en
Feedback
المنطق رئیس العلوم

المنطق رئیس العلوم

Open in Telegram

قال الفارابی "المنطق رئیس العلوم" و قال الفخر الرازی: «الرئيس هو الذي نفذ حكمه غيره و لا نفذه حكم غيره»

Show more
1 672
Subscribers
No data24 hours
+47 days
-730 days
Posts Archive
تاریخ فلسفه غرب، دیوید فرلی ترجمه حسن فتحی «طبیعت یا به تعبیر هراکلیتوس منش..»
تاریخ فلسفه غرب، دیوید فرلی ترجمه حسن فتحی «طبیعت یا به تعبیر هراکلیتوس منش..»

Alexander of Aphrodisias - Alexander of Aphrodisias on Fate (tr. R. W. Sharples)-Duckworth (1983)

حالا که صحبت سرنوشت شد، یادی کنیم از این رساله‌ی اسکندر افرودیسی. شخصی از او پرسیده طبق مبنای ارسطو سرنوشت چی هست؟ او پاسخ داده طبیعت، و تفصیل این پاسخ رو میشه دید:

استاد ما از مرحوم سید ابراهیم خسروشاهی نقل می‌کردند زمانی در موسسه‌ای یا نهادی فلسفی(اسمش رو فرمودند، من یادم نیست) آقای خسروشاهی و دکتر سروش مشغول می‌شوند. مرحوم خسروشاهی حافظه‌ی بی‌نظیری داشتند، وقتی دکتر سروش نقل قولی از کتب فلسفی و عرفانی می‌کردند، سریعا می‌گفتند نه مطلب اینطوری نیست. یک روز آقای خاتمی(رئیس‌جمهور وقت) از آقای خسروشاهی دعوت می‌کنه برای گفتگو، و به ایشون میگن دکتر سروش گلایه‌مند هست که شما نمی‌گذارید ایشون رشد کنه! بعد از این جلسه آقای خسروشاهی دیگه سراغ اون موسسه یا نهاد نرفت.انتهی غرضم این هست که میخوام دو تیپ آدم نشون بدم: آدمی که با یه اشاره و مشکل، کلا منصرف میشه و به شهرت نمی‌رسه(مرحوم خسروشاهی) آدمی که در مواجهه با مشکل به رایزنی می‌پردازه و سفت سرجاش می‌ایسته(دکتر سروش). فلذا واقعا یه بخش عظیمی از شهرت آدمها بخاطر ویژگی‌هایی هست که دارند.

در مورد مطلب اخیر جذوات اول اینکه شهرت تابع انعطاف‌پذیری، قدرت رایزنی، تمرکز روی حیطه تخصصی، شانس و پارتی هست. نبود هر یک از این عوامل منجر به انزوا میشه. در مورد افرادی که اسم برده شد میشه دلایل زیادی برای عدم شهرتشون پیدا کرد، مثلا لطفی به عشق مصدق افتاد توی ترجمه محاکمه سقراط، یا ادیب سلطانی یهو شکسپیر ترجمه کرد، زد به منطق جدید علاقمند شد و تمرکز روی یک حیطه نداشت، به علاوه اخلاقیات عجیب این آقایون مشارالیه. در هر صورت نمیشه گفت آقای کریم مجتهدی! چرا معروف شدی؟! ولی میشه گفت کارهاش جزء درجه‌یک‌ها نبود، و جنبه ترویجی داشته، این منصفانه‌تر هست.(دوست ندارم اخلاقا اون مرحوم رو قضاوت کنم) https://t.me/JAZAVAAT/3350

Repost from جَذوات
🔺 در تکمیل این مطلب بگویم که مرحوم مجتهدی نماد همه چیز و هیچ چیز در آکادمی ماست. فردی که دقیقا معلوم نیست چرا باید اینقدر مهم باشد؟ کافیست شما برخی هم نسلان و نسل قبل از او را نگاه کنید. آیا به میزانی که مرحوم لطفی در معرفی فلسفه یونان به زبان فارسی تلاش کرد، مجتهدی هم برای معرفی فلسفه مدرن چنین تلاشی کرد؟ لطفی آثار مهم ارسطو و تمام مجموعه آثار افلاطون و فلوطین را به فارسی ترجمه کرد، اما مجتهدی کدام اثر مهم فیلسوفان مدرن را ترجمه کرد؟ لطفی از کتابهای مختصر و آموزشی مانند کتابهای یاسپرس در مورد افلاطون و ارسطو و ... یا کتاب بورمان تا مجموعه گمپرتس و کتاب ارزشمند "پایدیا" را  در اختیار دانشجویان قرارداد، اما مجتهدی چه کرد؟ می‌گویند مجتهدی برای دانشجویان متون آموزشی فراهم کرد. او سال ۱۳۶۱ کتاب مختصر و بی‌کیفیت "فلسفه نقادی کانت" را نوشت. اگر انتشار این کتاب چنین حق معلمی برگردن فلسفه ایران گذاشته است، پس در مورد بزرگمهر که سال ۱۳۶۰ بخش کانت کاپلستون را ترجمه کرد و در اختیار دانشجویان گذاشت چه باید گفت؟ ۱۳۶۲ مرحوم ادیب سلطانی "سنجش خرد ناب" را ترجمه کرد، سال ۱۳۶۳ مرحوم نقیب‌زاده کتاب مفصل خود در مورد کانت با عنوان " فلسفه کانت، بیداری از خواب دگماتیسم" را تالیف‌کرد که به مراتب از کتاب مجتهدی بهتر بود. اما امروزه اصلا نامی از نقیب‌زاده یا بزرگمهر برده می‌شود؟ البته از آنجایی که همین امروز هم رویه‌ی دانشگاه ما جزوه نویسی و جزوه خواندن است، کتاب مجتهدی به چاپ‌های متعدد رسید. مجتهدی  ۱۳۸۶ کتاب بی‌اهمیت "افکار کانت" را نوشت. این درحالی بود که در این سالها آثاری به مراتب جدی‌تر و مهم‌تر در مورد کانت منتشر شد، از جمله ترجمه خود آثار کانت مانند "بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق" (عنایت-قیصری ۱۳۶۹)، نقد قوه‌ی حکم(رشیدیان ۱۳۷۷)، "روشنگری چیست؟" (فولادپور ۱۳۷۰)، تمهیدات (حدادعادل ۱۳۶۷) و ... . در بین این همه آثار کتاب.های مجتهدی در مورد کانت چه جایگاهی دارند؟ حتی همان دوره هم کتاب هارتناک، اشتفان کرنر و یاسپرس منابع اولیه دانشجویان برای فهم فلسفه کانت بود. واقعا شگفت است که پس چرا باید مجتهدی این‌چنین مورد تمجید و بزرگداشت قرارگیرد! دقیق یادم نیست، اما به گمانم یکی از چهار مجسمه‌ی موجود در گروه فلسفه دانشگاه تهران سردیس مجتهدی است. می‌گویند مجتهدی اهل ادب و تواضع(هرچند بسیار بدخلق) بود، اما نمیدانم این چگونه اخلاقیست که یک نفر میتواند اخلاق‌مدار باشد، اما بپذیرد که دیگران بیش از استحقاقش ستایشش کنند! در پایان فقط بگویم که بزرگداشت امثال مجتهدی یعنی بی حرمتی و توهین به امثال حمید عنایت، علیمراد داودی، محمدحسن لطفی، شرف‌الدین خراسانی، محمود عبادیان، منوچهر بزرگمهر، ادیب سلطانی، باقر پرهام و تمام افرادی که بی هیچ نام و نشانی و تنها برای رشد فضای فلسفه‌ی ایران تمام تلاششان را کردند و میراثی را برای ما دانشجویان قراردادند. به گمانم هر دانشجوی فلسفه.ای امروزه مدیون زحمات علمی این افراد است و پاسداشت کسی مثل مجتهدی یعنی بی حرمتی به این افراد. پ.ن: بزرگداشت‌ گرفتن‌های خاله‌زنکی قطعا منافعی در پس پرده دارد، به هرحال باید با بزرگداشت بگیری تا برایت بزرگداشت بگیرند!

خواجه نصیرالدین طوسي:
قول القائل «عدم المتألم له خیر من وجوده» قضیة وهمية كاذبة، فان قال قائل «عدم المتألم مطلقا خیر من وجوده» صارت قضیة ظنية كاذبة. اجوبة المسائل النصيرية
ترجمه: سخن آن که گوید «نبود دردمند برای او، از بودنش بهتر است» جمله‌ای است نادرست که حاصل توهم باشد. سخن آن که گوید «نبود دردمند برای خودش و دیگران، از بودنش بهتر است» جمله‌ای است نادرست که حاصل گمان باشد.

دو کلمه در منطق به «ارزش» ترجمه شدند، اولی value هست و دومی truth. ادیب سلطانی -در ترجمه‌ی بنیادهای منطق نگریک از هیلبرت- معا
دو کلمه در منطق به «ارزش» ترجمه شدند، اولی value هست و دومی truth. ادیب سلطانی -در ترجمه‌ی بنیادهای منطق نگریک از هیلبرت- معادل‌های ارزش رو کلمات «صدق» و «راستی» ذکر کرده. با این حساب میشه نتیجه گرفت که برای ارزش در منطق‌قدیم هم میشه معادل پیدا کرد؟ (جوابی ندارم) اما یک مطلب جالب‌ِ دیگه اینکه، در منطق‌قدیم، صدق یا عدم‌صدق تعبیر میشه به مطابقت یا عدم‌مطابقت. ولی در منطق‌ریاضی، صدق همیشه مطابقت هست، حالا یا مطابقتِ عین یا مطابقتِ عدم: ω⊨¬α ⇔ω⊭α

Lesesucht؛ واژه‌ای آلمانی به‌معنای «اعتیاد به مطالعه»، که عموماً برای اشاره به اوضاع اجتماعی اوایل قرن هجدهم آلمان به‌کار می‌
Lesesucht؛ واژه‌ای آلمانی به‌معنای «اعتیاد به مطالعه»، که عموماً برای اشاره به اوضاع اجتماعی اوایل قرن هجدهم آلمان به‌کار می‌رود.

ضمیمه به بالا از کتاب راتنبرگ
+1
ضمیمه به بالا از کتاب راتنبرگ

برای یک منطقدان‌قدیم، یا آدم معمولی کلمه‌ی «صدق» یا «کذب» مأنوس‌تر هست تا کلمه‌ی «مدل». عجیب‌تر اینکه در منطق‌قدیم به «صدق» و «کذب» رسیدند، ولی مفهوم «ارزش» رو واکاوی نکردند! ارزش رو در کتاب‌های مختلف با نمادهای متفاوت، و معنای یکسان بکار بردند، در کتاب اردشير با I، اندرتون با ν، و، راتنبرگ با ω نشون دادند. تعريف دقیق ارزش میشه یک تابع، که فعلا مقصودم نیست، فرض کنید ارزش p برابر با 1 هست(یعنی p صادق است)، می‌نویسیم: ωp=1 حالا اگر این رو اینطوری بنویسیم: ω⊨p یعنی ω مدلی برای p هست!! چیزی که عجیبه اینه که «ارزش» و «مدل» یک چیز هستند.

ما عددی نیستیم، اگر هم باشیم، آمار کشته‌هاییم. #کرمانم_تسلیت

مردم به زمانه‌شان بیشتر شبیه‌اند، تا به پدرانشان
مردم به زمانه‌شان بیشتر شبیه‌اند، تا به پدرانشان

همیشه این برام سوال بود که این ترتیبِ ارزش‌دهی به متغیرهای گزاره‌ای چی هست و چه لزومی به رعایتش وجود داره؟ این نوع ترتیب، کدِ
+1
همیشه این برام سوال بود که این ترتیبِ ارزش‌دهی به متغیرهای گزاره‌ای چی هست و چه لزومی به رعایتش وجود داره؟ این نوع ترتیب، کدِ گری هست، و در جدول کارنو استفاده میشه، در واقع خودِ جدول ارزش یک نوع جدول کارنو هست. جدول کارنو روشی ساده ست برای نمایش توابع بولی، حالا چرا توابع بولی؟ چون ادات‌های منطقی تابع‌ بولی هستند. اگه کد گری رو به کد باینری، و کد باینری رو به عدد دهدهی تبدیل کنید، معلوم میشه چرا این ترتیب لازم هست رعایت بشه

دکتر شریعتی: عامل عقب‌ماندگیِ هزارساله‌ی اروپا در علم، تمدن، و فرهنگ متدِ اندیشه‌ی قیاسیِ ارسطو بوده! بی‌شک ارسطو نابغه‌تر از بیکن است، ولی چرا یک نابغه عامل توقف شده، ولی یک آدم متوسط عامل پیشرفت شده؟ بخاطر روش. [سخنرانی روش شناخت اسلام، بخش ششم، ١٣۴٧/٠٨/٠٣، حسینیه ارشاد]

❇️ دوره ترمیک و حضوری تدریس کتاب الحروف فارابی به خوانش استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی ❇️مدرٌس: دکتر کرامت ورزدار ❇️زمان: شنب
❇️ دوره ترمیک و حضوری تدریس کتاب الحروف فارابی به خوانش استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی ❇️مدرٌس: دکتر کرامت ورزدار ❇️زمان: شنبه ها دوشنبه ها؛ از ساعت ۱۶ الی ۱۹ ❇️شروع کلاس: شنبه سوم دی ماه ❇️ مکان: دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران ❌ ظرفیت کلاس محدود است ( ۲۰ نفر) ❇️همراه با اعطای گواهی معتبر از دانشگاه تهران ❇️آدرس سایت ثبت نام: علاقه مندان به ثبت نام دوره به سایت آموزش‌های آزاد دانشگاه تهران به آدرس زیر رجوع بفرمایند learnity.ir کسب اطلاعات بیشتر: @Philosophertehran

به قول گوته «استعداد در شرایط آرام رشد می‌کنه و شخصیت در شرایط ناآرام.» انتهی از آدم تحصیلکرده توقع پختگی نداشته باشید، و از آدم پخته توقع تحصیلات. بنابراین این انتظار نابجایی هست که آقای ساکت دارند فلاسفه وارد مسائل اجتماعی سیاسی بشن. مواردی هم که ذکر کردند هیچکدوم ربطی به اجتماعیات و سیاسیات ندارند. درگیری غزالی و سهروردی و غیره با اطرافیانشون علمی بوده، نه سیاسی اجتماعی

Stephen Cole Kleene 🌐 Introduction to MetaMathematics کتابی که پایه‌ی نگارش کتاب‌های درسی بعدی در منطق ریاضی شد، طبق آمار گوگل 7600 بار ارجاع به این کتاب شده!