244
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
October '23
October '230
in 0 channels
September '23
+2
in 0 channels
Get PRO
August '23
+4
in 0 channels
Get PRO
July '23
+4
in 0 channels
Get PRO
June '23
+2
in 0 channels
Get PRO
May '23
+2
in 0 channels
Get PRO
April '23
+5
in 0 channels
Get PRO
March '23
+45
in 0 channels
Get PRO
February '23
+5
in 0 channels
Get PRO
January '23
+4
in 0 channels
Get PRO
December '22
+1
in 0 channels
Get PRO
November '22
+2
in 0 channels
Get PRO
October '22
+7
in 0 channels
Get PRO
September '22
+7
in 0 channels
Get PRO
August '22
+3
in 0 channels
Get PRO
July '22
+12
in 0 channels
Get PRO
June '22
+17
in 0 channels
Get PRO
May '22
+10
in 0 channels
Get PRO
April '22
+2
in 0 channels
Get PRO
March '22
+3
in 0 channels
Get PRO
February '22
+8
in 0 channels
Get PRO
January '22
+4
in 0 channels
Get PRO
December '21
+14
in 0 channels
Get PRO
November '21
+1
in 0 channels
Get PRO
October '21
+3
in 0 channels
Get PRO
September '21
+1
in 0 channels
Get PRO
August '21
+6
in 0 channels
Get PRO
July '21
+1
in 0 channels
Get PRO
June '21
+5
in 0 channels
Get PRO
May '21
+210
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 October | 0 | |||
| 20 October | 0 | |||
| 19 October | 0 | |||
| 18 October | 0 | |||
| 17 October | 0 | |||
| 16 October | 0 | |||
| 15 October | 0 | |||
| 14 October | 0 | |||
| 13 October | 0 | |||
| 12 October | 0 | |||
| 11 October | 0 | |||
| 10 October | 0 | |||
| 09 October | 0 | |||
| 08 October | 0 | |||
| 07 October | 0 | |||
| 06 October | 0 | |||
| 05 October | 0 | |||
| 04 October | 0 | |||
| 03 October | 0 | |||
| 02 October | 0 | |||
| 01 October | 0 |
Channel Posts
بر گور این بهار، گلیام که دیدهای
آنقدر دیدهای که مرا نیز چیدهای
در آفتاب طالعِ من محو میشوی
اشک شبی، به روی علفها چکیدهای
همرنگ آسمانِ غروبِ تو نیستم
آن گوشه از شبم که پس از من سپیدهای...
ای قاتل، ای بهارکُش، ای ادعای سرخ
شد شام و دیده شد که تو در خونتپیدهای
در خواب دیده اند یکآهوزن استی و
در دامن بهاریی من میچریدهای
یک هسته اشکِ سبز چکیدی به روی خاک
چه شاخ، برگ، رنگ، چه قدّی کشیدهای!
من تا هنوز هیچ نگفتم که دوستت-
دارم، چگونه حرف دلم را شنیدهای؟
از نامهام برای خداوند عمرهاست...
تو پاسخ که زود به دستم رسیدهای
در دست مارریز تو عمری عصاستم
خود برگزیدهای که مرا برگزیدهای
دهآتشین
t.me/dehatashin
| 2 | No text... | 84 |
| 3 | با انگشتم
برای مورچهای مرز کشیدند
خاک ریختن از داستانم شروع شد
از دندانهایم گذشت
و روبریم کفشی افتاد
گریختم از گرسنگی
در شهر
اینجا که فقر وقت بیشتر دارد
و فروشندهها اصلن وقت ندارند
روی حرفهایمان ایستاده بودیم
شیشهای شکست
و رد جراحتی
از هم دور
دور
دورتر چکید
که فرار یک سرقت را نشان میداد
رسیدن از زمان حادثه هم گذشت
کم کم صدای ترانهها روشن شد
و سرها در سیاهی سایهبانهایشان
پیگیری کردند
تا آنجا که شاید ادامهاش در موتری چکیده بود
شاید در جیبی...
برگشتند
با دستانی که هرگز خالی نبود
دستها را بالا گرفتیم
دستم که بوی خاک میداد
دستبند زدند
زدند...
در ازدحام یک عصرِ زمستان
از مشت قانون زغال باز شد
«سیهروزی» را به رویم آوردند
در غروبی که آفتابم گرفت
اندوهی را در تاریکی نامم
در تقاطع یک چهارراه
میخکوب کردند
راز سکوتم این بود
که تنها دستهایم را قطع کنند
حالا که کاردی از داستانم گذشته است
دستم دیگر ویرانی موهایم را جمع نمیتواند
اما
سرم را به شانهای پیوند میزند
و یادم میآرد؛
کفشم را خالی کنم
پا بگذارم
و مرز را بردارم
سیدضیا ده آتشین _کابل
https://t.me/sedaelirav | 60 |
| 4 | با انگشتم
برای مورچهای مرز کشیدند
خاک ریختن از داستانم شروع شد
از دندانهایم گذشت
و روبریم کفشی افتاد
گریز از گرسنگی
در شهر
اینجا که فقر وقت بیشتر دارد
و فروشندهها اصلن وقت ندارند
روی حرفهایمان ایستاده بودیم
شیشهای شکست
و رد جراحتی
از هم دور
دور
دورتر چکید
که فرار یک سرقت را نشان میداد
رسیدن از زمان حادثه هم گذشت
کم کم صدای ترانهها روشن شد
و سرها در سیاهی سایهبانهایشان
پیگیری کردند
تا آنجا که شاید ادامهاش در موتری چکیده بود
شاید در جیبی...
برگشتند
با دستانی که هرگز خالی نبودند
دستها را بالا گرفتیم
دستم که بوی خاک میداد
دستبند زدند
زدند...
در ازدحام یک عصرِ زمستان
از مشت قانون زغال باز شد
«سیهروزی» را به رویم آوردند
در غروبی که آفتابم گرفت
اندوهی را در تاریکی نامم
در تقاطع یک چهارراه
میخکوب کردند
راز سکوتم این بود
که تنها دستهایم را قطع کنند
حالا که کاردی از داستانم گذشته است
دستم دیگر ویرانی موهایم را جمع نمیتواند
اما
سرم را به شانهای پیوند میزند
و یادم میآرد؛
کفشم را خالی کنم
پا بگذارم
و مرز را بردارم
ده آتشین
@dehatshin | 65 |
| 5 | ناک | 79 |
| 6 | عبدالرحیم چاهآبی | 100 |
| 7 | نالههای تغه عبدالرحیم چاهآبی | 79 |
| 8 | تغه عبدالرحیم چاهآبی | 1 |
| 9 | No text... | 86 |
| 10 | No text... | 4 |
| 11 | و زن، سلولِ جبر و چشمهایش رُوزنی روشن
که چندینسالهشب را میکند با سوزنی روشن
و هر شب روح تاریکِ گرانخواب است تا وقتی
شود در اوج عطر یک گلِ شببو زنی روشن
شبی در باغ با گلدانِ عطر آید به مهمانی
به بوی عطر از هر شاخهی ناجو زنی روشن
شبی که ابرها بر روی دریا ریختند آن شب
از هر سو دل به دریا زد شد از اینسو زنی روشن
که آن زن یک نظر چشم است، آن زن یک نظر باران
نگاهِ خاکیِ یک دشت از آهوزنی روشن
و دشت از خاکباد، از گِردباد، از خستگیهایش
که دشت از تشنگیهایش مگر میسوزه، نیروشن...
و مرد از دشت شب را بار دیگر خانه میآرد
همیشه شامِ دلگیر است او، در او زنی روشن
دهآتشین
t.me/dehatashin | 89 |
| 12 | t.me/dehatashin | 1 |
| 13 | No text... | 72 |
| 14 | هم از خدا و هم از تو امید دارم که...
من این وضعیت بد را نمیگذارم که...
به شانهی تو تفنگ و دلت پر از عقده
چگونه زنده بمانم تو از کنارم که...
چقدر کینهی دیرینهات تسلسل یافت
به جای دانه تسبیح میشمارم که...
گذشت فصل حکمراندن درختان هم
خجالتم که مرا نیست اقتدارم که...
پرندههای طبیعت طبیعتاً خوب اند
پرندهها همه رفتند از بهارم که...
گلی جوانه نزد، دختری نچید آن را
چه وقت سبزه برآید سر مزارم که...
ده آتشین
بازنشر
t.me/dehatashin | 66 |
| 15 | No text... | 68 |
| 16 | بریدهای از قابوسنامه
باب نهم؛ پیری و جوانی | 68 |
| 17 | No text... | 68 |
| 18 | No text... | 69 |
| 19 | بدان ای پسر که تا کسی لطیفطبع نباشد عاشق نشود، از آنچه عشق از لطافتِ طبع خیزد و هرچه از لطافت خیزد بیشک لطیف بود...
...پس اگر به اتفاق ترا وقتی به روزگار با کسی، وقت خوش گردد تو معینِ دلِ خود مباش و پیوسته طبع را عشق باختن میاموز و دایم متابعِ شهوت مباش که این نه کار خردمندان باشد. از آنچه مردم در عشق یا در وصال باشد یا در فراق بدانکه یکساله راحتِ وصال به یکساعته رنجِ فراق نهارزد که سرتاسر عاشقی رنج است و دردِ دل و محنت، که هرچند دردی خوش است اما اگر در فراق باشی در عذاب باشی، و اگر در وصال باشی و معشوقه از دل تو خبر دارد، از نازِ خیره و خوی بدِ او خوشیِ وصال ندانی، پس اگر وصالی بود که بعد از آن فراقی خواهد بود آن وصال خود از فراق بدتر بود. و اگر بهمثَل، آن معشوقهٔ تو فریشتهٔ مقربست بههیچوقت از ملامتِ خلقان رسته نباشی، پیوسته در مساویِ تو باشند و در نکوهشِ معشوقهٔ تو، از آنکه عادت خلق چنین رفته است. پس خویشتن را نگاه دار و از عاشقی پرهیز کن که بیخودان از عاشقی پرهیز نتوانند کردن.
از آنچه ممکن نگردد که به یک دیدار کسی بر کسی عاشق شود. نخست چشم بیند، آنگه دل پسندد چون دل را پسند اوفتاد طبع بدو مایل شود چون طبع مایل گشت، آنگاه دل متقاضیِ دیدار او باشد اگر تو شهوتِ خویش در امر دل کنی و متابع شهوت دل گردانی باز تدبیر آنکنی که یک بارِ دیگر او را ببینی چون دیدار، دوباره شود میلِ طبع بدو نیز دوباره شود و هوای دل غالبتر گردد؛ پس قصد دیدارِ سوم کنی چون بار سوم دیدی و در حدیث آمدی، سخنی گفتی و جوابی شنیدی، خر رفت و رسن بُرد...
#عنصرالمعالی_کیکاووس_بناسکندر
#قابوسنامه_تصحیح_غلامحسین_یوسفی
@dehatashin | 87 |
| 20 | نی خبر از سال نو داری نه از نوروزیام
ای خوش از افتادنم، ای خسته از پیروزیام
یا خودم گم میشوم یا آفتاب خستهکن
تا که معنادار باشد شامِ شمعافروزیام
پینهدوزا! پا به پای کودکی میآیم و
زخمهای زحمتش استم که تو میدوزیام
هر کجا سنگ است پیش پای من افتاده است
من بز جور استم اما یک فلاکتروزیام
خانهام که بچهها جزغاله شد در من. رسید_
موتر آتشنشانی بعد از آتشسوزیام
کس نمیفهمد دقیقاً کیستم یا چیستم؟
زندگیام را بدهکارِ همین مرموزیام
رفتهام تا کَلَهگی را از سری بیرون کنم
یک لگدپاسخ نصیبم شد از این دلسوزیام
مطلب فالی که جوگیزن ندید از دست من:
حاصل یک اعتماد است حالت امروزیام
ده آتشین
@dehatashin | 88 |
