🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
Open in Telegram
✨️ در کانال جواهر الکلام 👈 روایات مورد استناد مخالفین را برسی میکنیم 👈 پاسخ مستدل و اصولی شبهات را بیان میکنیم 👈 و مباحث مختلف امامت مطرح میشود در اینجا حق را با دلیل میجوییم، نه با تعصب!! 🔸️ارسال شبهات به : @Sajjad74z1 ↪ @javaheralklam ↩
Show more1 125
Subscribers
+124 hours
+107 days
+2130 days
Posts Archive
1 125
▫️در مکتب اهلبیت علیهمالسلام، قرآن کریم اصل و اساس است و روایات در پرتو قرآن اعتبار مییابند. ازاینرو، هر روایتی که با قرآن کریم ناسازگار باشد، حجیت نخواهد داشت؛ هرچند از نظر سند، صحیح باشد.
🔹 قاعده عرضه احادیث بر کتابالله، برگرفته از تعالیم خود اهلبیت علیهمالسلام است. برای نمونه، در روایت معتبری، امام صادق علیهالسلام میفرمایند هر حدیثی که موافق کتاب الله نباشد بی اعتبار است:
▫️عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ الْحُرِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ: كُلُّ شَيْءٍ مَرْدُودٌ إِلَى الْكِتَابِ وَالسُّنَّةِ، وَكُلُّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ
📚 الکافی جلد اول صفحهی ۶۹
🔸 همچنین در روایت معتبر دیگری، امام صادق علیهالسلام از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل میکنند که فرمودند حدیثی که مخالف قرآن باشد از ما صادر نشده است:
▫️مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَغَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: خَطَبَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِمِنًى فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ، مَا جَاءَكُمْ عَنِّي يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَأَنَا قُلْتُهُ، وَمَا جَاءَكُمْ يُخَالِفُ كِتَابَ اللَّهِ فَلَمْ أَقُلْهُ
📚 الکافی جلد اول صفحهی ۶۹
✅ بر همین اساس، در مسئله وضو نیز نخست دلالت آیه ششم سوره مبارکه مائده را درباره کیفیت تطهیر پاها بررسی میکنیم؛ سپس روایات را بر این معیار عرضه مینماییم. هر روایتی که با دلالت قرآن کریم هماهنگ باشد، پذیرفته خواهد شد و هر روایتی که با کتاب خدا تعارض داشته باشد، از حجیت برخوردار نخواهد بود.
🆔 @javaheralklam
1 125
#فقه_الثقلین
🔹 انشاءالله بحثی نسبتاً تفصیلی پیرامون اختلاف شیعه و اهلسنت در کیفیت تطهیر پاها در وضو ارائه خواهد شد.
▫️همانگونه که میدانیم، شیعه امامیه قائل به مسح پاها در وضو است، در حالی که اهلسنت شستن پاها را در وضو لازم میدانند.
🔹 محور اصلی این بحث، آیهی ۶ سورهی مبارکهی مائده (آیهی وضو) خواهد بود و روایات مرتبط نیز در ذیل و در پرتو دلالت این آیه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
🆔 @javaheralklam
1 125
❗️شخصی که روایت مورد بحث را متاسفانه تقطیعِ مخل کرده بود پس از تذکر بنده به ایشان ادامهی روایت را نیز بیان کرد اما شگفت آور آن که ادعا کرده است صدر روایت دلالت بر دیدن خداوند با چشم در روز قیامت میکند و ذیل روایت دلالت بر مشاهدهی خداوند با قلب دارد !!
🔹 اگر چه حقیقتا روایت بسیار واضح است و هر کس بدون هیچ پیش فرضی روایت را مطالعه کند به مقصود امام آگاه میشود لکن برای رفع شبهه روایت را توضیح میدهیم:
▫️ابوبصیر از امام سوال میکند که آیا مومنین در روز قیامت خداوند را مشاهده میکنند؟! [ قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ يَرَاهُ اَلْمُؤْمِنُونَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ ]
▫️امام پاسخ میدهند که مومنین خداوند را در روز قیامت مشاهده میکنند و قبل از روز قیامت در عالم ذر مشاهده کردند [ نَعَمْ وَ قَدْ رَأَوْهُ قَبْلَ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ فَقُلْتُ مَتَی قَالَ حِينَ قَالَ لَهُمْ - أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قٰالُوا بَلیٰ ]
▫️سپس امام پس از لحظاتی سکوت خطاب به ابوبصیر میفرمایند که خداوند در همین دنیا هم قابل مشاهده است آیا تو او را نمیبینی ؟! [ قَالَ #وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنِينَ لَيَرَوْنَهُ فِي اَلدُّنْيَا قَبْلَ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ أَ لَسْتَ تَرَاهُ فِي وَقْتِكَ هَذَا ]
🔹 توضیح دو نکته در خصوص فراز بالا از روایت:
1⃣ امام این جمله را با #واو_عطف به کلام پیشین متصل کرده و بدون هیچ قرینهای، همان تعبیر «رؤیت» را دربارهی دنیا و قیامت به کار بردهاند. بنابراین اصل، وحدت سیاق و و به تبع آن وحدت مراد است.
2⃣ مشاهدهی خداوند توسط ابوبصیر در این دنیا قطعا مشاهده با چشم نیست.
✅ از آنجا که سیاق کلام یکی است بنابراین منظور از مشاهدهی خداوند در قیامت و عالم ذر نیز مشاهده با چشم نیست.
بنابراین تا اینجای روایت مشخص شد مقصود امام از دیدار خداوند مشاهده با چشم نیست.
▫️ پس از فزاز بالا ابوبصیر از امام سوال میکند که آیا این کلام شما را برای مردم نقل کنم ؟! [ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأُحَدِّثُ #بِهَذَا عَنْكَ ]
دقت کنید که تعبیر «بهذا» به تمام گفتوگوی پیشین بازمیگردد، در نتیجه این مطلب نیز مویدی است که تمام کلام سابق امام در یک سیاق و یک معنا است.
▫️امام پاسخ میدهد که خیر این کلام مرا برای بقیه نقل نکن چون ممکن است مردم برداشت اشتباه کنند و دچار تشبیه خداوند به مخلوقات شوند [ فَقَالَ لاَ فَإِنَّكَ إِذَا حَدَّثْتَ بِهِ فَأَنْكَرَهُ مُنْكِرٌ جَاهِلٌ بِمَعْنَی مَا تَقُولُهُ ثُمَّ قَدَّرَ أَنَّ ذَلِكَ تَشْبِيهٌ كَفَرَ ]
▫️سپس امام مقصود خود از روئیت خداوند را توضیح میدهند و میفرمایند: در حالی که روئیت خداوند با قلب مانند روئیت خداوند با چشم نیست [ و مستلزم تشبیه خداوند به مخلوق نیست ] پس منزه است خداوند از تشبیه به مخلوقاتش [ لَيْسَتِ اَلرُّؤْيَةُ بِالْقَلْبِ كَالرُّؤْيَةِ بِالْعَيْنِ تَعَالَی اَللَّهُ عَمَّا يَصِفُهُ اَلْمُشَبِّهُونَ وَ اَلْمُلْحِدُونَ ]
✅ بنابراین ذیل روایت، مفسر صدر آن است، نه اینکه موضوع جدیدی را آغاز کرده باشد. امام ابتدا رؤیت را اثبات میکنند، سپس چون احتمال میدهند شنونده آن را بر رؤیت بصری حمل کند، حقیقت مراد خود را بیان میفرمایند که این رؤیت، رؤیت قلبی است، نه رؤیت چشمی؛ و به همین جهت نیز خداوند را از تشبیه و تجسیم تنزیه میکنند.
✅ اگر مقصود امام در صدر روایت رؤیت بصری و در ذیل آن رؤیت قلبی بود، لازم بود هنگام انتقال از یک معنا به معنای دیگر، قرینهای بر این انتقال ذکر کند؛ زیرا حمل یک لفظ بر دو معنای کاملاً متفاوت در یک سیاق، بدون هیچ قرینهای، خلاف ظاهر کلام است.
🆔 @javaheralklam
1 125
این کلام یکی از اساتید اهلسنت است که مطلب فوق را نگاشته است.
این کلام ایشان را اگر بر احادیث اهلسنت تطبیق کنیم میتواند بسیار راهگشا باشد!
انشاءالله نمونهای از طبیق کلام ایشان بر احادیث اهلسنت را بیان خواهم کرد.
1 125
+1
🔹 در خصوص نکتهی دومی که ایشان عرض کردند؛ بنده شخص ایشان را به مناظرهی کانال به کانال دعوت میکنم که در خصوص ادعایی که کرده است و به آن یقین نیز دارد مناظره کنیم.
👈 اولویت بنده مناظرهی کانال به کانال است از این جهت که هر دو طرف میتوانند ادلهی خود را به صورت تفصیلی و کامل بیان کنند.
و اگر ایشان این شکل از مناظره را نمیپذیرد ایشان را به مناظرهی صوتی در کانال جواهر الکلام دعوت میکنم.
🔸 و اما در خصوص نکتهی چهارم ایشان؛ بله هر کسی ممکن است در مباحث علمی خطا کند و این مطلب چیز عجیبی نیست. خود بنده نیز در جایی که مطلبی را به اشتباه بیان کرده بودم صراحتا اعلام کردم:
🆔 https://t.me/javaheralklam/1262
☑️ لکن مهم آن است که پس از اینکه متوجه شدید خطا کردید عمل شما چگونه خواهد بود!
اکنون بنده یکی از تقطیعات مخل ایشان را اینجا بیان کردم.
امیدواریم ایشان پیام خود را ویرایش کند و صراحتا اعلام کند روایت را با تقطیع مخل نقل کرده است.
🆔 @javaheralklam
1 125
❗️جَرَتِ الرِّياحُ بِما لا تَشْتَهي السُّفُنُ!
🔹 روایت فوق را خودِ مخالف از نظر سند معتبر دانسته و آن را دلیلی بر امکان رؤیت خداوند در روز قیامت معرفی کرده است.
❗️اما از نقل ادامهی روایت خودداری کرده است؛ در حالی که ادامهی همان روایت، مقصود امام صادق علیهالسلام از «رؤیت» را بهروشنی بیان میکند و هرگونه برداشت از رؤیت با چشم را نفی مینماید.
▫️امام صادق علیهالسلام در آغاز روایت میفرمایند که مؤمنان خداوند را در روز قیامت مشاهده خواهند کرد، بلکه پیش از قیامت [ و در عالم ذر ] نیز خداوند را مشاهده کردند.
❗️مخالف نیز تنها همین بخش از روایت را نقل کرده و آن را دلیلی بر مدعای خود، یعنی امکان رؤیت خداوند با چشم در روز قیامت، قرار داده است‼️
❌ اما ادامهی روایت را که مفسّر همین عبارت است، نقل نکرده است ❌
▫️امام صادق علیهالسلام در ادامه میفرمایند: «دیدن با قلب، مانند دیدن با چشم نیست. خداوند برتر و منزّه است از آن چیزی است که تشبیهکنندگان و ملحدان دربارهی او وصف میکنند»
✅ بنابراین، خودِ امام علیهالسلام تصریح میکنند که مقصود از رؤیت، رؤیت قلبی است، نه رؤیت با چشم
روایت را به صورت کامل مطالعه کنید.
1 125
🔹البته لازم به ذکر است که صاحب این ادعا پس از تحدی ما پیام خویش را از کانال حذف کرده است.
1 125
✍ اگر کسی خواهان مناظره و پاسخ به تحدی ماست با کمال میل میپذیرم اما:
🔹 اگر خواهان صرفا یک مناظره است [ یعنی مناظره رفت و برگشتی نباشد ] میبایست مناظره در کانال جواهر الکلام برگزار شود.
🔹 اما هر کسی اگر اصرار دارد مناظره فوق در گروه و یا کانالی که خودش تعیین میکند برگزار شود ما نیز میپذیریم مشروط به این که او نیز مناظره با موضوع توحید [ اثبات خداوند بر اساس مبانی وهابیت ] را در این کانال بپذیرد.
هر دو مناظرهی فوق صوتی خواهد بود.
✅ ایضا اگر کسی از مخالفین مایل به مناظرهی کانال به کانال با موضوع فوق باشد در خواست او را میپذیریم مشروط به اینکه از کانال های معروف مخالفین باشد.
🆔 @javaheralklam
1 125
#تذکر_مهم:
🔹 هدف از معرفی برخی کانالها، #صرفاً آشنایی مخاطبان با منابع، پژوهشها و دیدگاههای موجود در موضوعات مختلف است و این معرفی، به هیچوجه به معنای تأیید تمام مطالب، مبانی، تحلیلها، استدلالها یا نتایج مطرحشده در آنها نیست.
🔸 چهبسا در یک کانال، مطالب ارزشمند و قابل استفادهای وجود داشته باشد و در عین حال، برخی دیدگاهها یا استدلالهای آن از نظر ما قابل پذیرش نباشد؛ همانگونه که ممکن است در مواردی با تحلیلهای آن موافق باشیم. ازاینرو، صرف معرفی یک منبع، نباید به منزلهی همسویی کامل با همهی محتوای آن تلقی شود.
از همهی مخاطبان گرامی نیز تقاضا میشود معرفی یک کانال را صرفاً در حد معرفی یک منبع علمی تلقی کنند و از برداشتهایی مانند تأیید مطلق محتوای آن پرهیز نمایند.
🆔 @javaheralklam
1 125
⁉️ وجود امام غائب چگونه میتواند مصداق لطف باشد؟
✅ پاسخ به شبههی فوق را میتوانید در لینکهای زیر مطالعه کنید:
1⃣ https://t.me/javaheralklam/2108
2⃣ https://t.me/javaheralklam/2120
🆔 @javaheralklam
1 125
Repost from عُمَری فان😆
اهل بدعت بودن ابوحنیفه و نووی
اهل تسنن نبودن (تکفیر) ابوحنیفه و نووی
کفر یا اسلام سیوطی
🔺موضوعات مباهله بین وهابی ها🔺
بدون شرح ....
کار وهابی ها از تکفیر شیعیان گذشته و به تکفیر ائمه و علمای خودشان مانند ابوحنیفه، نووی و سیوطی رسیده است!
چند صباح دیگر ابن تیمیه را به مقام نبوت و الوهیت میرسانند و کل جهان را تکفیر میکنند.
#عمری_فان
#سنت_دروغین
🆔 @omar_fun
1 125
✅ پاسخ به شبههی بدعت بودن زیارت اربعین امام حسین علیهالسلام:
1⃣ https://t.me/javaheralklam/1372
2⃣ https://t.me/javaheralklam/1373
3⃣ https://t.me/javaheralklam/1374
4⃣ https://t.me/javaheralklam/1375
5⃣ https://t.me/javaheralklam/2131
☑️ توضیحات از آیتالله مددی در خصوص اصالت زیارت اربعین
✔️ قدمت و اصالت زیارت اربعین:
1⃣ https://t.me/javaheralklam/2127
2⃣ https://t.me/javaheralklam/2129
🆔 @javaheralklam
1 125
#فوائد_الأصول 🔟
#علل_اختلاف_الحديث 8⃣
🔹 از مهمترین نکاتی که در بررسی روایات صادرشده در مقام افتاء باید به آن توجه کرد، اختلاف موضوع است؛ زیرا امام در اینگونه روایات، در مقام بیان وظیفهی شرعیِ پرسشگر است؛ ازاینرو، پاسخ امام متناسب با شرایط و خصوصیات همان شخص خواهد بود.
▫️برای روشن شدن مطلب، به روایت زیر دقت کنید:
▪️سلمة بن محرز از امام صادق علیهالسلام درباره مردی پرسید که پیش از طواف نساء با همسرش نزدیکی کرده است. امام فرمود: «چیزی بر او نیست.» هنگامی که اصحاب گفتند این پاسخ از روی تقیه بوده است؛ زیرا امام در پاسخ به شخص دیگری درباره همین مسئله فرموده بود: «بر تو قربانی کردن یک شتر واجب است.» سلمه دوباره از امام پرسید. امام فرمود: «آن شخص حکم این مسئله را میدانست؛ آیا تو نیز از آن آگاه بودی؟» عرض کرد: «نه.» امام فرمود: «پس چیزی بر تو نیست.»
🔸 در این روایت، دو نفر درباره یک مسئله واحد از امام سؤال میکنند؛ اینکه اگر کسی پیش از طواف نساء با همسرش نزدیکی کند، آیا چیزی بر عهده اوست؟
👈 امام در پاسخ به یکی میفرماید: «چیزی بر تو نیست.»
و در پاسخ به دیگری میفرماید: «بر تو یک شتر واجب است.»
هنگامی که اصحاب از این تفاوت در پاسخها شگفتزده شدند، امام علت اختلاف را بیان فرمودند: شخص اول از حکم این مسئله آگاه نبود؛ ازاینرو چیزی بر عهده او نیست. اما شخص دوم با علم به حکم شرعی مرتکب این عمل شده بود؛ بنابراین باید کفاره بپردازد.
☑️ در نتیجه، آنچه در نگاه نخست تعارض میان دو روایت پنداشته میشد، در حقیقت ناشی از تفاوت موضوع بود؛ زیرا موضوع یک روایت، جاهل به حکم و موضوع روایت دیگر، عالم به حکم است.
✅ بنابراین، در روایات افتایی، بسیاری از روایاتی که در نگاه نخست متعارض به نظر میرسند، در واقع درباره یک موضوع واحد صادر نشدهاند؛ بلکه هر یک ناظر به موضوعی متفاوتاند. ازاینرو، اختلاف حکم در این موارد، ناشی از اختلاف موضوع است، نه تعارض واقعی میان روایات.
پیش از آنکه دو روایت افتایی متعارض پنداشته شوند، باید موضوع هر روایت و تمام قیود و خصوصیات آن با دقت بررسی شود؛ زیرا در بسیاری از موارد، با روشن شدن اختلاف موضوع، تعارض نیز برطرف خواهد شد.
🆔 @javaheralklam
1 125
#تحدی_علمی
🔹 بنده این شخص و هر کسی را که چنین ادعایی دارد، به تحدی دعوت میکنم که در یکی از مسائل اختلافی میان شیعه و اهلسنت، صرفاً از منابع حدیثی معتبر امامیه ثابت کند که نظر مورد اتفاق فقه و عقیدهی شیعه، مخالف سخن اهلبیت علیهمالسلام است و در مقابل، نظر اهلسنت همان نظر اهلبیت علیهمالسلام است.
🔸 توجه شود که محل بحث، استدلال از منابع حدیثی خود شیعه است؛ بنابراین استناد به منابع اهلسنت یا اقوال علما خارج از محل نزاع است. مدعی باید تنها با روایات معتبر امامیه نشان دهد که اهلبیت علیهمالسلام همان دیدگاه مشهور اهلسنت را تأیید کردهاند و نظر اجماعی شیعه برخلاف فرمایش آنان است.
و گمان نمیکنم چنین ادعایی هرگز اثبات شود، مگر آنکه «يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ»
🆔 @javaheralklam
1 125
✍ ادامهی پست قبل:
🔹 روایت مورد استناد مخالفان برای اثبات برتری انبیا بر اهلبیت علیهمالسلام، روایت زیر است:
▫️بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا مَنْزِلَتُكُمْ وَمَنْ تُشْبِهُونَ مِمَّنْ مَضَى؟ قَالَ: صَاحِبُ مُوسَى وَذُو الْقَرْنَيْنِ كَانَا عَالِمَيْنِ وَلَمْ يَكُونَا نَبِيَّيْنِ
📚 الکافي جلد اول صفحهی۲۶۹
▪️برید بن معاویه میگوید: از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام پرسیدم: «منزلت و جایگاه شما چگونه است و به کدامیک از گذشتگان شباهت دارید؟» امام فرمودند: «مانند همراه موسی و ذوالقرنین هستیم؛ آن دو عالم بودند، ولی پیامبر نبودند.»
🔹 قبلاً توضیح دادیم که این روایت در مقام نفی نبوت از اهلبیت علیهمالسلام میباشد.
روایت فوق علاوه بر مطلب فوق #نوع علم اهلبیت علیهمالسلام را همانند #نوع علم صاحب حضرت موسی و ذوالقرنین معرفی میکند.
🔸 در روایت فوق امام علیهالسلام صاحب موسی و ذوالقرنین را با وصف «عالم» معرفی کردهاند و همین امر مؤید آن است که وجه تشبیه، علم آنان و عدم نبوت است؛ همچنان که این مطلب در روایت دیگری به صورت صریح بیان شده است:
▫️قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مَنْزِلَتُهُمْ؟ أَنْبِيَاءُ هُمْ؟ قَالَ: لَا، وَلَكِنَّهُمْ عُلَمَاءُ كَمَنْزِلَةِ ذِي الْقَرْنَيْنِ فِي عِلْمِهِ، وَكَمَنْزِلَةِ صَاحِبِ مُوسَى، وَكَمَنْزِلَةِ صَاحِبِ سُلَيْمَانَ
📚 بصائر الدرجات جلد اول صفحهی ۳۶۶
👈 در این روایت، امام علیهالسلام تصریح میکنند که تشبیه، از جهت نوع علم و عدم نبوت است؛ بنابراین روایت نخست نیز باید بر همین معنا حمل شود.
🔹 ازاینرو، برای شناخت حقیقت این علم، باید به قرآن مراجعه کنیم و ببینیم علم صاحب حضرت موسی و ذوالقرنین چگونه توصیف شده است:
1⃣ علمی الهی
▫️قرآن درباره صاحب موسی میفرماید: ﴿وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا﴾ تعبیر «من لدنا» نشان میدهد که علم او، علمی عادی و اکتسابی نبود؛ بلکه علمی بود که مستقیماً از جانب خداوند به او عطا شده بود.
مؤید این معنا، سخن خود آن مرد الهی است که در پایان داستان میگوید: ﴿وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي﴾ یعنی این کارها را از پیش خود انجام ندادم، بلکه بر اساس فرمان و تعلیم الهی بود.
2⃣ عظمت این علم
▫️قرآن میفرماید: ﴿عِلْمًا﴾ این واژه به صورت نکره آمده است و نکره در چنین مقامى غالباً برای تعظیم است؛ بنابراین آیه نشان میدهد که آن مرد الهی از علمی عظیم و ویژه برخوردار بوده است.
3⃣ این علم، رحمتی ویژه از جانب خدا بود
▫️ قرآن پیش از بیان علم او میفرماید: ﴿آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا﴾ بنابراین این علم، موهبتی ویژه و عنایتی خاص از جانب خداوند بوده است.
4⃣ حضرت موسی مأمور فراگیری از او شد
▫️حضرت موسی علیهالسلام از او درخواست میکند: ﴿هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا﴾ یعنی از او میخواهد بخشی از آن علم الهی را به وی تعلیم دهد؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت این شخص عالم حداقل در برخی از شئون از حضرت موسی اعلم بوده است. [ شخص غیر نبی میتواند در برخی شئون از نبی اعلمتر باشد ]
5⃣ اطاعت حضرت موسی از مرد عالم دلیل بر بی خطا بودن علم او
▫️حضرت موسی در برابر او میگوید: ﴿وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا﴾ این تعبیر نشان میدهد که حضرت موسی موظف بود در مقام تعلیم از دستورات او پیروی کند؛ امری که با الهی بودن منشأ علم او و بدون خطا و اشتباه بودن این علم کاملاً سازگار است.
6⃣ علم او، مایه هدایت و رشد بود
▫️قرآن این علم را با تعبیر ﴿رُشْدًا ﴾ توصیف میکند؛ یعنی علمی که انسان را به هدایت و کمال میرساند.
7⃣ گستردگی این علم
▫️آن مرد الهی به حضرت موسی میگوید: ﴿إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا﴾ یعنی گستره و حقیقت این علم به گونهای است که حضرت موسی در آغاز توان تحمل و درک همه ابعاد آن را ندارد.
8⃣ حضرت موسی خواستار بهرهمندی از بخشی از آن علم شد
▫️حضرت موسی درخواست نمیکند همه علم او را بیاموزد، بلکه میگوید: ﴿مِمَّا عُلِّمْتَ﴾ یعنی تنها بخشی از آن علمی را که خداوند به تو عطا کرده است، به من تعلیم بده.
✅ بنابراین، قرآن صاحب حضرت موسی را دارای علمی الهی، عظیم، مایه رشد، برخاسته از تعلیم مستقیم خداوند و علمی بدون خطا و اشتباه معرفی میکند .
علمی که حتی حضرت موسی علیهالسلام برای بهرهمند شدن از آن، مأمور به همراهی و شاگردی او شد.
از سوی دیگر، امام صادق علیهالسلام نیز به صراحت، علم اهلبیت علیهمالسلام را به همین سنخ علم تشبیه کردهاند بنابراین همهی این ویژگیها برای اهلبیت علیهمالسلام نیز ثابت است.
🆔 @javaheralklam
1 125
1⃣ معنای «ما منزلتكم»
▪️معنای دقیق عبارت فوق چنین است:
👈 منزلت و جایگاه شما چیست؟ [ منزلت شما چگونه است؟ ]
✅ بنابراین سؤال راوی در مقام شناخت حقیقت و کیفیت منزلت ائمه است، نه در مقام سنجش مقدار یا مرتبه منزلت آنان
2⃣ معنای «كانا عالمين ولم يكونا نبيين»
▪️ترجمه دقیق عبارت فوق :
👈 آن دو عالم بودند، ولی پیامبر نبودند.
❗️اما در ترجمهی نقلشده آمده است:
«عالم بودند، ولی [در حد] انبیا نبودند.»
✅ در حالی که تعبیر «در حد» هیچ جایگاهی در متن روایت ندارد و از سوی نویسنده به ترجمه افزوده شده است!!
▫️با توجه به این دو نکته، ترجمهی دقیق روایت چنین است:
▪️برید بن معاویه میگوید: از امام باقر و امام صادق پرسیدم: منزلت و جایگاه شما چگونه است و به کدامیک از گذشتگان شباهت دارید؟
فرمودند: مانند همراه موسی و ذوالقرنین هستیم؛ آن دو عالم بودند، ولی پیامبر نبودند.
✅ بنابراین، این روایت تنها نبوت را از خضر و ذوالقرنین نفی میکند و وجه شباهت را برخورداری از علم الهی در عین نبی نبودن میداند؛ نه اینکه در مقام مقایسهی مرتبه و فضیلت ائمه با انبیا باشد. ازاینرو، برداشت یادشده چیزی فراتر از دلالت خود روایت است
1 125
﴿يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ﴾
❗️اخیراً برخی کوشیدهاند روایت ذیل را که با سند صحیح در مصنف ابن ابیشیبه درباره کیفیت اذان امام سجاد علیهالسلام نقل شده است، برخلاف ظاهر آن تفسیر کنند و مدعی شوند مقصود از جملهی «هو الأذان الأول» این است که «حیّ علی خیر العمل» در آغاز تشریع اذان وجود داشته، اما بعداً توسط پیامبر صلیاللهعلیهوآله نسخ شده است.
🔹 ازاینرو، لازم است ساختار این روایت و دلالت آن بهدقت بررسی شود:
▫️حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ، قَالَ: نَا حَاتِمُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ، وَمُسْلِمِ بْنِ أَبِي مَرْيَمَ: أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ كَانَ يُؤَذِّنُ، فَإِذَا بَلَغَ: حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ، قَالَ: حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ، وَيَقُولُ: هُوَ الْأَذَانُ الْأَوَّلُ
📚 مصنف ابن أبي شيبة، ج۲، ص۳۶۸
▪️علی بن الحسین همواره اذان میگفت و هرگاه به جملهی «حیّ علی الفلاح» میرسید، میفرمود: «حیّ علی خیر العمل» و میفرمود: «این همان اذان نخستین است.»
🔸 اکنون ساختار روایت را مرحله به مرحله بررسی میکنیم:
1⃣ راوی میگوید: «كان علي بن الحسين يؤذن»؛ یعنی امام سجاد علیهالسلام همواره اذان میگفتند و این، سیرهی مستمر ایشان بود.
2⃣ سپس کیفیت سپس کیفیت اذان امام سجاد علیهالسلام را بیان میکند: «فإذا بلغ حي على الفلاح قال: حي على خير العمل» یعنی هرگاه در اذان به «حیّ علی الفلاح» میرسیدند، «حیّ علی خیر العمل» را نیز میگفتند.
✅ بنابراین، روایت در آغاز، سیرهی عملی مستمر امام سجاد علیهالسلام را گزارش میکند.
3⃣ سپس راوی میگوید امام سجاد علیهالسلام میفرمودند: «و يقول: هو الأذان الأول» یعنی: «این همان اذان نخستین است.»
ضمیر «هو» در جملهی پایانی، به همان اذانی بازمیگردد که در جملهی قبل توصیف شده است؛ یعنی اذانی که امام سجاد علیهالسلام در آن «حیّ علی خیر العمل» را میگفتند. بنابراین، طبق نقل فوق امام همان اذانی را که عملاً به آن ملتزم بودند، «الأذان الأول» معرفی میکنند. پس چگونه میتوان پذیرفت که ایشان ملتزم به اذانی باشند که خود آن را منسوخ میدانستهاند؟!
🔹 با توجه به توضیحات فوق جملهی پایانی نیز باید در پرتو همین سیاق و سیرهی عملی فهمیده شود؛ زیرا این جمله در ادامهی توصیف همان اذانی است که ایشان عملاً اقامه میکردند، نه در مقام گزارش تاریخیِ یک اذان منسوخ. بنابراین، معنای آن این است که همین اذانی که امام سجاد علیهالسلام در عمل میگفتند، همان اذان نخستین پیامبر صلیاللهعلیهوآله است.
👈 تبویب ابن ابیشیبه نیز مؤید همین برداشت است؛ زیرا این روایت را در بابی با عنوان: «مَنْ كان يقول في أذانه: حي على خير العمل» آورده است؛ یعنی باب کسانی که در اذان خود «حیّ علی خیر العمل» میگفتند.
‼️ از سوی دیگر، تفسیر مخالفان به نتیجهای غیرقابل التزام منتهی میشود؛ زیرا لازمهی سخن آنان این است که امام سجاد علیهالسلام معتقد بودهاند «حیّ علی خیر العمل» نسخ شده است، اما با این حال، به صورت مستمر آن را در اذان خود میگفتهاند!
⁉️ آیا میتوان پذیرفت شخصیتی مانند امام علی بن الحسین علیهالسلام، با اعتقاد به نسخ یک جمله، همواره همان جمله را در اذان خویش بر زبان جاری کند؟
✅ نتیجه آنکه ظاهر روایت این است که امام سجاد علیهالسلام اذان مشتمل بر «حیّ علی خیر العمل» را بهصورت مستمر اقامه میکردند و همان اذان را «الأذان الأول» مینامیدند؛ یعنی اذان اصیل و نخستین اسلام. ازاینرو، حمل این عبارت بر نسخ، نه با ظاهر الفاظ روایت سازگار است و نه با سیرهی عملی امام سجاد علیهالسلام
بنده پیشنهاد میکنم مخالفین به جای تحریف معنای نقل فوق از امام سجاد علیهالسلام به همان نظر رفیق خودشان روی بیاورند!!!!!
🆔 @javaheralklam
1 125
#سیره_اهلبیت_از_کتب_اهلسنت 4⃣
▪️در مطالب پیشین ثابت کردیم که نهی اهلبیت علیهمالسلام از خوردن ماهیانِ بدون فلس، افزون بر منابع امامیه، در منابع معتبر اهلسنت نیز نقل شده است.
نمونه دیگر، نهی از خوردن ماهیای است که پیش از صید، در آب مرده باشد:
▫️حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ قَالَ: نا حَفْصٌ، عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ: «مَا مَاتَ فِي الْبَحْرِ فَإِنَّهُ مَيْتَةٌ»
📚 مصنف ابن أبي شيبة جلد 4 صفحه 248
🔹 امام باقر علیهالسلام از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نقل میکند که فرمودند:
«هر آنچه در دریا بمیرد، مردار است.»
👈 یعنی ماهیای که پیش از صید شدن در آب جان داده باشد، حکم مردار را دارد و خوردن آن جایز نیست.
✅ این مضمون، کاملاً با فقه امامیه هماهنگ است و در روایات اهلبیت علیهمالسلام نیز به همین حکم تصریح شده است.
الحمدُ للهِ الذي جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسِّكِينَ بِالعِترَةِ الطَّاهِرَةِ
🆔 @javaheralklam
1 125
البته دقت به این نکته خالی از لطف نیست که اگر چه گفتن حی علی خیر العمل با سند صحیح در اذان از امام سجاد علیهالسلام وارد شده است و برداشت ابن ابی شیبه از کلام امام سجاد علیهالسلام نیز این میباشد که امام حی علی خیر العمل را در اذان میفرمودند و همچنین شوکانی اعتقاد اهلبیت علیهمالسلام [ و نه صرفا امام سجاد علیهالسلام ] را مبنی بر این مطلب نقل میکند اما با این حال در کمال تعجب نظر اهلبیت علیهمالسلام برای وهابیت هیچ گونه ارزشی ندارد!!!!!
