فروغ فاریابی
Open in Telegram
تن ما به ماه مانَد، که ز مهر میگدازد دل ما به چنگ زهره، که گسسته تار بادا
Show more312
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+230 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+8
in 0 channels
November '24
+10
in 0 channels
Get PRO
October '24
+14
in 1 channels
Get PRO
September '24
+18
in 0 channels
Get PRO
August '24
+35
in 2 channels
Get PRO
July '24
+83
in 2 channels
Get PRO
June '24
+22
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '24
+27
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 1 channels
Get PRO
January '24
+152
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 December | +1 | |||
| 20 December | 0 | |||
| 19 December | 0 | |||
| 18 December | 0 | |||
| 17 December | 0 | |||
| 16 December | 0 | |||
| 15 December | 0 | |||
| 14 December | 0 | |||
| 13 December | 0 | |||
| 12 December | +2 | |||
| 11 December | +1 | |||
| 10 December | 0 | |||
| 09 December | 0 | |||
| 08 December | 0 | |||
| 07 December | 0 | |||
| 06 December | 0 | |||
| 05 December | +1 | |||
| 04 December | 0 | |||
| 03 December | +1 | |||
| 02 December | +2 | |||
| 01 December | 0 |
Channel Posts
سرکار خانم مهری طالبی دارستانی رئیس محترم اداره زنان و خانواده ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان تهران این روایت را دیده اید؟ :
امام حسین در وصیت خود به برادرش محمد حنفیه فرمود: «... إِنّی لَمْ أَخرُجْ أَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّه جَدّی، أُریدُ أنْ آَمُرَ بالمَعروفِ و أنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَه جَدّی و أبی محمد (ص) و سیره ابی علی بن ابیطالب (ع)» (مجلسی، ۱۴۲۹ ق، ج ۴۴، ص ۳۲۸)
... من از روی خودخواهی یا برای خوشگذرانی، فساد و ستمگری قیام نکردهام، همانا من برای اصلاح در امت جدم محمد (ص) قیام کردهام تا اینکه امر به معروف و نهی از منکر کنم. به سیره جدم محمد و سیره پدرم علی بن ابیطالب عمل کنم ...
یک هفته مانده به ماه محرم هیآت مذهبی شهر را سیاهپوش میکنند و جابجا فضاهای عمومی شهر و محلات را به برپایی تکیه ها و ایستگاههای صلواتی اختصاص می دهند. عاشقان امام حسین برای زنده نگه داشتن آرمان و سیره ایشان به خود حق میدهند که تردد و آسایش روز و شب شهروندان را مختل کنند. جوانان پرشور و خانواده های بسیاری که دل در گرو این مسير و مناسک دارند، صادقانه با آنها همراهی میکنند و بسیاری نیز محترمانه تا پایان مناسک، شکیبایی میکنند.
در چنین کشوری ناگهان مصاحبه آقای عباس پالیزدار منتشر میشود که با خونسردی از فساد مقامات و یا اطلاع ایشان از فساد در حکومتی که نام اسلام را یدک می کشد صحبت میکنند. از فقها و عالِمانی یاد می شود که مردم صادق و ساده سالها پای درس و منبر آنها و هم لباسان آنها نشسته اند، بر مصائب خاندان نبوت گریسته اند و هزینه مادی و معنوی برپایی و استمرار مناسک را پرداخته اند.
این مصاحبه با خونسردی بیان و منتشر می شود و هیچ فقیه و مجتهد و عالِم دینی به یاد جملات امام حسین نمی افتد. چرا؟
اساس یکی از فروع ده گانه دین تشکیلات ستاد امر به معروف و نهی از منکر تاسیس شده و افرادی استخدام و بودجه ای صرف اهداف و برنامه هایش شده. ولی از این ستاد هم بیانیهای، راهکاری، هشداری امر و نهیی مشاهده نمی شود!!!
تنها این نیست...
سیدعلی حسینی اشکوری نماینده گیلان در مجلس خبرگان رهبری می فرمایند: " برحسب عقل و شرع و سیره پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام)، وظیفه حاکم اسلامی است تا حاکم بعدی را معرفی نماید و مجلس خبرگان رهبری این امانت را در زمان مناسب به اهلش بسپارند."
از ستاد امر به معروف و نهی از منکر یا سایر خبرگان یا فقها و علما کسی نیست از این بزرگوار سوال کند این گزاره را از کجای سیره پیامبر و اهل بیت یا عقل و شرع استنباط کرده اند؟
حکومت اهل بیت کجا برقرار بوده و آیا در کدام سند یا گزارش تاریخی امامان معصوم شیعه، حاکم اسلامی قلمداد میشدند؟ دیوان و دفتر و سپاه و پایتخت و ...آنها کجا بوده؟ از سیره امام علی و فرزندش حسین که هر سال ۴۰ روز نام ایشان ذکر هر کوی و برزن است در باره دستبرد مستقیم و غیر مستقیم به بیت المال چیزی مشاهده نشده است؟
آخر چرا به این راحتی بیاناتی ایراد می شود که سالها خلاف آن را تدریس و تعلیم داده بودند؟
این سهل انگاری از چیست؟
حالا ببینید ستاد امر به معروف و نهی از منکر در چه مواردی حساس و فعال میشود؟
بله...یک حکم حاشیه ای و غیر واجب و غیر قابل تحمیل و ترویج، بدون مجازات ... مانند حجاب، تبدیل می شود به مهمترین فکر و ذکر و همّ و غم غالب مسئولان و خطبا و ائمه جمعه و جماعات و ستادهای کل کشور و ...
و ناگهان ابتکار کلینیک ترک بی حجابی خلق می شود!!!!
این خط و مسیر باطل را چه کسی ترسیم و در برابر این بزرگواران نهاده است؟
آنکه حقیقتا به درمان نیاز دارد کیست؟
این بی حسی و کوچک انگاری فساد فراگیر در مقامات عالیرتبه و جرم انگاری و مقابله با امور بی اساس، نشانه سلامت است؟
آیا زمان آن نیست کل این تشکیلات به دلیل بودجه ای که هدر داده بازخواست و منحل شود؟
اگر توان فکری و کارشناسی موجود بضاعت درک و تمییز منکرات ویرانگر کشور را ندارد لزومی ندارد با پرداختن به مسائل بی اساس، موجودیت خود را معنا و توجیه کند و امنیت روانی جامعه را به مخاطره بیندازند.
سرکار خانم مهری طالبی دارستانی رئیس محترم اداره زنان و خانواده ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان تهران لطفا از بانوان عذرخواهی کنید و پیشنهادتان را پس بگیرید.
استعفا هم که فعلا مُد نیست.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy
| 2 | https://www.karzar.net/165521
این کارزار درباره درخواست بازنگری در برخی ساختارهای تصمیم گیری کشور است.
به دو نمونه اشاره کرده ام ولی فقط همین دو تا نیست. مثلا شوراهای عالی متعدد، کارگروه ها، نهادهای موازی با ماموریتهای مشابه و ...و بسیاری جاها که نمیشناسم.
یکی از انگیزه های قوی من برای شرکت درانتخابات ریاست جمهوری اخیر اعتقاد به این بود (و هست) که ما چارهای از سر و سامان دادن به نهادها و بازنگری در تصمیمات و ساختار کشور با تکیه بر توان خودمان نداریم. شعار و دعوت جناب پزشکیان مبنی بر صداقت و عدالت، و بعدتر، نامیدن دولت چهاردهم به دولت وفاق را، برآمده از همین رهیافت تلقی میکنم.
این مسیر دردناک است. زیرا گام اول آن خودسنجی صادقانه ای است که به سختی شهامتِ پرداختن به آن شکل میگیرد. در این مسير گاهی ناامیدی قد علم میکند، گاهی نوازش رقیب، رشک برانگیز می شود، گاهی جسارت کم، کلافه ات می کند و گاهی گام های رو به جلو، چراغ ادامه راه میشود، خلاصه که اوضاع درهم جوشی است. سمت و سوی نهایی را برآیند تلاش ها و سماجت و خستگی ناپذیری دلسوزان و صاحب نظران و هم پشتی همه ایران دوستان تعیین خواهد کرد.
به نظرم تغییر رویکرد و تحقق خودسنجی صادقانه در بالاترین مقامات کشور، کار بدنه را بسیار سریعتر و راحت تر، و برای همه خوش عاقبت تر خواهد کرد. کارزار فوق را بر اساس همین ملاحظات نوشته ام و فکر میکنم خام بودن ایده آن چندان مهم نباشد.
مهم طرح ایده و دعوت از صاحب منصبانی است که به فکر بیفتند شاید خود بخشی از مشکل هستند، و در این صورت آیا می توانند برای حل آن پیشقدم شوند؟
همچنین شاید با طرح موضوع، ایده های بهتری خلق شود و نتایج سازنده تری عایدمان شود. چه در عالَم نقد و نظر، چه انشالله در عمل و تغییرات توسعه بخش.
در مجموع اگر این درخواست را سودمند می دانید، آن را امضا و منتشر بفرمایید.
#برای_ایران
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 2 387 |
| 3 | 🔴فراتر از فساد
🔺اعتماد ۱۲ آبان ۱۴۰۳
✍️عباس عبدی
🔘فرض کنید یک نفر مصاحبه کند و بگوید که مدتی پیش در فلان جای تهران چند نفر را پس از شکنجه کشتند و اموالشان را هم به غارت بردند. بعد هم هیچکس پیگیری نکند که این ادعا درست است یا نادرست. خوب! این وضعیت چیزی جز ناامنی و بیمسئولیتی را نشان نخواهد داد. هنگامی که چنین خبری گفته شود، بلافاصله پلیس یا دادستان باید گوینده خبر را احضار کنند و اطلاعات او را برای راستی آزمایی دریافت کنند.
🔘اگر واقعیت نداشت، گوینده را محاکمه نمایند که چرا خبر رعبآور دروغی را منتشر کرده است؟ اگر واقعیت داشت، پلیس و دادستانی باید پاسخ دهند که چرا تا کنون مطلع نبودند و چرا هیچ اقدامی نکردهاند؟ در هر حال مسکوت گذاشتن ماجرا بیانگر فضای ناامن و خطرناک در جامعه است.
🔘بنده سیاست آقای پزشکیان و دولت او را در خصوص نپرداختن به دولت پیش کاملآ تایید میکنم و با آن همراه هستم. برخلاف همان دولت که هر چه جلوتر میآمد، حملاتش به دولت روحانی بیشتر میشد و ناکارآمدیهای مفرط خودش را به عهده دولت روحانی میانداخت. اتفاقاً این شیوه توجیهگری آن دولت را دچار مشکلات بیشتری هم میکرد و به دلیل همین رفتارشان مردم متوجه شدند که هیچ امیدی به آنان نباید داشت. بنابراین بهتر است دولت پزشکیان به کلی دولت رییسی را فراموش کند. ارزیابی عملکرد منفی آن را به عهده کارشناسان مستقل و آیندگان بگذارد. اصولاً مردم هم انتظار ندارند که چنین مقایسهای صورت گیرد. زیرا به همین دلیل به او رأی دادند.
🔘با این حال یک مورد استثنا در بازگشت به گذشته وجود دارد، و آن فساد و تضییع حقوق ملت است. فساد نه تنها شامل دزدی و رشوه میشود بلکه شامل تصمیمات نادرست و نابخردانهای هم هست که هزینههای کلانی را بر دوش ملت بار میکنند و این سیاستها و تصمیمات نادرست فراتر از معنای متعارف فساد اداری هستند. از این نظر باید به اقدامات گذشته پرداخته شود، چون نپرداختن به آنها موجب تکرار میشود.
🔘با این مقدمه، به اظهارات سرپرست جدید مرکز تحول دیجیتال و فنآوری اطلاعات سازمان برنامه و بودجه میپردازیم که در گفتگوی خود اعلام کرد: ▪️«۲۵ همت یا همان ۲۵ هزار میلیارد تومان بابت سامانه نان هزینه شده که هیچ حاصلی نداشته است.»▪️ به گفته او سامانه املاک و اسکان هم هیچ حاصلی نداشت!. البته وی هنگام شرح ماجرا و با خنده اقدامات آنان را به تمسخر گرفت.
🔘گفتن رقم ۲۵ همت برای یک سامانه خیلی ساده است، زیرا مردم درکی از ابعاد این رقم بویژه در سالهای گذشته ندارند. چگونه ممکن است یک ساختار وزارتی یا حکومتی به جای حل مسأله نان که در هر کشور دیگری از جمله در همین ایران نیز کاری متعارف بوده، بتواند طرحی را با این رقم وحشتناک اجرا کند که مدیر بعدی آن را مضحکه بداند و متأسفانه با خنده و تمسخر از آن یاد کند؟ در حالی که اجرای طرحی که چینن هزینه سنگینی داشته و موجب تمسخر است، قطعاً خندهدار نیست و باید گریست. ظاهراً سامانه مسکن هم مطابق همین نقل قول سرنوشت مشابهی داشته است.
🔘اکنون برعهده آقای رییس سازمان برنامه و وزرای محترم اقتصاد و صمت است که توضیحی در باره این طرح دهند که مراحل طی شده برای آن چگونه طی شده است؟ نکند مثل فساد ۳٫۷ میلیارد دلاری چای دبش که برای دهها نفر کیفرخواست صادر شده ولی هنوز هیچ کس نمیداند که این فساد طی چه سازوکاری رخ داده است؟ من از همان زمان و مکرر نوشتم که این فساد در این ابعاد نمیتواند منحصر به فرد باشد، اگر این فساد آگاهانه نظاممند نباشد حتما ناشی از یک شلختگی ساختاری و مدیریتی است و به طور قطع با وجود این شلختگی، باید موارد دیگری هم وجود داشته باشد. اکنون گفته شده که چنین رقم وحشتناکی صرف یک سامانه بیهوده و فسادزا شده است؛ پس باید نتیجه گرفت که آن احتمال بنده بیمورد نبوده است.
🔘کسی که جانشین مدیر قبلی شده و این خبر را منتشر کرده است موظف به انتشار جزییات آن از آغاز فرآیند طراحی این ایده تا پایان شکست ماجرا است. بار نمودن چینن هزینههای سنگینی به کشوری که با محدودیت شدید درآمدهای بودجهای مواجه است، یک فساد بزرگ محسوب میشود. امیدواریم که مسئولین جدید سیاههای از طرحهای مشابه و این طرح را به افکار عمومی عرضه کنند تا مردم ارزش رأیی را که در ۱۵ تیر دادند بیشتر بدانند.
"پایان یادداشت جناب عبدی"
پ.ن
-شما چه سامانه پرخرجِ بیثمری، سراغ دارید؟
- شاخص درک فساد، در ایران بیخودی بالا نرفته. بیحسی نسبت به فساد، از خود فساد هولناک تره. بویژه اگر این بی حسی، در ارکان حاکمیت ریشه دوانده باشد.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 2 001 |
| 4 | شهر ما خانه ما!؟؟
خانه محلی امن و بی خطر است و شهر هم باید زیستگاهی امن و دلپذیر باشد نه خشن و بی در و پیکر! شهر ما از این جهت خانه ما نیست. زیرا امروزه وقتی وارد شهر می شوی وارد یک عرصه پرمخاطره شده ای.
هر گونه ترددی چه پیاده، چه با دوچرخه، یا خودرو، عملی پر مخاطره و با استرس است. در هر گروه سنی که باشی کودک، نوجوان، میانسال و سالخورده، سالم، معلول، بیمار، هیچ کس در امان نیست و شهر برای او تمهیدی امنیت بخش تدارک ندیده است!
همه در امان خدا و بر اساس توان جسمی و عکسالعملی خود از این ماجرا عبور و به خانه باز میگردد!
تنها تدبیر چشمگیر برای رفع معضل اعصاب خردکنی مانند ازدحام و ترافیک شهری، توسعه معابر و احداث پل و زیر گذر و روگذر بوده ( که آن هم از نظر فنی داستانی است...) انگار در تجارب و دانش ترافیک هیچ راه دیگری معرفی نشده است! بعید است از تمام ظرفیت دانشی و مدیریتی موجود در شهر همین خروجی به دست آمده باشد!
تکیه بر توسعه معابر به تنهایی، روی دیگر دعوت به استفاده بیشتر از خودروی شخصی است! و تشدید معضل تردد را در پی خواهد داشت!
حمل و نقل عمومی شهر را نگاه کنید! اتوبوس های فرسوده و نامناسب برای شهروندان کم توان، و بدون شبکه ای گسترده ( خرید چند دستگاه اتوبوس جدید در برابر معضل ترافیک کمکی نمیکند) و بدون نفوذ در همه مسیرها و محلات، بدون ایستگاههای مناسب، بدون برنامه رفت و آمد منظم و اعلام شونده در ایستگاهها...از جمله معضلات یک مرکز استان است که ادعای کلانشهری را با خود یدک می کشید!
فقط لازم است مدیران شهر بخشی از توجهی را که صرف برانداختن و برآوردن افراد و رفتارهای عجیب و غریب بی ربط می کنند صرف زیست پذیر کردن شهر کنند و به یاد بیاورند که چه نسبتی با شهر داشتند؟! آنگاه راهحل ها خود را نشان خواهند داد.
خوب است به یاد بیاورند که اگر آنها از دیدن و درک مشکلات مردم غافل شده اند، ولی مردم آنها را، رفتارشان را و غفلتشان را بخوبی می بینند!
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 1 283 |
| 5 | درد دلی با رئیس جمهور
سلام و خدا قوت!
تاریخ سرگذشتِ مردمِ معمولی نیست. تاریخ ماجرای افرادی است که شانس تاثیرگذاری بر زندگی مردم معمولی را به دست آورده بودند. داستان چگونگی فهم و استفاده از این شانس و فرصت است که آیا فلاکت و فقر و بدبختی بیشتری به بار آوردند یا از رنج و ستم و فقر کاستند؟
آقای پزشکیان عزیز و با صفا!
در خلوت خود دوباره مرور کنید که با این شانس بزرگی که به دست آورده اید چه خواهید کرد؟
شاید پرداختن به ماجرای انتخابات و برآمدن شما تکراری باشد ولی بد نیست به همین مقدار اکتفا کنم که آرای نه چندان پرشمار شما را بی صدایانی دلخسته و ناامید و پرشمار، وزین و سنگین کردند که در شمار نیامدند ولی سنگینی وجودشان غیر قابل انکار بود.
آنچه این ملت خموش را به سوی شما متمایل کرد شعار صداقت و عدالت شما بود.
این تمایل، می تواند بارها و بارها به بازی گرفته شود و یا جدی گرفته نشود. ولی قطعا آنکه آسیب میبیند، مردم نیستند. از خود شما شنیدم که فرمودید خدا و مردم در یک طرفند پس قدرت آنجاست نه در اطرافِ غیر. کسانیکه طرف مردم باشند به همان اندازه قوی خواهند شد.
بنابراین روشن است آنکه باید وصل بماند کیست یا کیانند.
اینکه جریانی در حاکمیت دریافته بود که به چنین اتصالی نیازمند است امر مبارک و راهگشایی بود و همه دیدیم که با اندک تلاشی چه بهره بزرگی نصیبش شد.
چرا نباید این امر مبارک ادامه یابد؟ چرا به همان اندک اتصال بسنده شود؟ قدرتِ مردم همچنان نیروبخش است. چرا به سهم اندکی قناعت شود؟
پاسخ شاید در آن روی ماجرایی است که با دید خوشبینانه، فهم متفاوتی از جهان و انسان و سیاست داشته و در پی تحمیل اراده خود است. و با دید بدبینانه از فساد انباشته در طی سالها، چنگ انداختن بر منابع عمومی و عدم پاسخگویی و عدم دریافت بازخورد عادلانه و...و...و...هیولایی ساخته شده است که قطع دست او و بازگرداندنش بر جای خود، به مسئله مرگ و زندگی تبدیل شده، لذا از مرگ آفرینی در جهت بقای خود، باکی ندارد.
هر چه این روی ماجرا هولناک است، اتصال به منبع اصیل قدرت یعنی مردم، بیشتر معنا می یابد.
اجازه ندهید آرام آرام و بدون اینکه متوجه شوید رشتههای امید و توانمندی دولت-ملت ضعیف شود.
هیچکس نمی تواند شما را مجبور به دوری از خود اصیل و صادقتان کند. خودتان بهتر میدانید که هیچ چیز "هم ارز" آن نیست.
یکی از انگیزههای اصلی برای نوشتن این متن، سخنان خانم مهاجرانی بعنوان سخنگوی دولت بود. ایشان فرموده اند صدای تندروها هم باید شنیده شود!
سوال این است مگر صدایی غیر از صدای ایشان شنیده میشود؟
موافقان لایحه حجاب، ادامه دهندگان فیلترینگ، کل صدا و سیما، تمام تریبونهای نماز جمعه و جماعات، نهادهای پرخرج و بی ثمر در پوشش فعالیت هاي مذهبی و هیات ها و... و ....صدای چه کسانی را منعکس میکنند؟ تا بحال چه محرومیتی شامل صدای آنها بوده؟
به این طرف نگاهی بیندازید:
صدای بازنشستگان
معلمان
کارگران
هنرمندان
زنان و جوانان
معترضان به حجاب اجباری
شاکیان از فیلترینگ
آسیب دیدگان حوادث سالهای گذشته
اساتید و دانشجویان
کودکان و دانش آموزان مناطق محروم و استانهای مرزی
فعالان مدنی
زندانیان سیاسی که هر یک می توانند سرمایهای برای کمک به ایران باشند
و آن یکی که داستانی است پر آب چشم...!!
و...
امثال این صداها را کجا شنیدید که تندروها جا مانده اند؟
خودتان را چند ماه پیش از انتخابات به یاد بیاورید، و این فرصت و شانس بزرگ را که خدا و ایران به شما داده سرآغاز پیشرفت و آبادانی و برقراری عدالت قرار دهید.
شاید اشکال گرفته شود که در این هیاهوی منطقهای و بیم گسترش درگیری های نظامي وقت این حرفها نیست. اتفاقا بهترین زمان یادآوری همین الان است. استقامت بر راستی و درستی همین مواقع کارسازتر و ضروری تر است. همانطور که برای فرصت طلبان و سوداگرانِ مرگ و تباهی، دردناک تر! (چه بسا بخشی از ویرانی جنگ را بدون شلیک مستقیم یک گلوله، با غفلت دولتمردان از مردمشان، بر ایران تحمیل کنند.)
با همراهی مردم آنچنان قوی خواهید شد که در برابر همه مشکلات راههای روشن و پیمودنی، پیش پایتان نمایان خواهد شد.
از صداها نترسید. صدا درد ندارد. ولی ستم، فقر، ویرانی و دروغ درد دارد. از گسترش آنها، چه با جنگ چه با فساد، بر خود بترسید.
ایران همچنان به اعطای فرصت به فرزندانش ادامه خواهد داد.
#برای_ایران
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 2 901 |
| 6 | خرگوش سفید
در درونِ دالان
دالانِ درون
سرزمین عجایب
نشانه هایی گنگ از
اشیا
مکانها
زمانها
عبور می شوی
صعود یا سقوط!؟
به نشانیِ یک "حسّ"،
هر گاه رسیدی
درِ زده شده،
دالان تازه ای است
با خرگوش سفید
در آستانه
سطر به سطر
خوانده میشوی
و....
گریزی نیست
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 332 |
| 7 | نظر برخی این است که اگر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری طور دیگری رقم خورده بود، از اسرائیل چنین گستاخی هایی سر نمی زد!!
فکر می کنم از یک جهت نظر درستی است ولی بقیه اش را هم باید بگویند که ریاکارانه از آن می گذرند ولی من آن را بازگو میکنم!
بله ...آنگاه میدان برای تاخت و تاز تندروهایی که دانسته یا ندانسته همسو با اسرائیل عمل می کنند فراخ میشد و کشور را دو دستی تقدیم اسرائیل میکردند و آنگاه دلیلی نداشت از او گستاخی سر بزند!
با رفتار دیوانه وار و مصمم اسرائیل در روزهای اخیر، آیا هنوز هم نمی توان حدس زد که طرح هایی مانند طرح نور، لایحه حجاب با ظاهری فریبنده، و هر برنامه آزاردهنده مشابه....تله هایی بودند که در جهت از هم پاشیدن شیرازه کشور از درون و رویارویی مردم با نیروهای انتظامی وارد دستور کار نمایندگان و مسئولان شده بود؟ انگار جریانی از پیش در حال زمینه سازی برای خالی کردن پشت حاکمیت و نیروهای نظامی و انتظامی و دوری هر چه بیشتر مردم از ایشان، از طریق افزایش دلخوری و تنش داخلی بودند تا با روی کار آمدن تندروها و اجرای نقشه های شوم اسرائیل در منطقه، میوه کارشان را بچینند.
تدبیر حاکميت، تقدیر ملت و خرد جاری در رفتارهای مردم صلح طلب و ایران دوست، شعار وفاق و انسجام داخلی جناب پزشکیان، این فرصت طلایی را از بدخواهان ایران گرفت و حالا با عصبانیت، روی پلن B متمرکز شده اند و آن درگیر کردن ایران در یک جنگ ویرانگر است باز هم با شعارهای احساسی و حماسی و فریبنده با تحریک احساسات، در آتش فتنه ای مهیب می دمند!
(در ادبیات قرآنی یک خویشکاری شیطان همین است!
او از خدا برای این کار مهلت گرفته که از راست و چپ و بالا و پایین بر انسان بتازد در مال و فرزند با او شریک شود ...تا روز قیامت!
باطل را در لباس حق زینت دهد و ...هزار مکر بیاراید!)
معلوم نیست همیشه شانس با ما یار باشد...ولی معلوم است که باید از تمام ظرفیت قوای عقلانی موجود در کشور (حتی عزیزان در بند مانند جناب تاج زاده) و همچنین ثبات موجود در حاکمیت حداکثر استفاده را کرد و اسرائیل را در آتش فتنه ای که به پا کرده تنها گذاشت!
#برای_ایران را بیش از پیش زنده نگه داریم.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 4 275 |
| 8 | يادداشتم درباره ساختار وزارت راه و شهرسازی
حمل و نقل رشته ای بسیار جذاب و شیرین و زنده است. محل تلاقی چند رشته مهندسی با مباحث اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی است که ذینفعان متعدد، همسو و یا متقاطع دارد. حل چالش های آن نیازمند یک نگاه فراگیر و تیزبین و رو به آینده و جسورانه است.
متاسفانه با وجود ظرفیت های بی نظیر این صنعت، به دلیل فقدان چشم انداز و درک مناسب از مناسبات اقتصادی و حقوقی و حرفه ای همه جانبه، خواسته یا ناخواسته این صنعت بیشتر به عرصه تاخت و تاز سوداگران تبدیل شده است. منظور از سوداگران، الزاما گروهی بد نیت و کلاه بردار نیستند. آدم های معمولی که (خودم هم یکی از آنها) سواد کافی نداشته باشند، وقت و حوصله کافی برای درک مسائل صرف نکنند و دیدگاه و بینش استواری بر پایه تجربه و دانش هم نداشته باشند، ناچارند به سوی این و آن کج شوند و تصمیمات سطحی بگیرند، خواه ناخواه، مسائل را به درستی حل نمی کنند.
مادامی که چرخ حمل و نقل این گونه بچرخد نه تنها مسئله ای حل نمی شود بلکه با موکول کردن حل آن به افرادی در فرداهای نامعلوم، همچنان مناسبات ناعادلانه تقویت و بازگرداندن امور به جای خود دشوارتر می شود!
با این اوضاع اگر وزارتخانه تفکیک شود بخشی از اشتغالات وزیر به شخص دیگری منتقل می شود ولی مسئله ای در حمل و نقل حل نمی شود.
از این رو لازم است همزمان با تفکیک ماموریت های ناهمخوان که بسیار ضروری است، برخی اصلاحات اساسی نیز در بخش های تفکیک شده صورت پذیرد.
ادامه را در اینجا بخوانید.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 2 391 |
| 9 | 🌿 تایید لایحه جنجالی حجاب در شورای نگهبان
🔴پزشکیان باید «قانون عفاف و حجاب» را ابلاغ کند
🔸به گفته رئیس کمیسیون قضایی مجلس، «لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» (با نام اولیه لایحه حمایت از فرهنگ عفاف و حجاب) به تایید شورای نگهبان رسیده است.
🔸غضنفرآبادی درگفتوگو با ایلنا تاکید کرد: «لایحه عفاف و حجاب را شورای نگهبان تایید کرده است و باید ابلاغ شود.»
🔸گفتنیست لایحه حجاب در طول عمر مجلس یازدهم ۵ بار به شورای نگهبان ارسال و رد شده بود.
🔸پس از تشکیل کمیسیون قضایی در مجلس دوازدهم این لایحه برای آخرین بار اصلاح و به شورای نگهبان ارسال شد که مورد تایید این شورا قرار گرفت./ پایگاه خبری اختبار
خبر بد!
ای شورای نگهبان! چه اصراری به بر هم زدن آرامش جامعه و ایجاد درگیری بین مردم و نهادهای انتظامی دارید؟
این لایحه قابلیت اجرا ندارد، موجب عسر و هرج و اذیت و آزار و تنش و بی اعتمادی است.
چرا به واقعیات توجه ندارید؟
آیا از اینکه اشتباهات شما در رد صلاحیت رئیس جمهور( که مشتی نمونه خروار است) نقل محافل شده است آزرده خاطر شده اید و برای ایشان چالش ایجاد می کنید؟ گناه مردم چیست؟
به جای آن بهتر نیست به ریشه یابی و بازنگری اشکالات کار خود بپردازید تا اینگونه آزرده خاطریها پیش نیاید؟ بهتر نیست با وجود این حجم سنگین مشکلات داخلی و خارجی نیز در مسیر همدلی و آبادانی ایران، کمک حال دولت باشید و با کم کردن تنش ها وجهه شایسته و خوش عاقبتی برای خود بسازید؟
این لایحه به هزار و یک دلیل غیر شرعی است و چون قابلیت اجرا و استمرار در اجرا ندارد به استهزاء جایگاه قانون می انجامد. بنابر این شما باید اولین نهادی باشید که آن را به دور می اندازد.
امیدوارم با ارجاع این لایحه به مجمع تشخیص مصلحت نظام، پرونده این لایحه برای همیشه بسته شود.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 1 977 |
| 10 | ✅ طرح تابستانی پویش پرتو امید 🕊
🔹 برای تامین هزینه خرید دستگاه جدید پرتودرمانی انجمن خیریه امید ۲۰ میلیار تومان دیگر باقیست
شما خیرین مسئول و نیکوکار تا کنون ۸۰ میلیارد تومان از هزینه ۱۰۰ میلیاردی این دستگاه رو هدیه کردین🙏🤍
برای رسیدن به قله امید تنها یک گام دیگه باقی مونده
این راه رو با هم آغاز کردیم و با هم به انتها می رسونیم 🌱💫
(در طرح تابستانی پویش پرتو امید کافیه هر شهروند نیکوکار ۲۰۰ هزار تومان معادل ۴ سهم ۵۰ هزار تومانی مهربانی پرداخت کنه تا در کمترین زمان ممکن هزینه اقساط باقیمانده تامین بشه)
❤️ با کمک به دیگران نورهای درونمان را روشن نگاه بداریم
برایت امید می آوریم، زندگی خواهی کرد
امید یعنی زندگی🤍🌿
—————————
💳 شماره کارت:
5859-8370-1370-3612
🏦 شماره حساب:
1204647565
💸 شماره شبا:
IR64 0180 0000 0000 12046475 65
✔️ شماره تماس دفتر پویش
☎️ 044-33850030
📱 09919250030
✔️ سامانه پیامکی
📥 1000050030
✔️آدرس اینستاگرام
🚨 instagram.com/omid_pouyesh
🚨 instagram.com/omidcharity
📌آدرس وب سایت
🌐 partoveomid.com | 331 |
| 11 | در این يادداشت به مناسبت برگزاری مسابقات ۳ به ۳ بسکتبال که روز پنجشنبه ۱۵ شهریور در ارومیه برگزار شد گریزی به مشکلات ورزشی میزنم. مشتی نمونه خروار که نشان میدهد چگونه در لایه های زیرین و پایه ورزش، منابع انسانی و امیدهای آینده دستخوش بی کفایتی و کوته بینی افرادی میشود که درک درستی از جایگاه خود ندارند.
اگر بین ظرفیت و شایستگی فرد با موقعیت یا جایگاهی که در آن قرار میگیرد تناسب وجود نداشته باشد بیشترین آسیب به مخاطبان و مشتریان آن جایگاه وارد میشود. این دردسری است که در اکثر مناصب و جایگاهها با آن مواجه هستیم.
یکی از این موارد هیأتهای ورزشی استانها هستند که فقط باید شانس بیارویم یک آدم لایق و فهیم مسئولیتش را بعهده بگیرد وگرنه کار ورزشکاران، مربیان، داوران و سرنوشت آن رشته در میان سایر استانها، زار است.
این مقدمه را گفتم تا وارد موضوع بسکتبال استان(آذربایجان غربی) شوم. متاسفانه امر بر مسئولان هیات بسکتبال استان مشتبه شده و ظاهرا پیمانه کوچک شخصیت آنها گنجایش مسئولیتی را که بعهده گرفتهاند ندارد چون قادر به مدیریت کوچکترین مسایل اداری و اجرایی نیستند چه برسد به مدیریت چالشهای حرفه ای....چه برسد به گرفتاریهای اخلاقی!
ورزشکارانی که دو یا چند برابر عمر مسئولیت آنها در این رشته کار کرده اند و با وجود انواع کمبودها و محدودیتها، با عشق و علاقه و تعصب به بازی و تمرین و تلاش ادامه داده اند حالا باید با تازه به دوران رسیده هایی که منش و ادب شایستهای هم ندارند سروکله بزنند و اجحاف و زورگویی آنها را هم تحمل کنند!
برخلاف فلسفه تشکیل هیات و شرح وظایف مندرج در اساسنامه آنها به جای جذب و حمایت علاقمندان، هر روز بر تعداد ورزشکارانی که با روحیه در هم شکسته از این رشته خداحافظی میکنند، اضافه میشود که گواه آشکاری بر عدم شایستگی مسئولان هیات بسکتبال استان برای این جایگاه هست. در کنار اینها اجاره سالن بسکتبال متعلق به تربیت بدنی توسط رئیس هیات، ضمن تعارض منافعی که ایجاد کرده، اسباب روحیه تفرعن و انحصارطلبی را تکمیل کرده است. به حدی که خود را مجاز به امر و نهی های خارج از محدوده قانونی می دانند. اجازه فعالیت در رشته بسکتبال در سالن های غیر از سالن خودشان را به کسی نمی دهند. افراد مستقل را بایکوت میکنند و خلاصه در دنیای کوچک خود مافیایی راه انداخته اند که بیا و ببین!
ورزشکارانی که شانس حضور در رقابتهای کشوری را به دست می آورند شاهد تفاوت فاحش کیفی بسکتبال استان با استانهای همتراز هستند به لحاظ کیفیت مربیان و بازیکنان چه به لحاظ کیفیت برگزاری مسابقات!
بعد این کوتولههای ورزشی اینجا خدا را بنده نیستند و به راحتی خود را مجاز به هر گونه جولان دادن و خودمختاری غیر اخلاقی و غیر ورزشی می دانند.
امیدوارم مسئولان تربیت بدنی استان ناظران منصف، دقیق و هوشیاری برای بررسی مشکلات هیاتها در نظر بگیرند یا دست کم به این افراد تفهیم کنند که مالک افراد نیستند بلکه باید در خدمت ورزش و علاقمندان آن باشند. هویت آنها به وجود ورزشکاران مربیان و داوران بستگی دارد نه پول و روابطشان!
اگر ورزشکاران نباشند وجود آنها هم در صحنه ورزش بلاموضوع است. خلاصه یکجوری از توهم و خواب بیرون بیاوریدشان!
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 1 138 |
| 12 | در خبر ها آمده که دادستان عمومی به اتهام نشر اکاذیب و اینجور چیزا بر علیه آقای زیدآبادی اعلام جرم کرده. احتمالا به دلیل صحبتهاشون در گفتگو با جناب طائب در خصوص ناآرامیهای سال ۸۸ و پیآمدهاش باشه. خیلی متاسف شدم.
آقای زیدآبادی بسیار دلسوزانه نقد می کنند و سزاوار تنبيه و تعقیب نیستند. همه ایراندوستان باید از ایشان دفاع و حمایت کنند تا نه خودشان آسیب ببینند نه راهی که در صدد گشودن آنند بسته شود.
بعنوان یک شهروند از دادستانی خواهش میکنم خویشتنداری کنند و اجازه بدهند افرادی که معتقدند در صحبت های ایشان موارد کذب وجود داره، در گفتگویی مشابه با ایشان شرکت کنند و این سلسه صحبتها قطع نشود.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 1 585 |
| 13 | گفتگوی آقایان زیدآبادی و طائب در خصوص ناآرامی های سال ۸۸ و تبعات آن، رویدادی بی سابقه و امیدبخش در فضای سیاسی و بیش از آن در فضای اخلاقی و اجتماعی کشور است. شخصا از برگزار کننده و دو طرف گفتگو بسیار سپاسگزارم. باید زودتر از اینها اتفاق می افتاد. و باید بیشتر اتفاق بیفتد.
گفتگو، کلید حل مشکلات است. به زبان آوردن مشکلات، آنها را ساده و روشن و قابل حل میکند. هر مشکلی، مربوط به انسانها اعم از روابط شخصی، خانوادگی، سازمانی، تجاری و ...بدون گفتگو، به عقده، کینه، نفرت و قضاوت های نادرست و اقدامات پرهزینه ختم میشود.
اسقبال از گفتگو، برای انسانها توسعه در ابعاد وجودی و توانمندی اخلاقی و روحی به دنبال دارد و برای جوامع، توسعه در توان حل مسئله ها و افزایش ظرفیت اجتماعی و سیاسی که بی شک ثبات و امنیت کشور را هم بالا می برد.
قطعا از آن اتفاقهایی است که بعد از مدتی آدمی با خودش می گوید چرا زودتر این کار را نکردم؟!
این گفتگو را ببینید. بیش باد.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 1 864 |
| 14 | برسد به دست وزیر کشور
جناب آقای اسکندر مومنی
وزیر محترم کشور
سلام و درود بر شما
از زمان اعلام نام شما بعنوان وزیر کشور تصمیم داشتم برایتان بنویسم تا اینکه امروز انگیزه ام قویتر شد. همین اول حرف آخرم را بزنم:
،"نباید دیر کنید. وقت کم است."
راستش را بخواهید از انتصاب نظامیان در دولت چندان دل خوشی نداشتم و امیدوارم روزی برسد که تمام نگرانیهای امنیتی و نظامی ما به چالش هایی اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده باشد که قابل حل توسط مشارکت مردم و بنگاههای اقتصادی و مدیریت دولتی باشند.
ولی فعلا در ناگزیری این انتصابها از اینکه به سراغ شما آمده اند به دلیل خاصی خشنودم.
دلیل این است که شما در دوره ای از زمان خدمت خود در جایگاهی بودید که باید برای نجات جان انسانها در حوادث ترافیکی "فکر" میکردید.
در آن جایگاه باید بدون اینکه بین انسانها هیچگونه تمایزی قائل شوید، فقط به صرف "عزیز بودن جان" آنها، برای کاهش درد و رنج، آسیب دیدگی، معلولیت دائم و فوت چاره جویی می کردید.
فارغ از اینکه تا چه حد نتیجه میگرفتید، همین دغدغه و نگرانی، برای نرم شدن قلب و درک وظایفی که باید سمت و سویی انسانی و عدالت جويانه داشته باشد کافی است. حتما به یاد دارید که سازمان بهداشت جهانی مقوله ایمنی را یک موضوع عدالت اجتماعی معرفی کرده بود. زیرا بیشتر کشته ها و مجروحان و آسیب دیدگان تصادفات (بويژه کودکان) بدون اینکه سهمی در ایجاد حادثه داشته باشند، متحمل تبعات خونبار و همیشگی آن می شدند.
موضوع عدالت اجتماعی بود زیرا تاوان اشتباه رانندگان یا عابران نمی بایست مرگ یا جراحت یا معلولیت دائم باشد.
این رویکرد عدالت محور، روی همه کسانیکه با چنین مسائلی درگیر بودند تاثیرات عمیق و همیشگی میگذارد. و شما در راس چنین مجموعه ای، در کنار سایر دستگاههای مداخله گر ایمنی، بودید بنابر این جزو افرادی هستید که می توانید به چالش های اجتماعی بخصوص مسائل نوجوانان، جوانان و زنان نگاهی عمیق تر، سازنده و راهگشا داشته باشید.
بگذارید درد دلی هم بکنم. باورتان می شود در حوادث تلخ پاییز سال ۱۴۰۱ بعد از فوت مهسای عزیز، اخبار تمام استانها و شهرهای درگیر را زیر و رو میکردم تا شاید جایی ببینم یک بخشدار، فرماندار، استاندار یا نماینده شهری در مجلس آمده باشد بیرون در کنار مردمش و خطر کرده باشد، سینه سپر کرده باشد برای جوانانش، تا فریاد خشم آنها را به گفتگو تبدیل کند. ترتیب جلسه ای با آنها بدهد. بالاخره در جهت آرام کردن شهرش ابتکاری بخرج داده باشد!
دریغا دریغ! هیچ نیافتم. (انشالله بوده و من نیافتهام.)
باری، در حسرت آن ماندم که چرا یکی از این بزرگواران مانع نیروهای انتظامی و امنیتی نشدند و مسئولیت شهروندانشان را بعهده نگرفتند؟
خیلی رویایی و دور از انتظار است؟
شاید! ولی رویایی دست یافتنی است اگر نگاهی مانند آنچه در حوادث جاده ای به شهروندان داشته باشیم:
یادتان هست که دنبال سهم تقصیر همه عوامل بودیم و برای همه آنها چاره جویی میکردیم؟
آموزش و فرهنگ هم حرف اول را میزد.
آمدن شما به وزارت کشور به این دلیل برای من امیدوارکننده بود. نظامیان بخش های دیگر چنین تجربه نزدیکی ندارند.
برای شما تندرستی و موفقیت و برای ایران عزیز عزت و بهروزی آرزو میکنم.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 1 620 |
| 15 | ادامه یادداشت قبلی...
آنچه برای خنثی سازی این وضعیت نامبارک و تفرقه جانفرسا نیاز داریم دست کشیدن از بازیگری و روی آوردن به رفتار صمیمانه است.
برای همین نسبت به انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ بی تفاوت نبودم. زیرا که من حیث لایحتسب (البته برای من! چون ممکن است خوانندگان تحلیل های پیش بینی کننده دقیقی داشتند و می دانستند قراراست چه بشود و چه نشود! زهی سعادت!) جوری بالا و پایین شدیم که در میان این سطح از دو رنگی، کسی شعار صداقت را فریاد کرد آنهم نه شعار لزوم صادق بودن دیگران، بلکه فقط برای صادق بودن خودش، امری بدیع و فرصتی استثنایی بود.
این پادزهری بود که نیاز داشتیم.
در کتاب آشوب آقای جرد دایموند خوانده بودیم که کشورهای بحران زده برای حل و خروج از بحران به ۱۲ گام نیاز دارند که گام اول و ضروری "خودسنجی صادقانه" است.
کشورها باید صادقانه به خود نگاه کنند و واقعیت ها، محدودیتها و توانمندی های خود را به رسمیت بشناسند و بر اساس آنها گامهای بعدی را تعریف کنند تا بحرانهای سنگین را با موفقیت پشت سر بگذارند.
بسته به نظام های سیاسی مختلف و نهادهای تصمیم گیر در هر کشور، این نقش بعهده جایگاه بخصوصی است. از خودم می پرسیدم گزاره نهایی درباره خودسنجی را کدام شخص یا نهاد در یک کشور اعلام می کند؟ در کشور ما چگونه اتفاق می افتد؟ در کشور ما که همه با هم تعارف دارند این گامِ لاجرم را چگونه برداریم؟ اصلا به ضرورت آن رسیده ایم یا نه؟ آیا حسگرهایی داریم که آلارم وقوع بحران را بصدا درآورد؟
کمابیش اشارات و هشدارهایی از سوی متفکران و صاحب نظران داده میشد ولی گویا هنوز اتصال برقرار نمیشد!
با اتاق سیگاری به وسعت ایران روبرو بودیم!
انتخابات ۱۴۰۳ با حضور شخصی مانند آقای پزشکیان که "قادر بود خودش باشد"، تلنگری جدی به ساکنین دو اتاق زد!
این انتخابات با هر تحلیلی درباره چگونگی شکل گرفتن آن، از جهت تقابل صداقت با نقش های عادتی، ساختگی و حرفه ای، ماجرایی بی نظیر بود.
احتمالا آخرین و بهترین شانس ما بود که درهای هر دو اتاق به روی هم باز شد و توان و امکان رفت و آمد بین آن دو بوجود آمد. این شانس بعلاوه بی تفاوت نبودن دوستداران ایران می توانست شروعی برای پایانِ جولان ریا و نفاق باشد که شد!
برای اینکه این فرصت و بزنگاه تاریخی از دست نرود، ایران دوستان نباید از کارزار #برای_ایران دست بکشند. باید با تکرار زیست صادقانه، یکدستی رفتار و سخن، با کنار گذاشتن تعارفات (واضح است که به معنی کنارگذاشتن ادب نیست) از روابط دوستانه، خانوادگی، کاری و ...به تغییر چهره ایران کمک کنیم. صراحت، از اتلاف وقت و منابع جلوگیری می کند.
کارزار ما برای کمک به موفقیت دولت چهاردهم ایجاد عادت روراستی است.
کتاب آشوب در عنوان خود عبارت دیگری هم دارد: "نقاط عطف کشورهای بحران زده"!
نقطه عطف جایی است که قبل و بعد از آن کاملا متفاوتند.
به نظر شما نقطه عطف ما کجا بود آیا اصلا به آن رسیده ایم؟
در یادداشت بعدی به آن می پردازم.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 1 631 |
| 16 | در یادداشت قبلی به آفت "ناکار" اشاره کردم و با وجود گرفتاریهای سنگینی که ایجاد کرده گمان می کنم رهایی از آن چندان سخت نیست. قبل از اینکه به چگونگی آن بپردازم دعوت می کنم روایت زیر را که آقای جعفرعلی شیرنیا در کانال خود آورده اند بخوانید:
"روغنی زنجانی از اعضای کابینه دولت میرحسین موسوی درباره سال های پایانی جنگ هشت ساله به ماجرای یک اتفاق جالب در ساختمان دولت اشاره می کند. او میگوید اتاقی پشت در محل برگزاری جلسات هیات دولت بود که وزرا برای تماس با دفتر و منازل شان یا رفع خستگی و کشیدن سیگار و نوشیدن چای، به آن جا میرفتند. معمولا وقتی خبر یا گزارشی از وضعیت جنگ ارایه میشد وزرا نظرات واقعیشان را در آن اتاق با صراحت میگفتند و مخالف ادامه جنگ بودند. اما ده متر آن طرفتر، در اتاق جلسات، ماجرا رنگ و بویی دیگر داشت و محکم از آمادگی برای ادامه جنگ صحبت میکردند و جلسه حالت شعاری میگرفت.
به روایت روغنی، «در مجلس نیز همینطور بود. تمام نطق های پیش از دستور نمایندگان در دفاع از ادامه جنگ بود. اما وقتی با تک تک نمایندگان به صحبت مینشستی، و وضعیت را توضیح میدادی، آن ها هم به نقد ادامه جنگ میپرداختند. تا این که وضعیت کشور و جنگ به نقطهای رسید تا بسیاری مجبور شدند رودربایستی را کنار بگذارند و حرف اتاق سیگار و غیر سیگارشان به هم نزدیک شود.
نکته اینجاست حتی اگر نخواهی ساخت زمانه چنان است که تورا مجبور به دیدن واقعیت ها خواهدکرد، پس بهتر است از دوگانگی دست برداشت، که خطرناک است"
این روایت که فقط یک نمونه است را بارها و بارها باید بخوانیم و فکر کنیم چرا مردان سیاست ما دور میز جلسه رسمی نظری غیر از نظر واقعیشان میدادند؟
باید بارها و بارها آن را بخوانیم و مرور کنیم و به یاد بیاوریم رفتارهای دوگانه ای را که در موقعیت های رسمی و غیر رسمی ابراز کرده ایم؟
درحالیکه کشور، مردم، مخاطب دقیقا به نظرات صمیمانه و واقعی ما نیاز داشتند.
نظرات غیر واقعی، کم کم یک ایران جعلی و غیر واقعی و یک سرنوشت نمایشی برایمان درست کرد. که مجبور بودیم برای حفظ و استمرار وضعیت آن، در همان مسیر ادامه دهیم!
به نظر من مهم ترین سرچشمه تولید "ناکار" همین پدیده بود. آمارهای ساختگی، و ادعاها و حرفهای بی پشتوانه علمی و انبوه مصوبات صلواتی، روی آوردن به مدارک جعلی دانشگاهی، سخنرانی های کیلویی، بازدیدهای میدانی بی ثمر، افتتاح های نمایشی، پروژه های صوری، و ......همگی برای آن ایران غیر واقعی لازم بود!! نبود؟ 😓😓
نمی دانم دقیقا چه پیش آمد که همه پذیرفتیم یا تن دادیم که یک روایت استاندارد و رسمی و البته غیر واقعی بعنوان حرف مشترک و همگانی تولید شود و همه موید آن باشیم؟
برای همین از کنار بسیاری از امور بی ریشه و حتی دردسرساز، با سهل انگاری و حتی بی اعتنایی گذشتیم و حتی بلد نبودیم به تک صداهای متفاوت و پرسشگر گوش کنیم! انگار که اصلا امکان ندارد روایت دیگری وجود داشته باشد. و اگر وجود داشته باشد!!
از طرف دیگر با روایت های غیر رسمی و واقعی، در منازل و محافل دوستانه و انواع "اتاقهای سیگار" آشنا بودیم.
خطرناک ترین امری که از کنار آن بی توجه و ساده گذشتیم همین دوگانگی بود. در نهایت با گفتن اینکه مردمی تعارفی هستیم، موضوع را ساده و بی خطر تلقی کردیم. در حالیکه امر بدیهی و مذمومی بود. همان بود که در ادبیات دینی -که یک مملکت را به نام آن زده بودیم- از آن با عنوان ریا و نفاق، یاد میشود.
انگار متعلقِ ریا ، ما و دنیای ما نبود و فقط مربوط به دشمنان ما میشد!!!
خیلی سخت نگرفتیم، هر چند گاهی ناچاراً زخم و دردی به جانمان میزد به تلخی جام زهر...ولی متوجه نبودیم دردناکی زخم ها دقیقا از این دوگانگی است! دنبال مقصرانی در بیرون میگشتیم و تصادفا در بیرون هم چیزهای قابل قبولی پیدا میکردیم که بر غفلت مان بیفزاید!
ادامه دارد....
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 2 571 |
| 17 | سلام به دولت اول دکتر پزشکیان!
آقای پزشکیان عزیز
روز پزشک بر شما مبارک!
امروز یک ایران چشم به تدابیر شفابخش شما دارد.
روز عجیبی است. انشالله سرآغاز خیر و بهروزی و عزت ایرانیان باشد.
تازه اول کار است. کاری که هم از اول سخت مینمود و هم پس از این در آن مشکلها افتاده است.
بشرِ جان سخت هیچگاه از "کار" خسته نشده است. دلیلش تغییرات شگرفی است که در زوایای زندگی او در سراسر تاریخ و جغرافیا مشاهده میشود. بلکه این "ناکار" بوده که همواره آدمیان را فرسوده کرده و مانع حرکتشان شده.
پس سختی کار ایران، با توجه به منابع انسانی آن نگران کننده نیست. بلکه شناخت، مهار و حذف ناکارها، بسیار مهم است تا از چرخه شوم تباهی بدر آییم.
ناکار چیست؟ بر اساس تجربه برخی علائم آن را ذکر میکنم:
- خیر عمومی تولید نمی کند و به نفع ویژه سالاری تمام میشود.
- پشتوانه نظری مقبولی ندارد و مبتنی بر داده و مطالعه نیست.
- هیاهویِ آن قویرتر از فرآیندهای واقعی و موثر آن است.
- به جای اقناع کنندگی، مرعوب کننده است.
- نیازمندِ عدم صداقت است.
- چون اصالت ندارد، بادوام نیست ولی منابع را بخوبی جذب و به باد میدهد.
- و...
امیدواریم دولت جدید روی پالایش "کار" از "ناکار" در تمام وزراتخانه ها وقت و اهتمام ویژه صرف کند تا با مهار و کاهش دامنه "ناکارها"، مجال "کار" واقعی فراختر شود.
خوشبختانه رهایی از دامِ کُشنده آن بسیار ساده است. در نوشتار بعدی به آن می پردازم.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 2 783 |
| 18 | ای شورای نگهبان! به رفتار نمایندگانی که صلاحیت آنها را تایید کرده اید و با کمترین میزان مشارکت، جایگاه نمایندگی مردم را اشغال کردهاند، توجه کنید و سرتان را بالا بگیرید!!
ای نمايندگان مجلس! رفتار برخی از شما یا همکارانتان در مهم ترین رویداد اجرایی و مدیریتی کشور، باعث شرمساری شد.
اینهمه سر و صدا، همهمه، رفت و آمدهای گاه و بیگاه، نشان از بی توجهی یا عدم درک موقعیت و جایگاه شما داره.
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 453 |
| 19 | روسای محترم سه قوه، نمایندگان مجلس، همه صاحب منصبان!
از مدیریت بانوان استقبال کنید.
روانشناسان توصیه مي کنند برای رهایی از ترس ها گاهی لازم است با آنها مواجه شد.
اکنون موقعیت خوبی است تا با غلبه بر ترس از مدیریت بانوان، گامی به سوی توسعه فردی بردارید! مطمئن باشید در پیِ آن توسعه فردی، ظرفیت های بسیاری برای کمک به توسعه کشور را آزاد خواهید کرد و زنجیرهایی که آینده کشور را در گذشته به بند کشیده اند، گشوده خواهد شد.
از زنانگی نترسيد، به آن احترام بگذارید و در آینه آن روان و دیدگاههای خود را تعدیل و تکامل بخشید.
(همان کاری که خداوند در ابتدای خلقت کرد.از تکامل و ارتقای وجودی مرد، زن را خلق کرد🙂)
داوطلبانه صندلی های خود را به بانوان توانا واگذار کنید.
علاوه بر تحقق شعارهایی که تا کنون در مورد نقش بانوان و...داده شده، مزیت شخصی این واگذاری برای خودتان، ایجاد فراغتی است تا با مطالعه و شرکت در دوره های روانشناسی، دانش و توان روحی خود را ارتقا دهید و با توانمندی زنان، راحت تر کنار بیایید.
باور کنید بسیاری از تنش های اجتماعی موجود ( مثلا مسئله حجاب) حاصل گرفتاریهای شناختی و عدم توسعه روانشناختی کسانیست که برای مردم تصمیممیگیرند.
حاشیه:
جناب عارف! دولت پیشرو، و آینده نگر، گاهی منتظر نمی نشیند تا جامعه به راهی برود، بلکه خود برای جامعه راهی باز میکند. لطفا ترس ها و عدم آمادگی خود( دولتمردان) را بر جامعه بار نکنید بلکه به جامعه هم کمک کنید گام های تازه را تجربه کند.
جناب حاجی بابایی!
وزارت بانوان ( مشخصا خانم فرزانه صادق در سخنان شما) هدیه به خانم های کشور نیست. هدیه ای است که به خودتان و به کشور می دهید. برای درمان این نگاه بالادستانه مردسالار، در مجلس یک راهی پیدا کنید، هدایا خود بخود سرازیر خواهد شد.
#برای_ایران
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 2 448 |
| 20 | چههاست در سرِ این قطرهٔ مُحال اندیش!
مسببان وضع موجود نباید به راحتی کنار بروند و همه مسئولیت را به گردن پزشکیان بیندازند. به نظرم اگر وزرا و مسئولین پیشین عاقبت اندیش بودند، باید در فرصت به دست امده، بااشتیاق از این معرکه میگریختند و پستها را دو دستی تحویل تیم پزشکیان می دادند! ما ملت هم خیال می کردیم روزگار بر وفق مرادمان چرخید! ولی از فردا زیر بار فشارها طعنههای بی امان دلواپسانِ جگرسوخته و گریختهاند از معرکه می ماندیم!
حدس میزنم پزشکیان کار عاقلانه ای کرده باشد. بخشی از حاکمیت باید بعنوان پاسخگو و جبران کننده کاستیهایی که خود به بار آورده اند درگیر مسئولیت بمانند ولی تحت مدیریت و رویه پزشکیان کار کنند.
حتی رهبری نیز باید مسئولیت برخی حمایت ها، توصیه ها و اثربخشی آنها را بپذیرد.
پزشکیان باید پاسخگویی را احیا و نهادینه کند. چه اشکالی دارد اگر هر کس یا هر نهاد، مداخله ای میکند یا فشاری می آورد یا تقاضایی دارد، آشکارا مسئولیتِ تبعات آن را هم بپذیرد؟ این گامی متمدنانه، رو به جلو و بسیار منصفانه است.
اگر پزشکیان بتواند چنین گفتمانی را از سایه و سکوت محافل، به روشنی و شفافیت جامعه بکشاند، به سود همه است. آنگاه مداخله گران، به کمک کننده تبدیل می شوند زیرا مجبورند دلایل مداخله خود را بازنگری و به منافع عمومی نزدیک کنند.
امیدوارم حدس من بیراه نباشد. (اگه بشه چی مییییشه!!!!)
از مشتاقان مسئولیت هم تعجب می کنم چرا که اگر عافیت اندیش بودند، در خانههایشان پنهان میشدند تا در این مقطع کسی به آنها پیشنهادی ندهد. تا اقلا یک دوره بگذرد و اوضاع داخلی و خارجی قدری به ثبات برسد بعد دنبال مقام و جایگاه میافتادند.
البته از اینکه شمار افراد از جان گذشته شیفته خدمت زیاده خدا را شکر میکنم و امیدوارم این ظرفیت فعال و مشتاق، با سختکوشی و درایت زمینه را برای حضور پر رنگ تر جوانان نخبه و بانوان توانا فراهم کنند.
در هر حال اجماع سازی و تنظیم دستور کار برای ایران، کار ساده ای نیست.
شاید در همان بزنگاه تاریخی هستیم که چرخه شوم استبداد- هرج و مرج، شکسته می شود. نباید فرصت را به باد دهیم. باید قبول کنیم که تقدیر ما سرگشتگی در این چرخه شوم نیست و رهایی ممکن است.
در مورد انتخاب وزرا تا از زبان پزشکیان نشنویم، نمیتوان قضاوت کرد. او قول دادهاست دروغ نخواهد گفت شاید همه راست را هم نگوید( در اینمورد قولی نداده) ولی کسی چه میداند؟ چند ماه پیش همه در سکوت و نا امیدی فکرش را میکردیم چندی بعد در جنب و جوش و زیر و رو کردن افراد برای انتخاب بهترین ها باشیم؟
هنوز هم معلوم نیست چه داستانها پیش رو داریم ولی زمان شتاب و رها کردن و نا امیدی نیست.
#برای_ایران
https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy | 2 127 |
