354
Subscribers
+124 hours
+27 days
+1030 days
Posts Archive
Repost from nobody's daughter
اول نژادپرستیه، بعد زنستیزیه، بعد هوموفوبیاست، بعد ترندهای "سلامتی" عجیب و غریبه، بعد همهگیر شدن conservative بودنه، بعد bioessentialismئه، بعد فاشیسمه و بعدش رو هم برید توی کتابهای تاریخ بخونید.
Repost from The sun and her flowers
یه جوری کتاب گرون شده باید مهارت تند خوانی یادبگیرم برم توکتاب فروشیا به بهونه ورق زدن کتاب و تموم کنم بیام بیرون.
حالا فکر کن همهی این کارها ریخته رو سرت شوهره بیاد بگه کیکی که پختی زیادی شیرین بود.
همیشه وقتی یه جشنی، عروسیای یا کلاً مهمونیای قراره برگزار بشه، زنها برنامه میریزن، غذا درست میکنن، مهمونها رو دعوت میکنن، به مردها میگن کار که نمیکنی حداقل یه نوشابه بخر، گردگیری میکنن، جارو میکشن، شیرینی درست میکنن، ظرف میشورن، میز رو میچینن، مدام تو فکر اینن که چی لازم دارن، چی کم دارن، چیکار باید بکنن. به این فکر میکنن که اگه فلانی رو دعوت کنم فلانی بدش میاد، اگه دعوتش نکنم، خودش ناراحت میشه. بچههاشونو قراره بیارن چیزهای شکستنی رو از سر راه جمع کنم.
همزمان هم لباس انتخاب میکنن، دنبال آرایشگاه خوب میگردن یا خودشون آرایش میکنن. دنبال شلواری میگردن که با پیراهنشون ست باشه، به این فکر میکنن نکنه زیادی وزن اضافه کردن؟ شاید چند روز باشگاه بد نباشه.
اگه بچه داشته باشن هم همهی این کارها دو برابر میشه. کی مواظب بچه باشه تا برن آرایشگاه. بچه مریضه، خوابش میاد، گرسنهست، بدعنقه. آروم نمیگیره.
و البته که باید خوشاخلاق باشن و اوقاتتلخی هم نکنن که شوهره نگه یه مهمونی خواستیم بگیریما، همهش اخمهات تو هم بود.
و همچنان، هم بابت ظاهرشون قضاوت میشن، هم میزبانیشون، هم اینکه آیا با وجود همهی اینها مادر خوبی هستن یا نه.
سرزمین شیادپرور ایران. البته من خودمم بودم همین کار رو میکردم. کی میخواد این چکها رو پاس کنه؟
تخفیفدادن آنلاینشاپها هم اینجوریه که قیمت رو دوبرابر میکنن بعد ۲۰ درصد تخفیف میزنن. «جشنوارهی پاییزهی کبریبیوتی😱»
https://www.focustown.app/app
این نیز از آن سایتهای بامزه و مفرح است که جهت تمرکز خلقالله ساختهاند؛ برای درس خواندن و کتاب خواندن و بالجمله هر عمل مفیدی. لیکن نسخهٔ وبش چنان خراب و ویران است که آدمی با خود میگوید: مگر به این جماعتِ developers مواجب نمیدهند که این بساط را به چنین روزی انداختهاند؟
کاش که یک نوبت نیز چرخ فلک با ما سرِ مهر و مدارا داشتی و امور بیآنکه آدمی را به جان کندن و خون دل خوردن وادارد، خودبهخود بر وفق مراد میگشت. آخر چه حکمت است که هر بار برای رسیدن به مختصر مرادی، باید چنان باسن مبارکمان جر بخورد که گویی در لشکرکشی به هندوستان بودهایم؟
عرض شد: «قبلهٔ عالم را چه جای تشویش خاطر است؟ نسوان را نیز، گویا، سریست و در آن سر خیالاتی میگذرد! چه بسا اگر اندکی قانون و اصول فراگیرند، امور مملکت از دست بعضی آقایان نیز بهتر تمشیت فرمایند.»
جناب اتابک دامت شوکته خبر آوردهاند که در شهر طهران نسوان بهجای تدبیر و تمشیت امور خانه و اندرون خاطر خویش مصروف تحصیل قانون و اصول نموده و در مجالس علم و معرفت به بحث و فحص اشتغال میورزند امری که از فرط غرابت خاطر مبارک را سخت مشوش ساخته و ایشان این رسم فرنگی را مایه بسی حیرت دانستهاند
عرض شد: «قبلهٔ عالم را چه جای تشویش خاطر است؟ نسوان را نیز، گویا، سریست و در آن سر خیالاتی میگذرد! چه بسا اگر اندکی قانون و اصول فراگیرند، امور مملکت از دست بعضی آقایان نیز بهتر تمشیت فرمایند.»
به نظارهی تصاویر دارالاقامههای محصلین در ممالک خارجه نشسته بودم و با خود اندیشیدم که: «پس این خرابآبادی که ما بندگانِ خدا را در آن جای دادهاند، چه صیغهایست؟ و این چه رسمِ نوظهوریست که ایشان را کاخ و عمارت دهند و ما را طویله و مخروبه نصیب گردد؟»
تا آخر امروز هرچی خواستم اینجا بنویسم به فارسی قدیمی مینویسم، انگار ناصرالدین شاه نوشتتش🤓☝️🏼
