en
Feedback
منِ گذشته امضا

منِ گذشته امضا

Open in Telegram

هنرمند آن‌گونه است که من دوست می‌دارم، آدمی‌ست که چشم‌داشتِ چندانی ندارد: او به راستی دو چیز می‌خواهد و بس، نان‌اش و هنرش، نان‌اش و پریِ راه‌زن‌اش. https://t.me/BChatBot?start=sc-72289-ZqyFM3U

Show more
499
Subscribers
-224 hours
+37 days
+2830 days
Posts Archive
Nothing But Thieves - Your Blood.mp311.27 MB

برف می‌بارید جای پاها تازه بود اما برف می‌بارید باز می‌گشتم برف می‌بارید جای پاها دیده می‌شد، لیک برف می‌بارید باز می‌گشتم برف می‌بارید جای پاها باز هم گویی دیده می‌شد ‌لیک برف می‌بارید باز می‌گشتم برف می‌بارید برف می‌بارید، می‌بارید، می‌بارید جای پاهای مرا هم برف پوشانده‌ست.

برف می‌بارید و ما خاموش فارغ از تشویش نرم نرمک راه می‌‌رفتیم کوچه باغِ ساکتی در پیش هر به گامی چند گویی در مسیرِ ما چراغی بود زاد سروی را به پیشانی با فروغی غالبا افسرده و کم‌رنگ گمشده در ظلمتِ این برفِ کجبارِ زمستانی برف می‌بارید و ما آرام، گاه تنها، گاه با هم، راه می‌رفتیم چه شکایت‌های غمگینی که می‌کردیم یا حکایت‌های شیرینی که می‌گفتیم هیچ‌کس از ما نمی‌دانست کز کدامین لحظه شب کرده بود این باد برف آغاز هم نمی‌دانست کاین راه خَم اندر خَم به کجامان می‌کشاند باز برف می‌بارید و پیش از ما دیگرانی همچو ما خشنود و ناخشنود زیرِ این کج‌بارِ خامش‌بار، از این راه رفته بودند و نشان پای‌هایشان بود پاسی از شب رفته بود و همرهان بی شمارما گاه شنگ و شاد و بی‌پروا، گاه گویی بیم‌ناک از آبکندِ وحشتی پنهان، جایِ پا جویان، زیر این غمبار، در همبار، سر به زیر افکنده و خاموش، راه می‌رفتند و ز قدم‌هایی که پیش از این رفته بود این راه را، افسانه می‌گفتند‌‌. @about_clair

این صدا مالِ چه‌کسی‌ست در من؟ چرا همیشه از حرف‌زدنم می‌ترسم از صدایم یکه می‌خورم‌؟ به تمامی‌دریافتنِ این‌که هوا در شعری سرد است بسیار کارِ مشکلی‌ست و این‌که سوزِ سرما را در صدای کسی بتوان حس کرد دیگر یخ‌بندان از همان‌جا آغاز شده است‌‌. دفن‌کردنِ کسانی که تواناییِ یخ‌بستن را داشته‌اند دیوانه‌کننده است کسی آمد ایستاد و فریاد کرد دیگر هیچ‌یک از شماها حقِ دست‌زدن به تکه‌تکه این تن‌ها را ندارید تک‌تکه تن‌هایی که از بیداریِ مُـفرط بیرون افتاده‌اند نه، حقِ شما نیست دست زدن به این سرمایی که در آن همه‌چیز را توانسته بود تمام کند. به‌تدریج سرما را در خودگرفتن پس ندادن و ناگهان یخ‌بستن‌‌. این مفهومِ دقیقِ انفجار را در خود دارد‌. از صدا شروع شد از صدای کسی سرما سوزِ صدا یا سرما؟ دیگر نمی‌توانی جداشان کُنی از هم و این‌سوز این‌صدا این‌سرما آن‌قدر به خود نزدیک شد خودش را پیدا کرد که همه‌چیزِ دنیا در سرش مثل حُـباب‌ها ترکیدند و بی‌آن‌که بداند ناگهان پا به بیداریِ بزرگ گذاشت و بعد این‌سوز این صدا این سرما شروع به نشت کردن در خواب‌ها کرد و خواب دیگر از بیداری جدا نشد. @about_clair شهرام شیدایی از کتاب خندیدن در خانه‌ای که می‌سوخت

این را هم به طور کُلی دریافته‌ام که برای بدبختی خیلی کار مشکلی است که بتواند برای مدتی بر یک آدم تنهایی‌طلب غلبه کند. تنهایی سوای همه چیز، خیلی قدرتمند است. @about_clair یادداشت‌ها/کافکا

دلم پرتقال خونی وسط میدان جنگ گردوی نارسی که دست را سیاه می‌کند شاخه‌ای که پرندگان را رنج می‌دهد دلم باران دیوانه در پناه دو کوه. @about_clair غلام‌رضا بروسان

Bells are ringing Birds are flying upside down My heart has been lost for too long. @about_clair

+1
Folk. Vocal @saranjam_ma

رضا قاسمی @about_clair
رضا قاسمی @about_clair

داشتم زایش تراژدی ِنیچه رو می‌خوندم، یه جا شاه میداس می‌پرسه «بهترین چیز برای انسان چیه؟» سیلنوس بسیار زیبا جوابشو می‌ده: «زاده نشدن!»

1|1 - Feels cold when blood leaves you - Non Somnia (FLAC).flac34.54 MB

سرم، گویی جمجمه برایش کوچک باشد، مرتبا از درون می‌کوبد. نامه به فلیسه، کافکا

05 - Kjurrt.mp310.89 MB

14. White Rabbit (performed by Jefferson Airplane).mp37.33 MB

‏از هرچه به ادبیات مربوط نباشد متنفرم؛ مکالمه‌ها حوصله‌ام را سر می‌برد؛ دیدار با آدم‌ها خسته‌ام می‌کند؛ غم و شادیِ بستگانم روحم را کسل می‌کند. گفت‌وگو‌ها به‌نظر من اهمیت، جدیت و حقیقت همه چیز را از میان می‌برد.

Repost from -گزاف-
که ما هم‌چنان می‌نویسیم ‏که ما هم‌چنان در این‌جا مانده‌ایم ‏مثلِ درخت ‏که مانده است ‏مثل گرسنگی ‏که این‌جا مانده است ‏مثل سنگ‌ها که مانده‌اند ‏مثل درد که مانده است ‏مثلِ زخم، ‏مثلِ شعر، ‏مثلِ دوست داشتن، ‏مثلِ پرنده ‏مثلِ فکر، ‏مثلِ آرزوی آزادی و ‏مثلِ هر چیز که از ما نشانه‌ای دارد... محمد مختاری

آن‌گاه که با ترس از افتادن روزها را شب می‌کنی، با ترس از افتادن عجین می‌شوی، یکی می‌شوی. تنها از تو نقطه‌ای محو می‌ماند و ترس، اکنون تو خود ترس شده‌ای.

baroon_1.mp34.02 MB

03 Khab Dar Bidari.mp314.47 MB