کانال محمد عزیز فتحی
Open in Telegram
يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. سوره الصف۸ لینک کانال؛ @MazizF
Show more691
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
شرح حال امام طاووس بن کیسان رحمه الله درگذشتهٔ سال ۱۰۶ هجری قمری.
مقدمه
00:00
نام ایشان و سخن امام ذهبی در رابطه با بیوگرافی ایشان
00:36
لقب ایشان
04:57
تولد ایشان و اساتیدشان
05:30
سخن امام ابن حبان در مورد ایشان
07:37
عبادت ایشان
09:49
خداترسی ایشان
10:42
از خصلتهای ایشان
13:12
دیدار طاووس و حجاج
19:40
دیدار طاووس و سلیمان بن عبدالملک
22:27
نامه طاووس به عمر بن عبدالعزیز
25:10
دیدار ایشان و هشام بن عبدالملک
26:16
عمر ایشان
31:05
وفات ایشان
32:55
Repost from وَأُنثَىٰ | زنانگـی
دختری در مه؛ بررسی احادیث مربوط به زنان... ایراد در کجاست؟آیا تاکنون با احادیثی روبرو شدهاید که جایگاه زن در اسلام را در ذهن شما به چالش کشیده؟
این کتاب، سفری است به اعماق مشهورترین احادیثی که دستاویزی برای خدشه وارد کردن به مقام زن شدهاند. این بار، گروهی از بانوان متخصص در علوم شریعت، با مرکب دل و گرمای مادرانه، قلم به دست گرفتهاند تا گره از ابهامات بگشایند.در این اثر، با شیوهای ظریف و روشمند، خلل در فهم این احادیث توضیح داده میشود تا انوار هدایت و رحمت اسلام بر این موجود لطیف هستی، درخشانتر از همیشه بتابد. کتابی که هر زن مسلمان، بهویژه قشر تحصیلکرده، به حضورش در کتابخانهی خود افتخار خواهد کرد. ❀ دختری در مه | مترجم: فریبا کریمنژاد @VaOntha | وَأُنثَىٰ
Repost from رد شبهات ملحدین
▪️فراخوان گردانهای عزالدین قسام:
برای گشایش مردم غزه، در شامگاه پنجشنبه به نماز، دعا و ذکر رو بیاورید...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
اللّه سبحانه و تعالی میفرماید: «من نماز (سوره فاتحه) را میان خودم و بندهام به دو نیمه تقسیم کردهام، و برای بندهام آنچه درخواست کند، خواهد بود.»
1. هنگامی که بنده میگوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»
ترجمه آیه: «ستایش مخصوص اللّه است که پروردگار جهانیان است»
اللّه سبحانه و تعالی میفرماید: «حَمِدَنِي عَبْدِي» (بندهام مرا ستایش کرد)
2. هنگامی که بنده میگوید: «الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ»
ترجمه آیه: «بخشاینده مهربان»
اللّه سبحانه و تعالی میفرماید: «أَثْنَى عَلَيَّ عَبْدِي» (بندهام بر من ثنا گفت)
3. هنگامی که بنده میگوید: «مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»
ترجمه آیه: «مالک روز جزا»
اللّه سبحانه و تعالی میفرماید: «مَجَّدَنِي عَبْدِي» (بندهام مرا بزرگ داشت)
4. هنگامی که بنده میگوید: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»
ترجمه آیه: «تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم»
اللّه سبحانه و تعالی میفرماید: «هَذَا بَيْنِي وَبَيْنَ عَبْدِي وَلِعَبْدِي مَا سَأَلَ» (این میان من و بندهام است، و برای بندهام آنچه خواسته باشد)
5. هنگامی که بنده میگوید: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ . صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ»
ترجمه آیه: «ما را به راه راست هدایت کن، راه کسانی که بر آنان نعمت دادی، نه کسانی که بر آنان غضب شده و نه گمراهان»
اللّه سبحانه و تعالی میفرماید: «هَذَا لِعَبْدِي وَلِعَبْدِي مَا سَأَلَ» (این برای بندهام است، و برای بندهام آنچه خواسته باشد)
ما را هم دعا فرمایید، الان نماز را بخوانید، ان شاء اللّه
یکشنبه شهریور ساعت ۲۱:۱۲ / ۱۴۰۴
عن عائشة رضي اللّه عنها قالت:
«خَسَفَتِ الشَّمْسُ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللّه صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَصَلَّى رَسُولُ اللّه صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالنَّاسِ، فَقَامَ فَأَطَالَ الْقِيَامَ، ثُمَّ رَكَعَ فَأَطَالَ الرُّكُوعَ، ثُمَّ قَامَ فَأَطَالَ الْقِيَامَ وَهُوَ دُونَ الْقِيَامِ الْأَوَّلِ، ثُمَّ رَكَعَ فَأَطَالَ الرُّكُوعَ وَهُوَ دُونَ الرُّكُوعِ الْأَوَّلِ، ثُمَّ سَجَدَ فَأَطَالَ السُّجُودَ، ثُمَّ فَعَلَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ مِثْلَ مَا فَعَلَ فِي الْأُولَى، ثُمَّ انْصَرَفَ وَقَدِ انْجَلَتِ الشَّمْسُ»
[متفق عليه]
📝 ترجمه حدیث:
از حضرت عایشه رضی اللّه عنها روایت است که فرمودند:
«در زمان رسول اللّه صلی اللّه علیه و سلم خورشید گرفت. پس رسول اللّه صلی اللّه علیه و سلم با مردم نماز خواندند. ایستادند و قیام را طولانی کردند، سپس رکوع کردند و رکوع را طولانی نمودند، سپس ایستادند و قیام را طولانی کردند که این قیام از قیام اول کوتاهتر بود، سپس رکوع کردند و رکوع را طولانی نمودند که این رکوع از رکوع اول کوتاهتر بود، سپس سجده کردند و سجده را طولانی نمودند، سپس در رکعت دوم مانند آنچه در رکعت اول انجام دادند، عمل کردند. سپس [از نماز] برگشتند در حالی که خورشید آشکار شده بود.»
امشب نماز آیات بخاطر ماه گرفتگی خوانده میشود، نمازی که سنتی موکده است.
Repost from رد شبهات ملحدین
۵. نفاق در تعریف تروریسم
غرب با دستکاری مفاهیم، جای ظالم و مظلوم را عوض کرده است.
مقاومت مشروع در برابر اشغالگری: مقاومت یک ملت اشغالشده برای آزادی سرزمینش، حقی است که در منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل به رسمیت شناخته شده است. با این حال، مبارزان فلسطینی که با امکانات ناچیز در برابر یک ارتش تا دندان مسلح میجنگند، “تروریست” نامیده میشوند.
تروریسم دولتی: در مقابل، بمباران گسترده مناطق مسکونی، تخریب حدود ۹۰٪ خانههای غزه و کشتار هدفمند بیش از ۱۷ هزار کودک، “عملیات نظامی برای دفاع از خود” خوانده میشود. آیا تروریسم دولتی که با مدرنترین سلاحها و حمایت قدرتهای جهانی اجرا میشود، از هرگونه تعریفی مستثنی است؟
۶. فروپاشی ارزشهای انسانی و اخلاقی
فاجعه غزه، سقوط اخلاقی عمیقی را در تمدن غرب به نمایش گذاشت.
اومانیسم گزینشی: اومانیسم (انسانگرایی) غربی که ادعای محوریت انسان را دارد، در عمل ثابت کرد که یک اومانیسم نژادپرستانه و گزینشی است. این مکتب تنها برای انسان غربی با مشخصات خاص ارزش قائل است و جان انسان فلسطینی برای آن اهمیتی ندارد.
سکولاریسم ابزاری: سکولاریسم که مدعی جدایی دین از دولت است، در حمایت از رژیم صهیونیستی که بر پایه ادعاهای دینی و اساطیری بنا شده، تناقض خود را آشکار میکند. غرب از افراطگرایی صهیونیستی حمایت میکند، اما هرگونه دفاع مسلمانان از هویت و سرزمین خود را “بنیادگرایی” میخواند.
فمینیسم سیاسی: جنبشهای فمینیستی غربی که برای مسائل به مراتب کوچکتر کمپینهای جهانی به راه میاندازند، در برابر کشتار هزاران زن و دختر فلسطینی و بحران انسانی که بر زنان باردار و مادران تحمیل شده، سکوتی مرگبار اختیار کردهاند. این سکوت نشان میدهد “حقوق زنان” نیز ابزاری سیاسی است، نه یک دغدغه انسانی فراگیر.
نتیجهگیری: رسوایی بزرگ و پایان یک دوران
غزه، پرده از چهره واقعی نظمی برداشت که غرب پس از جنگ جهانی دوم بنا نهاد. این فاجعه نشان داد که مفاهیمی چون لیبرال دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان، حاکمیت قانون، عدالت و اومانیسم، تا زمانی محترم شمرده میشوند که در راستای منافع قدرتهای غربی باشند. در غیر این صورت، به سادگی زیر پا گذاشته میشوند.
این نفاق، تنها به ویرانی غزه منجر نشده، بلکه پایههای مشروعیت اخلاقی خود غرب را ویران کرده است. دیگر نمیتوان با فریب شعارهای زیبا، بر استعمار نوین و سیاستهای ظالمانه سرپوش گذاشت.
اما تاریخ گواه است که ظلم پایدار نمیماند. خونهای به ناحق ریخته شده در غزه، بیداری جهانی را رقم زده و وجدانهای خفته بسیاری را در سراسر عالم، از جمله در خود جوامع غربی، بیدار کرده است.
فلسطین و مردم مقاوم آن زنده خواهند ماند، زیرا حق با آنهاست. اما کسانی که در این جنایت بزرگ سکوت کردند، از آن حمایت کردند یا در آن شریک بودند، در دادگاه تاریخ و در پیشگاه عدل الهی محکوم خواهند بود.
﴿وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ﴾
(سوره الشعراء، آیه ۲۲۷)
“و آنان که ستم کردند، به زودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاهی باز خواهند گشت.”
و اللّه سبحانه و تعالی بر همه چیز شاهد و ناظر است و او بهترینِ داوران است.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Repost from رد شبهات ملحدین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
اللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَبَارِكْ عَلَى نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِهِ وَصَحْبِهِ أَجْمَعِينَ
نقدی بر نفاق مبانی دروغین و استعمارگرانه غرب در قبال نسلکشی در غزه
جهان امروز شاهد یکی از تلخترین تراژدیهای تاریخ معاصر است. در حالی که مردم بیدفاع غزه زیر باران آتش و آهن قرار دارند، تمدن غرب که خود را داعیهدار ارزشهای والای انسانی میداند، در آزمونی بزرگ، نقابی از چهره برداشته و نفاق عمیق خود را آشکار ساخته است. این متن، نقدی است بر این دوگانگی و استانداردهای دوگانهای که در قبال فاجعه غزه به نمایش گذاشته شده است.
۱. نفاق در ادعای دموکراسی
غرب، خود را پرچمدار دموکراسی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش معرفی میکند. اما در برابر کشتار دهها هزار انسان بیگناه در غزه، که بخش اعظم آنان زنان و کودکان هستند، نه تنها سکوت کرده، بلکه با حمایتهای نظامی و سیاسی، عملاً به شریک جرم بدل شده است.
پرسش بنیادین: آیا دموکراسی، به معنای حمایت از رژیمی است که بیمارستانها، مدارس و پناهگاهها را بمباران میکند؟ آیا میتوان از نظامی پشتیبانی کرد که کودکان را زیر آوار خانههایشان زنده به گور میکند و آن را “دفاع مشروع” نامید؟
بیتوجهی به صدای ملتها: دولتهای غربی که ادعای احترام به رأی و نظر شهروندان خود را دارند، چگونه صدای میلیونها معترض در خیابانهای لندن، پاریس، واشنگتن و برلین را نادیده میگیرند؟ این مردم با وجدانهای بیدار، فریاد “آتشبس فوری” سر میدهند، اما دولتهایشان همچنان به ارسال سلاح برای تداوم کشتار اصرار میورزند. این شکاف عمیق میان ملتها و دولتها، بحران مشروعیت دموکراسی غربی را به نمایش میگذارد.
۲. نفاق در لوای حقوق بشر
اعلامیه جهانی حقوق بشر، که قرار بود مرهمی بر زخمهای بشریت باشد، در آزمون غزه به متنی بیاثر بدل شده است.
محاصره غیرانسانی: ماده ۲۵ این اعلامیه حق حیات، خوراک، مسکن و مراقبتهای طبی را برای همگان به رسمیت میشناسد. این حقوق کجایند وقتی بیش از دو میلیون انسان در غزه از دسترسی به آب آشامیدنی، غذا، دارو و برق محروم شدهاند؟
سکوت سازمانهای بینالمللی: دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ)، عالیترین مرجع قضایی سازمان ملل، حکم به وجود “احتمال وقوع نسلکشی” داده و اقدامات تامینی فوری را الزامی دانسته است. با این حال، حامیان غربی رژیم صهیونیستی نه تنها به این حکم بیاعتنایی کرده، بلکه حمایت تسلیحاتی خود را افزایش دادهاند. این اقدام، تمسخر آشکار نهادهای بینالمللی و اوج نفاق است. مقایسه این بیتفاوتی با واکنش سریع و همهجانبه غرب در قبال بحران اوکراین، استاندارد دوگانه را به وضوح نشان میدهد.
۳. نفاق در مفهوم آزادی بیان
غرب همواره خود را مهد آزادی بیان و رسانههای آزاد معرفی کرده است، اما در مسئله فلسطین، این ادعا رنگ باخته است.
سانسور سیستماتیک: رسانههای جریان اصلی غرب، روایت خبرنگاران فلسطینی را که در خط مقدم جنایت حضور دارند، به طور گسترده سانسور میکنند. شهادت بیش از ۲۵۰ خبرنگار در غزه، که بزرگترین کشتار اصحاب رسانه در تاریخ است، نتوانسته روایت یکجانبه و جانبدارانه این رسانهها را تغییر دهد.
سرکوب در مراکز آکادمیک: در دانشگاههای آمریکا و اروپا، دانشجویان و اساتیدی که در حمایت از فلسطین و نقد جنایات جنگی تجمع یا سخنرانی میکنند، با بازداشت، تعلیق و اخراج مواجه میشوند. آیا این همان آزادی بیانی است که غرب به آن میبالد یا این آزادی تنها تا جایی معتبر است که منافع قدرتهای حاکم را به چالش نکشد؟
۴. نفاق در اجرای قوانین بینالملل
نظام حقوقی بینالملل، از جمله کنوانسیونهای ژنو که برای محافظت از غیرنظامیان در زمان جنگ تدوین شده، در غزه به طور کامل نقض شده است.
جنایات جنگی آشکار: هدف قرار دادن عامدانه بیمارستانها، آمبولانسها، مدارس تحت مدیریت سازمان ملل (UNRWA) و کاروانهای کمکهای بشردوستانه، طبق تمامی موازین حقوقی، جنایت جنگی محسوب میشود.
عدم پاسخگویی: در حالی که غرب برای پروندههای به مراتب کوچکتر، خواستار اعمال شدیدترین تحریمها و پیگردهای قضایی میشود، در برابر جنایات آشکار رژیم صهیونیستی، نه تنها تحریمی وضع نمیکند، بلکه با وتوی قطعنامههای آتشبس در شورای امنیت، مانع از هرگونه اقدام بازدارنده میشود. این رفتار نشان میدهد “حاکمیت قانون” (Rule of Law) تنها ابزاری برای فشار بر رقباست، نه یک اصل جهانشمول.
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Repost from رد شبهات ملحدین
بسم اللّه الرحمن الرحیم
إنا لله وإنا إلیه راجعون
با نهایت اندوه و تأثر، خبر جانباختن جمع زیادی از برادران و خواهران مسلمانمان در حادثه دلخراش زلزله شرق افغانستان را دریافت کردیم.
در این مصیبت عظیم، مراتب همدردی و تسلیت عمیق خود را به خانوادههای داغدار و مردم عزیز افغانستان تقدیم میکنیم. از اللّه سبحانه و تعالی برای درگذشتگان رحمت و مغفرت واسعه، و برای مجروحان شفای عاجل و کامل مسألت مینماییم. همچنین از پروردگار رحیم میخواهیم که به بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل عنایت فرماید و این سرزمین عزیز را از هرگونه بلا و مصیبت محفوظ بدارد.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Repost from متشابهات مصحف التبيان 🍃🍃
متشابهات الجزء (١)
متشابهات الجزء (٢)
متشابهات الجزء (٣)
متشابهات الجزء (٤)
متشابهات الجزء (٥)
متشابهات الجزء (٦)
متشابهات الجزء (٧)
متشابهات الجزء (٨)
متشابهات الجزء (٩)
متشابهات الجزء (١٠)
متشابهات الجزء (١١)
متشابهات الجزء (١٢)
متشابهات الجزء (١٣)
متشابهات الجزء (١٤)
متشابهات الجزء (١٥)
متشابهات الجزء (١٦)
متشابهات الجزء (١٧)
متشابهات الجزء (١٨)
متشابهات الجزء (١٩)
متشابهات الجزء (٢٠)
متشابهات الجزء (٢١)
متشابهات الجزء (٢٢)
متشابهات الجزء (٢٣)
متشابهات الجزء (٢٤)
متشابهات الجزء (٢٥)
متشابهات الجزء (٢٦)
متشابهات الجزء (٢٧)
متشابهات الجزء (٢٨)
متشابهات الجزء (٢٩)
متشابهات الجزء (٣٠)
Repost from رد شبهات ملحدین
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۳
#فمینیسم
بخش۲
۲. کارخانه تولید تباهی: فاجعه نسل بیپدر و غرق در گناه
هیچ عاملی به اندازه «نبود پدر» در تولید فساد، انحراف و تباهی اجتماعی مؤثر نیست. دیوید پاپنو، جامعهشناس، این پدیده را «یک آزمایش اجتماعی عظیم و خطرناک» نامید. فرزندانی که از محبت، تربیت و نظارت پدر محروم هستند و هویتشان در یک رابطه گناهآلود ریشه دارد، با ریسکهای وحشتناکی روبرو هستند:
خلاء روحانی و هویتی: اولین قربانی، هویت کودک است. او دائماً با این سؤال ویرانگر روبروست: «پدر من کیست؟ چرا من مانند دیگران نیستم؟» این زخم عمیق روحی، زمینهساز انواع اختلالات روانی، افسردگی، خشم و تمایلات خودکشی است.
جذب شدن به جرم و جنایت: پسرانی که الگوی مردانه مثبت در خانه ندارند، برای یافتن حس قدرت و تعلق، به باندهای تبهکار پناه میبرند. زندانهای غرب مملو از مردان جوانی است که در خانههای بیپدر بزرگ شدهاند. آنها در خیابان به دنبال پدری میگردند که در خانه نیافتهاند.
سقوط در ورطه فحشا: دخترانی که از محبت و تأیید پدر محروم بودهاند، در سنین پایین به شدت تشنه توجه مردان میشوند. این نیاز، آنها را به طعمههایی آسان برای مردان سودجو تبدیل میکند و باعث میشود در سنین نوجوانی وارد روابط جنسی پرخطر شوند و خودشان چرخه فحشا و تولید فرزندان حرامزاده را تکرار کنند.
شکست تحصیلی و فقر موروثی: این کودکان به دلیل عدم ثبات عاطفی و نظارت، در تحصیل شکست میخورند و در بزرگسالی نیز در چرخه فقر والدین خود گرفتار میمانند.
فمینیسم با حذف پدر، عملاً یک خط تولید انبوه برای انسانهای آسیبدیده، بزهکار و از نظر روانی ناپایدار ایجاد کرده است که خوراک اصلی سیستمهای قضایی و روانپزشکی هستند.
۳. فروپاشی اعتماد و شیوع خیانت در سطح جامعه
خانواده، سلول بنیادین اعتماد در جامعه است. وقتی این سلول با ویروس خیانت و بیتعهدی سرطانی شود، کل پیکره جامعه دچار فروپاشی میشود. جامعهای که بر پایه روابط موقت، لذتگرایی آنی و شکستن پیمانها بنا شده، نمیتواند جامعهای باثبات باشد. بیاعتمادی میان زن و مرد، به بیاعتمادی عمومی در تمام سطوح جامعه تسری پیدا میکند. این همان جامعهای است که توماس هابز توصیف میکرد: «جنگ همه علیه همه». این میراث نهایی فمینیسم است: یک جامعه اتمیزه، پارانوئید و بیریشه که در آن، هیچکس به دیگری اعتماد ندارد، زیرا مقدسترین پیمان اعتماد، یعنی پیمان زناشویی، بیارزش شده است.
نتیجهگیری:
میراث فمینیسم در این حوزه، یک پرونده جنایی قطور و غیرقابل دفاع است. کیفرخواست علیه آن بر این اساس استوار است:
۱. جنایت علیه امر الهی: با شورش آشکار علیه دستور اللّه سبحانه و تعالی مبنی بر ازدواج و تشکیل خانواده و تلاش برای جایگزین کردن آن با فساد.
۲. مهندسی سازمانیافته فحشا و بیحیایی: با نابود کردن تعمدی تمام موانع فرهنگی و اخلاقی در برابر گناه و ترویج بیشرمی به عنوان یک فضیلت مدرن.
۳. تولید انبوه یک نسل حرامزاده، رنجدیده و بیهویت: با تشویق به فرزندآوری در خارج از چارچوب مقدس ازدواج و محکوم کردن میلیونها کودک به یک زندگی پر از درد و سرگردانی.
۴. ترویج سیستماتیک خیانت و بیمسئولیتی: با آموزش به مردان و زنان برای خیانت به فطرت، خیانت به تعهدات و خیانت به فرزندان آیندهشان.
۵. نابودی امنیت روانی و اخلاقی جامعه: با رها کردن هیولای جرم، اعتیاد، بیماریهای روانی و ناامیدی در جامعه که همگی از نتایج مستقیم فروپاشی خانواده هستند.
۶. فریب و خیانت به خود زنان: با وعده دروغین آزادی و تحویل دادن تنهایی، فقر، ناامنی و بار خردکننده مادری مجرد به آنها.
راه نجات، نه اصلاح این تفکر سرطانی، بلکه طرد کامل و قاطع آن و یک بازگشت فوری و آگاهانه به پناهگاه امن شریعت الهی است. تنها راهحل، احیای قداست ازدواج، بازگرداندن عزت و مسئولیت به مقام پدر، ترویج فرهنگ حیا و عفت، و درک این حقیقت است که هر جامعهای که علیه خانواده قیام کند، در واقع حکم نابودی خود را امضا کرده است.
📚منابع:
[1]: OECD Family Database. SF3.1: Share of births outside marriage, 2022.
[2]: Firestone, Shulamith. The Dialectic of Sex: The Case for Feminist Revolution. William Morrow and Company, 1970.
[3]: U.S. Census Bureau. Poverty in the United States: 2022. Report Number P60-277.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Repost from رد شبهات ملحدین
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۳
#فمینیسم
بخش۱
ارتش حرام زادگان: چگونه فمینیسم با ترویج سیستماتیک فحشا و زندگی حرام، جامعه را نابود میکند
اگر سقط جنین، قتلعام فیزیکی نسلهای آینده بود، پدیده فرزندان خارج از ازدواج، سلاح جنگ روانی و بیولوژیک فمینیسم برای انحلال کامل اخلاق، فروپاشی ساختار جامعه و تولید یک نسل حرامزاده و سرگردان است. این یک انحراف اجتماعی اتفاقی نیست؛ بلکه محصول نهایی و هدف استراتژیک جنگ ایدئولوژیک فمینیسم علیه سه سنگر اصلی انسانیت است: ازدواج، حیا، و نقش پدری. امروز، آمارهای تکاندهنده در غرب که نشان میدهد نزدیک به نیمی از کودکان، حاصل روابط نامشروع و گناهآلود هستند (OECD, 2022)[1]، صرفاً یک عدد نیست، بلکه گواهی بر موفقیت یک پروژه شیطانی برای نابودی بنیان خانواده است. این «ارتش یتیمان زنده»، قربانیان بیصدای یک فریب بزرگ هستند که به نام «آزادی جنسی»، از مقدسترین حقوق خود یعنی داشتن هویت پاک، خانوادهای باثبات و پدری مسئول، محروم شدهاند.
بخش اول: انهدام تئوریک؛ جنگ فکری فمینیسم علیه طهارت و خانواده
۱. تقدیس فحشا و تحقیر ازدواج
اولین گلوله در جنگ فمینیسم، به قلب نهاد ازدواج شلیک شد. متفکران این مکتب، با وقاحت تمام، پیمان مقدسی را که اللّه سبحانه و تعالی برای حفظ عفت و جلوگیری از گناه وضع کرده، به عنوان «بردهداری خانگی» و «زندان پدرسالار» معرفی کردند. شولامیث فایرستون، از تئوریسینهای رادیکال، صراحتاً خواستار «نابودی خانواده هستهای» شد، زیرا آن را ریشه ظلم میدانست (Firestone, 1970)[2]. این نفرتپراکنی سازمانیافته، یک پیام روشن داشت: ازدواج، که سد راه فحشا است، باید نابود شود. شعار فریبنده «آزادی جنسی» در حقیقت اسم رمز «آزادی برای ارتکاب زنا و روابط حرام» بود. آنها به زنان آموختند که تعهد به یک مرد، نشانه ضعف و وابستگی، و داشتن روابط متعدد و بیتعهد، نشانه قدرت و استقلال است. این تفکر، بیحیایی را به یک فضیلت و پاکدامنی را به یک امر ارتجاعی و عقبمانده تبدیل کرد.
۲. اختهسازی مردانگی و عادیسازی خیانت و گناه
همزمان با حمله به ازدواج، پروژه نابودی مفهوم «مرد» و «پدر» کلید خورد. فمینیسم با ابداع اصطلاحات سمی مانند «مردانگی سمی»، تمام ویژگیهای مثبت مردانه را هدف گرفت: غیرت (که آن را کنترلگری نامیدند)، تأمینکنندگی (که آن را ابزار سلطه خواندند)، و محافظت (که آن را قیممآبی ترجمه کردند). هدف این بود که مردان را از نقش طبیعی و الهی خود خلع سلاح کنند و آنها را به موجوداتی بیتفاوت، بیمسئولیت و بیغیرت تبدیل نمایند.
در این میان، دولت رفاه به عنوان متحد استراتژیک فمینیسم وارد میدان شد. با ارائه کمکهای مالی به مادرانی که خارج از ازدواج فرزند داشتند، دولت عملاً نقش «شوهر» را بر عهده گرفت و به مردان و زنان این پیام را داد: «برای بچهدار شدن نیازی به ازدواج نیست. مرتکب گناه شوید، دولت هزینه آن را پرداخت خواهد کرد». این سیاست، بزرگترین مشوق خیانت به پیمان ازدواج و مسئولیتپذیری بود. مردان آموختند که میتوانند بدون هیچ عواقبی به فحشا بپردازند و زنان نیز آموختند که میتوانند بدون نیاز به یک همسر متعهد، نیازهای خود را (به شکلی حقیرانه) از دولت تأمین کنند. نتیجه، عادیسازی کامل یک زندگی حرام و تبدیل خیانت به یک سبک زندگی قابل قبول بود.
بخش دوم: ویرانههای یک جامعه بیاخلاق؛ پیامدهای دنیای غرق در فساد و بیپدری
امروز، میوههای زهرآگین این تفکر، در تمام ابعاد جامعه غرب قابل مشاهده است. این یک بحران اجتماعی نیست؛ یک فروپاشی تمدنی کامل است.
۱. مهندسی فقر و بردگی نوین برای زنان
وعده «استقلال» فمینیستی، در عمل به بزرگترین تله برای به بردگی کشاندن زنان تبدیل شد. آمارها در تمام کشورهای غربی یک حقیقت تلخ را فریاد میزنند: خانوادههای تکوالدی که توسط زنان اداره میشوند، در فقر مطلق دست و پا میزنند. در ایالات متحده، نرخ فقر برای کودکانی که در خانههای تکمادری زندگی میکنند، تقریباً پنج برابر کودکانی است که در خانوادههای سالم با حضور پدر و مادر رشد میکنند (U.S. Census Bureau, 2022)[3]. آن «آزادی» در واقع به معنای رها شدن زن در چنگال یک بازار کار بیرحم از یک سو، و تحمل تمام بار روانی و مالی تربیت فرزندی که حاصل یک رابطه حرام بوده از سوی دیگر است. این یک استقلال نیست؛ یک بردگی مضاعف و طاقتفرساست که فمینیسم برای زنان به ارمغان آورد..
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Repost from رد شبهات ملحدین
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۲
#فمینیسم
بخش۲
زوال تمدن؛ از اصلاح نژادی تا خودکشی دموگرافیک
پیامدهای سیاست سقط جنین از سطح فردی فراتر رفته و به یک بیماری تمدنی تبدیل شده است.
۱. اصلاح نژادی DNA
سقط جنین مدرن، فرزند نامشروع جنبش اصلاح نژادی قرن بیستم است. مارگارت سنگر، بنیانگذار Planned Parenthood و بت فمینیستها، یک نژادپرست افراطی بود که هدفش «کاهش زاد و ولد نژادهای نامطلوب» بود. امروز، میراث سمی او زنده است: در ایالات متحده، کلینیکهای سقط جنین به طور نامتناسبی در محلههای اقلیتهای نژادی متمرکز شدهاند و زنان سیاهپوست، قربانی اصلی این صنعت هستند و نرخ سقط جنین در میان آنها چندین برابر سفیدپوستان است (CDC, 2021)[3]. این یک پاکسازی نژادی مدرن است که در لباس «حق انتخاب» اجرا میشود.
۲. انحلال مسئولیتپذیری مردانه و فروپاشی خانواده
سقط جنین به مثابه یک «حق» مطلق، به مردان مجوزی برای بیمسئولیتی جنسی میدهد. این سیاست، مرد را از تعهدات طبیعی و اخلاقی خود در قبال فرزندش معاف میکند و تمام بار تصمیمگیری و پیامدهای فیزیکی و روحی را بر دوش زن میاندازد. این امر، اعتماد را که سنگ بنای خانواده است، نابود کرده و روابط را به برخوردهای مصرفگرایانه و بیثبات تقلیل میدهد. فمینیسم با این کار، نه تنها به زن «خیانت» کرده، بلکه مرد را از فرآیند «متمدن شدن» از طریق تعهد و خانواده بازداشته است.
۳. خودکشی دموگرافیک: پیمان مرگ تمدن غرب
هیچ جامعهای نمیتواند فرزندان خود را به طور سیستماتیک بکشد و انتظار بقا داشته باشد. «زمستان جمعیتی» که امروز تمدن غرب را در آستانه فروپاشی قرار داده، نتیجه مستقیم فرهنگ ضدحیاتی است که سقط جنین در مرکز آن قرار دارد. تحلیلهای نیکلاس ابرشتات به وضوح نشان میدهد که جوامع غربی با پذیرش سقط جنین، یک پیمان خودکشی جمعی امضا کردهاند (Eberstadt, 2019)[4]. آنها در حال نابود کردن نسل آینده خود و در نتیجه، از بین بردن پایداری اقتصادی، امنیت ملی و میراث فرهنگی خود هستند. این نهایت پوچگرایی است: جامعهای که آینده خود را سقط میکند.
۴. واژگونی کامل اخلاق پزشکی
سوگند بقراط، که شالوده اخلاق پزشکی برای هزاران سال بوده، با اصل «نخست، آسیب نرسان» تعریف میشود. صنعت سقط جنین این اصل را به سخره گرفته و آن را به «نخست، بکش» تبدیل کرده است. پزشکانی که زمانی حافظان حیات بودند، اکنون به جلادان استخدامشده تبدیل شدهاند. این انحطاط اخلاقی، کل حرفه پزشکی را مسموم کرده و راه را برای جنایات بعدی مانند اتانازی و حذف افراد «بیفایده» از جامعه هموار میسازد.
نتیجهگیری نهایی: یک کیفرخواست
سقط جنین در قرائت فمینیستی، یک ایدئولوژی تمامیتخواه و ضدبشری است. کیفرخواست علیه آن روشن است:
۱. جنایت علیه بشریت: مسئول مستقیم بزرگترین کشتار جمعی تاریخ، با بیش از ۱.۵ میلیارد قربانی.
۲. تأسیس بر دروغ: یک امپراتوری که بر پایه پروپاگاندا و فریب علمی بنا شده است.
۳. ادامه اصلاح نژادی: ابزاری مدرن برای پاکسازی هدفمند گروههای جمعیتی خاص.
۴. عامل فروپاشی خانواده: با نابود کردن مسئولیتپذیری مردانه و اعتماد متقابل.
۵. کاتالیزور خودکشی تمدنی: با ایجاد یک زمستان جمعیتی غیرقابل بازگشت.
راهحل، نه اصلاحات سطحی، بلکه رد قاطع و کامل این پارادایم مرگ است. این به معنای بازگشت به اصل الهی تقدس حیات از لحظه انعقاد نطفه، جرمانگاری قتل جنین، و ایجاد یک فرهنگ حمایتی واقعی است که در آن از مادر و فرزند، هر دو، صیانت میشود. هر مسیری جز این، تسلیم شدن به فرهنگ مرگی است که عاقبتی جز خشم و عذاب عظیم اللّه سبحانه و تعالی در دنیا و آخرت نخواهد داشت.
📚منابع:
[1]: Nathanson, Bernard N. Aborting America. Doubleday, 1979.
[2]: Coleman, Priscilla K. “Abortion and Mental Health: Quantitative Synthesis and Analysis of Research.” British Journal of Psychiatry, vol. 199, no. 3, 2011, pp. 180-186.
[3]: Centers for Disease Control and Prevention (CDC). Abortion Surveillance — United States, 2021. MMWR Surveillance Summaries, vol. 72, no. 10, 2023.
[4]: Eberstadt, Nicholas. Men Without Work. Templeton Press, 2019.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Repost from رد شبهات ملحدین
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۲
#فمینیسم
بخش۱
هولوکاست خاموش: سقط جنین به مثابه سلاح ایدئولوژیک فمینیسم برای انحطاط تمدنی
از میانه قرن بیستم، جهان شاهد بزرگترین کشتار جمعی در تاریخ بشریت بوده است؛ یک هولوکاست خاموش و مستمر که قربانیان آن، انسانهای متولد نشده هستند. بر اساس برآوردهای سازمانهای جهانی و تحلیلگران جمعیتشناسی، از زمان قانونیسازی گسترده، بیش از ۱.۵ میلیارد سقط جنین عمدی در سراسر جهان انجام شده است. این رقم، که از مجموع تلفات تمام جنگهای تاریخ بشر بیشتر است، محصول مستقیم یک ایدئولوژی ضدحیات است که فمینیسم رادیکال آن را رهبری میکند. سقط جنین، نه یک انتخاب بهداشتی، بلکه یک ماشین جنگی ایدئولوژیک است که بر دروغ، طمع و مهندسی اجتماعی استوار شده است.
معماری کشتار؛ ستونهای صنعت سقط جنین
۱. بنیاد دروغ: پروپاگاندای آماری برای تولید وحشت
این صنعت بر پایه یک دروغ بزرگ ساخته شد. دکتر برنارد ناتانسون (Bernard Nathanson)، از معماران اصلی جنبش حامی سقط جنین که بعدها از کرده خود توبه کرد، با صراحتی بیرحمانه در کتاب Aborting America اعتراف میکند: «ما دروغ میگفتیم. ما آمار تعداد سقطهای غیرقانونی را جعل کردیم… ما آمار مرگومیر زنان را جعل کردیم. ما این دروغها را به رسانهها خوراندیم و آنها این اعداد جعلی را به عنوان حقیقت منتشر کردند. رمز موفقیت ما تکرار دروغ بزرگ بود» (Nathanson, 1979)[1]. این استراتژی فریب، که با هدف ایجاد یک بحران ساختگی و اعمال فشار سیاسی طراحی شده بود، امروز نیز با قدرت ادامه دارد و هرگونه آمار واقعی از پیامدهای ویرانگر سقط جنین را سانسور میکند.
۲. تجارت اعضای بدن و اقتصاد خون
سقط جنین یک کسبوکار کثیف و فوقالعاده سودآور است. این یک «صنعت مرگ» است که در آن، جان انسان به کالا تبدیل میشود. گزارشهای تحقیقی Center for Medical Progress پرده از یک واقعیت هولناک برداشت: مدیران ارشد شبکه Planned Parenthood، بزرگترین اپراتور سقط جنین، با خونسردی بر سر قیمت فروش اعضای بدن جنینهای سقط شده (قلب، کبد، مغز) چانهزنی میکنند. این سازمان، که با بودجههای هنگفت دولتی تغذیه میشود، در عمل یک شرکت سهامی مرگ است که سودآوری آن مستقیماً به افزایش تعداد جنینهای کشته شده بستگی دارد. این یک چرخه شیطانی از لابیگری سیاسی، دریافت بودجه عمومی و سوداگری بر سر بقایای اجساد انسانهای بیگناه است.
۳. خیانت به زنان: انکار سیستماتیک ترومای پس از سقط
در حالی که تحقیقات علمی معتبر مانند فراتحلیل جامع دکتر پریسیلا کولمن (۲۰۱۱) به طور قطعی اثبات میکند که سقط جنین، زنان را با ریسک ۸۱٪ بیشتر در معرض اختلالات روانی شدید و ۱۳۸٪ بیشتر در معرض خودکشی قرار میدهد (Coleman, 2011)[2]، لابی فمینیستی این واقعیت را یک «افسانه مردسالارانه» میخواند. این یک عمل بیرحمانه از دستکاری روانی (Gaslighting) است. آنها نه تنها زنان را به سمت یک عمل آسیبزا سوق میدهند، بلکه پس از آن، درد و ترومای واقعی آنها را انکار میکنند تا تصویر دروغین «سقط جنین توانمندساز» خدشهدار نشود. این یک جنگ روانی دوگانه است: ابتدا علیه جنین و سپس علیه وجدان و سلامت روان مادر.
ادامه دارد...
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Repost from رد شبهات ملحدین
قتلعام خبرنگاران، جنایت آشکار رژیم صهیونیستی
از آغاز جنگ غزه تاکنون، رژیم صهیونیستی با بیرحمی بیسابقه، 269 خبرنگار را در غزه به شهادت رسانده است. مقایسه این فاجعه با دیگر نقاط جهان، عمق فاجعه را آشکار میکند: در همین بازه زمانی، تنها 6 خبرنگار در سودان، 5 خبرنگار در مکزیک و در جریان جنگ اوکراین و روسیه، فقط 4 خبرنگار جان خود را از دست دادهاند.
نکته تکاندهندهتر آنکه در طول جنگ جهانی دوم که بین 70 تا 85 میلیون نفر کشته شدند، فقط 69 خبرنگار کشته شدند. همچنین در جنگ ویتنام که 20 سال به طول انجامید، تنها 63 خبرنگار جان باختند. این آمار وحشتناک نشان میدهد که جنایتکاری رژیم صهیونیستی و بنیامین نتانیاهو حتی از هیتلر، موسولینی، چرچیل، استالین، روزولت و ترومن نیز پیشی گرفته است!
این رژیم خونآشام، در روزهای نخست، کشتار کودکان، زنان، خبرنگاران و غیرنظامیان را انکار میکرد. اما به زودی نقاب از چهرهاش افتاد و با بیشرمی تمام، خبرنگاران را «فرماندهان حماس» نامید و کودکان بیگناه را «سربازان آینده حماس» خواند تا جنایتهای خود را توجیه کند. این سخنان نه تنها نشاندهنده وحشیگری سیستماتیک این رژیم است، بلکه ثابت میکند که صهیونیستها برای رسیدن به اهداف شوم خود، حتی از کودککُشی و سرکوب آزادی رسانهها نیز ابایی ندارند.
این جنایات سازمانیافته، نه یک جنگ، بلکه نسلکشی برنامهریزیشده است که باید جهانیان در برابر آن بایستند.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Repost from رد شبهات ملحدین
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۱
#فیمنیسم
بخش۲
تأثیر بر سلامت روان مردان:
گزارش انجمن روانشناسی آمریکا (APA) در سال ۲۰۱۸ نشان میدهد:
نرخ خودکشی مردان ۳.۵ برابر زنان است
۷۵٪ از بیخانمانها مرد هستند
مردان ۴۰٪ کمتر از زنان برای مشکلات روانی کمک میطلبند
دلیل؟ به گفته گزارش: «مردان احساس میکنند جامعه آنها را ‘مشکل’ میبیند، نه افرادی که نیاز به کمک دارند» (APA, 2018, p. 23)[6].
راهحل: بازگشت به عدالت واقعی
دکتر جردن پیترسون، روانشناس کانادایی، در کتاب 12 Rules for Life (۲۰۱۸) مینویسد:
«جنگ جنسیتی فقط بازنده تولید میکند. مردان و زنان برای تکمیل یکدیگر آفریده شدهاند، نه رقابت. هر تلاشی برای حذف یا تحقیر یک جنس، به ضرر هر دو جنس است» (Peterson, 2018, p. 303)[7].کامیل پالیا، فمینیست و منتقد فرهنگی، در مقالهای در Wall Street Journal (۲۰۱۳) هشدار میدهد:
«فمینیسم مدرن با شیطانسازی از مردان، در حال نابودی خودش است. زنان قوی به مردان قوی نیاز دارند، نه بردههای مطیع» (Paglia, 2013)[8].نتیجهگیری: فمینیسم رادیکال با ترویج نفرت جنسیتی، نه تنها به اهداف اعلامی خود (برابری و عدالت) نرسیده، بلکه موجب: ۱: افزایش نرخ طلاق و تجرد ۲: محرومیت تحصیلی پسران ۳: کاهش نرخ باروری در جوامع غربی ۴: افزایش افسردگی و اضطراب در هر دو جنس ۵: فروپاشی اعتماد متقابل بین زنان و مردان شده است. راهحل: بازگشت به رویکردی است که: ۱: زن و مرد را مکمل یکدیگر میبیند، نه رقیب ۲: به کرامت ذاتی هر دو جنس احترام میگذارد ۳: بر همکاری و احترام متقابل تأکید دارد، نه تضاد و دشمنی 📚منابع: [1]: Sommers, Christina Hoff. Who Stole Feminism? How Women Have Betrayed Women. New York: Simon & Schuster, 1994. [2]: Sommers, Christina Hoff. The War Against Boys: How Misguided Policies Are Harming Our Young Men. Revised Edition. New York: Simon & Schuster, 2013. [3]: Sawhill, Isabel & Joanna Venator. The Marriage Gap: The Impact of Economic and Technological Change on Marriage Rates. Washington, DC: Brookings Institution, 2019. [4]: Farrell, Warren. The Myth of Male Power. New York: Simon & Schuster, 1993. [5]: Smith, Helen. Men on Strike: Why Men Are Boycotting Marriage, Fatherhood, and the American Dream. New York: Encounter Books, 2013. [6]: American Psychological Association. APA Guidelines for Psychological Practice with Boys and Men. Washington, DC: APA, 2018. [7]: Peterson, Jordan B. 12 Rules for Life: An Antidote to Chaos. Toronto: Random House Canada, 2018. [8]: Paglia, Camille. "A Feminist Defense of Masculine Virtues." Wall Street Journal, December 28, 2013. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
Repost from رد شبهات ملحدین
#نقدـمکاتب
#نقدـشماره۱
#فیمنیسم
بخش۱
فمینیسم رادیکال و نفرتپراکنی جنسیتی علیه مردان
از دهه ۱۹۷۰ میلادی، شاخهای از جنبش فمینیستی که به «فمینیسم رادیکال» شهرت یافته، مسیر خود را از ادعای «برابری فرصتها» به سمت «جنگ جنسیتی» تغییر داد. این جریان، مردان را به مثابه «طبقه ستمگر» و زنان را به منزله «طبقه قربانی» معرفی کرد؛ روایتی که نه بر دادههای بیطرف، بلکه بر برداشتهای ایدئولوژیک و گزینشی استوار است.
تحریف آمارها و ایجاد دشمنی جنسیتی
کریستینا هاف سامرز، فیلسوف و پژوهشگر آمریکایی، در کتاب Who Stole Feminism? (۱۹۹۴) با بررسی دقیق اسناد رسمی FBI و وزارت دادگستری آمریکا، نشان میدهد که ادعای «یک زن از هر چهار زن در دانشگاه مورد تجاوز قرار میگیرد» که توسط فمینیستهای رادیکال ترویج میشد، بر اساس تحقیقی با روششناسی معیوب بوده است. او مینویسد:
«وقتی محققان مستقل همان دادهها را بررسی کردند، نرخ واقعی را کمتر از ۳ درصد یافتند - تفاوتی هشت برابری که نشان از دستکاری عمدی آمار دارد» (Sommers, 1994, pp. 209-213)[1].سامرز همچنین افشا میکند که شعار «Super Bowl Sunday بدترین روز خشونت خانگی علیه زنان است» که در رسانههای آمریکا پخش شد، کاملاً ساختگی بوده و هیچ پایه آماری نداشته است (pp. 188-192)[1]. تبعیض نهادینه علیه پسران در نظام آموزشی در کتاب The War Against Boys (۲۰۰۰، ویرایش دوم ۲۰۱۳)، سامرز با استناد به گزارشهای رسمی وزارت آموزش آمریکا نشان میدهد که: ۵۸٪ از دانشجویان کارشناسی در سال ۲۰۱۲ دختران بودند. پسران ۷۰٪ از دانشآموزان کلاسهای ویژه (برای کودکان با مشکلات یادگیری) را تشکیل میدادند. احتمال تشخیص ADHD در پسران دو برابر دختران بود او استدلال میکند که این آمار نه نتیجه «برتری ذاتی دختران»، بلکه محصول بازطراحی نظام آموزشی بر اساس «سبک یادگیری دخترانه» است:
«معلمان آموزش دیدهاند که رفتارهای طبیعی پسرانه مثل رقابتجویی و پرتحرکی را ‘سمّی’ و ‘خشن’ بدانند. نتیجه: میلیونها پسر با داروهای روانگردان آرام میشوند تا در کلاسهایی که برای دختران طراحی شده، بنشینند» (Sommers, 2013, pp. 19-21)[2].پیامدهای اجتماعی: فروپاشی خانواده مطالعه مؤسسه بروکینگز (۲۰۱۹) با عنوان The Marriage Gap نشان میدهد که: نرخ ازدواج در آمریکا از ۷۲٪ در ۱۹۶۰ به ۵۰٪ در ۲۰۱۸ کاهش یافته است. ۴۱٪ از کودکان آمریکایی خارج از چارچوب ازدواج متولد میشوند. مردان با تحصیلات کمتر از دیپلم، ۵۰٪ کمتر از نسلهای قبلی ازدواج میکنند. گزارش این کاهش را به «بیاعتمادی فزاینده بین جنسها» و «ترس مردان از قوانین طلاق یکجانبه» نسبت میدهد (Sawhill & Venator, 2019, pp. 8-12)[3]. شواهد از مردستیزی در قوانین و سیاستها وارن فارل در کتاب The Myth of Male Power (۱۹۹۳) با ارائه آمار رسمی نشان میدهد: ۹۳٪ از کشتهشدگان در محل کار مردان هستند. ۹۷٪ از کشتهشدگان جنگی مردان هستند. مردان به طور متوسط ۵ سال کمتر از زنان عمر میکنند. با این حال، ۹۹٪ از بودجه تحقیقات سرطان جنسیتی صرف سرطانهای زنانه میشود فارل مینویسد:
«جامعهای که مردان را مجبور به پذیرش مشاغل خطرناک میکند، سپس آنها را ‘ستمگر’ میخواند، در واقع خود ستمگر است» (Farrell, 1993, p. 105)[4].گسترش مردستیزی در فرهنگ عامه دکتر هلن اسمیت در کتاب Men on Strike (۲۰۱۳) به بررسی پدیده «اعتصاب مردان» میپردازد - کنارهگیری فزاینده مردان از ازدواج، دانشگاه و مشارکت اجتماعی. او با مصاحبه با صدها مرد آمریکایی نشان میدهد: ۷۰٪ از مردان جوان معتقدند «ازدواج ریسک مالی غیرقابل توجیه» است. ۶۲٪ از ترس اتهامات جنسی از روابط عاطفی در محل کار اجتناب میکنند. ۸۵٪ احساس میکنند در رسانهها و تبلیغات «احمق» یا «شرور» نشان داده میشوند. اسمیت نتیجه میگیرد:
«وقتی جامعهای یک جنس را مدام تحقیر و تهدید کند، نباید از کنارهگیری آنها تعجب کند» (Smith, 2013, p. 8)[5].ادامه دارد... ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸 @no_atheism | رد شبهات ملحدین
