en
Feedback
رامانا ماهارشی

رامانا ماهارشی

Open in Telegram
2 101
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1830 days
Posts Archive
🌟سؤال: آدم چگونه می‌تواند آمدن درک حقیقت خویش را تسریع کند؟ جواب: هنگامی که انسان تلاش می‌کند تا " من " واقعی را بشناسد دل‌بستگی به عینیت‌ها ، فکرهای بد و پست به تدریج بر کنده می‌شوند. هرچه که انسان بیشتر خویش را فراموش نکند، کیفیت‌های بالابرنده باز هم بیشتر از آنِ ما می‌شوند. سؤال: چرا در کتابی از آثار باستانی اوپانیشاد می‌گوید "، " کسی که خویش انتخاب می‌کند، او فقط برای او خودش را آشکار می‌سازد، نه برای دیگران؟ " آیا این خودسرانه به نظر نمی‌رسد؟ ... جواب: نه . او درست است. او فقط آنانی را انتخاب می‌کند که خودشان را برای او نثار کنند، که سرسپردگان او شوند. او چنین مریدانی را بسمت خودش به درون می‌کشاند. آدم باید برای یافتن خویش به درون متوجه شود. کسی که از او فکر می‌کند، به سوی خودش کشانده خواهد شد. همه چنین فکرهایی مثل " دستیابی سخت است " یا " درک حقیقت خویش بسیار دور از من است "، یا " من سختی‌های بسیاری را به دست آورده‌ام تا بر آن‌ها چیره شوم که حقیقت را بدانم "، همان‌گونه که آن‌ها موانعی هستند ، باید دست برداشته شوند ؛ آن‌ها به وسیله این نفس کاذب آفریده می‌شوند. آن‌ها غیرواقعی هستند. شک نکنید که شما آن واقعیت هستید؛ در آن درک زندگی کنید. هرگز آن را با ارجاع درک خودتان از او برای زمانی در آینده زیر سؤال نبرید. به خاطر آنکه مردم به چنین فکرهایی قربانی می‌شوند و هیپنوتیزه می‌شوند است که کتاب گیتا می‌گوید که تعداد اندکی از میلیون‌ها، خویش را درک می‌کنند. باگوان شری رامانا ماهارشی

مهندسی پرسید : " به نظر می‌رسد که حیوانات به قوانین خود علیرغم محیط آن‌ها و شرایط متغیر وفق پیدا می‌کنند. درحالیکه انسان قانون اجتماعی را به باد مسخره گرفته و با هیچ سیستم معینی مقید نمی‌شود . به نظر می‌رسد که او رو به انحطاط می‌گذارد درحالیکه حیوانات ثابت هستند. آیا اینطور نیست؟" ماهارشی : (پس از مدتی طولانی). اوپانیشادها و متون مقدس می‌گویند موجودات انسانی فقط حیوان هستند مگر آنکه موجوداتی باشند که خویش واقعی را تجلی واقعیت بخشیده باشند. احتمالاً آن‌ها حتی بدتر هستند. باگوان شری رامانا ماهارشی

پرسش: آیا برای فرد خلوت گزیده ، عزلت گُزینی ضروری است ؟ ماهارشی: خلوت گزینی در ذهن یک انسان است شخص باید در بحبوحه و هنگامه ا
پرسش: آیا برای فرد خلوت گزیده ، عزلت گُزینی ضروری است ؟ ماهارشی: خلوت گزینی در ذهن یک انسان است شخص باید در بحبوحه و هنگامه این دنیا باشد، با وجود این ، سکوت و آرامش ذهنی کامل را حفظ کند.چنین شخصی همیشه درخلوت است. شاید شخصی تک و تنها در جنگل باشد، اما باز نتواند ذهن خود را کنترل کند، نمی توان گفت که چنین شخصی خلوت گزیده است. خلوت گزیدن یک رویکرد ذهنی است . شخصی که به چیزهای زندگی چسبیده به حالت خلوت گزینی نمی رسد هر جای هم که باشد. و انسانی که جدا از وابستگی ها شده همیشه در حالت خلوت گزینی است. #رامانا_ماهاراشی برکت زیبا #سکوت_برکت @shadyekoochak

سؤال: کتاب گیتا به نظر می‌رسد که بر یوگای عمل (karma yoga) تأکید کند، زیرا آرجونا ترغیب می‌شود که بجنگد. شری کریشنا خودش با م
سؤال: کتاب گیتا به نظر می‌رسد که بر یوگای عمل (karma yoga) تأکید کند، زیرا آرجونا ترغیب می‌شود که بجنگد. شری کریشنا خودش با مثال زندگی فعالی از کارهای بزرگ راهکار را نشان بدهد. رامانا ماهارشی : کتاب گیتا با گفتن آنکه شما بدن نیستید و اینکه بنابراین فاعل نیستید شروع می‌کند. سؤال: اهمیت آن چیست؟ ... جواب: او بمعنای آنست که انسان باید بدون فکر آنکه خودش فاعل است عمل کند. عمل‌ها حتی در وضعیت بی‌نفس نیز ادامه خواهند یافت. هر انسانی برای هدف خاصی به وجود آمده است و آن هدف به انجام خواهد رسید چه او خودش را در نظر بگیرد که فاعل باشد یا نباشد. باگوان شری رامانا ماهارشی

سؤال: آدم چگونه می‌تواند آمدن درک حقیقت خویش را تسریع کند؟ جواب: هنگامی که انسان تلاش می‌کند تا " من " واقعی را بشناسد دل‌بستگی به عینیت‌ها ، فکرهای بد و پست به تدریج بر کنده می‌شوند. هرچه که انسان بیشتر خویش را فراموش نکند، کیفیت‌های بالابرنده باز هم بیشتر از آنِ ما می‌شوند. سؤال: چرا در کتابی از آثار باستانی اوپانیشاد می‌گوید "، " کسی که خویش انتخاب می‌کند، او فقط برای او خودش را آشکار می‌سازد، نه برای دیگران؟ " آیا این خودسرانه به نظر نمی‌رسد؟ ... جواب: نه . او درست است. او فقط آنانی را انتخاب می‌کند که خودشان را برای او نثار کنند، که سرسپردگان او شوند. او چنین مریدانی را بسمت خودش به درون می‌کشاند. آدم باید برای یافتن خویش به درون متوجه شود. کسی که از او فکر می‌کند، به سوی خودش کشانده خواهد شد. همه چنین فکرهایی مثل " دستیابی سخت است " یا " درک حقیقت خویش بسیار دور از من است "، یا " من سختی‌های بسیاری را به دست آورده‌ام تا بر آن‌ها چیره شوم که حقیقت را بدانم "، همان‌گونه که آن‌ها موانعی هستند ، باید دست برداشته شوند ؛ آن‌ها به وسیله این نفس کاذب آفریده می‌شوند. آن‌ها غیرواقعی هستند. شک نکنید که شما آن واقعیت هستید؛ در آن درک زندگی کنید. هرگز آن را با ارجاع درک خودتان از او برای زمانی در آینده زیر سؤال نبرید. به خاطر آنکه مردم به چنین فکرهایی قربانی می‌شوند و هیپنوتیزه می‌شوند است که کتاب گیتا می‌گوید که تعداد اندکی از میلیون‌ها، خویش را درک می‌کنند. باگوان شری رامانا ماهارشی

پرسشگر: نگرانی‌های زندگی دنیوی مرا خیلی اذیت می‌کنند و من هیچ‌کجا خوشحالی را نمی‌یابم. ماهارشی : آیا این نگرانی‌ها شما را در خواب اذیت می‌کنند؟ ... پرسشگر: نه. ماهارشی : آیا شما همان شخصی هستید که در خواب بودید، یا شما نیستید؟ پرسشگر: بله. ماهارشی : بنابراین، او ثابت می‌کند که نگرانی‌ها به شما تعلق ندارند. آنانی که باور دارند که ذهن واقعی باشد قادر نخواهد بود که او را مطیع سازند. در وضعیتی که ذهن در آن به نظر می‌رسد که واقعی باشد، ذهن با گذاشتن لباس پلیس برای آنکه وانمود کند که خودش را می‌گیرد تقلب می‌کند. بنابراین ما باید بدانیم که چگونه ذهن را با دانستن ماهیت واقعی خودش نابود کنیم. مردم از من می‌پرسند که چگونه ذهن را کنترل کرد. پاسخ اینست: " به من ذهن را نشان بدهید ". او توده‌ای از فکرها است. چگونه ذهن ، که توده‌ای از فکرها است، با فکر کنترل او تحت کنترل می‌آید؟ بنابراین، به سر چشمه خودش برسید. خویش را جستجو کنید. همه شوربختی به پایانی خواهد رسید اگر ذهن خودتان را به درون متوجه کنید. ..... اگر فکر می‌کنید که خدا جهان را آفریده است، پس همه مسئولیت‌های خودتان را به او تسلیم کنید و بار سنگین سرتاسر جهان را به او واگذار کنید. باگوان شری رامانا ماهارشی

سؤال: آیا این خوب نیست که قدرت‌هایی مثل تله‌پاتی را کسب کرد؟ رامانا ماهارشی : تله‌پاتی یا رادیو، انسان را قادر می‌سازند که از دور ببیند یا بشنود. همه آن‌ها یکی هستند، شنیدن و دیدن. چه انسان از نزدیک یا از دور بشنود هیچ تفاوتی برای کسی که می‌شنود نمی‌سازد. عنصر اساسی شنونده ، فاعل است. بدون شنونده یا بیننده، هیچ شنیدن یا دیدنی نمی‌تواند باشد. آخری (شنیدن یا دیدن) عملکردهای ذهن است. بنابراین قدرت‌های غیبی فقط در ذهن هستند. آن‌ها برای خویش طبیعی نیستند. آنچه که طبیعی نیست، بلکه... کسب شود، نمی‌تواند پایدار باشد، و ارزش تلاش برای آن را ندارد. این قدرت‌های غیبی قدرت‌های بسط یافته را نشان می‌دهند. انسان از قدرت‌های محدود دیوانه می‌شود و شوربخت است. او به خاطر این می‌خواهد که قدرت‌های خودش را گسترش دهد به ترتیبی که بتواند خوشحال باشد. اما در نظر بگیرید آیا این‌طور خواهد بود. اگر انسان با حس‌های محدود شوربخت است، با حس‌های گسترده شوربختی هم باید به همان میزان افزایش یابد. قدرت‌های غیبی خوشحالی را برای هیچ کسی نخواهند آورد، بلکه انسان را باز هم بیشتر شوربخت خواهند ساخت. علاوه‌بر این این قدرت‌ها برای چه چیزی هستند؟ قدرت‌های چشم‌انتظار آن‌ها آرزو می‌کنند که قدرت‌ها را به معرض نمایش گذاشت به ترتیبی که دیگران بتوانند فرد را تجلیل و تمجید کنند. او تمجید را جستجو می‌کند، و اگر آن ارائه نشود خوشحال نخواهد بود. باید دیگرانی باشند که او را تجلیل و تمجید کنند. او حتی می‌تواند دارنده قدرت‌های عالی‌تر دیگری را پیدا کند. و آن حسادت را باعث خواهد شد و ناخرسندی را بار می‌آورد. قدرت واقعی کدام است؟ آیا او آنست که رفاه را افزایش داد یا صلح را آورد؟ آنی که به آرامش ختم شود عالی‌ترین کمال است. باگوان شری رامانا ماهارشی

آنی که همیشه وجود ندارد بلکه در زمانی وجود دارد و در زمانی دیگر وجود ندارد، نمیتواند واقعی باشد. تو همیشه وجود داری و لذا تو
آنی که همیشه وجود ندارد بلکه در زمانی وجود دارد و در زمانی دیگر وجود ندارد، نمیتواند واقعی باشد. تو همیشه وجود داری و لذا تو به تنهایی واقعی هستی. باگوان شری رامانا ماهارشی

شاگرد: اما من از روش و از " خویش " غافل هستم. باگوان : چه کسی غافل از چه چیزی است؟ پرسش را مطرح کنید و کاوش را بطوریکه چه کسی
شاگرد: اما من از روش و از " خویش " غافل هستم. باگوان : چه کسی غافل از چه چیزی است؟ پرسش را مطرح کنید و کاوش را بطوریکه چه کسی است که گفته می‌شود غافل باشد دنبال کنید. وقتیکه پرسش را مطرح کردید، تلاش کردید که در "من " تحقیق کنید ، " من " ناپدید می‌شود. آنگاه آنچه که بقا می‌یابد شناخت خویش یا درک واقعیت خویش است. ... شاگرد: اما چگونه بر آن دست یافت؟ آیا کمکی از استاد معنوی ضروری نیست؟ باگوان : چرا؟ در تمرین، همه در این اتخاذ می‌شود. اما در تفحص نهایی، به عبارتی دیگر، پس از دستیابی هدف ، روش و ابزاری که اتخاذ می‌شود یافته می‌شود که خودشان هدف باشند. استاد معنوی از کار درمی‌آید که خدا باشد و خدا از کار درمی‌آید که خود " خویش" واقعی خودتان باشد. شاگرد: اما آیا فیض استاد معنوی یا فیض خدا برای پیشرفت انسان در تفحص خویش ضروری نیست؟ باگوان : بله. اما تفحص خویشی که شما می‌سازید خودش فیض استاد یا فیض خدا است. باگوان شری رامانا ماهارشی

سؤال : تفکر جنسی خودمان را چگونه ریشه‌کن کنیم؟ رامانا ماهارشی : با ریشه‌کن ساختن تفکر غلط آنکه خویش بدن می‌باشد. هیچ جنسیتی د
سؤال : تفکر جنسی خودمان را چگونه ریشه‌کن کنیم؟ رامانا ماهارشی : با ریشه‌کن ساختن تفکر غلط آنکه خویش بدن می‌باشد. هیچ جنسیتی در خویش وجود ندارد. سؤال: درک حقیقت آن چگونه است؟ ... ماهارشی : چون‌که شما فکر می‌کنید بدن هستید، دیگری را به عنوان بدن می‌بینید. تفاوت در جنسیت برمی‌خیزد. اما شما بدن نیستید. آن خویش واقعی باشید. آنگاه هیچ جنسیتی وجود ندارد. یک بار، در حالی که با باگوان بر روی تپه پیاده‌روی می‌کردم، درخواست فیض کردم : "باگوان ، من چیزی در این جهان نمی‌خواهم به جز فیضِ نداشتن تفکر "من بدن هستم". باگوان که با ملایمت سر خود را به علامت اشاره تکان می‌دادند سخاوتمندانه پاسخ دادند ، " همه انسان‌های بزرگ فقط برای آن زحمت کشیده‌اند. شما نیز آن هستید." باگوان شری رامانا ماهارشی

موفقیت و شکست ناشی از سرنوشت هستند نه از قدرت اراده یا فقدان او. باگوان شری رامانا ماهارشی
موفقیت و شکست ناشی از سرنوشت هستند نه از قدرت اراده یا فقدان او. باگوان شری رامانا ماهارشی

مرید : ذهن همیشه سرگردان می‌شود. من نمی‌توانم او را کنترل کنم. ماهارشی : این طبیعت ذهن است که سرگردان شود. شما ذهن نیستید. ذه
مرید : ذهن همیشه سرگردان می‌شود. من نمی‌توانم او را کنترل کنم. ماهارشی : این طبیعت ذهن است که سرگردان شود. شما ذهن نیستید. ذهن جست و خیز می‌کند. او ناپایدار، موقتی است، در حالیکه شما ابدی هستید. چیزی به جز خویش وجود ندارد. اینکه در خویش ماندگار شد آن چیز اصلی است. هرگز به ذهن اهمیت ندهید. اگر سرچشمه خودش جستجو شود، او ناپدید شده ، خویشِ غیر متأثر را بجا خواهد گذاشت. مرید : پس بنابراین انسان به آن نیاز ندارد که ذهن را کنترل کند؟ ... ماهارشی : اگر شما خویش را درک کنید هیچ ذهنی وجود ندارد که کنترل شود. ذهن محو می‌شود، خویش می‌درخشد. در انسانی که خویش را درک کرده است ذهن می‌تواند فعال یا غیرفعال باشد، برای او فقط خویش باقی می‌ماند. چرا که ذهن، بدن فیزیکی و جهان جدای از خویش نیستند. آن‌ها در خویش بر می‌خیزند و فرو می‌نشینند. آن‌ها جدای از خویش نمی‌مانند. آیا آن‌ها می‌توانند متفاوت از خویش باشند؟ فقط از خویش هشیار باشید. چرا درباره این سایه‌ها نگران هستید؟ آن‌ها چگونه بر خویش تأثیر می‌گذارند؟ باگوان شری رامانا ماهارشی

شما در خودتان چیزی بزرگتر از کائنات دارید، بیشتر از کائنات. فقط جستجو کنید. یکی از بزرگترین مردان زیبای این قرن، رامانا ماهارشی Raman Maharishi بود. او مردی ساده و تحصیل‌نکرده بود؛ ولی هیچ ایدئولوژی را نپذیرفت، دینی را که در آن زاده شده بود را نپذیرفته بود. وقتی فقط هفده سال داشت، خانه‌اش را در جستجوی حقیقت ترک کرد. او سال‌ها در تپه‌های آروناچال Arunachal در جنوب هند مراقبه کرد و در نهایت به شناخت خودش رسید. پس از آن، تمام آموزش او فقط سه کلمه بود، زیرا این سه کلمه، تمام راز جهانِ هستی را برایش آشکار کرده بود. فلسفه‌ی او کوتاه‌ترین فلسفه است. این سه کلمه چه بود؟! هر کسی نزد او می‌رفت ـــ وقتی آهسته‌آهسته شناخته شد، مردم از سراسر دنیا نزد او می‌رفتند ـــ تمام آموزش او این بود: “در سکوت بنشین و فقط یک سؤال از خودت بپرس: «من کی هستم؟» و به پرسیدن ادامه بده.” یک روز آن سؤال از بین خواهد رفت، و فقط تو خواهی ماند. پاسخ همین است. نه اینکه آن پاسخ در جایی نوشته شده باشد: تو خودت را خواهی یافت. تو فقط با این پرسش به کاویدن ادامه بده ـــ این پرسش مانند یک کَندوکاو digging است ـــ ولی آیا سؤال را می‌بینی؟ یک تردید است: “من کیستم؟” و این سؤال، پاسخ روح‌گراها را نمی‌پذیرد که «تو یک روح هستی!» و همچنین پاسخ مادّه‌گراها را نمی‌پذیرد که «هیچکس وجود ندارد: وقت هدر نده: فقط بخور و بنوش و خوش باش!» این یک تردید است. این سه کلمه در پایان یک علامت سؤال دارد: “من کیستم؟” و او می‌گوید که همین کافیست. اگر بتوانی صبورانه ادامه بدهی و ادامه بدهی، یک روز آن پرسش از بین می‌رود و آنچه باقی می‌ماند، واقعیت تو است. پاسخ همین است. لحظه‌ای که خودت را بشناسی، هر آنچه را که ارزش شناختن دارد را شناخته‌ای. #اشو 📖«از مرگ به جاودانگی» آخرین سخنان اشو در آمریکا: از دوم آگوست تا ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۵ مترجم: م.خاتمی / اردیبهشت ۱۴۰۳ ویرایش در کانال توسط داوید @shekohobidariroh

خدا در شما بعنوان شما ساکن است. برای شناخت خدا یا خودشناسی لازم نیست کاری انجام دهید، این در حال حاضر حالت حقیقی و طبیعی شماس
خدا در شما بعنوان شما ساکن است. برای شناخت خدا یا خودشناسی لازم نیست کاری انجام دهید، این در حال حاضر حالت حقیقی و طبیعی شماست. فقط همه‌ی جستجوها را رها کنید، توجه خود را به درون خود معطوف کنید و ذهن نفسانی خود را قربانی آن خویش کنید که در قلب شما تابش می‌کند. برای درک این تجربه‌، مراقبه‌ی تفحصِ خویش (من کیستم؟) یک روش مستقیم و بدون واسطه است. #رامانا_ماهارشی @shekohobidariroh

هیچ راه دیگری برای کنترل ذهن وجود ندارد به جز همان‌گونه که در کتاب‌هایی مانند گیتا تجویز می‌شود ، که ذهن را هر چقدر هم که سرگ
هیچ راه دیگری برای کنترل ذهن وجود ندارد به جز همان‌گونه که در کتاب‌هایی مانند گیتا تجویز می‌شود ، که ذهن را هر چقدر هم که سرگردان شود و‌ بیرون برود به درون بکشید ، و او را در خویش ثابت ساخت. البته این آسان نخواهد بود که آن را انجام داد. این فقط با تمرین خواهد آمد. خداوند ذهن را روشن ساخته و در درون او می‌درخشد. انسان نمی‌تواند خداوند را با ابزار ذهن بشناسد. انسان می‌تواند ذهن را به درون متوجه ساخته و او را در خداوند ادغام کند. باگوان شری رامانا ماهارشی

ناماسکارام حقیقی (حرمت نهادن به الوهیت در فرد دیگر) فقط از دست دادن منیت، یا کشتن نفس است. باگوان شری رامانا ماهارشی
ناماسکارام حقیقی (حرمت نهادن به الوهیت در فرد دیگر) فقط از دست دادن منیت، یا کشتن نفس است. باگوان شری رامانا ماهارشی

سؤال: ازآنجایی‌که گزارش می‌شود که بعضی از انسان‌های بزرگ معنوی مثل انسان‌های دیوانه رفتار می‌کنند، آزمایش‌های اساسی برای کشف آن‌ها کدام‌اند؟ باگوان شری رامانا ماهارشی : ذهن فرد به اشراق رسیده فقط برای فرد به اشراق رسیده شناخته می‌شود. انسان باید خودش فرد به اشراق رسیده‌ای باشد تا فرد به اشراق رسیده دیگر را درک کند. اما به‌هرحال آرامش ذهنی که به اتمسفر فرد به اشراق رسیده نفوذ می‌کند تنها وسیله‌ای است که جوینده معنوی بوسیله آن، بزرگی فرد به اشراق رسیده را درک می‌کند. کلام او فعالیت‌های او ظاهر او علامتی از بزرگی او نیستند، زیرا آن‌ها معمولاً فراتر از فهم انسان‌های معمولی هستند. سؤال: چرا در کتاب‌های مقدس گفته می‌شود که عارف مثل یک بچه است؟ باگوان شری رامانا ماهارشی : یک بچه و یک عارف به صورتی مثل هم هستند. وقایع فقط تا زمانی که دوام بیاورند مورد علاقه بچه هستند. او پس از آنکه آن‌ها بگذرند باز می‌ماند که از آن‌ها فکر کند. پس از این رو، پُر واضح است که آن‌ها هیچ تأثیری در بچه بجا نمی‌گذارند و او از لحاظ ذهنی به وسیله آن‌ها تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد. همین گونه نیز با یک انسان عارف است. باگوان شری رامانا ماهارشی

ببین. رادیو می خواند و سخنرانی می دهد. حتی نام اجرا کننده را هم می گوید‌. اما کسی داخل رادیو نیست. وجود ما هم همانگونه است. به نظر میرسد این‌ بدن‌ حرف زده و راه می رود و کارهایی می کند. اما درواقع کسی درون‌ بدن نیست همه چیز خداست. فقط او هست… #رامانا_ماهارشی @jaaanodel

" اگر انسانی فکر می‌کند که او زاییده می‌شود او نمی‌تواند ترس از مرگ را بگریزد. بگذارید او کشف کند که آیا او هرگززاییده شد یا
" اگر انسانی فکر می‌کند که او زاییده می‌شود او نمی‌تواند ترس از مرگ را بگریزد. بگذارید او کشف کند که آیا او هرگززاییده شد یا آیا خویش متولد می‌شود. او کشف خواهد کرد که خویش همیشه وجود دارد و اینکه بدنی که زاییده می‌شود خودش را در فکر حل می‌کند، و اینکه ظهور فکر ریشه همه شوربختی است. پیدا کنید فکر از کجا می‌آید، و شما آنگاه در باطنی‌ترین خویش همیشه حاضر ساکن خواهید شد و از تصور تولد و ترس از مرگ آزاد باشید. "