حالا چی ژوزه؟
Open in Telegram
379
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-930 days
Posts Archive
به هر راهی که دانستم
فرو رفتم به بوی تو
کنون عاجز فرو ماندم،
رهی دیگر نمیدانم.
"عطار."
چو نسیم آشنایی، ز کدام سو وزیدی؟
تو که بیقرار کردی، همه لاله زار ما را
منم آن شکستهسازی، که توأم نمینوازی
چه فغان کنم ز دستی، که گسسته تار ما را.
"سیمین بهبهانی."
ای مردمان بگویید، آرام جان من کو؟
راحتفزای هر کس محنترسان من کو؟
نامش همی نیارم بردن به پیش هر کس
گه گه به ناز گویم سرو روان من کو؟
"انوری."
اکنون ز تو با ناامیدی چشم میپوشم
اکنون ز من با بیوفایی دست میشویی
آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد
من مایهٔ رنج تو هستم، راست میگویی.
"فاضل نظری."
چنان در نیستی غرقم که
معشوقم همی گوید:
بیا با من دمی بنشین
سر آن هم نمیدارم.
"مولانا."
من غریق رودهاى خفته در نام توام
مرغ دریایى کجا و بیم از طوفان کجا
هرچه کویت دورتر، دلتنگتر، مشتاقتر
در طریق عشقبازان مشکل آسان کجا؟
"پوریا سوری."
مرا آنقدر در آغوش بگیر
که وقتی رهایم میکنی،
تنام بوی تو را بگیرد.
"سیامک تقیزاده."
گاهی ضعیف و رنگ پریده،
گاهی قوی و پر نور،
ماه معنای انسان بودن را میفهمد.
"طاهره مافی."
مردم از درد و به گوش تو فغانم نرسید
جان ز کف رفت و به لب راز نهانم نرسید
گرچه افروختم و سوختم و دود شدم
شکوه از دست تو هرگز به زبانم نرسید.
"محمدرضا شفیعیکدکنی."
