رامانا ماهارشی
Open in Telegram
2 101
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1830 days
Posts Archive
2 101
شاگرد: وقتی من آثار شری باگوان را میخوانم متوجه میشوم که گفته میشود تفحص روشی برای درک خویش باشد.
ماهاریشی : بله، آن روش تفحص خویش {Vichara} است .
شاگرد: آن چگونه باید انجام شود؟
...
ماهاریشی : پرسشگر باید وجود خویش خودش را بپذیرد. "من هستم" درک واقعیت خویش است. دنبال کردن سرنخ تا مرحله درک خویش ، تفحص خویش است. تفحص و درک خویش یکی هستند.
شاگرد: فهم این دشوار است. من باید بر چه چیزی مدیتیشن (مراقبه) کنم؟
ماهاریشی : تمرین مدیتیشن به عینیتی نیاز دارد که بر آن مدیتیشن کرد ، در حالی که در روش تفحص خویش فقط یک فاعل بدون عینیت آنجا است. مدیتیشن به این صورت از تفحص خویش فرق میکند.
Talks with Sri Ramanana Maharshi , Talk 390
2 101
وقتی انسان خودش را به عنوان بردهای به آن پروردگار الهی تسلیم کند او در آخر درک میکند که همه عملهای او عملهای خدا هستند. او منیت خودش را از دست میدهد.
و این چیزی است که به معنای " انجام اراده خدا" است....
وقتی انسانی درک کند که او منیت خودش را از دست داده است و اینکه او متفاوت از خدا نیست ، او یک فرد به اشراق رسیده {Jnani} است.
این ودانتا {Vedanta} است.
اما ببینید! آن هدف یکی است. دو راه وجود دارند که برای انسان باز هستند:
عبودیت {Bhakti} و شناخت {Jnana} .
یک عابد (bhakti) به خدا تسلیم میشود و مطمئن از حمایت او راحتی اختیار میکند.
یک فرد به اشراق رسیده (jnani) میداند که چیزی در کنار خویش وجود ندارد و بدینترتیب خوشحال باقی میماند.
آدم باید محکم و استوار به یکی از این مسیرها وفادار بماند.
این مسیر عالیترین از همه است و فقط برای سالکان پیشرفته مناسب است.
آنانی که طریق های دیگر را دنبال میکنند برای این بالغ نیستند مگر آنکه بر طریقهای خودشان پیشرفته شوند.
بدینترتیب او واقعاً با تبرک ، چه تبرک استاد ، خویش، و غیره است که آنها به این عالیترین طریق آورده میشوند.
البته ، آنها میتوانند در طریق های دیگر در زندگیهای پیشین تمرین کرده باشند و بدین ترتیب برای این مسیر بالغ زاییده شدند ؛
دیگران راههای دیگر را کوشش میکنند و پس از پیشرفت سرانجام به طریق تفحص خویش متوجه میشوند .
اما آخرین مراحل همه طریق ها یکی هستند : تسلیم نفس.
شری رامانا ماهارشی
2 101
شاگرد: با اعتراف به آنکه کیفیت اول شخص مفرد اساساً همه صورتهای نفس را در بر دارد ، چرا باید فقط آن کیفیت به عنوان ابزاری برای خودشناسی انتخاب شود؟
ماهارشی : زیرا او آن یک حقیقت غیر قابل تقلیل تجربه خودتان است ؛ زیرا جستجوی سرچشمه او تنها روش قابل اجرایی است که شما میتوانید برای درک خویش اتخاذ کنید. نفس گفته میشود که یک بدن سببی دارد ، اما شما چگونه میتوانید او را موضوع کاوش خودتان بسازید؟ وقتی نفس آن صورت را اختیار می کند ، شما در تاریکی خواب غوطهور میشوید.
شاگرد: اما آیا نفس در صورتهای لطیف و سببی خودش خیلی ناملموس نیست که درحالیکه ذهن بیدار است بتواند با تفحص به سرچشمه اولشخص برده شود ؟
ماهارشی : نه. تفحص در سرچشمه اول شخص، خودِ وجودِ نفس را لمس میکند. بنابراین لطافتِ صورت نفس، ملاحظهای مادی نیست.
Maharshi's Gospel
2 101
برای دانستن اینکه چه چیزی خیر است و چه چیزی شر، باید فاعلی وجود داشته باشد.
آن فاعل، ایگوست.
رامانا ماهارشی
2 101
چرا هنوز به آن پدیده فکر می کنی؟
ببین آنکه این پدیده را می بیند کیست؟
#رامانا_ماهاراشی
𝓳𝓪𝓪𝓪𝓷𝓸𝓭𝓮𝓵 🤍
༄࿐ ࿐
2 101
اجازه بده هر آنچه میخواهد بیاید، بیاید و هر آنچه میخواهد برود، برود...
به آنچه که باقی میماند نگاه کن.
#رامانا_ماهارشی
@shekohobidariroh
2 101
آنچه که میآید همچنین خواهد رفت. آنچه که همیشه هست بهتنهایی باقی خواهد ماند.
Day By Day , Day 16-9-45 Afternoon
2 101
شاگرد: ابلهی هست که نمیتواند تا ده بشمرد. آنگونه که ذهن یک متفکر سرگردان میشود ذهن او به طور قطع سرگردان نمیشود. آیا ذهن اولی بهتر از ذهن دومی است؟
ماهارشی : چه کسی میگوید که او یک ابله است؟ ذهن شما در سر گردانی خودش اینطور میگوید.
شری رامانا ماهارشی
Talks with Sri Ramana Maharshi , Talk 423
2 101
شاگرد: همانگونه که توسط شما توصیه میشود انسان برای آنکه آزاد از فکرها بماند باید چه بکند؟ آیا او فقط تفحص "من کیستم؟ " است.
ماهارشی : فقط ساکت ماندن. او را انجام دهید و ببینید.
شاگرد: این غیرممکن است.
ماهارشی : دقیقاً. به همان دلیل تفحص " من کیستم؟ " توصیه میشود.
شاگرد: پرسش را که بروز میدهم، هیچ واکنشی از درون نمیآید. ...
ماهارشی : چه گونه واکنشی را انتظار دارید؟ آیا شما آنجا نیستید؟ چه چیزی بیشتر؟
شاگرد: فکرها بیشتر و بیشتر برمیخیزند.
ماهارشی : فوراً همانجا همان پرسش را مطرح کنید، " من کیستم؟"
شاگرد: آیا باید هنگامی که هر فکری برمیخیزد اینطور کنم؟ بسیار خوب . آیا جهان فقط فکر خودمان است؟
ماهارشی : این پرسش را به جهان واگذار کنید. بگذارید او بپرسد، " من چگونه به وجود آمدم؟ "
شاگرد: منظور شما آنست که او به من مربوط نمیشود؟
ماهارشی : چیزی در وضعیت خواب عمیق دریافت نمیشود؛ همه اینها فقط پس از بیداری دیده میشوند ؛ فقط پس از آنکه فکرها برمیخیزند جهان به وجود میآید؛ او چه میتواند باشد به جز فکر؟
شری رامانا ماهارشی
2 101
شاگرد: تسلیم بیقیدوشرط چیست؟
ماهارشی : اگر انسان خودش را تسلیم کند هیچکسی نخواهد بود که پرسشها را مطرح کند یا از آنها فکر شود. یا فکرها با نگهداشتن فکرِ ریشهای " من " نابود میشوند یا انسان خودش را بیقیدوشرط به آن قدرت عالیتر تسلیم میکند. فقط اینها دو راه برای درک واقعیت خویش هستند.
شری رامانا ماهارشی
2 101
سامادهی با چشمهای بسته قطعا خوب است، اما
شخص باید جلوتر برود تا جایی که درک شود بیعملی و عمل دشمن یکدیگر نیستند.
ترسِ از دست دادن سامادهی در حالیکه شخص فعال است، نشانه نادانی است.
سامادهی باید زندگیِ طبیعی همه گردد.
#رامانا_ماهارشی
#مدیتیشن
2 101
"فقط هنگامیکه اولشخص (ایگو) در فرم " من این بدن هستم" وجود داشته باشد، دومشخص و سومشخص هم وجود خواهند داشت."
"اگر من-فکر وجود نداشته باشد هیچچیز دیگری وجود نخواهد داشت."
"اگر از برخاستن من-فکر (ریشه تمام افکار) جلوگیری شود از به وجود آمدن سایر افکار نیز جلوگیری خواهد شد."
"آیا بهتر نیست که فرد بهجای قطع میلیونها برگ و صدها شاخهی یک درخت، تنهی آن را قطع کند؟ به همین ترتیب موفقیت فردی که تلاش میکند تا میلیونها میلیون فکر را نابود کند در این است که من-فکر یعنی ریشهی آنها را نابود کند."
باگوان #رامانا ماهارشی
*"نیست شو تا هستیات از پی رسد
تا تو هستی، هست در تو کی رسد؟"
#عطار
2 101
وضعیتی هست ورای تلاش یا بیتلاشی ما. تا وقتیکه آن وضعیت ادراک شود تلاش ضروری است.
شری رامانا ماهارشی
2 101
رامانا میگوید :
" فکرهای خودتان را باور نکنید. من بدن هستم یک فکر است. من ذهن هستم یک فکر است. من فاعل هستم یک فکر است. نگرانی فقط یک فکر است. ترس فقط یک فکر است. مرگ فقط یک فکر است. "
2 101
شاگرد: آیا ذکر ذهنی بهتر از ذکر شفاهی نیست؟
ماهارشی : ذکر شفاهی از صداها تشکیل میشود. صداها از فکرها برمیخیزند. زیرا انسان باید پیش از آنکه فکرها را در واژهها بیان کند آنها را فکر کند. فکرها ذهن را تشکیل میدهند. بنابراین ذکر ذهنی بهتر از ذکر شفاهی است .
شاگرد: آیا ما نباید ذکر را تأمل کرده و او را به صورت شفاهی هم تکرار کنیم؟ ...
ماهارشی : وقتی ذکر به صورت ذهنی شود کجا نیاز برای صداهای از آن هست؟ ذکر نام خدا {Japa}، بصورت ذهنی که بشود ، تأمل میشود. مراقبه ، تأمل و ذکر ذهنی یکی هستند. وقتی فکرها دست بردارند که سرکش شوند و یک فکر به قیمت حذف همه دیگر فکرها ایستادگی کند گفته میشود که مراقبه باشد. عینیت ذکر یا مراقبه محرومیت چندین فکر و محدود ساختن خویشتن به یک فکر واحد است. آنگاه آن فکر نیز در سرچشمه خودش ، در آگاهی مطلق ، به عبارت دیگر ، در خویش محو میشود. ذهن در ذکر مشغول میشود و آنگاه در خود سرچشمه خودش فرو میرود.
شری رامانا ماهارشی
2 101
شاگرد : آیا این ممکن است ، حتی در حالی که بدن وجود دارد، بر سرنوشت{Karma} چیره شد ، که گفته میشود تا پایان بدن دوام میآورد.
ماهاریشی : بله. اگر فاعلی که سرنوشت بستگی به او دارد، به عبارت دیگر نفس، که میان بدن و خویش به وجود آمده است ، در سرچشمه خودش ادغام شود و صورت خودش را از دست بدهد، آیا سرنوشتی که به او بستگی دارد به تنهایی بقا مییابد؟ بنابراین وقتی که هیچ " منی" نباشد هیچ سرنوشتی نیست.
شری رامانا ماهارشی
2 101
شاگرد: ازآنجاکه خویش، موجودیت و آگاهی است، دلیل آنکه او را به عنوان متفاوت از موجود و غیرموجود ، ذهندار و بیذهن توصیف کرد چیست؟
ماهاریشی : اگرچه که خویش واقعی است، همانگونه که او همه چیز را شامل میشود، او برای پرسش های مربوط به دوگانگی (ثنویت) که درباره واقعیت و غیرواقعیت خودش الزامی هستند فضا نمیدهد. بنابراین گفته شود که او از واقعی و غیرواقعی متفاوت باشد. به همان ترتیب نیز اگرچه که او آگاهی است، ازآنجاییکه چیزی برای او وجود ندارد که دانسته شود یا خودش را برای او دانسته بسازد، گفته میشود که او متفاوت از ذهندار و بیذهن باشد.
شری رامانا ماهارشی
2 101
ماهارشی : روشهای دیگر برای آنانی که نمیتوانند دست به کاوش خویش بزنند منظور هستند. حتی برای تکرار "من حقیقت هستم" یا فکر کردن او ، به یک فاعل نیاز هست. او چه کسی است؟ او "من" است. آن "من " باشید. او روش مستقیم است. روشهای دیگر نیز در نهایت به این روش تفحص خویش هدایت خواهند کرد.
شاگرد: من از " من " هشیار هستم. اما دردسرهای من تمام نمیشوند.
ماهارشی : این "فکرِ من"، خالص نیست. او با آمیزش بدن و حسهای دریافتی آلوده میشود.
ببینید دردسر برای چه کسی است. او برای " فکرِ من " است. بر او چنگ بیندازید. آنگاه فکرهای دیگر محو میشوند .
شاگرد: بله. چگونه او را انجام داد؟ تمام دردسر همان است.
ماهارشی : فکر کنید " من "، "من "، " من "، و بر آن یک فکر به قیمت حذف همه فکرهای دیگر چنگ بیندازید.
شری رامانا ماهارشی
Talk 266
2 101
شاگرد : خدا باید ما را توانا سازد که از فکرهای دیگر خلاص شویم.
ماهاریشی : این دوباره یک فکر است. بگذارید آنی که بدن به خود گرفته است پرسش را مطرح کند. شما آن نیستید زیرا شما آزاد از فکرها هستید.
شری رامانا ماهارشی
Talk 472
