منِ گذشته امضا
Open in Telegram
هنرمند آنگونه است که من دوست میدارم، آدمیست که چشمداشتِ چندانی ندارد: او به راستی دو چیز میخواهد و بس، ناناش و هنرش، ناناش و پریِ راهزناش. https://t.me/BChatBot?start=sc-72289-ZqyFM3U
Show more499
Subscribers
-224 hours
+37 days
+2830 days
Posts Archive
Repost from N/a
جمعهی ساکت
جمعهی متروک
جمعهی چون کوچههای کهنه، غمانگیز
جمعهی اندیشههای تنبل بیمار
جمعهی خمیازههای موذی کشدار
جمعهی بی انتظار
جمعهی تسلیم
خانهی خالی
خانهی دلگیر
خانهی دربسته بر هجوم جوانی
خانهی تاریکی و تصور خورشید
خانهی تنهایی و تفأل و تردید
خانهی پرده، کتاب، گنجه، تصاویر
آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت
زندگی من چو جویبار غریبی
در دل این جمعههای ساکت متروک
در دل این خانههای خالی دلگیر
آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت...
#فروغ_فرخزاد
@Fouiiism
«کجایی که ببینی تنها شدهام و هرشب دنیا یخ میزند. انگار همهی آدمهای دنیا مردهاند و من تقاصِ هراسِ همهی آدمها را یکجا پس میدهم.»
عباس معروفی
Repost from The Last Of House Romanov
به زخمهایم نگاه میکنم و از خود میپرسم: تا کی میتوان روی این زخمها سرپوش گذاشت، آنها را پوشاند، دوام آورد و ادامه داد؟
بامداد
گویا فلک از زبان یشم
میترکد
گویا فلک
میترکد
و سایهای بلند
تو را
تعقیب میکند که عریان—
روی سنگ تابستان ایستادهای
نجوای باد
آه نجوای باد که حرف هیچکس نیست
جز آن درختی که تو را تهدید میکند
جز بیشههایی که با تو حرف میزنند
جز رودخانههایی که هیچ آتشی را
خاموش نمیکنند
خاک
دهانت را میبوسد
و ابریشم
انحنای مرطوب خاک را
تاریک میکند
@about_clair
شاپور بنیاد
قطعات
Repost from N/a
چشمهایم را میبندم و تمام جهان مرده بر زمین میافتد پلک میگشایم و همه چیز دوباره زاده میشود (فکر میکنم تو را در ذهنم ساخته بودم) ستارگان در جامههای سرخ و آبی والس میرقصند و سیاهی مطلق به درون میتازد چشمانم را میبندم و تمام جهان مرده بر زمین میافتد
….
#سیلویا_پلات
کرئن: چرا مرا تنها وامیگذاری؟
تیرزیاس: این من نیستم که تو را تنها میگذارم، بخت خود توست.
زنان فنیقی
اوریپید
ترجمه غلامرضا شهبازی
@shakhsaar
#با_هم_بشنویم ؟
