en
Feedback
ده آتشین

ده آتشین

Open in Telegram
244
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
5.40 KB

بیرون چه می‌کنی بنشین خانه بگذران... ابراهیم امینی

8.72 KB

گرم باز آمدی محبوب سیم‌اندام سنگین‌دل... سعدی t.me/dehatashin

قابوس‌نامه باب عشق.wav52.48 MB

قابوس‌نامه عنصرالمعالی کیکاووس بن‌اسکندر با اهتمام و تصحیح غلام حسین یوسفی خوانش تکه‌ای از (باب چهاردهم در عشق ورزیدن) t.me/dehatashin

خوانش حکایتی از گلستان سعدی t.me/dehatashin

import_نه_هیچ_چیز_نه_حتی_شکفتن_گل_ماه_1.mp39.08 KB

نه هیچ چیز، نه حتی شکفتن گل ماه نه ذوق گل به بهاری که می‌رسد از راه ... شعر: سیدرضا محمدی t.me/dehatashin

سر تمنای پای‌بوسی....mp32.85 MB

سر تمنای پای‌بوسی... شعر: بیدل صدا: ده آتشین t.me/dehatashin

سر_تمنایی_پایبوسی_شعر:_بیدل_دکلمه:_ده‌آتشین.mp32.85 MB

سر تمنایی پای‌بوسی... شعر: بیدل صدا: ده‌آتشین

سر تمنای پای‌بوسی به هر در و دشت می‌کشیدم چو شمع، انجام مقصد سعی پای خود بود چون رسیدم به گوشم از صدهزار منزل، رسید بی‌پرده ناله‌ی دل ولی من بی‌تمیز غافل که حرف لعل تو می‌شنیدم در انجمن سیر ناز کردم، به خلوت آهنگ ساز کردم به هرکجا چشم باز کردم، تو را ندیدم اگر چه دیدم یقین به نیرنگ کرد مستم نداد جام یقین به دستم گلی در اندیشه رنگ بستم شُهود گم شد خیال چیدم چه داشت آیینه وجودم که کرد خجلت‌کش نَمودم دو روز از این پیش شخص بودم کنون ز تِمثال ناامیدم نه چاره‌ای دارم و نه درمان نشسته‌ام ناامید و حیران چو قفل تصویر ماند پنهان، به کلک نقاش من کلیدم به گردش چشم ناز پرور محرفم زد بت فسونگر که دارد این سحر تازه باور که تیغ مژگان کند شهیدم غرورِ امید سرفرازی نخورد از افسون یأس بازی چو سرو در باغ بی‌نیازی ز بار دل نیز کم خمیدم به راه تحقیق پا نهادم، عنان طاقت ز دست دادم چو اشک آخر به سر فتادم، چنانکه پنداشتم دویدم در این بیابان به غیر الفت نبود بویی ز گردِ وحشت من از توهم چو چشم آهو سیاهیی داشتم رمیدم خیالی از شوق رقص بسمل کشید آیینه در مقابل نه خنجری یافتم نه قاتل نفس به حسرت زدم تپیدم قبول و ردی فتاد در سر ز قرب و بُعدم گشود دفتر نبود کم انتظار محشر قیامتی دیگر آفریدم تخیل هستی‌ام هوس شد، عدم به جمعیتم قفس شد هوا تقاضایی نفس شد، سحر نبودم ولی دمیدم خطای کوری از آن جمالم فکنده در چاه اِنفِعالم تو ای سِرشک آه کن به حالم که من ز چشم دگر چکیدم به دامن عَجز پا شکستن، جهانی از امن داشت بیدل دل از تک و تاز جمع کردم چو موج در گوهر آرمیدم بیدل

لحنت ادبیاتت رگه‌های کودکانگی صدایت کنار هم ایستاده‌ اند در شورش لب‌ها دست‌ از نوشتن باز ماند دهان‌ باز چشم‌ها به اعتراض بر صورتت بخیه شدند از لب‌هایت افتادنِ هر اتفاق ممکن است ممکن است در چشم‌هایت گوشت‌خواران بر‌ طبیعت یورش برند ممکن است لب‌ها در شورش رنگ عوض کنند دوخته شوند و به خرگوش‌های در خطر مرگ آب بخواهند ده آتشین t. me/dehatashin

لحنت ادبیاتت رگه‌های کودکانگی صدایت کنار هم ایستاده‌ اند در شورش لب‌ها دست‌ از نوشتن باز ماند دهان‌ باز چشم‌ها به اعتراض بر صورتت بخیه شدند از لب‌هایت افتادنِ هر اتفاق ممکن است ممکن است چشم‌های گوشت‌خواران بر‌ طبیعت یورش برند ممکن است لب‌ها در شورشی رنگ عوض کنند دوخته شوند و به خرگوش‌های در معرض خطر آب بخواهند ده آتشین @dehaatashin

درختانه فکر می‌کنم آن روز ریشه‌ها از دیوارهای آشپزخانه‌ به دهلیز دویده اند و آدم‌ دوباره از کوه آغاز کرده است ده آتشین t.me/dehatashin

زمستان هر سال چیزی را با خود حمل می‌کند می‌گویند صندوقچه‌ی آرایش بهار است شنیدم یکی می‌گفت صندوق شکایات است زمین از پلاستیک‌های سینه‌اش آسمان از آسمان‌خراش‌ها و چیت‌ها و یخچال‌های طبیعی از کامازهای حامل ذغال سنگ نوشته اند زمستان عقب می‌کشد نامه‌ها از تقویم بیرون می‌زنند ده آتشین @dehatashin

به رفیق روزهای سیاه و سفید کابل، به شاعر نازنین حسین میرزایی تو در کتابِ کابلِ زخمی، عبارتی آن تک عبارتی که به ظالم اشارتی...
به رفیق روزهای سیاه و سفید کابل، به شاعر نازنین حسین میرزایی تو در کتابِ کابلِ زخمی، عبارتی آن تک عبارتی که به ظالم اشارتی... وقتی حرم‌سرای بهشت است شهر نو با چشم‌هات در پی لمس بکارتی هم‌ یک وطن محبتِ مادر در انتظار هم در وطن مهاجر تحت نظارتی سر گرم شعر آن‌قدر استی که نیستی نه ضد زن، نه ضد نظام امارتی جرم تو است گوشه گزیدن، نداشتن با راه‌زن یکی شده دستی به غارتی بر سقف خاک‌ریز وطن خون جلیده است یک پنجره غروبِ غم این عمارتی تا گور دسته‌جمعی کاج است سینه‌ات از سینه گل بروید و آن گل بشارتی... ده آتشین t. me/dehatashin

دست‌ها دوستان همزادش مغز، گنجینه‌ای خدادادش داغ‌های به پشت، به بازو حرف‌های نرفته از یادش به تنش پاره‌‌های از وطنش به سرش افت
دست‌ها دوستان همزادش مغز، گنجینه‌ای خدادادش داغ‌های به پشت، به بازو حرف‌های نرفته از یادش به تنش پاره‌‌های از وطنش به سرش افتخار اجدادش مو به مو باز می‌شود/بسته جمع باید کنند از بادش موی، صورت، صدا، لب و دندان سینه‌ها، مانده از قلمدادش سینه‌ها؛ ساره‌های در قفس و خوش به حال کسی که آزادش... یک نفر آویزان شد از اُرسی یک نفر مُرد روز میلادش مرگ حتماً صدا کند وقتی نرسد هیچ کس به فریادش ده آتشین t.me/dehatashin