en
Feedback
محمد مهدی مؤذن کاشی محتشمی

محمد مهدی مؤذن کاشی محتشمی

Open in Telegram

✔️ نشرِبیانات‌، منابر و اطلاع‌رسانی‌جلسات استاد شیخ‌مهدی‌ مؤذن . . . کانال اعلام جلسات و نشر منابر👇 https://t.me/moazen_313 کانال شرح زیارت جامعه کبیره استاد 👇 https://t.me/ostadmoazen110

Show more
1 555
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
Repost from N/a
.. در کتاب تفسیر طبری ، روایتی بدین صورت وارد شده است: از مردان افراد زیادی به درجه کمال رسیده اند ولی از زنان فقط چهار نفر کامل شده اند : مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه سلام الله علیهن اجمیعن. محقق کتاب ، دکتر عبدالله بن عبدالمحسن الترکی در پاورقی تصریح می کند که این روایت در "صحیح مسلم" شماره 2431 ذکر شده است. ولی زمانی که به صحیح مسلم مراجعه می کنیم ، می بینیم که این روایت بدین صورت نقل نشده است و به صورت ناقص ذکر شده است و نام حضرت خدیجه و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهما حذف ، و فقط به ذکر نام آسیه و مریم بسنده شده است‼️ صحیح مسلم، چاپ دار الطیبه ریاض عربستان سعودی، ص 1138 حدیث شماره 2431 به اسکن دقت کنید: اما نکته ای که جالب است این است که : این روایت در صحیح مسلم ، در باب فضایل ام المؤمنین ، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها نقل شده است که خود بهترین قرینه مبنی بر تحریف صحیح مسلم می باشد. چرا که اگر قرار بود این روایت بدین صورتی که در صحیح مسلم نقل شده است ذکر گردد ، نیازی به ذکر نام آسیه و مریم در این باب نبود و باید اصل روایت در بابی دیگر ذکر می شد نه در باب فضایل حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها ⬅️ و این یعنی نهایت دشمنی و سرقت علمی محققان عامه (اهل تسنن) ، در تحقیق کتب معتبری همچون صحیح مسلم ؛ اسکن دیگری از این روایت ، از کتاب دیگری که آن نیز ارجاع به صحیح مسلم داده است خواهد آمد قضاوت با وجدان های بیدار پکانال برهان و نقد علمی ادیان و فرق ضاله https://t.me/joinchat/AAAAADwE_c52aKqQkdDpxQ‌‌ -13 ماه مبارک رمضان سالروز به درک واصل شدن حجاج بن یوسف ثقفی لعنت الله علیه از دشمنان سر سخت اهلبیت علیهم السلام و شیعیان «حجاج بن یوسف ثقفی» یكى از ستمگران خونخوار تاریخ است . وی ، مدت بیست سال از طرف خلفاى بنى امیه لعنت الله علیهم با كمال استبداد ، در شهر كوفه ، بر عراق و ایران حكومت كرد . بهترین اوقات او ، لحظه اى بود كه محكومى را جلو چشمش به فجیع ترین وضع به قتل برسانند و او از مشاهده جان دادن و دست و پا زدن آن بیچاره ، لذت ببرد ‼️ حجاج گذشته از مردم بسیارى كه در جنگها كشت ، صد و بیست هزار نفر را در مواقع عادى به قتل رسانید . بعد از مرگش پنجاه هزار نفر مرد و سى هزار زن را در زندان او یافتند كه شانزده هزار نفر آنها برهنه و عریان بودند ‼️ زندان او محوطه وسیع و بى سقفى بود كه اطراف آن را دیوار كشیده بودند . هر گاه یكى از زندانیان مى خواست از گرماى كشنده به سایه دیوار پناه ببرد ، نگهبانان سنگدل با سنگ و آجر او را از آنجا مى راندند ، تا همچنان در آفتاب سوزان به سر برد و زجر بكشد . غذاى این زندانیان تیره بخت ، نانى بود كه از آرد جو و نمك و كمى خاكستر ، پخته بودند‼️ و این خود یك نوع شكنجه بود . وضع عمومى زندان به قدرى طاقت فرسا بود كه در اندك زمانى چهره زندانى را دگرگون مى ساخت . شعبى ، دانشمند معروف عامه ، مى گوید : اگر تمام امتها ، افراد فرومایه و فاسق خود را در روز رستاخیر بیرون آورند و ما هم حجاج را مقابل آنها قرار دهیم ، در رذالت و پستى بر همه آنها برترى خواهد یافت ‼️ حجاج از دشمنان سرسخت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهما السلام و شیعیان آن حضرت بود . به همین جهت گروه بى شمارى از شیعیان را به قتل رسانید ، هر جا به یكى از رجال بزرگ و رؤساى نامى شیعه دست مى یافت ، با وضعى دردناك شهید مى كرد . از جمله كمیل بن زیاد نخعى ، و قنبر غلام امیر مؤ منان ، و سعید بن جبیر را مى توان نام برد كه هر سه از مردان بزرگ اسلام و شیعه بودند . وی ، در حقیقت یکی از میوه های درختی است که در سقیفه کاشته شد ، سقیفه اگر چه کارش را با پایمال کردن حق اهلبیت علیهم السلام و بلکه خود آن بزرگواران آغاز کرد ، اما در حقیقت این انسان و انسانیت بود که پایمال شد . بی جهت نیست که امام صادق علیه السلام فرموده اند هر ظلمی که در اسلام اتفاق افتاده و یا در آینده تا روز قیامت اتفاق افتد و هر خونی که تا روز قیامت به حرام بر زمین بریزد و هر عمل منکر و ناشایستی که تا روز قیامت اتفاق افتد ، همانا وزر و وبال آن به گردن آن دو ( عمر و ابابکر ) و پیروان آن دو نوشته خواهد شد .

Repost from N/a
شدت حسادت عایشه به ام المومنین خدیجه کبری سلام الله علیها‼️ ...به این دو روایت و اسناد و منابع معتبر آن از کتب اهل تسنن توجه کنید : 1️⃣◀️ 4606 - أَخْبَرَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ دَاوُدَ بْنِ وَرْدَانَ، بِالْفُسْطَاطِ، حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ حَمَّادٍ، أَخْبَرَنَا اللَّيْثُ، عَنِ ابْنِ عَجْلَانَ، عَنْ سُهَيْلٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: § «لَا يَجْتَمِعُ فِي جَوْفِ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ غُبَارٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَفَيْحُ جَهَنَّمَ، وَلَا يَجْتَمِعُ فِي جَوْفِ عَبْدٍ الْإِيمَانُ وَالْحَسَدُ» ▪️ايمان و حسد با هم در كسى جمع نمى شوند. [تعليق الألباني] حسن - «التعليق الرغيب» (2/ 167). [تعليق شعيب الأرنؤوط] إسناده حسن الكتاب: صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان- المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد بن حبان بن معاذ بن مَعْبدَ، التميمي، أبو حاتم، الدارمي، البُستي (المتوفى: 354هـ)- المحقق: شعيب الأرنؤوط- الناشر: مؤسسة الرسالة – بيروت- الطبعة: الثانية، 1414 – 1993- ج 10 ص 466 حدثنا سُوَيْدُ بن سَعِيدٍ حدثنا عَلِيُّ بن مُسْهِرٍ عن هِشَامٍ عن أبيه عن عَائِشَةَ قالت اسْتَأْذَنَتْ هَالَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ أُخْتُ خَدِيجَةَ على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَعَرَفَ اسْتِئْذَانَ خَدِيجَةَ فَارْتَاحَ لِذَلِكَ فقال اللهم هَالَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ فَغِرْتُ فقلت وما تَذْكُرُ من عَجُوزٍ من عَجَائِزِ قُرَيْشٍ حَمْرَاءِ الشِّدْقَيْنِ هَلَكَتْ في الدَّهْرِ فَأَبْدَلَكَ الله خَيْرًا منها. ▪️از عائشه نقل شده است كه روزی هاله دختر خويلد خواهر خديجه اجازه ورود بر رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم را خواستار شد، رسول خدا به ياد اجازه گرفتن خديجه افتاد و خوشحال شد و فرمود: «خدايا هاله دختر خويلد». عائشه مى ‌گويد : من حسادتم برانگيخته شد و گفتم : چرا اين قدر اين پيرزن از پيرزن‌های قريش را كه از شدت پيری (دندان‌هايش ريخته و) لثه‌هايش نمايان شده بود ، ياد می ‌كنی؟ او خيلی وقت پيش هلاك شد و خدا بهتر از او را به تو داده است. صحيح مسلم ج4 ص 1889 ح2437 کتاب فضائل الصحابه باب "فضایل ام المومنین خدیجه" قضاوت در مورد جسارت عایشه و آزردگی رسول خدا صلی الله علیه و آله از نیش کلام او ، و شدت حسادت عایشه و به تبع آن ایمان او ، با اهل انصاف و ادب در ادامه اسکن برخی از منابع دیگر اهل تسنن در این باب خواهد آمد کانال برهان و نقد علمی ادیان و فرق ضاله https://t.me/joinchat/AAAAADwE_c52aKqQkdDpxQ ▪️حسادت شدید عایشه به ام المومنین خدیجه کبری سلام الله علیها و به تبع آن غضب رسول خدا بر عایشه

Repost from N/a
به مناسبت سالروز #شهادت حضرت #خدیجه_کبری سلام الله ..... بیعت حضرت خدیجه علیهاسلام با #امیرالمؤمنین علیه السلام مرحوم محلاتی به نقل از مجلسی رحمه ‏الله می‏گوید: روزی رسول_خدا صلی الله علیه و آله حضرت خدیجه سلام الله علیها را نزد خود خواست و فرمود: این جبرئیل علیه السلام است و می‏گوید: برای اسلام شروطی است: اول: اقرار به یگانگی خداوند، دوم: اقرار به رسالت پیامبران، سوم: اقرار به معاد و عمل به اصول و مهمات شرع، چهارم: اطاعت #اولی_الامر [یعنی امیرالمؤمنین] و ائمه طاهرین از فرزندان او و #برائت از دشمنان آنها.» خدیجه هم به آنها اقرار نمود و آنها را تصدیق کرد.در مورد امیرمؤمنان على علیه‏ السلام رسول‏ اکرم صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله به خصوص به خدیجه علیهاالسلام فرمود: هو مولاک و مولى المؤمنین و امامهم بعدى؛ على مولاى تو و مولاى مؤمنان و امام آن‏ها پس از من است.» آنگاه دست خود را بالای دست امیرمؤمنان گذاشت و خدیجه دست خود را بالای دست پیامبر صلی الله علیه و آله قرار داد و این گونه با امیرالمومنین علی علیه السلام بیعت کرد. ( محلاّتی، ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۰۹.) الـلــَّهــُمَّ صَلِّ عَـلــَی مُحمـَّــــدٍ و علـــــي و آلِهمـــــا وَ عَجّـــِلْ فــَرَجَهــُـمْ وَأهْلِکْ عَدُوَّهــُمْ روز (10)ماه رمضان، کفن و دفن ام المؤمنین خدیجه کبری سلام الله علیها. .. وصيّت حضرت خديجه عليها السلام: حضرت خديجه عليها السلام سه سال قبل از هجرت بيمار شد . رياحين الشريعه،ج2،ص77 پيغمبر صلی‌الله‌عليه‌وآله و سلم به عيادت وي رفت و فرمودند: ای خديجه عليها السلام، "اما علمت انّ الله قد زوجّني معك في الجنّة" آيا می دانی كه خداوند تو را در بهشت نيز همسر من ساخته است؟! آنگاه از خديجه عليها السلام دل جويي و تفقّد كرد او را وعده بهشت داد و درجات عالی بهشت را به شكرانه خدمات او توصيف فرمود. بحارالانوار،ج19،ص20. چون بيماري حضرت خديجه سلام الله علیها شدّت يافت، عرض كرد: يا رسول الله! چند وصيت دارم: من در حق تو كوتاهی كردم، مرا عفو كن. پيامبر صلی الله عليه وآله و سلم فرمودند: هرگز از تو تقصيري نديدم و نهايت تلاش خود را به كار بردی. در خانه ام بسيار خسته شدی و اموالت را در راه خدا مصرف كردی. عرض كرد يا رسول الله! وصيت دوم من اين است كه مواظب اين دختر باشيد و به فاطمه زهرا عليها السلام اشاره كرد. چون او بعد از من يتيم و غريب خواهد شد. پس مبادا كسي از زنان قريش به او آزار برساند. مبادا كسي به صورتش سيلي بزند. مبادا كسي بر او فرياد بكشد. مبادا كسي با او برخورد زننده اي داشته باشد. اما وصيت سوم را شرم مي كنم برايت بگويم. آن را به فاطمه مي كنم تا برايت بازگو كند. سپس فاطمه را فراخواند و به وي فرمود:"نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم مي گويد: من از قبر در هراسم از تو مي خواهم مرا در لباسي كه هنگام نزول وحي به تن داشتي، كفن كني. " پس فاطمه زهرا عليها السلام از اتاق بيرون آمد و مطلب را به پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم عرض كرد. پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و سلم آن پيراهن را براي خديجه عليها السلام فرستاد و او بسيار خوشحال شد. هنگام شهادت حضرت خديجه عليها السلام پيامبراكرم صلي الله عليه وآله و سلم غسل و كفن وي را به عهده گرفت. ناگهان جبرئيل در حالي كه كفن از بهشت همراه داشت نازل شد و عرض كرد: يا رسول الله، خداوند به تو سلام مي رساند و مي فرمايد: "ايشان اموالش را در راه ما صرف كرد و ما سزاوار تريم كه كفنش را به عهده بگريم. شجره طوبي، ج2،ص235 پند تاريخ، ج2،ص22 و ثروتمندترین زن روزگار. ‏ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين، اللّهُمَّ الــْعَنِ الجّــِبْت وَالطــَّاغوُت وَ ابْنَتَيْهِمٰا...

Repost from N/a
فضائل خدیجه کبری سلام الله علیها رسول خدا صلی الله علیه و آله: أَيْنَ مِثْلُ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ‏ وَ وَازَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِي أَنْ أُبَشِّرَ خَدِيجَةَ بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَب مثل خديجه پيدا نخواهد شد. خديجه در آن هنگام كه مردم مرا تكذيب كردند، مرا تصديق نمود، و مرا با ثروت خود براى پيشرفت دين خدا يارى نمود. خدا به من دستور داد خديجه را به قصر زمرّدى كه در بهشت دارد و هيچ رنج و زحمتى در آن نيست بشارت دهم. بحار الأنوار، ج‏۴۳، ص۱۳۱ پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای رسول خدا! این خدیجه است، هرگاه نزد تو آمد، بر او از سوی پروردگارش و از طرف من، سلام برسان: «وبشرها ببیت فی الجنة من قصب لاصخب ولانصب؛ و او را به خانه ای از زبرجد در بهشت که در آن رنج و ناآرامی نیست، مژده بده» پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «اشتاقت الجنة إلی أربع من النساء: مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم زوجة فرعون وهی زوجة النبی فی الجنة و خدیجه بنت خویلد زوجة النبی فی الدنیا وآلاخرة و فاطمه بنت محمد؛ بهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم که همسر پیامبر در بهشت است، خدیجه دختر خویلد همسر پیامبر در دنیا و آخرت، فاطمه دختر محمد» امام باقر علیه السلام در روایتی فرمود: «جبرئیل مرکب براق را شبانه کنار درب خانه خدیجه آورد و در آن خانه به محضر رسول خدا رسید، آن حضرت را از خانه بیرون آورد و بر مرکب براق سوار نموده و از مکه به سوی بیت المقدس سیر داد...» ابوسعید خدری می گوید: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: وقتی که در شب معراج، جبرئیل مرا به سوی آسمانها برد و سیر داد، هنگام مراجعت به جبرئیل گفتم: «آیا حاجتی داری؟» جبرئیل گفت: «حاجت من این است که سلام خدا و سلام مرا به خدیجه برسانی» پیامبر وقتی که به زمین رسید، سلام خدا و جبرئیل را به خدیجه ابلاغ کرد. خدیجه گفت «ان الله هو السلام، وفیه السلام، الیه السلام، و علی جبرئیل السلام؛ همانا ذات پاک خدا سلام است، و از او است سلام، و سلام به سوی او باز گردد و بر جبرئیل سلام باد». در کتاب «الخصائص الفاطمیه» نقل شده: طبق روایت مشهور هنگامی که حضرت خدیجه رحلت کرد، فرشتگان رحمت از جانب خداوند کفن مخصوصی برای خدیجه نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله آوردند و این علاوه بر اینکه مایه برکت برای خدیجه بود، مایه تسلی خاطر رسول خدا گردید. پیامبر اکرم پیکر مطهر حضرت خدیجه را با آن کفن پوشانید. سپس جنازه او را با همراهان به سوی قبرستان معلی بردند تا در کنار مادرش حضرت آمنه به خاک بسپارند. در آنجا قبری برای حضرت خدیجه آماده کردند، رسول خدا در میان آن قبر رفت و خوابید، سپس بیرون آمد و آن گوهر پاک را در آنجا به خاک سپرد. بحارالانوار ج۱۶ ص۸-۷ بحارالانوار ج۴۳ ص۵۴-۵۳ بحارالانوار ج۴۳ ص۲۱۶ خدیجه همسر پیامبر ص۲۶۴

Repost from N/a
ماه مبارک رمضان سالروز شهادت یا ارتحال ام ام ابیها خدیجه کبری سلام الله علیها بر سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات یگانه خدیجه شناس ما سوی بفیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی سلام الله علیه وعجل الله تعالی فرجه الشریف وآباء گرامش تسلیت لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمه 1-ما، الأمالي للشيخ الطوسي الْمُفِيدُ عَنِ ابْنِ قُولَوَيْهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ بُرَيْدٍ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ:لَمَّاتُوُفِّيَتْخَدِيجَةُرَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا جَعَلَتْ فَاطِمَةُ ع تَلُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ تَدُورُ حَوْلَهُ وَ تَقُولُ أَبَتِ أَيْنَ أُمِّي قَالَ فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ لَهُ رَبُّكَ يَأْمُرُكَ أَنْ تُقْرِئَ فَاطِمَةَ السَّلَامَ وَ تَقُولَ لَهَا إِنَّ أُمَّكِ فِي بَيْتٍ مِنْ قَصَبٍ كِعَابُهُ مِنْ ذَهَبٍ وَ عُمُدُهُ يَاقُوتٌ أَحْمَرُ بَيْنَ آسِيَةَ وَ مَرْيَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ ع إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَيْهِ السَّلَامُ. ابن قولويه از پدرش از سعد از احمد بن محمد بن عيسى از عباس بن عامر قصبانى از ابان بن عثمان احمر از بريد عجلى از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمود: وقتى كه خديجه وفات يافت، فاطمه عليها السلام به آغوش پدرش پناه برد و به وى مىگفت: مادرم كو؟ پس جبرئيل نازل شد و به محمد صلى اللَّه عليه و آله گفت: اى محمد، خداوند بر تو سلام مىرساند و مىفرمايد: به فاطمه از قول من سلام برسان و به او بگو مادرت در خانهاى سكونت دارد كه ديوارهايش از طلا و ستونهايش از ياقوت قرمز، ميان آسيه و مريم دختر عمران است. بعد فاطمه عليها السلام فرمود: خداوند سلام است (رحمت) و سلام از اوست و باز هم سلام به سوى او برمىگردد. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى)، 1جلد، انتشارات دهقان - تهران، چاپ: سوم، 1380ش. لعن الله حاسدیک یا خدیجه

Repost from N/a
ان ربی علی صراط مستقیم وعلی هو صراط المستقیم 1) مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هِشَامٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ قَوْماً مِمَّنْ آمَنَ بِمُوسَى ع قَالُوا لَوْ أَتَيْنَا عَسْكَرَ فِرْعَوْنَ وَ كُنَّا فِيهِ وَ نِلْنَا مِنْ دُنْيَاهُ فَإِذَا كَانَ الَّذِي نَرْجُوهُ مِنْ ظُهُورِ مُوسَى ع صِرْنَا إِلَيْهِ فَفَعَلُوا فَلَمَّا تَوَجَّهَ مُوسَى ع وَ مَنْ مَعَهُ إِلَى الْبَحْرِ هَارِبِينَ مِنْ فِرْعَوْنَ رَكِبُوا دَوَابَّهُمْ وَ أَسْرَعُوا فِي السَّيْرِ لِيَلْحَقُوا بِمُوسَى ع وَ عَسْكَرِهِ فَيَكُونُوا مَعَهُمْ فَبَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَلَكاً فَضَرَبَ وُجُوهَ دَوَابِّهِمْ فَرَدَّهُمْ إِلَى عَسْكَرِ فِرْعَوْنَ فَكَانُوا فِيمَنْ غَرِقَ مَعَ فِرْعَوْنَ. وَ رَوَاهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: حَقٌّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ تَصِيرُوا مَعَ مَنْ عِشْتُمْ مَعَهُ فِي دُنْيَاهُ. الكافي، ج‏5، ص109 از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: گروهی از کسانی که به موسی ع ایمان آورده بودند گفتند خوب است برویم در لشکر فرعون و با آنها باشیم و به دنیایمان برسیم، آنگاه هروقت که ظهور موسی ع که امیدش را داریم رخ داد، به او می‌پیوندیم. چنین کردند. زمانی که موسی و همراهانش از فرعون به جانب دریا فرار کردند، اینها هم سوار مرکب‌های خود شدند و با سرعت به راه افتادند تا به موسی و لشکر او بپیوندند و با آنها باشند. اما خداوند فرشته‌ای فرستاد که به صورت مرکب‌های آنها زد و آنان را به لشکر فرعون برگرداند تا در میان کسانی باشند که با فرعون غرق شدند. و نیز از ایشان روایت شده که: بر خداست که شما را با هرآن کسی که در دنیا با او بودید قرار دهد. امام صادق علیه السلام در مورد رجعت می‌فرمایند: امام حسین علیه السلام در حالی که آغشته به خون است به همراه جمیع شهدای کربلا ظاهر می ‌شود. در این هنگام حضرت خدیجه و فاطمه بنت اسد علیهماالسلام در حالی که محسن علیه السلام را در آغوش گرفته‌اند می‌آیند و بلند بلند گریه می ‌کنند. اللهـم عجـل لولیـک الفـرج بحار ۲۳/۵۳. خدیجة و أین مثل خدیجة سلام الله علیها https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=132893&page=4

Repost from N/a
ووجدك عائلا" فاغني و تو را فقير الي الله يافت و سپس بي نياز كرد سوره ضحي آيه 8 درتفسير فرات كوفي با استناد به كلامي از ابن عباس خديجه را عامل غناي رسول الله دانسته است. عن ابن عباس رضي الله عنه: ووجدك ضالا" عن النبوه "فهدي" الي النبوه "ووجدك عائلا" فاغني" بخديجه. تفسير فرات كوفي حديث 730 اگرچه برخي از مفسران (زمخشري در كشاف ج 4/768 و علامه طباطبائي در الميزان ج 20/311) بي نيازي را اقتصادي دانسته اند لكن كلي بودن آيه و كلام امام رضا (عليه السّلام) (در تفسير صافي ج 4/342 و كنز الدقايق ج 14/321) كه فرمودند: خداوند با مستجاب نمودن دعاي حضرت ايشان را بي نياز نمودند. مي‌توان خديجه (سلام الله عليها) را عاملي بشري انساني و مادي براي فراهم نمودن بستربي نياز معنوي و مادي حضرت دانست. و بر استواري اين نتيجه كلام قرطبي است در تفسير اين آيه كه مي‌نويسد: شما را بواسطه خديجه رضي الله عنها بي نياز نمود. (تفسير الجامع الاحكام ج 20/72)

Repost from N/a
أينَ مِثلُ خديجه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: كجا مانند خديجه پيدا خواهد شد؟! او در آن هنگام كه مردم مرا تكذيب كردند، تصديقم نمود و مرا براى پيشرفت دين خدا پشتيبانی كرد و با ثروت خود يارى نمود. خداوند به من فرمان داد خديجه را به قصري از زمرّد در بهشت كه هيچ رنج و زحمتى در آن نيست بشارت دهم. أيْنَ مِثْلُ خَدِيجَةَ صَدَّقَتْنِي حِينَ كَذَّبَنِي النَّاسُ‏ وَ وَازَرَتْنِي عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِي عَلَيْهِ بِمَالِهَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِي أَنْ أُبَشِّرَ خَدِيجَةَ بِبَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبِ الزُّمُرُّدِ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَب بحار الانوار ج‏۴۳ ص۱۳۱

Repost from N/a
وفات أمّ المؤمنین حضرت خدیجة کبری سلام الله علیها تسلیت باد . یا صاحب الزمانو آجرک الله فی مصیبة جدّتک خديجةَ الکبری سلام الله علیها در دهمِ ماه رمضان المبارکِ سال دهمِ پس از بعثت ، وفات أُمّ المؤمنين ، حامیة الرّسول ، حضرت خدیجة کبری سلام الله علیها اتفاق افتاد . (١) . آن حضرت نخستین همسر پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله بودند و تا ایشان زنده بود ، نبیّ گرامی اسلام همسری اختیار ننمود ، سبقت او در اسلام و خدمات او به پیامبر ، زیاده از آن است که ذکر شود ، در فضیلت آن حضرت همین بس که والده مكرّمة حضرت صدّيقه طاهرة است و همه ذرارى پیامبر به ایشان ختم می شود ‌. (٢) . آن حضرت اوّلین زنی است که پیامبر را تصدیق نمود ، و اوّل زنی است که در مکّة با رسول خدا نماز جماعت خواند ، و اوّل زنی است که ایمان خود را در مکّة در میان مشرکان اظهار نمود ، و اوّل زنی است که در مقابل دشمن از رسول خدا دفاع نمود و تمام اموال خود را به پیامبر بخشید ، و اوّل زنی است که ایمانش با قبول ولایت أمیرالمؤمنین به درجه كمال رسيد . رسول خدا صلّی اللهُ علیه و آله فرمودند : دین من برپا نشد مگر به دو چیز اموال خدیجة و شمشیر علیّ بن أبیطالب . (٣) . هیچ مالی به اندازه اموال خدیجة به من منفعت نرسانده است . (٤) . آن حضرت هنگام رحلت چند وصیّت به پیامبر نمودند ، و با آن همه فداکاری و انفاق مال ، به پیامبر عرض کردند یا رسول الله مرا ببخشید که در حقّ شما کوتاهی کردم ، پیامبر فرمودند حاشا و کلّا ، من از شما جز خوبی ندیدم ، بلکه منتهای سعی و کوشش خود را در حقّ من نمودی ، شما در خانه من زحمات زیادی را متحمّل شدی ، و اموالت را در راه خدا بذل و بخشش نمودی . (۵) . ١) بحارالانوار ۳۳۳/۴۴ . ٢) فیض العلام ص۲۷ . ۳) تنقیح المقال ۷۷/۳ . ۴) بحارالانوار ۶۳/۱۹ . ۵) شجره طوبی ۲۳۴/۲ . روزي پيامبر مکرّم اسلام صلّی الله عليه و آله جناب أمّ المؤمنین حضرت خديجة کبری سلام الله عليها را خواست و در كنار خود نشانيد و فرمود ، اين جبرئيل است و می‌گويد برای اسلام شروطی است كه عبارتند از اقرار به يگانگي خداوند متعال ، اقرار به رسالت رسولان ، اقرار به معاد و اصول اين شريعت و احكام آن ، اطاعت از أولی الامر و ائمة طاهرين يكي بعد از ديگری ، و برائت از دشمنان ايشان . خاتون دو سرا سلام الله عليها به همه آنها اقرار نمود و ائمه طاهرين خصوصا أمير المؤمنين عليه السّلام را تصديق نمود . پيامبر صلّی الله عليه و آله فرمود هو مولاك و مولی المؤمنين و امامهم بعدی ، يعنی علیّ بعد از من مولای تو و مولای مؤمنان و امام ايشان است . آنگاه از خديجة کبری سلام الله عليها در قبول ولايت أمير المؤمنين عليه السّلام عهد مؤكّد گرفت . سپس رسول خدا صلّی الله عليه و آله يك يك از اصول و فروع دين حتی آداب وضو و نماز و روزه و حجّ و جهاد و صله رحم و واجبات و محرّمات را بيان فرمود . سپس پيامبر صلّی الله عليه و آله دست خود را بالای دست أمير المؤمنين عليه السلام نهاد و خديجة سلام الله عليها دست خود را بالای دست رسول خدا صلّی الله عليه و آله گذاشت و به اين ترتيب با أمير المؤمنين عليه السّلام بيعت نمود . https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=132893&page=5

Repost from N/a
مرجع و مصدر اهل بیتِ آیهء تطهیر، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها است. اعتراف جالب و مهم ابن حجر عسقلانی : اهل بیت آیهء تطهیر همان اهل کساء هستند و مرجع و مصدر آنان نیز حضرت خدیجه علیهاالسلام است . ابن حجر عسقلانی از علمای بزرگ اهل سنت است نظر جالبی در مورد آیه ی تطهیر دارد : و فِی ذِکْرِ الْبَیْتِ مَعْنًى آخَرُ لِأَنَّ مَرْجِعَ أَهْلِ بَیْتِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِلَیْهَا لِمَا ثَبَتَ فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ تَعَالَى إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ لَمَّا نَزَلَتْ دَعَا النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَاطِمَةَ وَعَلِیًّا وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ فَجَلَّلَهُمْ بِکِسَاءٍ فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی الْحَدِیثُ أَخْرَجَهُ التِّرْمِذِیُّ وَغَیْرُهُ وَمَرْجِعُ أَهْلِ الْبَیْتِ هَؤُلَاءِ إِلَى خَدِیجَةَ لِأَنَّ الْحَسَنَیْنِ مِنْ فَاطِمَةَ وَفَاطِمَةُ بِنْتُهَا وَعَلِیٌّ نَشَأَ فِی بَیْتِ خَدِیجَةَ وَهُوَ صَغِیرٌ ثُمَّ تَزَوَّجَ بِنْتَهَا بَعْدَهَا فَظَهَرَ رُجُوعُ أَهْلِ الْبَیْتِ النَّبَوِیِّ إِلَى خَدِیجَةَ دُونَ غَیْرِهَا. فتح الباری،ج7،ص169 و در ذکر معنای " البیت " معنی دیگری نیز وجود دارد چرا که مصدر و منبع اهل بیتِ پیامبر ، حضرت خدیجه است برای آن که در تفسیر آیه ی " انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا " ثابت شده است که ام سلمه گفته است هنگامی که آیه نازل شد، پیامبر فاطمه و علی و حسن و حسین را فراخواند و عباء را روی آن ها قرار داد و گفت : خدایا این ها اهل بیت من هستند. این حدیث را ترمذی و دیگران نقل کرده اند و مرجع و مصدر این اهل بیت خدیجه است ؛ چرا که حسنین فرزندان فاطمه هستند و فاطمه دختر خدیجه است و علی در خانه ی خدیجه رشد و نمو یافت در حالی که کوچک بود و سپس با دختر او { حضرت خدیجه } بعد از وفاتش ازدواج کرد. پس معلوم شد که مرجع اهل بیت نبوی خدیجه است نه غیر از او. همانطور که ملاحظه کردید، ابن حجر عسقلانی معتقد است که طبق احادیثی که ترمذی و دیگران نقل کرده اند، اهل بیت آیه ی تطهیر همان اهل کساء هستند و مصدر و منشا آنان نیز حضرت خدیجه سلام الله علیها هستند که مادر حضرت فاطمة سلام الله علیها هستند و امیرالمومنین نیز در خانه ی ایشان تحت تربیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده اند و نه غیر او ، نه عایشه و نه دیگری اسکن کتاب http://s5.picofile.com/file/8153933584/000.jpg http://s5.picofile.com/file/8153933626/001.png http://s5.picofile.com/file/8153933684/002.png لعن الله حاسدیک یا خدیجه https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=132893&page=6

اللّهُمَّ صَلِّ على مُحَمّدٍ وَآلِ مُحَمّدٍ، وَعَجِّل‏ فَرَجَهُم‏ وَ الْعَن‏ مَنْ عَادَاهُم‏ وَ أَهْلِكْ‏ أَعْدَاءَهُم‌‏ أَجْمَعِينَ مِنَ‏ الْأَوَّلِينَ‏ وَ الْآخِرِين #اوخواهدآمد #اوخواهدامدوبساط_ظلم_وظالم_رابرای_همیشه_ازروی_زمین_برخواهدچید #منتقم_خون_حسین_وظلم_به_آل_الله_خواهدآمد #بهترین_کارانتظارفرج_است #منتقم_خون_محسن_بن_علی_وظلم_به_فاطمه_خواهدآمد #منتقم_جنابات_کودتاچیان_سقیفه_وغاصبین_فدک_خواهدآمد مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ؛ ج‏1 ؛ ص408 طوسى، محمد بن الحسن، اللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِي نَفْسِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ رَعِيَّتِهِ وَ خَاصَّتِهِ وَ عَامَّتِهِ وَ عَدُوِّهِ وَ جَمِيعِ أَهْلِ الدُّنْيَا مَا تُقِرُّ بِهِ عَيْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ بَلِّغْهُ أَفْضَلَ مَا أَمَّلَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ- إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِير https://t.me/moazen_313

روزهشتم ماه مبارک رمضان1447.MP355.55 MB

______________________________ (1) در عدّة الداعى، ص 228، و نيز در بحار الانوار، ج 70، ص 246، روايت 20 كه اين حديث را نقل كرده‏اند در اين قسمت آمده است: «عمل بنده را كه نماز و روزه و حجّ و عمره است از آن عبور داده و بالا مى‏برند.» ادب حضور (ترجمه فلاح السائل)، ص: 224 حجابها را زير پا مى‏گذارند و مى‏گذرند، تا اينكه در پيشگاه خداوند ايستاده و به عمل صالح و دعاى او گواهى مى‏دهند، ولى خداوند مى‏فرمايد: هر چند شما نگاهبانان عمل بنده من هستيد، ولى من مراقب امورى كه در نفس او مى‏گذرد نيز هستم، مقصود وى از انجام اين عمل، من نبودم، لعنت من بر او باد! آنگاه ملائكه مى‏گويند: لعنت تو و لعنت ما بر او!» راوى مى‏گويد: سپس معاذ گريست و گفت: عرض كردم اى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چه عملى انجام دهم؟ فرمود: اى معاذ، در يقين و باور به پيامبرت اقتدا نما. عرض كردم: شما پيامبر خداييد و من معاذ بن جبل. فرمود: اى معاذ، اگر در عملت تقصير و كوتاهى است، پس زبان خويش را از بدگويى برادران دينى و حاملان قرآن نگاه دار. و گناهانت بر گردن خودت باشد و آنها را بر دوش برادرانت منه، و خويشتن را با نكوهش و سرزنش نمودن برادرانت ستايش مكن، و با پايين آوردن مقام برادرانت خود را بالا مبر، و عمل خويش را با قصد ريا انجام مده، و از در دنيا در آخرت داخل نشو، و در مجلس خود فحش و ناسزا مگو، تا مبادا همنشينانت به واسطه بدخويى تو دورى كنند، و در حضور هيچ كس با ديگرى سخن در گوشى مگو، و نسبت به مردم اظهار بزرگى مكن، تا مبادا خيرات دنيا از تو قطع شود، و مردم را پاره پاره مكن تا مبادا سگهاى اهل آتش جهنّم تو را پاره پاره كنند، كه خداوند مى‏فرمايد: وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً. «1»- سوگند به فرشتگانى كه [روح اهل ايمان را] با نشاط و آسايش ويژه‏اى [از بدنهايشان‏] قبض مى‏كنند. آيا مى‏دانى «ناشطات» چيست؟ آنها سگهايى هستند كه گوشت و استخوان اهل جهنّم را تكّه و پاره مى‏كنند. عرض كردم: چه كسى تاب و طاقت عمل به اين امور و ______________________________ (1) نازعات (79): 2- در رابطه با معناى اين آيه شريفه و اصولا پنج آيه نخست سوره نازعات اختلاف بسيار در ميان مفسّرين است. به تفسير شريف الميزان (ج 20، ص 178- 182) رجوع شود. ادب حضور (ترجمه فلاح السائل)، ص: 225 خصلتها را دارد؟، فرمود: اى معاذ، آگاه باش كه مسلّما انجام اين امور براى هر كس كه خداوند براى او آسان كند، راحت و آسان خواهد بود. راوى مى‏گويد: معاذ اين حديث را بيشتر از تلاوت قرآن، مى‏خواند. ابن طاووس، على بن موسى - روحى، محمد، ادب حضور (ترجمه فلاح السائل)، 1جلد، انتشارات انصارى - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1380ش.223

بايست و اين عمل را به روى و پشت صاحب آن بزن، من فرشته «متكبرين» هستم، صاحب اين عمل به واسطه آن در مجالس مردم بر آنان تكبّر مى‏نمود، پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عملش از من به سوى ديگرى بگذرد.» حضرت فرمود: «بار ديگر فرشتگان نگاهبان، عمل بنده را در حالى كه مانند ستاره در آسمان مى‏درخشد، و آهنگ و صداى تسبيح و روزه و حجّ از آن بلند است بالا برده و به سوى فرشته آسمان چهارم عبور مى‏دهند، ولى فرشته دربان آسمان چهارم مى‏گويد: بايستيد و اين عمل را بر روى و شكم صاحب آن بزنيد، من فرشته «عجب» هستم، و او به خود مى‏باليد و اين عمل را با حالت عجب انجام داده، پروردگارم به من دستور داده كه نگذارم عملش از من به سوى ديگرى بگذرد، پس آن را بر روى صاحبش بزنيد.» حضرت فرمود: «ديگر بار ملائكه نگاهبان، عمل بنده را مانند عروسى كه به سوى شوهرش برده مى‏شود، بالا مى‏برند- در حالى كه آن عمل همراه با جهاد و نماز نافله بين دو نماز واجب مى‏باشد، و به همين خاطر صداى بلندى بسان صداى شتر، و درخششى همسان نورافشانى خورشيد دارد- و به سوى فرشته دربان آسمان پنجم مى‏گذرانند، تا اينكه آن فرشته مى‏گويد: بايستيد، من فرشته «حسادت» هستم، پس آن عمل را به روى صاحبش بزنيد، زيرا او نسبت به كسانى كه دانش آموخته و به طاعت خدا عمل مى‏نمودند رشك مى‏ورزيد و نيز هر گاه مى‏ديد كه كسى در عمل و عبادت بر او برترى دارد، نسبت به او حسادت مى‏ورزيد و بر او خرده گرفته‏ ادب حضور (ترجمه فلاح السائل)، ص: 223

فلاح السائل و نجاح المسائل ؛ ؛ ص121 أقول و ما ينبغي أن تحفظ أعمالك كلها و صلواتك منه و تنزهها عنه لتعرض على الله جل جلاله في جملة ما يعرضه الملكان من صالح العمل‏ مَا رَوَيْنَاهُ بِإِسْنَادِنَا عَنْ مُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ قَالَ‏ قُلْتُ حَدِّثْنِي بِحَدِيثٍ سَمِعْتَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص حَفِظْتَهُ وَ ذَكَرْتَهُ كُلَّ يَوْمٍ مِنْ دِقَّةِ مَا حَدَّثَكَ بِهِ قَالَ نَعَمْ وَ بَكَى مُعَاذٌ فَقَالَ اسْكُتْ فَسَكَتُّ ثُمَّ قَالَ بِأَبِي وَ أُمِّي حَدَّثَنِي وَ أَنَا رَدِيفُهُ قَالَ فَبَيْنَا نَسِيرُ إِذْ رَفَعَ بَصَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ يَقْضِي فِي خَلْقِهِ مَا أَحَبَّ قَالَ يَا مُعَاذُ قُلْتُ لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِمَامَ الْخَيْرِ وَ نَبِيَّ الرَّحْمَةِ فَقَالَ أُحَدِّثُكَ مَا حَدَّثَ نَبِيٌّ أُمَّتَهُ إِنْ حَفِظْتَهُ نَفَعَكَ عَيْشُكَ وَ إِنْ سَمِعْتَهُ وَ لَمْ تَحْفَظْهُ انْقَطَعَتْ‏ ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) ؛ ؛ ص220 اعمال و صفاتى كه موجب عدم قبولى اعمال مى‏گردد شايسته است تمام اعمال و نمازهاى خود را از امورى حفظ نموده و پاكيزه سازى تا در ضمن اعمال صالح توسط دو فرشته گمارده شده بر انسان بر خداوند- ______________________________ (1) «انابه»: عبارت است از توبه‏اى خاصّ و رجوع با تمام وجود به خداوند جلّ جلاله. ادب حضور (ترجمه فلاح السائل)، ص: 221 جلّ جلاله- عرضه شود، برخى از آنها مواردى است كه در روايت معاذ بن جبل آمده است: عبد الواحد به نقل از مردى مى‏گويد: به معاذ بن جبل گفتم: يكى از احاديثى را كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شنيده‏اى و درست حفظ نموده و هر روز با دقّت متذكّر مى‏شوى، براى من باز گو كن، پذيرفت و گريست، سپس گفت: خاموش شود. من خاموش شدم. وى گفت: پدر و مادرم به فدايش، در حالى كه من در پشت سر او بر مركب سوار بودم و با هم راه مى‏پيموديم، چشم به سوى آسمان بلند نمود و فرمود: «سپاس خداوندى را كه هر چه را كه دوست بدارد در باره آفريدگانش به طور حتم مقدّر و جارى مى‏سازد.» آنگاه فرمود: اى معاذ، عرض كردم: «لبّيك اى رسول خدا، اى پيشواى خير و پيامبر رحمت» فرمود: «آيا حديثى را به تو بگويم كه هيچ پيامبرى به امّت خويش نفرموده است، و اگر آن را حفظ كنى در زندگى براى تو سودمند خواهد بود، و اگر بشنوى و حفظ نكنى حجّت خداوند بر تو تمام مى‏شود.» سپس فرمود: «براستى كه خداوند پيش از آفريدن آسمانها، هفت فرشته آفريد، و در هر آسمان فرشته‏اى قرار داد، و آن آسمان را با عظمت خويش فرا گرفت، و بر در هر كدام از آنها فرشته‏اى را به عنوان دربان قرار داد. فرشتگانى كه نگاهبان عمل بنده هستند از صبح تا شب عمل او را مى‏نويسند، آنگاه آن را در حالى كه مانند آفتاب مى‏درخشد بالا مى‏برند، تا اينكه به آسمان زيرين مى‏رسند در حالى كه آن عمل در نظر آنان پاكيزه و بسيار است. ولى فرشته‏اى كه نگاهبان آسمان زيرين است مى‏گويد: بايستيد، و اين عمل را بر صورت صاحبش بزنيد، من فرشته «غيبت» هستم، هر كس غيبت كند نمى‏گذارم عملش از من به سوى ديگرى بگذرد، زيرا پروردگارم به من چنين دستور فرموده است. فرداى آن روز فرشته نگاهبان بر عمل بنده همراه با عمل صالح مى‏آيد، و از فرشته دربان آسمان زيرين مى‏گذرد، در حالى كه در نظرش آن عمل پاكيزه و بسيار است. تا به آسمان دوّم مى‏رسد، فرشته دربان آسمان دوّم به او مى‏گويد: بايست، و ادب حضور (ترجمه فلاح السائل)، ص: 222 اين عمل را بر روى صاحبش بزن، كه نيّت او از اين عمل، متاع اندك و بى‏ارزش دنيا بود، و من فرشته ويژه «دنيا» هستم، و نمى‏گذارم كه عمل او از من به سوى ديگرى بگذرد.» حضرت فرمود: «بار ديگر عمل بنده را در حالى كه به صدقه و نماز آن شادمان است، به بالا مى‏برد و فرشتگان نگاهبان نيز از آن عمل خوششان مى‏آيد، و آن را به سوى آسمان سوّم عبور مى‏دهد، تا اينكه فرشته دربان آسمان سوّم مى‏گويد:

ج: شهادت ام ام ابیها خدیجه کبری سلام الله علیها تسلیت مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏3 ؛ ص99 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين #ابوطالب ُ#حبیب_مابگو_فضائل_علی_روبرای_مردم #خدیجه ُ#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها تَفْسِيرِ وَكِيعٍ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ‏ فِي قَوْلِهِ‏ أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً عِنْدَ أَبِي طَالِبٍ‏ فَآوى‏ إِلَى أَبِي طَالِبٍ يَحْفَظُكَ وَ يُرَبِّيكَ وَ وَجَدَكَ فِي قَوْمٍ ضُلَّالٍ فَهَدَاهُمْ بِكَ إِلَى التَّوْحِيدِ وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى‏ بِمَالِ خَدِيجَةَ فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ‏ ایا ترا یتیم نیافت پس پناه داد بسوی اوطالب ترا حفظ کرد وبزرگ کرد وترا درقوم گمراه یافت پس هدایت کرد ترا بسوی توحید وترا تهی دست یافت پس ترا بمال خدیجه بی نیاز کرد ........ مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص: 100 أَظْهِرِ الْقُرْآنَ وَ حَدِّثْهُمْ بِمَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْكَ‏ قَالَ الْحَسَنُ‏ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ‏ يَا مُحَمَّدُ حَدِّثِ الْعِبَادَ بِمِنَنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْكَ وَ حَدِّثْهُمْ بِفَضَائِلِ عَلِيٍّ فِي كِتَابِ اللَّهِ لِكَيْ يَعْتَقِدُوا وَلَايَتَه‏ https://t.me/moazen_313 اما نعمت پرودگارت را بگو پس بگو وحدیث کن لطفهای ابوطالب رو در حق خودت وبگو فضائل علی بن ابوطالب را که در قران امده تا اعتقاد پیدا کنند بولایت علی http://www.iranclubs.org/forums/ showthread.php?t=132893&page=6

#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها ج: شهادت ام ام ابیها خدیجه کبری سلام الله علیها تسلیت قصص الأنبياء عليهم السلام (للراوندي) ؛ ؛ ص317 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين #شهادت_ام_ام_ابیهاحضرت_خدیجه_کبری_سلام_الله_علیهاتسلیت الصحيح أن أبا طالب رضي الله عنه توفي عنه في آخر السنة العاشرة من مبعث رسول الله ثم توفيت خديجة بعد أبي طالب بثلاثة أيام فسمى رسول الله ذلك العام عام الحزن فقال ما زالت قريش قاعدة عني حتى مات أبو طالب . و أقام بعد البعثة بمكة ثلاث عشرة سنة ثم هاجر منها إلى المدينة بعد أن استتر في الغار ثلاثة أيام و دخل المدينة يوم الإثنين الحادي عشر من شهر ربيع الأول و بقي بها عشر سنين ثم قبض ص يوم الإثنين لليلتين بقيتا من صفر سنة إحدى عشرة من الهجرة