رامانا ماهارشی
Open in Telegram
2 101
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+1830 days
Posts Archive
2 101
چشمهای تو نمیتوانند خودشان را ببینند،
اما اگر آینهای جلوی آنها بگذاری خودشان را میبینند.
آفرینش همان آینه است.
اول خودت را ببین و بعد تمام این دنیا را به عنوان خود ببین.
#ماهارشی
2 101
باگوان : بیآرزویی سعادت مطلق است.
سؤال : ما دوباره از شما به خاطر غفلت خودمان میپرسیم.
ما به شری باگوان تمنا میکنیم که ما را ببخشند و به ما پاسخی بدهند. گفته میشود که فرد باید تمرین معنوی را انجام دهد که از ذهن خلاص شود. ...
این چگونه باید انجام شود؟
باگوان : کاوش با ذهن ، " ذهن چه کسی است که باید نابود شود؟ " تمرین معنویای است که از ذهن خلاص شد.
سؤال: من کیستم؟ من نمیدانم.
باگوان : ما بدون دانستن آنکه چه کسی هستیم میخواهیم چیز دیگری را به دست آوریم. آنی که میخواهیم بدست آوریم آنی است که همواره هستیم . تجربه از هر وضعیت یا جهان ملکوتی که به سراغ ما بیاید در نهایت دوباره دور خواهد شد. آنی که میآید و میرود خویش نیست. آنی که همیشه در درون تجربه هر کسی است، فقط آن خویش واقعی خودمان است. آن ، رستگاری است.
سؤال : استاد معنوی میتواند به شاگرد چه سودی برساند؟
باگوان : استاد معنوی و خدا فقط با گفتن، " شما آن هستید " میتوانند بر طریق اشاره کنند. هیچ چیز دیگری نمیتواند انجام شود. راه پیمایی در طول طریق کار شاگرد است.
سؤال: من میخواهم خودم را بشناسم. به من راه را بگویید.
باگوان : آیا موافق هستید که شما دو تا "من " دارید؟
شاگرد: آن، چیزی است که من هیچچیز درباره آن نمیدانم. چه باید بکنم که ذهن را آرام بسازم؟
باگوان : همینقدر کافی است که به مشاهدهی مکانی که ذهن از آنجا برمیخیزد ادامه دهید.
Living by the Words, p 257
2 101
وضعیتهای مختلف میآیند و میروند، اما شما، ثابت و بی تغیر، همیشه اینجا هستید.
مثل سینما. در سینما، صفحهنمایش همیشه ثابت و بیتغییر در آنجاست اما تصاویر متعددی روی صفحه پدیدار گشته و سپس ناپدید میشوند.
چیزی به صفحهنمایش نمیچسبد و صفحهنمایش همیشه یک صفحهنمایش باقی میماند. درست به همین شکل، شما در تمام وضعیتها و حالات، همان خویش خودتان باقی میمانید. اگر این را ادراک کنید وضعیتهای مختلف دیگر شما را به دردسر نمیاندازند.
مثل تصاویری که روی صفحه ظاهر میشوند و آن را به دردسر نینداخته و به آن نمیچسبند. شما گاهی روی صفحهنمایش اقیانوس عظیمی با امواجی بیپایان میبینید و سپس تصویر محو میشود. زمانی دیگر آتشی بزرگ میبینید که به همهجا پراکنده شده است و سپس این تصویر نیز محو میشود. در هر دو مورد صفحهنمایش وجود دارد. حال سؤال اینجاست که آیا صفحهنمایش با آن آب خیس شده، یا با آن آتش میسوزد؟
نه هیچچیزی روی صفحهنمایش تأثیری ندارد. درست به همین ترتیب چیزهایی که در طی زمانِ بیداری، رؤیا و همینطور خوابِ عمیقِ بدونِ رؤیا اتفاق میفتند مطلقاً هیچ تأثیری روی شما نخواهند داشت و شما همان خویش خودتان باقی خواهید ماند.
رامانا ماهارشی
2 101
ماهیت ما شادی است.
اینکه اشتیاق شادی یا خوشبختی داریم امر اشتباهی نیست. آنچه اشتباه است این است که بهجای اینکه در درون به دنبالش باشیم آن را در بیرون جستجو میکنیم.
رامانا ماهارشی
2 101
مریدی از شهر پونا ( آقای پارکی) جلوی باگوان تعظیم کرده و دعای هشتگانه خود را برای شری باگوان برای تبرک ایشان با صدای بلند خواند. قطعه کاغذ با دعایی برای رستگاریِ فوری، تمام میشود و مرید بر او تأکید کرد.
ماهارشی : رستگاری نباید از این به بعد بدست آورده شود. او برای همیشه هست، اینجا و اکنون.
مرید : موافقم، اما من او را تجربه نمیکنم.
ماهارشی : تجربه اینجا و اکنون هست. انسان نمیتواند خود خویش خودش را انکار کند. ...
مرید : آن به معنای وجود است و نه خوشحالی.
ماهارشی : وجود = خوشحالی = بودن . واژه رستگاری بسیار تحریککننده است. چرا انسان باید او را جستجو کند؟ او باور دارد که اسارت هست و بنابراین رستگاری را جستجو میکند. اما واقعیت مسلم آنست که هیچ اسارتی وجود ندارد بلکه فقط رستگاری وجود دارد. چرا او را با یک اسم خواند و او را جستجو کرد؟
مرید : درست است، اما ما جاهل هستیم.
ماهارشی : فقط جهالت را از میان بردارید. آن ، همه آنچیزی است که باید انجام شود.
شری رامانا ماهارشی
2 101
سؤال : آیا خلوت برای یک انسان عارف {Jnani} ضروری است؟
جواب: انسان میتواند در وسط جهان باشد و سکوت و آرامش را حفظ کند ؛ چنین انسانی در خلوت است. دیگری میتواند به تنهایی در جنگلها بماند و ناتوان باشد که ذهن خودش را کنترل کند ؛ نمیتواند گفته شود که او در خلوت میباشد. انسانی که دلبسته به آرزو است نمیتواند خلوت را به دست آورد، هرکس که او میتواند باشد ؛ یک انسان رها همیشه در خلوت است. حتی انسانی که با رهایی و عدم دلبستگی کار کند در خلوت کار میکند، و کار او بر او تأثیر نمیگذارد. وقتی کار با دلبستگی اجرا شود او یک زنجیر است. خلوت فقط در جنگلها نیست. میتوان وسط مشغولیتهای دنیوی آن را داشت.
شری رامانا ماهارشی
2 101
سوامی سام بوداناندا پرسید ، " من فکر میکنم شری باگوان ما درک خویش را به دست آوردهاند. چنین موجوداتی اوپانیشادهای بشری هستند. پس بنابراین من میخواهم از خود لبهای خودشان تجربه ایشان از درک خویش را بشنوم.
باگوان شری مارشی گفتند ، " شما میگویید فکر میکنید من درک خویش را به دست آوردهام. من باید بدانم منظور شما با درک خویش چیست. شما چه تصوری در ذهن خودتان در اینباره دارید؟ "
آن سوامی با این پرسش متقابل خوشحال نبود، اما پس از مدتی اضافه کرد، " منظور من روحی است که در آن روح متعال (paramatman ) ادغام میشود. "
آنگاه شری باگوان گفتند ، " ما درباره روح متعال (paramatman ) ، و غیره نمیدانیم. ما میدانیم وجود داریم، هیچکس شک نمیکند که او وجود دارد اگر چه که او میتواند به وجود خدا شک کند. پس بنابراین، اگر انسان حقیقت یا سرچشمه خودش را کشف کند، آن همه آنچیزی است که خواسته میشود."
آن سوامی در پی آن میگوید ، " پس بنابراین باگوان میگویند " خودت را بشناس."
شری باگوان گفتند، " حتی آن نیز صحیح نیست. زیرا ، اگر ما از شناختن خویش صحبت کنیم، در آنجا باید دو تا خویش باشند، یکی خویشی است که میشناسد، و دیگری خویشی است که شناخته میشود، و خود فرایند شناختن. وضعیتی که ما درک خویش مینامیم خیلی ساده بودنِ خویش است، نه شناختن چیزی یا شدن چیزی.
اگر کسی خویش را درک کرده باشد، او آنی است که بهتنهایی هست و اینکه همیشه بهتنهایی بوده است. او نمیتواند آن وضعیت را توصیف کند. او فقط میتواند آن باشد. البته ، ما آزادانه از درک خویش صحبت میکنیم، بخاطر فقدان القاب بهتر.
چگونه آنی که به تنهایی واقعی هست را درک کرد یا واقعیت داد؟ آنچه که همه ما انجام میدهیم این است که چیزیکه غیرواقعی است را درک میکنیم یا به عنوان واقعی در نظر میگیریم. این عادت ما باید دست برداشته شود. همه تمرینهای معنوی تحت همه سیستمهای فکری فقط به منظور پایان این هستند. وقتی که ما دست بر داریم که غیرواقعی را به عنوان واقعی در نظر بگیریم، آنگاه آن واقعی به تنهایی باقی خواهد ماند و ما آن خواهیم بود.
آن سوامی پاسخ داد ، " این تشریح با عطف به فلسفه وحدت وجود{Advaita} کاملاً درست است. اما مدرسههای فلسفی دیگری هستند که بر محو عناصر سهگانه شناسنده، شناختهشده و فرایند شناخت به عنوان شرایط برای درک خویش اصرار نمیکنند. مدرسههایی هستند که در وجود دو و حتی سه عینیت ابدی باور دارند. برای مثال ، یک عبدِ خدا. اینکه او میتواند عبودیت به خدا را انجام دهد، پس باید خدایی آنجا باشد. "
شری باگوان پاسخ دادند ، " چه کسی با شخصی که یک خدا برای عبادت کردن دارد تا وقتیکه او نیاز به چنین خدایی جدا از خود دارد مخالفت میکند؟ او از راه عبودیت او خودش را رشد میدهد ، و به حس آن میرسد که فقط خدا وجود دارد و اینکه او، عبد خدا ، به حساب نمیآید. او به مرحلهای میرسد که میگوید، "نه من، بلکه تو "؛ نه اراده من، بلکه اراده تو ".
تا وقتی که به آن مرحله رسیده شود، که تسلیم کامل در طریق عبودیت یا عشق {Bhakti} نامیده میشود، انسان در مییابد تسلیم نفس دستیابی خویش است.
ما نیازی به آن نداریم که درباره آنکه آیا دو عینیت ، یا بیشتر، یا فقط یکی وجود دارد بحث و جدل کنیم. حتی براساس فلسفه دوگانگی وجود و براساس طریق عبودیت نیز تسلیم کامل تجویز میشود.
اول آن را انجام دهید، و سپس برای خودتان ببینید که آیا آن یک خویش به تنهایی وجود دارد، یا آیا در آنجا دو یا عینیتهای بیشتری وجود دارند."
شری باگوان اضافه کردند ، " هر آنچه که میتواند گفته شود تا مناسب با ظرفیتهای مختلف انسانهای مختلف باشد ، حقیقت آنست که وضعیت درک خویش باید فراتر از مثلث (شناسنده، شناختهشده و شناخت) باشد. خویش نمیتواند چیزی از شناخت یا غفلت معنوی باشد که بر او استناد شود. او فراتر از غفلت و شناخت معنوی است. خویش خویش است ؛ آن همه آنچیزی است که میتواند از او گفته شود. "
شری رامانا ماهارشی
Day By Day With Bhagavan
2 101
شاگرد: درک خویش بسیار تخیلی است. او چگونه میتواند بصورت دائمی ساخته شود؟
ماهارشی : خویش هرگز نمیتواند تخیلی باشد. او تنها واقعیت است. آنی که پدیدار میشود ناپدید نیز خواهد شد و بنابراین ناپایدار است. خویش هرگز پدیدار و ناپدید نمیشود و بنابراین پایدار است.
شاگرد: بله، درست است. شما آن را میدانید، در جامعه تئوسوفی {یک نوع سیستم عرفانی} ، آنها مدیتیشن میکنند که استادان معنوی را جستجو کنند تا آنها را هدایت کنند.
...
ماهارشی: استاد در درون است. مدیتیشن به معنای از میان برداشتن غفلت، از تصور غلطی است که او در بیرون است. اگر او بیگانهای باشد که شما ظهور او را منتظر بمانید او مقید است که دوباره نیز ناپدید شود. موجود فانیای مثل آن چه فایدهای دارد؟
اما بههرحال، تا زمانی که فکر میکنید که شما یک شخص هستید و اینکه شما بدن هستید ، تا آن زمان نیز استاد ضروری است و او با یک بدن ظاهر خواهد شد. وقتی این همهویتی غلط (با بدن) خاتمه یابد استاد یافته خواهد شد که خویش میباشد .
شری رامانا ماهارشی
2 101
سکوت ، حقیقت است.
سکوت ،برکت است.
سکوت یعنی آرامش
و از این رو سکوت، خویش است .
#سری_رامانا_ماهارشی
2 101
یک آقای محترم اروپایی با لحن شمردهای شروع کرد و بروشنی و آهستگی صحبت کرد :
" چرا باید شخصیتهای انسانی در مسائل این دنیا گرفتار بمانند و به عنوان نتیجه آن دردسرها را درو کنند؟ چرا آنها نباید آزاد باشند؟ اگر آنها در جهان معنوی باشند آزادی بزرگتری خواهند داشت. "
باگوان شری رامانا ماهارشی : جهان فقط روحانی است. ازآنجاییکه شما خودتان را با بدن فیزیکی مشخص میکنید از این جهان به عنوان فیزیکی و از جهان دیگر به عنوان روحانی صحبت میکنید. در حالیکه ، آنی که هست ، فقط روحانی است.
مرید : آیا روح های مجزای از بدن ، به عبارت دیگر، ارواح، بینش ژرفتری دارند و آزادی بزرگتری را لذت میبرند؟
باگوان شری رامانا ماهارشی : چونکه شما خودتان را با بدن فیزیکی مشخص میکنید، از روح های مجزای از بدن که ارواح میباشند صحبت میکنید. شما از این محدودیتها از محدویتهای آنها صحبت میکنید و جستجو میکنید که تواناییهای آنها را پیدا کنید. حتی روح های مجزای از بدن نیز بدنهای لطیف دارند ، درغیراینصورت، شما نمیتوانستید بگویید " رو ح های مجزای از بدن."
تا آنجائیکه شما به آنها شخصیت فردی را اعطا میکنید آنها نیز در بدنهای لطیف خودشان متمرکز میشوند. محدودیتهای آنها براساس خود وضعیت خودشان خواهد بود. درست همانگونه که شما بار مسئولیت محدودیتهای خودتان را احساس میکنید آنها نیز بار مسئولیت محدودیتهای خودشان را احساس میکنند. آنچه که منظور من با روح یا جهان روحانی است روح مطلق است و نه نسبی. اگر شما خودتان را به عنوان روح درک کنید خواهید دید که این جهان فقط روحانی است و نه فیزیکی.
مرید : آیا بدنهای آنها مثل بدنهای ما موقتی هستند؟ آیا آنها تولد دوباره مییابند؟
باگوان شری رامانا ماهارشی : این پرسشها برمیخیزند زیرا شما خودتان را بدن فکر میکنید. این بدن تولد و مرگ دارد و وقتی که این بدن فرو بیفتد بدن دیگری که تولد دوباره نامیده میشود برمیخیزد. اما آیا شما بدن هستید؟ اگر پیدا کنید که شما این بدن نیستید بلکه روح هستید، شما از بدنهای زمخت و لطیف آزاد خواهید بود ، و آنگاه هیچ محدودیتهایی نخواهند بود. جهان ، فیزیکی یا روحانی ، در غیبت هرگونه محدودیتهایی کجا است؟ چگونه پرسش تولد دوباره برخواهد خواست؟
تکرار میکنم ، او را از دیدگاه دیگری در نظر بگیرید: شما در خواب یک بدن رویایی را برای خودتان میآفرینید و با آن بدنِ رویا عمل میکنید . مشابه همان در وضعیت بیداری جعل میشود. در حال حاضر شما فکر میکنید که شما این بدن هستید و نه بدن رویایی. این بدن در خواب شما بوسیله بدن رویایی جعل میشود. پس بنابراین ، شما میبینید ، هیچکدام از این بدنها واقعی نیست. زیرا هر یک از آنها برای وقتی درست و در وقتهای دیگر غلط است. آنی که واقعی است باید برای همیشه واقعی باشد. اما شما میگویید "من ".
این "من – آگاهی" در طول تمام سه وضعیتهای آگاهی حاضر است. هیچ تغییری در او نیست. فقط آن واقعی است. سه وضعیتهای آگاهی (بیداری ، خواب عمیق بدون رویا و خواب دیدن) کاذب هستند. آنها فقط برای ذهن هستند. این ذهن است که بینش شما از ماهیت واقعی خودتان را سد میکند. جوهر واقعی شما از آنی که روح ابدی است میباشد. آن مورد در خواب شما هم بود. شما محدودیتها را در دو وضعیتهای دیگر (بیداری و خوابدیدن) دقت میکنید. تفاوت ناشی از آن چیست؟ در خواب عمیق هیچ ذهنی نبود ، بلکه او در وضعیتهای بیداری و خوابدیدن وجود دارد. حس محدودیت کار ذهن است. ذهن چیست؟ او را پیدا کنید. او با ختم فکرها ناپدید میشود.
مرید : آیا من آنگاه باقی میمانم؟
باگوان شری رامانا ماهارشی : تجربه شما در خواب عمیق چیست؟ در آنجا هیچ فکرهایی، هیچ ذهنی نبود، و شما آنگاه نیز باقی ماندید.
شری رامانا ماهارشی
Talk—328
2 101
سؤال : آیا هیچ ماده مخدری هست که مدیتیشن (مراقبه) را ارتقا دهد؟
جواب : نه , زیرا پس از آن , مصرفکننده ناتوان خواهد بود که بدون استفاده از آن بصورت عادت مدیتیشن کند.
سؤال : چگونه مدیتیشن کرد؟
...
جواب : همه آنچه که نیاز دارید یاد بگیرید آنست که چشمهای خود را ببندید و به درون متوجه شوید.
Conscious Immortality
2 101
حتی اگر چیزی دیگری بیش از فکر بیوقفه به آن اولین نام " من – من " , با توجهی که بر آن حس " من" متمرکز باشد را انجام ندهید , آن تمرین شما را به سرچشمه از جایی که فکر توهمی " من" برمیخیزد خواهد برد , که نطفه نفسی است که شما را به بدن متصل میکند.
Guru Vachaka Kovai v.716
2 101
ماهارشی با لبخندی انگشت کوچکش را بر چشمش گذاشت و گفت:
ببین چگونه این انگشت کوچک جلوی چشم را میگیرد و نمیگذارد دنیا دیده شود.
همینگونه هم این ذهن ریز، تمام عالم هستی را میپوشاند و مانع دیدن واقعیت میشود. ببین که چقدر قدرتمند است.
#ماهارشی
#آگاهی
2 101
شما باید رستگاری را در طول زندگی خودتان به دست آورید. حتی اگر شکست بخورید که او را در طول زندگی خودتان انجام دهید، از آنجاییکه انسان آنچه که او به هنگام مرگ فکر میکند میشود، لااقل باید از خدا به هنگام مرگ فکر کنید. اما به جز آنکه همه زندگیتان از خدا فکر کرده باشید، به جز آنکه خودتان را در طول زندگی همیشه به مراقبه " خدا " عادت داده باشید، برای شما بههیچوجه ممکن نخواهد بود از خدا به هنگام مرگ فکر کنید.
شری رامانا ماهارشی
2 101
سؤال : آیا تکرار کردن یک نام الهی{NamaJapa} برای دستیابی به اشراق مفید است؟
باگوان : بله.
سؤال : آیا عملی که بدون خودخواهی ، بدون علاقهای در یک پاداش انجام شود نیز مفید است؟
...
باگوان : آن هم مفید است.
سؤال : رابطه متقابل میان نام و صورت چیست؟ آیا کسی که ایمانی در تکرار نام الهی ندارد میتواند تفحص خویش را اجرا کند؟
باگوان : آنها بههیچوجه متفاوت نیستند. این رابطه آنها است. نام خودش صورت است و صورت خودش نام است. از راه تکرار نام ، به شخصی که صاحب نام است رسیده میشود.
اگر شخصی ایمان محکمی در نام هیچیک از خدایان ندارد ، بلکه فقط آرزویی برای شناختن خودش دارد ، او میتواند در واژه " من " تفحص کند. برای ذهن متفکری که مصمم بر تفحص در خویش است ، "من" مثل یک نام است. در این مرحله تمرین ، تفحص خویش، فکر به یک نام یا تکرار نامی الهی است.
Tamil Advent Souvenir, p.89
2 101
تنها هدف مفید از این تولد فعلی
رفتن به درون و درک کردن آن خود است.
کار دیگری برای انجام دادن نداری.
#ماهارشی
#استمرار_یادآوری_تمرین
