منِ گذشته امضا
Open in Telegram
هنرمند آنگونه است که من دوست میدارم، آدمیست که چشمداشتِ چندانی ندارد: او به راستی دو چیز میخواهد و بس، ناناش و هنرش، ناناش و پریِ راهزناش. https://t.me/BChatBot?start=sc-72289-ZqyFM3U
Show more499
Subscribers
-224 hours
+37 days
+2830 days
Posts Archive
Forever we will be together beyond the grave.
In our grave we’ll lie side by side through hate and pride we will die.
@about_clair
Repost from -گزاف-
سلام. انتهای صف کجاست؟ من هم میخواهم بمیرم.
-
به تو که کار را تمام کردی، خودت را راحت کردی از شرّ بودن، از این همه اتفاق و این همه افتادن. حالا دیگر چه کسی میتواند تو را بچیند از چشمهای خداوندِ مهربانِ رنجآفرین، تو که چنین با ناز از لبهای کبودِ مرگ بوسهای دزدیدی و به رخوت پنهان در ازدحام ما پوزخند زدی. حالا که تو کال، رسیدی و ما را به رهایی صلا دادی. تو را کجای قلبم خاک کنم که یادم نرود این غمها بالاخره تمام میشوند. که یک روز عصرِ پاییز، خبر زنده شدنت را میشنوم. خبر بودنت را. که اینبار، لای این همه اتفاق، تو نیستی که از درختت با عشوه رها میشوی، رنج است که رهایت میکند. رنج را میشناسم، اینجاست، سالهاست به دنبالم میگردد. و همان لحظه، که پرانول داشت بیش از حد در خونت حل میشد؛ من به دنبال شعر تازهای میگشتم تا آفتاب را داغ کند. حالا آفتابِ داغِ همه سالها برای توست....
زمستان۱۴۰۱
Repost from The Last Of House Romanov
احساس این روزها؟ استیصال. احساس میکنم اگر آنچه میخواهم را هرقدر هم محکم در مشتم بگیرم، باز هم به آسانی انگشتانم باز میشود و آن را از دست میدهم.
Repost from شاخسار
در روح میگریزیم
از بیفرجامیِ
خاک
و روح چرخزنان
ما را
در چنگال خود
میفشارد
تا در کدام غرقاب
رهایمان کند
@shakhsaar
#بیژن_جلالی
ترانه "دوست من، گل رز"
که با صدای "فرانسواز هاردی" معروف است.
اجرایی متفاوت از "ناتاشالا اطلس"، به سبک شعبی مدرن (موزیک مدرن شمال آفریقا)
@about_clair
پایان روز
میدود
میرقصد
به خویش میپیچد زندگی
بی آن که بداند چرا
وقیحانه و پر شَرَر
در روشنای ناپایای افق
شب از راه میرسد
شهوتانگیز
کمرنگ میشود همهچیز
گرسنگی حتی
محو میشود همهچیز
حتی شرم
و شاعر، نفسی به راحتی میکشد.
روح من، مثل مهرههای پشتم خواب میخواهد، خواب
با قلبی آکنده از رؤیاهای شوم
میروم تا آرام بگیرم
میلولم در پردههاتان
آی سیاهیهای سرد.
@about_clair
شارل بودلر
و زخمهای من همه از عشق است
از عشق، عشق، عشق
من این جزیرهٔ سرگردان را
از انقلاب اقیانوس
و انفجار کوه گذر دادهام
و تکهتکه شدن،
راز آن وجود متحدی بود
که از حقیرترین ذرههایش
آفتاب به دنیا آمد...
@about_clair
فروغ فرخزاد
احتمالا وقتی
دردا حمله میکنن بهت
من خیلی دور از توام،
زیر دردای خودم.
احتمالا وقتی
از درد میوفتی رو زانوت
من خیلی دور از توام،
روی زانوی خودم.
فقط یادت نره
تو واینستادی یه نفره،
یکی داره شبیه خودت
ازین کوه و دره میگذره.
@about_clair
منو یادت نره.
