حسینُم(پرسه زن)
Open in Telegram
247
Subscribers
-124 hours
-47 days
-1030 days
Posts Archive
Repost from پیکسلهایی که زندگیست
بگذار نسیان با تمام سنگینای ممکنش تو را درهم بکوبد و یکسر نابودت کند. من نمیخواهم تو را، نمیخواهمت، ای ارمغانِ مجنونِ سرنوشتِ مضحک من، نمیخواهمت، نمیخواهم.
لیانید آندرییِف
یادداشتهای اینجانب
ترجمهی حمیدرضا آتشبرآب
بندِ "Tool" قصهگوی ماهریست و بارها و بارها در تِرکهای مختلف، این را برای ما به اثبات رسانده است.
داستانهایی هم که میگوید از جنسِ قصههای پریان و جهانهای دست نیافتنی نیست؛ قصههاییست از همین زمینِ خاکی و قابلِ لمس. "The Pot" هم از جمله آن داستانهاست.
این داستان، داستانِ "غرور" است؛ یکی از هفت گناهِ کبیره. داستانِ آنهاست که به راحتی انگشت اشارهشان را به سمت دیگری گرفته و در حالی که در ریاکاری خود غرقند، نمیدانند که باقی انگشتها، اتهام را به سمتِ خودشان نشانه میبَرَد!
-Progressive Metalاین ترانه را بر موسیقی آفتابی اسفندیار نوشتم. فرصت نبود و ترانه ی مرد تنها، میبایست برای فیلم رضا موتوری آماده می شد. شبی تا سحرگاه در بالاخانه ی شرکت سینمایی پیام حبس شدیم تا ترانه ی متن فیلم به دنیا بیاید. روز پس از شب موعود مسعود کیمیایی و علی عباسی ترانه را
شنیدند و پسندیدند.
این نخستین ترانه ی بی قیافه است ترانه یی از جنس شعر معاصر.
ترانه ی مرد تنها این صدای بی صدا - به سبب تازیگی اش، برای من بسیار عزیز است.
شهیار قنبری
دریا در من ، ص ۵۰
انگار فرو افتادم تو یه چاله بزرگ و سیاه و بی انتها، همه صداها تو سرم روی هم سُر میخورن و هیچ چیز مفهومی برام نداره، نه میتونم صحبت کنم نه میتونم بشنوم، ادای آدم های شنونده درآوردن هم سخت ترش میکنه، قلبم تیر میکشه و هر لحظه سیاه تر میشه، حقیقت دورم میکنه، فاصله میندازه و من تو این سیاه چاله با دستهای رو به بیرون دراز کرده هر لحظه ملتمسانه تو سکوت کمک میخوام و کسی نمیشنوه، خلا همه چیز رو فرا گرفته و تو سرم مدام صدای زنگ و سوت میاد.
ای از غم دیدن رُخت حیران، من
وندر طلب وصل تو سرگردان، من
بودن به تو مشکل است ونابودن آه
سرگردان من، بی سر و بی سامان، من
سهروردی
نازارم
فولکلور نواحی زاکرس
صدا:ایرج_رحمانپور حنجره زخمی زاگرس
موسقی لری
شويا بي اساره چشياته ناره
شبهاي تاريك كه نور ستاره ی چشمهاي تو را ندارد
ته ريكي و ظلمات ره يا نادياره
تاريكي و ظلمات همه جا را فرا گرفته و راهها نامعلومند
نه تاو گوتنم هي نه سر اشاره نه دلي كه بسوزيه خوري بياره
نه توان گفتن هست و نه سر اشاره و نه دلسوزي كه خبري بياورد
چي زمين هوشكي كه بيه فراموش نميايه اوري كه نمي بواره
مانند زمين خشك فراموش شدهاي هستم و ابري هم نميآيد كه نم باراني ببارد
داره وه آرم ارم قسم موهوره ايوار وه خين گرم افتاو دنيا نه مه نه وا كس
غروب دارد آرام آرام به خون گرم آقتاب قسم ميخورد كه : دنيا براي هيچكس نماده است و دنيا فاني است و همه رهگذر..
هیچ چیز نمیتواند چنان بلند برببالد و چنان عمیق افول کند که انسان
هلدرلین
کیست که شوق شادی های عشق و کارهای بزرگ در جانش ندود آن وقتی که در چشمِ آسمان و پستانِ زمین، بهار از نو برمیگردد
هلدرلین
تو تکیه گاه من بودی، آخرین امید جوانیام، حال دیگر هیچ چیز نمیخواهم! و این حرفی است مقدس و یقین.
هلدرلین
#ar_SecretGarden
#tr_SongFromASecretGarden
#al_SongsFromASecretGarden
@motreb_downloader_bot
یک ساعتی میرسد که آدم باید بر خرابههای خودش بایستد. باید به آن تل ویران نگاه کند. آن وقت است که بزرگترین سوال زندگیاش میآید توی ذهنش. اینکه آیا میتوانم بر این ویرانه دوباره خانهای بسازم؟
ساعت ویرانی، آرام روانشاد
علیرضا از فرانسه برام صدای آوازش رو میفرسته، علی از سوئد، تا همین چندوقت پیش دور هم مینشستیم و این صداها حضور فیزیکی داشتن.
نخلستان های دوست داشتنی، مزارع، خانه ها،
عزیزان و آشنایان چهره های رفته -
جذابیت چیزهای گذشته
تو عزیز هستی
مثل آه های شنیده شده در مورد دوران کودکی
وقتی چمن سبزتر بود
خورشید روشن تر به نظر می رسید
از میان پرده های توری تخت.»
میخائیل کوزمین
Repost from The Harmonic Mind
افرادی که در روابط اجتماعی احساس مسئولیتپذیری زیادی در قبال دیگران دارند، ممکن است بیش از حد نسبت به آنها انعطافپذیر شوند و به همین دلیل در معرض سوءاستفاده قرار بگیرند. احساس اینکه دیگران به نیازهای آنها بیتوجهی میکنند، میتواند منجر به احساس بیاحترامی شود.
