اِسکیار|SKIAR
Open in Telegram
641
Subscribers
-124 hours
-47 days
-1430 days
Posts Archive
Repost from اِسکیار|SKIAR
،من تورو جوری میخامت که اگه هراتفاقی تو هر شرایطی بیفته من کنارتم.
اگه گریه کردی،باهات گریه میکنم،اگه غصه خوردی،باهات غصه میخورم.
وابستگی که دست خود آدم نیستش،
یهو به خودت میای میبینی تا گردن تو فکر
و خیالش غرق شدی .
باید یه نفر باشه که بغضِ وسط خنده هاتو بفهمه
یه نفر که بلد باشه یه لبخند کوچولو بیاره رو لبات،
وقتی خیلی ناراحتی
یه نفر که وقتی بهش میگی خوبم
اگه خوب نیستی بفهمه
یه نفر که نیاز نباشه حرفاتو ترجمه کنی براش
اون یه نفره من تویی
نزار قبانی یک جایی میگه «مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم؛ و فردا چطور؟ جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته ام.»
مرا مثل سیگارهایش به باد میداد.
من ولی تمام لحظههایی را که در ریه هایش حبس میشدم را دوست داشتم. تمام غمی که با من از تنش رها میشد را دوست داشتم؛ لمس لبانش برایم کافی بود، که دیگر مرگ را هم برای آن لمس دوست داشتم..
تو من را نمیفهمی
ترانهی ناموزون نفس هایم را نمیفهمی
هوای حبسِ در ریههایم را
تو لرزهی افتاده به جانم را نمیفهمی
تنِ افتاده به خاکم را نمیفهمی
هوای آلودهی نفسهایم را نمیفهمی
تو از من فقط نامی به یاد داری
که آنهم تنها با صدای تو زیباست
این را هم نمیفهمی..
