📚بوک دات کام📚
Open in Telegram
کتاب یه دوست قدیمیه. دوستی که خیلی از ماها یه مدته باهاش قهر کردیم. بیاین با این دوست قدیمی آشتی کنیم!😊 گروه هم خوانی @Lets_read_a_book ناشناس چنل اگه نظری دارین خوشحال میشم اینجا باهام در میون بزارین https://t.me/BiChatBot?start=sc-319798-NVTYEM8
Show more681
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
#جاکتابی
🪧اینجا یه کافه خیلی خوشگل تو شهر زنجانه!
اسم اینجا کلبه آوا ست و فقط ویژه بانوانه. توی این کافه کارای فرهنگی زیادی انجام میشه. از جمله گروههای هم خوانی کتاب و دورهمیهای خانمها.
🏬آدرس: زنجان، خ ،دلجویی نرسیده به دروازه رشت، پلاک ۲۶
@Book_dot_com📚
🌙این نیز بگذرد
من ماههای بسیار طاقت فرسا و پرفشاری را از سر گذراندهام تا از لحاظ روانی فرسوده نشوم. چیزهایی که معمولا به راحتی تابشان میآورم الان از تحملم خارج است. مهم نیست؛ این هم خواهد گذشت.
📖خطاب به عشق
✍️آلبر کامو
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
#پاورقی
📍میدونین اولین نویسندهای که با ماشین تحریر کتاب نوشت کیه؟
مارک تواین نخستین نویسندهای بود که با مدلهای اولیه ماشین تحریر شرکت رمینگتون، کتاب زندگی روی میسیسیپی رو نوشت.
این کتاب داستان زندگی مارک تواین در زمانیه که به عنوان راننده کشتی بخار در این رودخانه است.
@Book_dot_com📚
Repost from N/a
دوباره🥀
ای دل تو چگونه نشکنی با این داغ؟
آتش زده باز دست دشمن بر باغ
یک زخم دگر به زخممان افزودند
با این خبری که آمد از شاهچراغ
شاهچراغ تسلیت🕯🏴
@arveni0
🌙مرده رو بزار به حال خودش
باید یاد بگیریم دوستیمونو با آدمها تا موقعی که زندهن نشون بدیم، نه بعد از مردنشون. بعد از مردنشون، روال من اینه که بذارمشون به حال خودشون.
📖گتسبی بزرگ
✍️اف اسکات فیتزجرالد
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
#حسوحال
💫کتاب گتسبی بزرگ یه همچین حال و هوایی داره.
جنون، آشوب، شهوت و سقوط...
@book_dot_com📚
🌙حماقت
بسیاری از افراد پولی را که بدست آوردهاند خرج میکنند تا چیزهایی بخرند که نمیخواهند تا مردمی را تحت تاثیر قرار دهند که دوست ندارند.
🗣ویل راجرز
#شبانگاه
#سخن_چین
@Book_dot_com📚
🗞معرفی کتاب"گتسبی بزرگ"
این کتاب داستان جالب و خاصی داره. با حال و هوایی رمانتیک شروع میشه و ما رو برای یه داستان عاشقانه آماده میکنه اما با ادامه داستان بیشتر حالت انتقادی پیدا میکنه که رسما به طبقه ثروتمند میتازه.
شخصیت گتسبی به شکل جذابی پرداخته شده و تقریبا میشه گفت به لطف آشفتگی این شخصیت اون به کاراکتری جالب توجه تبدیل شده. فردی که آشنا شدن باهاش خالی از لطف نیست. موجودی که برسی و روانکاویش قطعا برای مخاطب جذابه.
متاسفانه این داستان تقریبا ترجمه ناپذیره. به شخصه توصیه میکنم اگه زبانتون خوبه این کتاب رو به زبان اصلی بخونین. نویسنده واقعا هنر زیادی به خرج داده. انتخاب کلمات ظریف و هوشمندانه و چینش جالب این کلمات کنار هم توانایی و تبحر نویسنده رو میرسونه. این داستان بر پایه ظرافتهای زبان انگلیسی بنا شده. ظریف کاریهایی که انتقال درست اون به وسیله ترجمه چندان ممکن نیست.
اگه قبل خوندن این کتاب پیش زمینهای از دهه 1920 میلادی داشته باشین داستان واقعا براتون جذابتر میشه. عصر جاز و هیاهو و رویای آمریکایی!
📚اگه دوست دارین یه کتاب انگلیسی بخونین که شما ره به دهه 1920 میلادی ببره و شما رو در دنیای پر هیاهوی خودش غرق کنه این کتاب گزینه خوبیه.
💬نظر شما درباره این کتاب چیه؟
✍️نویسنده: آرونیا
@book_dot_com📚
#معرفی_کتاب
📖کتاب: گتسبی بزرگ
✍️نویسنده: اف اسکات فیتزجرالد
🔄بازگردان: رضا رضایی
انتشارات: ماهی
ژانر: رمان عاشقانه
📜خلاصه کتاب: داستان مردی ثروتمند و مرموزه که سالها عاشق زنی زیبا بوده. مردی با مهمانیهای پرزرق و برق و پر هیاهو. مردی به نام گتسبی.
@book_dot_com📚
🌙در خیالم
خانه ام ابری ست
یکسره روی زمین ابری ست با آن
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد می پیچد
یکسره دنیا خراب از اوست و حواس من!
آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟
خانه ام ابری ست اما
ابر بارانش گرفته ست.
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره
و همه دنیا خراب و خرد از باد است
و به ره ، نی زن که دائم می نوازد نی ، در این دنیای ابراندود
راه خود را دارد اندر پیش.
✍️نیما یوشیج
#شبانگاه
#شب_شعر
@Book_dot_com📚
#خبرنامه
📰فیدیبو یه تخفیف خیلی خفن برای اشتراک فیدی پلاس گذاشته.
هشتاد درصد تخفیف برای اشتراک شش ماهه و یکساله.
فیدی پلاس شامل کتابخونه بزرگی میشه و یه منبع واقعا عالی برای کتابخون هاست.
پ.ن: نمیدونم این تخفیف تا کی ادامه داره پس حواستون باشه فرصت رو از دست ندین😉
@Book_dot_com📚
🎼متن شعر بیخانمان
ای گمشده دل کجات جویم
در دام که مبتلات جویم
دیروز چو آفتاب بودی
امروز چو کیمیات جویم
ای مرغ ز آشیان رمیده
در دامگه بلات جویم
ای کشتهٔ غمزهٔ نکویان
از چشم که خونبهات جویم
ای بیمار ز جان گذشته
کز هر که رسم دوات جویم
گاهی به دوات چاره خواهم
گاهی به دعا شفات جویم
کس چارهٔ درد تو نداند
درمان مگر از خدات جویم
هاتف پی دل فتاده رفتی
ای هر جایی کجات جویم
@Book_dot_com📚
#آهنگ
🎶 باخانمان
🎤 حمیدرضا ترکاشوند
این غزل از هاتف اصفهانیه که با یه بازخوانی جدید حسابی جذاب شده.
@Book_dot_com📚
🌙نگذار بدی کنند
در زندگی هر کس لحظهای وجود دارد که در آن لحظه تصمیم میگیرد میخواهد چه کسی باشد. کسی باشد که بگذارد دیگران بهش بدی کنند یا نگذارد. و وقتی آدم از این موضوع بیخبر باشد، اصلا آدم ها را هم نخواهد شناخت.
📖مردی به نام اوه
✍️فردریک بکمن
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
📜زندگینامه "سر آرتور کانن دویل"
آرتور کانن دویل با نام کامل سر آرتور ایگناتیوس کانن دویل دومین فرزند از ده فرزند چارلز آلتموتون دویل و مری فولی دویل بود که در 22 مهی 1859 در ادینبورگ اسکاتلند در خانوادهای ایرلندی-کاتولیک متولد شد.
پدر آرتور کانن دویل هنرمندی الکلی بود و افراط و تفریطش نظم خانه را برهم میزد. اما مادر علاقهی بسیاری به کتاب داشت و داستاننویسی چیرهدست به حساب میآمد. و تاثیر زیادی هم بر آرتور گذاشت.
آرتور کانن دویل تحصیلات خود را از 1868 با پیشنهاد پرداخت کمک هزینهی تحصیلی از سوی یکی از اعضای ثروتمند خانوادهی دویل آغاز کرد. ابتدا در لنکاوی انگلستان به مدت هفت سال آموزش یسوعی دید. او که از تعصب پیرامون محیط تحصیلش متنفر بود در برابر تنبیه بدنی، که در مدارس انگلیسی آن زمان رایج بود، طغیان کرد. در آن سالهای سخت، یگانه شادی کانن دویل نامهنگاری به مادر بود. عادتی که تا پایان عمر او ادامه داشت.
آرتور کانن دویل، پس از یک سال تحصیل اضافه در فلدکیرش اتریش، به ادینبورگ بازگشت. سنت خانوادگی به دنبال کردن حرفهای هنری حکم میکرد، اما کانن دویل تحت تأثیر مستأجر مادرش، دکتر برایان چارلز والر، وارد دانشکدهی پزشکی شد. در سال 1881 مدرک لیسانس پزشکی و ارشد جراحی را از ادینبورگ دریافت کرد و در سال 1885 با تکمیل پایاننامهی خود، دکترای پزشکیاش را گرفت.
در دوران تحصیل پزشکی، آرتور کانن دویل استادی به نام دکتر جوزف بل داشت. او از قدرت منطق، استدلال و مهارت استادش در مشاهدهی کوچکترین جزئیات وضعیت بیمار متأثر بود. این استاد بعدها الهامبخش خلق شخصیت شرلوک هولمز گردید.
چند سال پس از پایان تحصیل، آرتور کانن دویل داستان کوتاه «معمای درهی ساساسا» را نوشت که تداعیکنندهی آثار ادگار آلن پو و برت هارت، نویسندگان مورد علاقهی او در آن زمان، بود. این داستان در مجلهی Chamber’s Journal که اولین اثر توماس هاردی را نیز منتشر کرده بود، چاپ شد.
آرتور کانن دویل، در بیستسالگی و در سال سوم تحصیل پزشکی، پیشنهاد پست جراح کشتی در یک قایق شکار نهنگ را دریافت کرد و راهی قطب شمال شد. گرچه در ابتدا شکار فوکها در سواحل گرینلند او را وحشتزده کرده بود، به تدریج از جو صمیمانهی کشتی لذت برد و مجذوب شکار نهنگ شد. این ماجراجویی راه خود را به اولین داستان او دربارهی دریا باز کرد، داستانی مهیج به نام «کاپیتان ستارهی قطبی».
پس از چندی، آرتور کانن دویل برای افتتاح اولین مطب خود راهی پورتسموث شد. در طول سالهای بعد، مرد جوان زندگی خود را میان تلاش برای موفقیت در پزشکی و سعی در تبدیل شدن به نویسندهای مشهور تقسیم کرد.
در مارس 1886، آرتور کانن دویل شروع به نوشتن رمانی کرد که او را به شهرت رساند. این رمان در ابتدا «کلافی درهم» نام داشت، با دو شخصیت اصلی شریدان هوپ و اورموند ساکر. اما دو سال بعد با نام «اتود در قرمز لاکی» با دو شخصیت شرلوک هولمز و دکتر واتسون در نشریهی سالانهی Beeton منتشر شد و بهسرعت به شهرتی جهانی رسید. و این آغاز دوگانگی در زندگی نویسندهی جوان بود. چرا که او ماجراهای شرلوک هولمز را در بهترین حالت داستانهایی تجاری میدید و امید داشت برای چند رمان، شعر و نمایشنامهی تاریخی که آنها را آثاری قوی و جدی میدانست شناخته شود.
در همان زمان داستان عجیب و گیجکنندهی «معمای کلومبر» را دربارهی زندگیِ پس از مرگ سه راهب بودایی انتقامجو نوشت. این داستان نقطهی آغاز شیفتگی کانن دویل به ماوراءالطبیعه و اعتقاد به عالم ارواح و احضار آنها بود. عقایدی که تا پایان عمر با او ماند.
آرتور کانن دویل در مهی 1891 درحالیکه مشغول نوشتن داستانهای کوتاه شرلوک هولمز بود، به آنفلوانزای شدیدی دچار شد که او را تا آستانهی مرگ کشاند. هنگامی که وضعیت سلامتیاش تثبیت شد، با خود اندیشید که چه تلاش احمقانهای برای ترکیب حرفهی پزشکی با دلمشغولی ادبیاش داشته است. پس تصمیم گرفت پزشکی را کنار بگذارد و خود را بهتمامی وقف ادبیات کند.
آرتور کانن دویل در سال 1893 علیرغم درخواستها تصمیم گرفت که شرلوک هولمز را کنار بگذارد. در داستان «آخرین معما» شرلوک هولمز و پروفسور موریارتی در آبشار رایشنباخ جان خود را از دست دادند. نتیجه آنکه بیست هزار خواننده اشتراک خود را از مجلهی Strand لغو کردند.
او در ۷ ژوئیه سال ۱۹۳۰ میلادی و در سن ۷۱ سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت.
@book_dot_com📚
#پاسپورت
✍🏻آرتور کانن دویل
زادهی: ۲۲ مهٔ ۱۸۵۹
درگذشت: ۷ ژوئیهٔ ۱۹۳۰
ملیت: اسکاتلندی🏴
فعالیتها: نویسنده، محقق، پزشک
📚آثار: اتود در لاک قرمز، علامت چهار، ماجراهای شرلوک هلمز، یادداشت هایی درباره شرلوک هلمز، سگ شکاری باسکرویل، بازگشت شرلوک هلمز، دره وحشت، تعظیم خداحافظی او، بایگانی شرلوک هولمز، جهان گمشده، کمربند مسموم، سرزمین مه، وقتی زمین فریاد زد، دستگاه تجزیه، ارسال توسط هبیکوک جفسون، کارهای خانگی عمو جرمی، رمز کلمبر، خانه تجاری Girdleston، کاپیتان ستاره قطبی، ظهور پریان
@book_dot_com📚
🌙نا رضایتی
دلیل اصلی نارضایتی، هرگز وضعیت نیست بلکه افکار شما دربارهی آن است.
📖زمینی نو
✍️اکهارت تله
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
#پاورقی
📍میدونین استیون کینگ از کدام اقتباس از آثارش متنفره؟
با وجودی که فیلم درخشش یک اقتباس موفق از کتاب استیون کینگه اما این نویسنده از فیلم شدیدا ناراضیه.
به اعتقاد آقای نویسنده شخصیت «جک تورنس» در کتاب مرد عمیقا خوشقلبیه که تحت تاثیر ارواح شیطانی داخل هتل به اون روز میافته، اما کوبریک، کارگردان این فیلم، وجوه شیطانی و شرارتبار وجود جک را برجسته کرده انگار اون ذاتا یک هیولا بوده.
@Book_dot_com📚
🌙 عشق از دست رفته
عشق از دست رفته هنوز عشق است، فقط شکلش عوض می شود. نمی توانی لبخند او را ببینی یا برایش غذا بیاوری یا مویش را نوازش کنی یا او را دور زمین رقص بگردانی. ولی وقتی آن حس ها ضعیف می شود، حس دیگری قوی می شود. خاطره. خاطره شریک تو می شود. آن را می پرورانی. آن را می گیری و با آن می رقصی. زندگی باید تمام شود، عشق نه.
📖مردی به نام اوه
✍️فردریک بکمن
#شبانگاه
@Book_dot_com 📚
#حسوحال
💫عاشق این حال و هوایم.
کتابخونه،کتاب و قهوه و داشتن این زندگی.
@book_dot_com📚
