en
Feedback
مسابقات بین المللی علوم اعصاب Brain Bee

مسابقات بین المللی علوم اعصاب Brain Bee

Open in Telegram

منابع و اخبار مسابقه بین المللی شناخت مغز

Show more
248
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
October '24
October '240
in 0 channels
September '24
+13
in 0 channels
Get PRO
August '24
+14
in 0 channels
Get PRO
July '24
+29
in 2 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 4 channels
Get PRO
January '240
in 0 channels
Get PRO
December '230
in 0 channels
Get PRO
November '230
in 0 channels
Get PRO
October '230
in 0 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '23
+2
in 0 channels
Get PRO
July '23
+6
in 0 channels
Get PRO
June '23
+3
in 0 channels
Get PRO
May '23
+2
in 0 channels
Get PRO
April '23
+3
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '23
+3
in 0 channels
Get PRO
January '23
+10
in 0 channels
Get PRO
December '22
+10
in 0 channels
Get PRO
November '22
+17
in 0 channels
Get PRO
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '22
+6
in 0 channels
Get PRO
August '22
+2
in 0 channels
Get PRO
July '22
+4
in 0 channels
Get PRO
June '22
+3
in 0 channels
Get PRO
May '22
+3
in 0 channels
Get PRO
April '22
+1
in 0 channels
Get PRO
March '22
+3
in 0 channels
Get PRO
February '22
+8
in 0 channels
Get PRO
January '22
+25
in 0 channels
Get PRO
December '21
+33
in 0 channels
Get PRO
November '21
+73
in 0 channels
Get PRO
October '21
+32
in 0 channels
Get PRO
September '21
+16
in 0 channels
Get PRO
August '21
+8
in 0 channels
Get PRO
July '21
+6
in 0 channels
Get PRO
June '21
+3
in 0 channels
Get PRO
May '21
+3
in 0 channels
Get PRO
April '21
+5
in 0 channels
Get PRO
March '21
+2
in 0 channels
Get PRO
February '21
+477
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
02 October0
01 October0
Channel Posts
ستاد توسعه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی با همکاری دفتر آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش برگزار می کند: سفر به دنیا مغز: کشف را
ستاد توسعه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی با همکاری دفتر آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش برگزار می کند: سفر به دنیا مغز: کشف رازها و بررسی های علمی مخاطبان: کلیه علاقمندان شناخت مغز، علوم اعصاب، برنامه نویسی و هوش مصنوعی رایگان، همراه با گواهی معتبر برای کلیه شرکت کنندگان پنجشنبه 29 شهریور ساعت 17 تا 19 عصر ارائه دهنده: دکتری مخابرات سیستم دانشگاه تهران بستر برگزاری: https://events.avir.co.com

2
انجمن خیریه آلزایمر کردستان به مناسبت ماه جهانی آلزایمر برگزار می کند: راهکارهای خوشبخت زیستن بعد از 50 سالگی شناخت بیماری دم
انجمن خیریه آلزایمر کردستان به مناسبت ماه جهانی آلزایمر برگزار می کند: راهکارهای خوشبخت زیستن بعد از 50 سالگی شناخت بیماری دمانس به زبان ساده و علمی و دلایل ابتلا به آلزایمر و شیوه های پیشگیری از آن اصول مراقبتی مغز-بدن بعد از 50 سالگی دلایل شیوع بالای آلزایمر در زنان و راهکارهای مدیریت آن چگونگی ایجاد یک زندگی پرنشاط و بالنده در دوران سالمندی به همراه سنجش رایگان سلامت عمومی کارکردهای شناختی مغز ، ارائه رایگان بازیهای جذاب برای تقویت همه بخشهای مغزی و ده ها کوپن 5 میلیون تومانی برای همراهان علاقمند ارائه دهنده: ئاسو شجاعی دکترای علوم اعصاب، طراح و برنامه نویس ابزارهای ارزیابی و توانبخشی مغزی زمان: روز سه شنبه،27 شهریور 1403 ساعت 9.30 الی 11.30 صبح محل برگزاری: بلوار چمران، بین خیابان شهید جمیل شهسواری و بلوار تکیه و چمن، پشت پارک IT، جنب شهربازی کایه کایه، خانه امید بازنشستگان کردستان شرکت در این رویداد رایگان است.
384
3
گوش میانی - سه استخوان گوش میانی پستانداران موجودات بسیار خاصی‌اند. با مشاهده‌ی موهای روی بدن و غدد تولید شیر، به‌آسانی می‌توان آن‌ها را از سایر جانوران تشخیص داد. این برای بیش‌تر افراد جالب است که بدانند یکی از ویژگی‌های بسیار بارز پستانداران، در گوش داخلی آن‌ها واقع است. استخوان‌های گوش میانی پستانداران، شبیه هیچ جانور دیگری نیست: آن‌ها سه استخوان دارند، درحالی‌که خزندگان و دوزیستان تنها یکی دارند و ماهی‌ها هم هیچ‌یک از آن‌ها را ندارند. پس منشأ استخوان‌های گوش میانی ما از کجاست؟! - استخوان‌های گوش میانی ما و ماهی‌ها! - استخوان‌های گوش میانی ما و خزندگان! - حلقه‌ی ارتباطی خزندگان و پستانداران - مزیت استخوان‌های گوش میانی در پستانداران 📓 ماهی درونی شما: سفری به تاریخ ۳/۵ میلیاردساله‌ی بدن انسان ✍🏿 نیل شوبین 🔛 نیلوفر فشنگ‌ساز @Chekide_ha
124
4
گوش خارجی؛ تمایز پستانداران از مابقی جانداران برای مشاهده‌ی درون گوش خیلی تلاش نکنید، چراکه حاصل آن مأیوس‌کننده است؛ قسمت‌های اصلی گوش، درون جمجمه مخفی شده و دیوارهای استخوانی آن را پوشانده است. برای جداسازی این دیواره‌ها در هنگام بازکردن جمجمه و خارج‌سازی مغز، به‌وسیله‌ای نوک‌تیز نیاز است. اگر به‌خوبی از عهده‌ی این کار برآییم یا خوش‌شانس باشیم، حالا قادر به دیدن گوش داخلی خواهیم بود. گوش داخلی، شبیه صدف پیچ‌خورده و نازکِ حلزونی است که شما در محوطه‌ی چمن اطراف منزل خود پیدا می‌کنید! ممکن است گوش به اختراعات عجیب‌وغریب روب گلدبرگ (Rube Goldberg) خیلی شبیه نباشد اما به‌اندازه‌ی آن‌ها شگفت‌انگیز است. ما زمانی می‌توانیم بشنویم که امواج صوتی درون لاله‌ی گوش، یعنی گوش بیرونی، بپیچند. این امواج وارد گوش می‌شوند و پرده‌ی آن را می‌لرزانند. پرده‌ی گوش به سه استخوان کوچک متصل است که آن‌ها هم در نتیجه‌ی ارتعاش پرده مرتعش می‌شوند. یکی از این سه استخوان گوش، توسط نوعی پیستون به این ساختار صدف-حلزونی چسبیده است. ارتعاش استخوان گوش باعث می‌شود پیستون به بالا پایین برود و این جابه‌جایی پیستون باعث حرکت مایع داخل مارپیچ حلزونی به اطراف می‌شود. حرکت مایع موجب حرکت زوائد مومانند در سطح سلول‌های حسی می‌شود که به‌تبع آن، پیام عصبی ایجاد می‌شود و به مغز انتقال می‌یابد و به این تحریک، صوت می‌گویند. دفعه‌ی بعد که در یک کنسرت شرکت کردید، به‌خاطر داشته باشید که پرواز صداها در اطراف سر خود را تصور کنید! در گوش سه بخش اصلی وجود دارد: گوش خارجی، گوش میانی و گوش داخلی. بخش خارجی گوش، قسمت قابل مشاهده‌ی آن است. قسمت میانی، شامل استخوان‌های کوچک گوش و سرانجام، گوش درونی، شامل سلول‌های حسی، ماده‌ی سیال و بافت‌هایی که آن‌ها را احاطه کرده‌اند است. این سه بخش از گوش، ما را قادر به سازمان‌دهی راحت‌تر بحث‌مان می‌کند. قسمت قابل مشاهده‌ی گوش، جایی‌که دسته‌ی عینک ما روی آن قرار می‌گیرد، زائده‌ی تکاملی نسبتاً جدیدی در بدن ما است. این موضوع را در بازدید بعدی خود از یک باغ‌وحش یا آکواریوم تأیید خواهید کرد. چه تعداد کوسه‌ماهی استخوان‌دار دوزیست یا خزنده دارای گوش بیرونی‌اند؟ لاله‌ی گوش -قسمت نرم گوش بیرونی- تنها در پستانداران دیده می‌شود. البته برخی از دوزیستان و خزندگان هم گوش بیرونی قابل مشاهده‌ای دارند اما از لاله‌ی گوش خبری نیست؛ درواقع، گوش خارجی در آن‌ها عموماً پوسته‌ای شبیه به طبل است! ظرافت ارتباط ما با کوسه‌ها و ماهی‌های استخوانی، هنگامی آشکار می‌شود که داخل گوش‌های خود را مشاهده می‌کنیم. به‌نظر نمی‌آید که گوش‌ها بخش مناسبی برای بیان ارتباط انسان و کوسه باشند، به‌خصوص به این علت که آن‌ها اساساً گوش ندارند؛ اما ارتباط در همین‌جاست! نمایشی از سه بخش گوش: خارجی، میانی و داخلی. گوش داخلی، قدیمی‌ترین قسمت شنوایی ماست و ارسال تحریک‌های عصبی به مغز را کنترل می‌کند. 📓 ماهی درونی شما: سفری به تاریخ ۳/۵ میلیاردساله‌ی بدن انسان ✍🏿 نیل شوبین 🔛 نیلوفر فشنگ‌ساز @Chekide_ha
89
5
ژن مسئول بی‌چشمی، همان سازمان‌دهنده‌ی چشم است؟! ما از این موضوع چه چیزی آموختیم؟ دانشمندان ژن منفردی را کشف کردند که وقتی آن جهش می‌یابد، جانورانی با چشم‌های ریز یا اصلاً بدون چشم، سازمان‌دهی می‌کند. معنی آن این است که نسخه‌ی معمولی این ژن، عامل اصلی شکل‌دهی به چشم‌هاست. حالا شانس به ما روی آورده است؛ می‌توانیم با انجام آزمایش‌های بیش‌تر، سؤالات دیگری هم بپرسیم. وقتی ما ژنی را دست‌کاری کنیم یا آن را با قراردادن در جایگاه‌های دلخواه، روشن و خاموش کنیم، چه روی می‌دهد؟ مگس‌ها مورد مناسبی برای این آزمایش‌ها بودند. در دهه‌ی هشتاد قرن بیستم، چندین ابزار بسیار پیشرفته‌ی ژنتیکی برای مطالعه‌ی مگس‌ها ساخته شدند. طبعاً اگر ژن‌ها یا توالی‌های DNA را بشناسید، می‌توانید مگسی فاقد ژن چشم (یا همان بی‌چشمی!؟) را بسازید یا برعکس، مگسی با ژن‌های فعال در جایگاه‌هایی نادرست به‌وجود بیاورید! با استفاده از این ابزارها، والتر گرینگ (Walter Gehring) شروع به بررسی ژن بی‌چشم کرد. گروه گرینگ، قادر به انتقال DNA بی‌چشم فعال، تقریباً در هر جایی که می‌خواستند، بودند: روی شاخک‌ها، روی پاها، روی بال‌ها. گروه پس از موفقیت در انجام این کار، متوجه امر خارق‌العاده‌ای شد! اگر آن‌ها ژن بی‌چشم را روی شاخک فعال می‌کردند، چشم در همان جا رشد می‌کرد و اگر همین ژن را در قسمت دیگری از بدن مگس فعال می‌کردند، چشم درست در همان‌جا به‌وجود می‌آمد. درواقع، آن‌ها هرجا ژن را فعال می‌کردند، یک چشم جدید همان‌جا ایجاد می‌شد. به‌علاوه، در ادامه‌ی کارشان متوجه شدند برخی از چشم‌های رشدکرده در قسمت نابه‌جا، توانایی پاسخ به نور را هم دارند. گرینگ توانست عامل اصلی در شکل‌گیری چشم‌ها را آشکار سازد. گرینگ مطالعات خود را در این‌جا متوقف نکرد؛ او شروع به مبادله‌ی ژن‌ها بین گونه‌های مختلف کرد. آن‌ها ژن بی‌چشم یا Pax6 را از موش برداشتند و در مگس فعال کردند. ژن موشی، چشم تازه‌ای ساخت؛ البته نه هر چشمی، ‌بلکه یک چشم مگس برای جانور ساخت! پژوهشگران آزمایشگاه گرینگ دریافتند که آن‌ها می‌توانند از ژن موش برای تحریک شکل‌گیری یک چشم اضافه‌ی مگس، در هر جایی استفاده کنند: پشت بدن آن، روی بال یا نزدیک به دهانش! آن‌چه که گرینگ کشف کرده بود، نکته‌ی کلیدی اصلی در تکوین چشم بود که درواقع، در موش و مگس، یکسان بود. این ژن، Pax6، زنجیره‌ای از واکنش‌های پیچیده از فعالیت ژن‌ها را موجب می‌شد که درنهایت، به ساخت یک چشم تازه‌ی مگس منتهی می‌شد. اکنون ما می‌دانیم که ژن بی‌چشم یا Pax6، تکوین چشم را در هر موجودی که دارای چشم است، کنترل می‌کند. چشم‌ها، در برخی موارد با هم متفاوت‌اند، برخی عدسی دارند و برخی ندارند؛ برخی مرکب و تعدادی دیگر ساده‌اند اما کلیدهای ژنتیکی سازنده‌ی آن‌ها یکسان است. وقتی شما به چشم‌های فردی نگاه می‌کنید، صرف‌نظر از حالات عاطفی، زیبایی‌های خلقت و دریچه‌ای به‌سوی روح‌بودن آن و تنها با در نظرگرفتن مولکول‌ها، ژن‌ها و بافت‌های چشم که از میکروب‌ها، عروس‌های دریایی، کرم‌ها و مگس‌ها منشأ گرفته است. درواقع، به نمایشگاه کاملی از جانوران مختلف نگریسته‌اید! 📓 ماهی درونی شما: سفری به تاریخ ۳/۵ میلیاردساله‌ی بدن انسان ✍🏿 نیل شوبین 🔛 نیلوفر فشنگ‌ساز @Chekide_ha
52
6
مگس‌های بی‌چشم! کشف آرنت، سؤال دیگری با خود به‌همراه آورد. چشم‌ها بخش‌های مشترکی با یکدیگر دارند اما چطور چشمانی تا به این اندازه متفاوت -مثل چشم کرم‌ها، مگس‌ها یا موش‌ها- می‌توانند با هم خویشاوند باشند؟! برای پاسخ‌گویی به این سؤال، اجازه دهید به‌دستورات ژنتیکی سازنده‌ی چشم‌ها نگاهی بیندازیم. در آغاز قرن بیستم، میلدرید هاگ (Mildred Hoge) جهشی را در مگس میوه‌ای که فاقد هرگونه چشمی بود ثبت کرد. این جهش‌یافته‌ها، به‌صورت ایزوله و جدا از سایرین نبودند؛ او کشف کرد که می‌توان چنین مگس‌هایی را که نام بی‌چشم (Eyeless) را روی آن‌ها گذاشت، یک نسل کامل زادآوری کند. بعدها، جهشی مشابه در موش‌ها نیز کشف شد. برخی از آن‌ها چشم‌های کوچکی داشتند؛ بقیه فاقد کل قسمت‌های سروصورت، از جمله چشم‌ها بودند. شرایط مشابهی در انسان‌ها، با عنوان فقدان عنبیه (Aniridia) شناخته می‌شود؛ تأثیر آن در افراد، ازدست‌دادن بخش بزرگی از چشم‌های‌شان است؛ درواقع، دانشمندان علم ژنتیک در این موجودات بسیار متفاوت -مگس، موش و انسان- انواع جهش‌یافته‌های مشابهی را پیدا کرده بودند. یک پیشرفت مهم در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ به‌وجود آمد. هنگامی‌که آزمایشگاه‌ها شیوه‌های مولکولی جدیدی را برای درک این‌که تکوین چشم چطور در جهش‌یافته‌های بی‌چشم، تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد، به‌کار گرفتند. آن‌ها با نقشه‌برداری از ژن‌ها، قادر به مکان‌یابی بخشی از DNA که مسئول جهش‌ها بود، شدند. وقتی توالی‌یابی برای ما میستر شد، مشخص شد که ژن‌های جهش‌یافته‌های مگس، موش و انسان، دارای ساختار و توالی DNA یکسانی‌اند. به‌معنای واقعی کلمه، آن‌ها ژن‌های یکسانی‌اند. 📓 ماهی درونی شما: سفری به تاریخ ۳/۵ میلیاردساله‌ی بدن انسان ✍🏿 نیل شوبین 🔛 نیلوفر فشنگ‌ساز @Chekide_ha
49
7
بافت‌ها چشم‌های جانوران را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: یکی در بی‌مهرگان و دیگری در مهره‌دارانی همچون ماهی‌ها و انسان‌ها. ایده‌ی اصلی این است که دو راه مختلف برای افزایش سطح منطقه‌ی جمع‌آوری‌کننده‌ی نور در بافت چشم وجود دارد. بی‌مهرگان، مانند مگس‌ها و کرم‌ها، با چین‌های بی‌شماری در بافت‌شان این کار را انجام می‌دهند، درحالی‌که نیاکان ما سطح این منطقه را با ایجاد تعداد زیادی برآمدگی ریز امتدادیافته از بافت شبیه موهای زبر کوچک افزایش داده‌اند. هم‌چنین، تفاوت‌های دیگر، به انواع مختلفی از طراحی‌ها مرتبط می‌شود. باتوجه‌به نبود فسیل در مقطع زمانی تاریخی دلخواه، به‌نظر می‌رسید که ما هرگز نمی‌توانیم به تفاوت بین چشم‌های خودمان و بی‌مهرگان پی ببریم. این موضوع تا سال ۲۰۰۱ ادامه داشت تا این‌که دتلو آرنت (Detlev Arendt) روی چشم‌های یک کرم کوچک بسیار اولیه مطالعه کرد. کرم دریایی پلیکات (Polychaete) جزو ابتدایی‌ترین کرم‌های زنده‌ی شناخته‌شده است. آن‌ها طرح بدنی قطعه‌بندی‌شده‌ی بسیار ساده‌ای دارند؛ هم‌چنین، دارای دو نوع اندام احساس نوری‌اند: یکی چشم و دیگری بخشی از سیستم عصبی که مخصوص دریافت نور بوده و زیر پوست قرار گرفته است. آرنت این کرم‌ها را هم از لحاظ فیزیکی و هم ژنتیکی بررسی کرد. دانش توالی ژنی ما از ژن‌های اُپسین و ساختار نورون‌های جمع‌آوری‌کننده‌ی نور، به آرنت ابزار کافی برای بررسی چگونگی به‌وجودآمدن [اندام حساس به نور در] پلیکات‌ها داد. او دریافت که آن‌ها هر دو نوع گیرنده‌های نوری جانوران پیشرفته‌تر را دارند. «چشم» آن‌ها، درست مثل چشم هر بی‌مهره‌ی دیگری از نورون‌ها و اُپسین‌ها ساخته شده است؛ اما گیرنده‌های نوری ریز موجود در زیر پوست، موضوع دیگری بودند. آن‌ها اُپسین‌های مهره‌داران و ساختار سلولی، حتی با برآمدگی‌های مومانند کوچک، هرچند در شکل ابتدایی‌شان، را داشتند. آرنت یک پل حیاتی کشف کرده بود؛ جانوری با هر دو نوع چشم که یکی از آن‌ها -نوع شبیه به چشم ما- در شکل بسیار اولیه‌ی خود وجود داشت. وقتی‌که به بی‌مهرگان اولیه نگاه می‌کنیم، درمی‌یابیم که انواع مختلفی از چشم‌های جانوران در قسمت‌هایی با هم مشابه‌اند. 📓 ماهی درونی شما: سفری به تاریخ ۳/۵ میلیاردساله‌ی بدن انسان ✍🏿 نیل شوبین 🔛 نیلوفر فشنگ‌ساز @Chekide_ha
57
8
تنوع رنگ در گیاهان و تغذیه؛ عامل محیطی پیدایش دید رنگی برای میمون‌هایی که روی درختان زندگی می‌کردند، این توانایی مفید بوده است، چراکه دید رنگی آن‌ها را قادر می‌کرد که تشخیص بهتری میان انواع میوه‌ها و برگ‌ها داشته باشند و از میان آن‌ها مغذی‌ترین‌شان را انتخاب کنند. بنابر مطالعه‌ای، باتوجه‌به دیگر پریمات‌هایی که دید رنگی دارند، می‌توان تخمین زد که نوع خاص دید رنگی ما حدود ۵۵ میلیون سال قبل به‌وجود آمده است. در همین دوره‌ی زمانی ما، نمونه‌های فسیلی خاصی را از تغییر در ترکیب جنگل‌های باستانی یافتیم. پیش از این زمان، جنگل‌ها مملو از انجیر و خرما بودند که خوشمزه اما هم‌رنگ بودند. جنگل‌های بعدی، تنوع بیش‌تری از گیاهان با رنگ‌های مختلف داشتند. به‌نظر می‌رسد این فرض منطقی باشد که پیشرفت به‌سمت دید رنگی، با تبدیل جنگل‌های تک‌رنگ به جنگلی غنی از غذاهایی با رنگ‌های مختلف در ارتباط بوده است. 📓 ماهی درونی شما: سفری به تاریخ ۳/۵ میلیاردساله‌ی بدن انسان ✍🏿 نیل شوبین 🔛 نیلوفر فشنگ‌ساز @Chekide_ha
71
9
❤️تاریخچه روز (30 اوت 2024) Virginia Staudt Sexton ویرجینیا اشتاد سکستون در ۳۰ آگوست ۱۹۱۶ متولد شد و در ۱۰۰ سالگی درگذشت. او+2
❤️تاریخچه روز (30 اوت 2024) Virginia Staudt Sexton ویرجینیا اشتاد سکستون در ۳۰ آگوست ۱۹۱۶ متولد شد و در ۱۰۰ سالگی درگذشت. او یک مورخ برجسته روانشناسی با کتب فراوان بود. نوشته‌های او تاریخ‌های روان‌شناسان کاتولیک رومی، انسان‌گرا، بین‌المللی و زنان را برجسته می‌کند. کار سکستون دامنه روانشناسی را گسترش داد و درک پیشرفت تاریخی آن را عمیق تر کرد و بر چگونگی تکامل این رشته در طول زمان تأثیر گذاشت. #تاریخچه_روز #تاریخ_روانشناسی #روانشناسی_جهانی 🔤 🔤🔤🔤➕ 💻think➕
116
10
از عشق و سیاست، تا امکان گونه‌زایی در انسان عشق و سیاست روان‌شناسی سیاسی طی دهه‌های اخیر رشد بی‌نظیری داشته است. بسیاری از معروف‌ترین پژوهشگران این حوزه در ایالات متحده هستند و دوقطبی‌شدن شدید آمریکا در دهه‌های اخیر، از ایالات متحده، آزمایشگاهی بسیار بزرگ برای پژوهش‌های آنها فراهم کرده است. پژوهش جدیدی نشان می‌دهد که از روابط نزدیک و عاشقانه در آمریکا، تنها کمتر از هشت درصد آن، میان افرادی از دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه برقرار است. این درصد در افرادی که طرفدار هیچ‌کدام از این دو حزب نیستند و به‌اصطلاح مستقل هستند حدود ۴۴ درصد است. درحالی‌که پنجاه سال پیش پدیده‌ای شایع بود که مادر خانواده به یک حزب رأی دهد و پدر خانواده به حزب رقیب، اکنون چپ‌ها به چپ‌ها عشق می‌ورزند و راست‌ها به راست‌ها. روان‌شناسان سیاسی از عوارض این حد از دوقطبی‌شدن بسیار گفته‌اند و حتی هشدارهایی بابت امکان افزایش درگیری‌ها و ناآرامی‌ها داده‌اند. (کتاب ذهن درستکار جاناتان هایت، هرچند با توجه به حجم زیادی از داده‌های اخیر قدری قدیمی شده، اما کماکان منبع بسیار مفیدی دراین‌باره است که ترجمه‌ی خوبی نیز به فارسی دارد.) جوامع چندحزبی، از جمله کشورهای شمال اروپا، با چنین معضلی مواجه نیستند. امکان گونه‌زایی در انسان اما جدا از سطح سیاسی، این پدیده از منظر تکاملی نیز حائز اهمیتی‌ست که در بدو امر ممکن است به نظر نیاید. تکامل‌گرایان پدیده‌ی جدایی تولیدمثلی را در هر گونه‌ای که شاهد باشند آن را پیش‌درآمدی بر گونه‌زایی می‌دانند. بر همین اساس است که برخی زیست‌شناسان از آغاز شرایط گونه‌زایی در انسان سخن گفته‌اند. این سخن به چه میزان معتبر است؟     جمعیتی از جانوران را که در بیابانی زندگی می‌کنند در نظر بگیرید. فرض کنید جمعیت از تنوع ژنتیکی بالایی برخوردار باشد. اینک با تأسیس بزرگراهی بخش کوچکی از جمعیت از جمعیت مادر جدا می‌افتد و جدایی تولیدمثلی رخ می‌دهد. این مثالی تیپیک از علل گونه‌زایی است. با گذشت زمان و وقتی صدها نسل در دو سوی بزرگراه زاد و ولد کنند، گاه حتی بدون آنکه انتخاب طبیعی در کار باشد، به علت تفاوت‌هایی که در خزانه‌ی ژنتیکی دو زیرجمعیت وجود دارد امکان افزایش تصادفی تفاوت میان دو جمعیت بیشتر می‌شود، تاجایی‌که گونه‌زایی رخ می‌دهد. حالا با این توصیف می‌توان گفت که به جای بزرگراه، دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به‌عنوان مانع تولیدمثلی وارد شده، پس بنابراین امکان گونه‌زایی انسان در ایالات متحده وجود دارد؟ در شرایط کنونی پاسخ کاملاً منفی است اما ممکن است تحت شرایطی در آینده پاسخ مثبت شود. به سه دلیل در شرایط کنونی پاسخ منفی است. ۱. گونه‌ی انسان به لحاظ تنوع ژنتیکی بسیار یکدست است. در حدود ۹۳۰ تا ۸۱۳ هزارسال پیش، یعنی در بازه‌ی زمانی نسبتاً طولانی ۱۱۷هزار ساله، جمعیت کوچکی از نیاکانِ دور ما، که به حدود هزار نفر نیز تقلیل پیدا کرد، می‌زیستند. پس از آن در چندین نوبت مجدد جمعیت بسیار کم شده و سپس فزونی یافته است. در چنین شرایطی تنوع ژنتیکی جمعیت بسیار کم می‌شود و از امکان گونه‌زایی می‌کاهد. ۲. طی چندهزارسال اخیر در موارد متعددی جدایی تولیدمثلی واقعی و کامل در کار بوده است. مثلاً بومی‌های آمریکا کاملاً جدا از مردم دیگر نقاط جهان زادوولد کردند. اما با کشف قاره‌ی آمریکا و برقراری امکان تولیدمثلِ این جمعیت با اروپایی‌ها مشخص شد که هرچند تمایل افراد به زادآوری با فردی از نژاد خود بیشتر است اما دو جمعیت میان‌زادگیری کرده و بچه‌هایی زایا به‌وجود آوردند. علاوه‌براین، هزاران سال است مرزهای کشورها چنین کاری با جمعیت انسان‌ها کرده اما منجر به گونه‌زایی نشده است. ۳. به‌علاوه افراد مستقل در آمریکا امکان تبادلات ژنتیکی میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان را فراهم می‌کنند و بنابراین جدایی تولیدمثلی کامل نیست. اما امکان گونه‌زایی منتفی نیست! به‌خلاف گذشته امروزه امکان ویرایش گسترده در ژن‌ها وجود دارد. به این ترتیب به لحاظ نظری «امکان» افزودن بر تنوع ژنتیکی وجود دارد. حالا کافی‌ست افراد یک حزب، مثلاً دموکرات‌ها این کار را مجاز بشمارند و افراد حزب مقابل خیر. در جامعه‌ی دوقطبی افراد به‌صورت توده‌ای مطابق هنجارهای قطب خود عمل می‌کنند. دراین‌صورت دیگر لازم نیست برای تغییرات ژنی هزاران‌سال صبر کنیم. کافی است ویرایش برخی ژن‌ها، همانند عمل‌های زیبایی چهره، به‌یکباره در جامعه باب شود. دراین‌صورت کاملاً ممکن است که ترکیب ژنتیکی دو جمعیت دموکرات و جمهوری‌خواه آن‌قدر متفاوت شود که امکان زادآوری میان آنها مختل شود. آیا این داستانی علمی‌تخیلی است؟! کافی است از یکسو به گسترش سریع مدها در جوامع جدید نگاهی کنیم، و از سوی دیگر اندکی از ویرایش ژنتیکی شنیده باشیم تا تصدیق کنیم چنین روایت‌هایی که اکنون علمی‌تخیلی به نظر می‌رسند بیش از آنکه به نظر می‌رسد محتمل‌اند. هادی صمدی @evophilosophy
84
11
تئوری توطئه (توطئه‌باوری) (۲) چگونه می‌توان با توطئه‌باوری مقابله کرد؟ نقش هوش پژوهش جدیدی نشان می‌دهد که افراد باهوش نیز به دام توطئه‌باوری می‌افتند. چه‌بسا افراد بسیار باهوشی باشند که در گام نخست، به علت هوشمندی بالاتر، امکان‌های عجیب‌تری را برای وقوع یک پدیده تشخیص دهند. اما در گام دوم بلافاصله احتمالی بسیار دور از واقع را به آن نسبت دهند. این پدیده ناشی از سوگیری تأیید است: فرد موارد مکذب نظر خود را نادیده می‌گیرد و احتمالی متناسب با امکان‌های محتمل‌تر را به آن نسبت نمی‌دهد و در نتیجه علت نامحتمل را بیش از اندازه محتمل ارزیابی می‌کند. گاه این نادیده‌گرفتن امکان‌های محتمل‌تر سبب می‌شود برای آنچه نسبت به رقبا نامحتمل‌تر است احتمال را «یک» در نظر ‌گیرند و آن را عین واقعیت معرفی کنند. در این حالت مخالفان با آن نظر را نیز فاقد هوشمندی کافی، یا بخشی از خود آن توطئه می‌پندارند.    پژوهش دیگری نشان می‌دهد که به خلاف آنکه عموماً راست‌های افراطی به تئوری توطئه متهم می‌شوند چپ‌ها نیز دست کمی از آنها ندارند. هرچند در هر دو سوی راست و چپ، احتمال آنکه افراطی‌ها به توطئه‌باوری باور داشته باشند بیشتر است. از سوی دیگر در جوامع قطبی‌شده افرادی که به دو انتهای چپ و راست سیاسی گرایش دارند احتمال آنکه در نردبان سیاست بالاتر روند بیشتر است. به عبارتی در جوامع دوقطبی خطر توطئه‌باوری بالاتر است.   راهکار: چه باید کرد؟ در سطح فردی در پژوهشی مشخص شد، افرادی که در میان گزینه‌های عرضه‌شده این گزینه را که «علاقه‌مند به حل مسائل فکری هستم» انتخاب می‌کردند کمتر گرفتار تئوری توطئه می‌شدند. کسانی که انواع بازی‌های فکری را انجام می‌دهند (شطرنج، مسائل ساده‌‌ی ریاضیات، معماها و غیره) به نحو معناداری احتمالات دقیق‌تری را به علل پدیده‌ها نسبت می‌دهند. همچنین کسانی که آموزش تفکر نقاد دیده‌اند و به نحوی مستمر از تفکرات تحلیلی و نقاد بهره می‌برند نیز کمتر به دام تئوری توطئه می‌افتند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که هر چه فرد به «سیستم یک» مغز متکی باشد و بر تصمیمات شهودی اتکا کند، و کمتر از «سیستم دو» مغز که تأملی است بهره گیرد، بیشتر گرایش به تئوری‌های توطئه دارد. آموزش و مطالعه‌ی فلسفه‌ی تحلیلی نیز تفکر تحلیلی را تقویت می‌کند. برخی سوگیری‌های شناختی (از جمله سوگیری تأیید) نیز با توطئه‌باوری همبستگی دارند. بنابراین آموزش انواع سوگیری‌ها و زمینه‌هایی که این سوگیری‌ها را از دایره‌ی مفیدبودن خارج می‌کند و ما را به خطا در تصمیم می‌اندازد، برای همگان لازم است و نظام آموزش و پرورش باید این دسته از آموزش‌ها را بسیار جدی بگیرد. از بهترین راهکارهای آموزش آن نیز طراحی بازی‌هایی است که کودکان بزرگتر، و به ویژه نوجوانان، از آموزش آنها استقبال کنند. در سطح جمعی انتظار آنکه عموم مردم به نحوی مستمر از تفکر شهودیِ سیستم یک فراتر روند و درباره‌ی هر باور خود تأمل کنند بسیار غیرواقع‌بینانه است. مقاله‌ای که اخیراً در نیچر منتشر شده نشان می‌دهد که توطئه‌باوری قابل تغییر است، البته به سختی. به هر میزانی که در مدارس آموزش تفکر نقاد گرفته باشیم باز هم گرایش کلی ما بهره‌گیریِ مستمر از سیستم شهودیِ مغز است و نه سیستمِ تأملی آن. اما با تقسیم‌کارِ شناختی می‌توان از خطرات اجتماعی توطئه‌باوری کاست. در سطوح بالای تصمیم‌گیری‌های جمعی، از جمله در تصمیم‌ها در سازمان‌های بزرگ و همچنین در سطح حاکمیتی نیازمند تشکیل تیم‌هایی از افرادی هستیم که در سطوح بالایی به تفکر انتقادی، تحلیلی، و راهبردی مجهز‌ باشند. تیم‌هایی متشکل از افرادی که به نحوی مستمر از سیستم تأملی مغز بهره می‌گیرند و به‌علاوه از تنوع شناختی و نگرشی برخوردارند از احتمال گرفتاری در توطئه‌باوری می‌کاهد، و تمییز توطئه‌های واقعی از غیرواقعی را محتمل‌تر می‌کند. تشخیص توطئه‌های واقعی چیزی بیش از نیت خوب و هوشمندی می‌طلبد. تنوع شناختی گروه باعث می‌شود احتمال‌های بسیار بالا و پایین، که غیرواقعی‌اند، یکدیگر را خنثی کنند و احتمالِ موردِ اجماع به واقعیت نزدیکتر باشد. چنین فعالیتی نیازمند نوعی تفکر است که همگان به یک میزان به آن مجهز نیستند. وجود چنین تیم‌هایی در وزارتخانه‌ها از بهترین بازوهای مشورتی حاکمیتی‌ست. حُسن دیگر این تیم‌ها در آنجاست که با کاهش مسئولیت فردی و توزیع بار مسئولیت در یک گروه (به‌رغم آنکه از معایب مسئولیت توزیع‌شده بسیار شنیده‌ایم) از فشاری که می‌تواند منجر به نسبت‌دادن احتمالات نادرست به امکان‎های نامحتمل بیانجامد می‌کاهد. نتیجه آنکه احتمال توطئه‌باوری کاهش می‌یابد. در مورد اینکه معیار معرفتی طرد توطئه‌باوری چیست اخیراً کارهای فلسفی زیادی انجام شده که آگاهی از آن برای تیم‌های تحلیل لازم است. به عنوان نمونه در مقاله‌ای با بهره‌گیری از نظریه‌های خطای شواهدمحور، مبنای معرفتیِ قضاوت آنها معرفی می‌شود. هادی صمدی @evophilosophy 
59
12
تئوری توطئه (توطئه‌باوری) (۱) تحلیلی تکاملی آیا دایی‌جان ناپلئون کم‌هوش بود که توطئه‌باور بود و هر رویداد ساده‌ای را کار انگلیسی‌ها می‌دانست؟ نه لزوماً. افراد باهوشی هستند که به انواعی از تئوری‌های توطئه معتقدند. تئوری توطئه، یا توطئه‌باوری، باور به کلان‌توطئه‌هایی است که توسط برخی قدرت‌هایِ بزرگتر از متعارف، از جمله برخی دولت‌ها، نهادها، سازمان‌ها، یا گروه‌ها، علیه عموم مردم، یا گروهی از مردم طراحی شده‌اند. به عنوان نمونه، این باور که محصولات تغییرژنتیکی‌یافته بابت عقیم‌کردن مردم بخشی از جهان طراحی شده‌اند از مصادیق توطئه‌باوری معرفی شده است. زیرا اجماع جهانی متخصصان پزشکی این است که شاهدی بر ایجاد ناباروری در این محصولات یافت نشده است. البته توطئه‌باوران در پاسخ، ایجاد این اجماع را بخشی از خود همان توطئه می‌دانند. همچنین در دیگر موارد توطئه‌باوری، نظر اکثریت متخصصان خلافِ نظر باورمندان به کلان‌توطئه‌ها است و البته در آن موارد نیز توطئه‌باوران یا خود متخصصان را بخشی از ابزار گسترش آن ایده می‌دانند یا مثلاً نشریه‌هایی را که آن مطالب را نشر می‌دهند هدایت‌شده توسط طراحان توطئه در نظر می‌گیرند. اما اگر فرض کنیم گزارش‌های متخصصان به‌درستی نشان داده‌ است که مثلاً محصولات تغییر‌ژنتیکی‌یافته خطری برای سلامت عمومی ندارند پرسشی که مطرح می‌شود این است که چرا به‌رغم چنین گزارش‌هایی، توطئه‌باوری چنین گسترشی دارد؟ روان‌شناسان در پاسخ به سراغ برخی خطاهای شناختی می‌روند که در گسترش این پدیده دخیل‌ است. اما در سال‌های اخیر از منظر تکاملی نیز این پدیده بررسی شده است. پرسش زیست‌شناسان تکاملی این است که چرا باید طی فرایند تکامل چنین باورهایی ایجاد و گسترش یابند؟ زمینه‌های تکاملی در پاسخ به این پرسش دو دسته تبیین تکاملی وجود دارد. مطابق تبیین نخست، توطئه‌باوری یک سازگاری تکاملی است. در جهانی زندگی می‌کنیم که به‌وضوح و بی‌تردید توطئه‌ها در آن کم نبوده و نیستند. در گذشته‌ها نیاکان ما صرفاً همکاری نمی‌کردند؛ بلکه برای کسب منابع مشترک، علیه رقبای خود توطئه نیز می‌کردند. بنابراین ذهن ما برای تشخیص توطئه سازگاری یافته است. اما در برخی موارد آن بخش از مغز که مشغول رصد توطئه‌ها است بیش از حد فعال می‌شود و مواردی را که توطئه‌ای در کار نبوده نیز توطئه تشخیص می‌دهد. نکته‌ی مهم آن است که میزانی از این بیش‌رصدی نیز سازگاری است؛ زیرا اگر توطئه‌ای رصد نشود می‌تواند هزینه‌های گزافی داشته باشد. تبیین‌های تکاملی دیگری نیز وجود دارد که توطئه‌باوری را محصول فرعی سازگاری‌های دیگر می‌داند. موارد دیگری از این بیش‌رصدی را در حوزه‌های دیگری هم شاهدیم که توطئه‌باوری می‌تواند محصول فرعی آن باشد. مثلاً وقتی در طبیعت هر صدای ناآشنایی را می‌شنویم به سوی آن سر بر می‌گردانیم. هرچند که عموماً در این سربرگرداندن‌ها، که با هزینه‌ی صرف انرژی و انحراف جزئی از اهداف دیگر همراه است، خطری رصد نشود؛ اما حتی اگر بارها این پدیده تکرار شود باز هم به جهت صدا توجه می‌کنیم. (مگر آنکه تواتر آنقدر زیاد شود که آن را صدای زمینه درنظر گیریم.) چرا چنین است؟ زیرا خطر شکارشدن توسط یک جانور وحشی آنقدر جدی است که می‌ارزد دچارنشدن به آن را بیمه کنیم، و هزینه‌ی بیمه‌ی آن هم چیزی نیست جز مجموع انرژی‌های هدر رفته و انحراف‌های جزئی از اهداف اصلی. در هر دو صورت، چه توطئه‌باوری سازگاری باشد و چه محصول فرعی دیگر سازگاری‌ها، امروزه درجاتی از آن می‌تواند سازش‌دهنده باشد زیرا رصدنکردن توطئه خطرناک‌تر از گیرافتادن در دام توطئه است. همانطور که هرچه ناامنی اقتصادی بیشتر باشد هزینه‌های بیمه نیز افزایش می‌یابد، هرچه ناامنی در جهان بیشتر باشد امکان توطئه‌ها نیز افزایش می‌یابد و بنابراین امکان بیش‌رصدی توطئه‌ها نیز افزایش می‌یابد. اما همان‌طور که میزان بیمه‌گذاری حدی بهینه دارد و پرداخت بیمه‌های بالاتر از حد متعارف ضرر دارد، بیش‌رصدی توطئه‌ها از حدی به بعد نیز می‌تواند ضرر داشته باشد؛ به‌ویژه که پای تصمیم‌های کلان در میان باشد. به عبارتی دیگر، همان‌طور که از جایی به بعد ممکن است هزینه‌ی بیمه آنقدر بالا رود که زندگی روزمره را مختل کند بیش‌رصدی توطئه نیز در زندگی اختلال ایجاد می‌کند و ممکن است دیگر سازش‌دهنده نباشد. در این حالت است که افراد، عللِ امکانیِ بسیار کم‌احتمال را محتمل‌تر از حالت واقعی رصد می‌کنند و در پیشگیری از عوارضی که وجود خارجی دارند، یا بسیار نامحتمل‌اند، کارهای غیرضروری انجام می‌دهند، یا از انجام کاری که باید انجام دهند طفره می‌روند. (بابت توطئه‌باوری از دید جامعه‌شناختی این مقاله را ببینید. درباره‌ی فلسفه‌ی توطئه‌باوری، اینکه از جنس باور است یا تبیین، اینجا را ببینید. در مورد اینکه توطئه‌باوری اساساً پدیده‌ای اجتماعی است و نه فردی اینجا را ببینید.) هادی صمدی @evophilosophy
56
13
منشأ دید رنگی ما با بررسی ژن‌های سازنده‌شان می‌توانیم منشأ دید رنگی خود را ژن‌های سازنده‌ی گیرنده‌های‌مان دنبال کنیم. با بررسی ژن‌های دو نوع از گیرنده‌هایی که اکثر پستانداران دارند، از دو نوع ژن ساخته شده‌اند. دو ژن از سه ژن سازنده‌ی گیرنده‌ی ما، به‌شکل قابل ملاحظه‌ای شبیه دو ژن گیرنده‌های سایر پستانداران است. به‌نظر می‌رسد دید رنگی وسیع ما از زمانی آغاز شد که یکی از ژن‌های دیگر پستانداران مضاعف شد و این نسخه‌ها در طول زمان برای منابع نوری مختلف تخصصی شدند. همان‌طور که یادتان است، مورد مشابهی برای ژن‌های گیرنده‌ی بویایی نیز اتفاق افتاد. این تحول ممکن است با تغییر گیاهان روی زمین در میلیون‌ها سال قبل در ارتباط باشد. این قضیه به ما یاری می‌کند تا بدانیم که کدام دید رنگی، وقتی برای بار نخست پدیدار شد بیش‌تر مناسب بوده است. 📓 ماهی درونی شما: سفری به تاریخ ۳/۵ میلیاردساله‌ی بدن انسان ✍🏿 نیل شوبین 🔛 نیلوفر فشنگ‌ساز @Chekide_ha
46
14
عمل و ساختار اُپسین در اصل، اُپسین نوعی مولکول است که اطلاعات را از خارج سلول به درون آن منتقل می‌کند. برای ادامه‌ی این فعالیت ویژه، باید مواد شیمیایی از غشای احاطه‌کننده‌ی سلول عبور کنند. اُپسین‌ها نوع تخصص‌یافته‌ای از هدایت‌کننده‌اند که در آن‌ها پیچ‌وخم‌های متعددی دیده می‌شود و به‌این‌صورت از خارج سلول به داخل آن حرکت می‌کنند. این مسیر پیچیده‌ی عبور گیرنده‌ی اُپسینی از درون غشا تصادفی نیست و برای خود مسیر مشخصی دارد. اما دیگر در کجا چنین مسیر پیچیده‌ای دیده شده است؟! این ساختار با بخش‌های ویژه‌ای از مولکول‌های خاص در باکتری‌ها نیز دیده می‌شود. شباهت‌های ساختاری ظریف موجود در این مولکول بین ما و باکتری‌ها می‌گوید که یک ویژگی بسیار کهن در همه‌ی جانوران تا تاریخ مشترک ما با باکتری‌ها امتداد یافته است. درواقع، قسمت‌هایی تغییریافته از باکتری‌های کهن، درون شبکیه‌ی چشم ما قرار گرفته‌اند و به ما در دیدن یاری می‌رسانند! به‌علاوه، با بررسی اُپسین‌های چشم جانوران مختلف می‌توانیم بعضی وقایع مهم در تاریخچه‌ی چشمان‌مان را دنبال کنیم. یکی از این وقایع مهم که در گذشته‌ی پریماتی‌مان روی داده، ایجاد دید رنگی است. انسان‌ها و نزدیک‌ترین میمون‌های انسان‌نمای خویشاوند ما -میمون‌های دنیای قدیم- را به یاد بیاورید؛ آن‌ها دید رنگی بسیار گسترده‌ای دارند که به سه نوع مختلف از گیرنده‌های نوری وابسته است: هر یک از این گیرنده‌ها، یک نوع [طول موج] از نور را جذب می‌کنند. اغلب پستانداران دیگر، تنها دو نوع از این گیرنده‌ها دارند؛ بنابراین، آن‌ها برخلاف ما، قادر به تشخیص بسیاری از رنگ‌ها نیستند. شکل مولکول اُپسین 📓 ماهی درونی شما: سفری به تاریخ ۳/۵ میلیاردساله‌ی بدن انسان ✍🏿 نیل شوبین 🔛 نیلوفر فشنگ‌ساز @Chekide_ha
58
15
تنوع در مولکول‌های جمع‌آوری‌کننده‌ی نور ما از اُپسین‌های مختلفی برای برخورداری از دید سیاه‌وسفید و رنگی بهره می‌گیریم. درست مانند یک چاپ‌گر رنگی که برای چاپ رنگی به سه یا چهار رنگ نیاز دارد، چشم ما نیز برای دید رنگی به سه نوع مولکول جمع‌آوری‌کننده‌ی نور نیاز داد؛ درحالی‌که برای دید سیاه‌وسفید، تنها از یک مولکول استفاده می‌کنیم. این مولکول‌های جمع‌آوری‌کننده‌ی نور، در معرض نور تغییر شکل می‌دهند، سپس در تاریکی به وضعیت اولیه‌ی خود برمی‌گردند. این فرایند، چند ثانیه‌ای طول می‌کشد. همه‌ی ما درباره‌ی این موضوع تجربه‌ی شخصی داریم: اگر از محیطی روشن به اتاقی تاریک بروید، واقعاً غیرممکن است که بتوانید اشیای تیره و کم‌نور را ببینید. علت آن هم این است که مولکول‌های جمع‌آوری‌کننده‌ی نور به زمان نیاز دارند تا به وضعیت اولیه‌ی خود بازگردند. بعد از چند ثانیه، دیدن در تاریکی ممکن می‌شود. برخلاف گوناگونی گیج‌کننده‌ی عضوهای گیرنده‌ی نور، همه‌ی جانوران از نوع یکسانی از مولکول گیرنده‌ی نور استفاده می‌کنند. حشرات، انسان‌ها و انواع حلزون‌ها همه از اُپسین‌ها استفاده می‌کنند. نه‌تنها می‌توان تاریخچه‌ی چشم‌ها را از میان ساختارهای متفاوت اپسین آن‌ها دنبال کرد، بلکه شواهد خوبی هم داریم که ثابت می‌کند باید در وهله‌ی اول از باکتری‌ها به‌خاطر این مولکول‌ها سپاس‌گزار باشیم. 📓 ماهی درونی شما: سفری به تاریخ ۳/۵ میلیاردساله‌ی بدن انسان ✍🏿 نیل شوبین 🔛 نیلوفر فشنگ‌ساز @Chekide_ha
49
16
سلام و عرض احترام خدمت پژوهشگران گرامی برای دیدن فیلم ضبط شده این برنامه به لینک زیر مراجعه بفرمایید: https://telewebion.com/episode/0xeac72e2
59
17
دکتر مالک نادری ، امروز دوشنبه ۵ شهریورماه ساعت ۱۹، مهمان برنامه زنده چرخ با موضوع ژنوم مواد خواهند بود و به معرفی فراخوان‌ها
دکتر مالک نادری ، امروز دوشنبه ۵ شهریورماه ساعت ۱۹، مهمان برنامه زنده چرخ با موضوع ژنوم مواد خواهند بود و به معرفی فراخوان‌های بنیاد ملی علم ایران نیز خواهند پرداخت. برنامه چرخ، کاری از گروه علم و فناوری شبکه چهار سیما می‌باشند. با ما همراه باشید. 🆔@insf_pr
62
18
🎦⚙️«آشنایی کامل با دستگاه MRI» Magnetic Resonance Imaging 2️⃣ بخش دوم: اجزای MRI انواع اسکن های MRI Helium less MRI دستگاهای
🎦⚙️«آشنایی کامل با دستگاه MRI» Magnetic Resonance Imaging 2️⃣ بخش دوم: اجزای MRI انواع اسکن های MRI Helium less MRI دستگاهای
59
19
🎞️⚙️«آشنایی کامل با دستگاه MRI» Magnetic Resonance Imaging 1️⃣ بخش اول: MRI چیست؟ تاریخ و انواع MRI
🎞️⚙️«آشنایی کامل با دستگاه MRI» Magnetic Resonance Imaging 1️⃣ بخش اول: MRI چیست؟ تاریخ و انواع MRI
52
20
مولکول‌های جمع‌آوری‌کننده‌ی نور کلید شناخت تاریخچه‌ی چشم، درک ارتباط بین ساختارهایی است که چشم دوربین‌مانند ما و همه‌ی انواع چشم‌های دیگر را می‌سازند. حال برای انجام این کار بیایید مولکول‌های جمع‌کننده‌ی نور، بافت‌های بینایی و ژن‌های سازنده‌ی آن‌ها را مطالعه کنیم. کار اصلی در سلول‌های جمع‌آوری‌کننده، عملاً در مولکول‌هایی رخ می‌دهد که نور را جمع می‌کنند. وقتی این مولکول‌ها نور را جذب می‌کنند، تغییر شکل می‌دهند و به دو بخش تفکیک می‌شوند که یک بخش از ویتامین A و دیگری از پروتئینی موسوم به اُپسین مشتق شده است. هنگام قطع اتصال اپسین، زنجیره‌ای از واکنش‌ها روی می‌دهد که منجر به ارسال یک پالس از سلول عصبی به مغز می‌شود. 📓 ماهی درونی شما: سفری به تاریخ ۳/۵ میلیاردساله‌ی بدن انسان ✍🏿 نیل شوبین 🔛 نیلوفر فشنگ‌ساز @Chekide_ha
68