تو ولی نه ناراحتیم ناراحتت میکنه،نه دردم خم میاره به ابروت...
من وقتی دارم باهات حرف میزنم جواب دادنم به ثانیه نمیکشه،
تو ولی اول جوابِ همرو میدی آخرش جوابِ منو...
من وقتی پیشمم نیستی کارایی که دوست نداری رو انجام نمیدم
تو ولی پیشِ منم باشی ...
من اولویتم تو زندگی تویی
تو ولی یه جوریه که انگار من اصلا نیستم تو زندگیت چه برسه به اولویت بودن...
من پیشتم چون بودنت دلیلِ بودنمه
تو پیشمی چون از تنهایی بدت میاد...
میدونی فرق من و تو چیه؟؟
من دوستت دارم
ولی تو...
#تجربہ👌👌1 763
یه جوری پستارو کپی میکنن ادمینای کانالای دیگه،ما خودمون شرمنده میشیم از اسکی رفتن اونا 😂 😂
داداش حداقل کپی میکنی اسم مارو وردار بعد کپی پِیست کن تو کانالت😂 😉
🔮 @EhSaS_Lov 🔮1 763
تو براى هيشكى اولويت نيستى هميشه بهتر از تو قشنگتر از تو خوش لباس تر و خوش اخلاق تر از تو هم هست
فقط واسه خودت اولويت باش بزرگوار👌😉