تاسیان
Open in Telegram
تاسیان در گویش گیلکی: تاسه یعنی دلتنگی و اندوه و تاسیان حالتی از اندوه که از نبود کسی به انسان دست میدهد. . . . 1398/11/11
Show more257
Subscribers
-124 hours
+17 days
+630 days
Posts Archive
257
از بد بودن دنبا همین بس
کسی که نمیتونست ناراحتی منو ببینه
الان خودش عامدانه ناراحتم میکنه
عامدانه زجرکشم میکنه
و همه اینا رو میدونه و به کتفش هست.
برای همچین دنیایی تلاش نکنید، عین من ک بیخیال همه چیز شدم و حین زجرکشیدن، دارم گذران عمر میکنم.
257
گاهی فقط مرگ است که آدمی را از درد و رنج نجات میدهد... تازه، آن هم شاید!
ممکن است حتی پس از مرگ نیز، درد و رنجی که بر تو تحمیل کردهاند، دست از سرت برندارد...
257
برفت عمر و نگشتم ز هجر یار خلاص
نشد دلم ز غم و رنج بیشمار خلاص
کجایی ای اجل ای چاره ساز مهجوران
بیا که سازیم از درد انتظار خلاص
#صغیر_اصفهانی
@tasian53_135
257
بگو که از غم عشقت چگونه جان برهانم؟
چگونه اینهمه غم را به هر طرف بکشانم؟
نه پای رفتن از اینجا، نه طاقتی که بمانم
چگونه دست دلم را به دست تو برسانم ؟
شعر #غلامرضا_طریقی
آواز #همایون_شجریان
@tasian53_135
257
همه زندگیم رو هواست
دو سال درس خوندنم رو هواس
همه دوستام و همکلاسیهام دفاع کردن و به من زنگ میزنن که چی شد، یا جوابشون رو نمیدم یا میگم حال ندارم جمعش کنم.همین الان دوباره یکی دیگه شون زنگ زد...
و همینطور داره فرصت میگذره...
257
همه زندگیم رو هواست
دو سال درس خوندنم رو هواس
همه دوستام و همکلاسیها دفاع کردن و به من زنگ میزنن که چی شد، یا جوابشون رو نمیدم یا میگم حال ندارم جمعش کنم.همین الان دوباره یکی دیگه شون زنگ زد...
و همینطور داره فرصت میگذره...
257
بیحالم و بیانگیزه
و فراریام از همهچی...
جدا از عذاب آور بودن این نسخه از خودم.
تو مخی تر این همکارا هستن ک ول نمیکنن و میگن چرا غمگینی و فراری از معاشرت، تا الان دو سه نفر رو از خودم رنجوندم با بیحوصله بودنم...
خانواده هم که جور دیگه، از دستم شاکی، چون چنتا مسافرت رو باهاشون نرفتم...
اینا همه رو از تو یادگاری دارم، از تو...
257
و این را
خونه تاریک تاریک
تنهای تنها
این آهنگ رو با صدا بلند پلی کردم.
فقط چند جرعه شراب و مشتی قرص لازم دارم
قرصها در دسترس هست اما شراب نه!
