en
Feedback
حالا چی ژوزه؟

حالا چی ژوزه؟

Open in Telegram

تو فقط داری پیش می‌ری ژوزه! اما به کجا؟ ••••• @josewhatnowbot

Show more
379
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-930 days
Posts Archive
به هر راهی که دانستم فرو رفتم به بوی تو کنون عاجز فرو ماندم، رهی دیگر نمی‌دانم.
"عطار."

چو نسیم آشنایی، ز کدام سو وزیدی؟ تو که بی‌قرار کردی، همه لاله زار ما را منم آن شکسته‌سازی، که توأم نمی‌نوازی چه فغان کنم ز دستی، که گسسته تار ما را.
"سیمین بهبهانی."

photo content

تو در میان خلایق به چشم اهل نظر چنان که در شب تاریک، پاره نوری.
"سعدی."

ای مردمان بگویید، آرام جان من کو؟ راحت‌فزای هر کس محنت‌رسان من کو؟ نامش همی نیارم بردن به پیش هر کس گه گه به ناز گویم سرو روان من کو؟
"انوری."

photo content

مقابل چشمان من نیستی اما تنها چیزی که می‌بینم، تویی.
"سیامک تقی‌زاده."

اکنون ز تو با ناامیدی چشم می‌پوشم اکنون ز من با بی‌وفایی دست می‌شویی آیینه خیلی هم نباید راست‌گو باشد من مایهٔ رنج تو هستم، راست می‌گویی.
"فاضل نظری."

چنان در نیستی غرقم که معشوقم همی گوید: بیا با من دمی بنشین سر آن هم نمی‌دارم.
"مولانا."

من غریق رودهاى خفته در نام توام مرغ دریایى کجا و بیم از طوفان کجا هرچه کویت دورتر، دلتنگ‌تر، مشتاق‌تر در طریق عشقبازان مشکل آسان کجا؟
"پوریا سوری."

photo content

مرا آن‌قدر در آغوش بگیر که وقتی رهایم می‌کنی، تن‌ام بوی تو را بگیرد.
"سیامک تقی‌زاده."

گاهی ضعیف و رنگ پریده، گاهی قوی و پر نور، ماه معنای انسان بودن را می‌فهمد.
"طاهره مافی."

photo content

آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل همه در سایهٔ گیسوی نگار آخر شد.
"حافظ."

مردم از درد و به گوش تو فغانم نرسید جان ز کف رفت و به لب راز نهانم نرسید گرچه افروختم و سوختم و دود شدم شکوه از دست تو هرگز به زبانم نرسید.
"محمدرضا شفیعی‌کدکنی."

photo content

چشمانی قهوه‌ای رنگ داشت؛ اما شبیه آسمان، نگاهم می‌کرد.
"اولکو تامر."